printlogo


در جست‌وجوی عیار واقعی اولین قهرمانی ایران در مسابقه‌های جهانی وزنه‌برداری
قهرمان‌ها همیشه از شانس هم برخوردارند
قهرمان‌ها همیشه از شانس هم برخوردارند
کد خبر: 76519 تاریخ: 1396/9/20 14:32
مقام کسب شده در رقابت‌های اخیر آناهایم آمریکا بسیار ارزشمند است اما در غیاب بزرگانی چون روسیه، چین و ارمنستان حاصل آمد.

ایران ورزشی آنلاینوصال روحانی / در جست‌وجوی عیار واقعی اولین مرتبه قهرمانی ایران در مسابقه‌های جهانی وزنه‌برداری نباید تامل چندانی کرد و نیازی به تفحص طولانی نیست. درست است که مقام کسب شده در رقابت‌های اخیر آناهایم آمریکا بسیار ارزشمند است اما در غیاب بزرگانی چون روسیه، چین و ارمنستان حاصل آمد. اینکه در تمامی تاریخ طولانی برپایی این رقابت‌ها فقط در همین دوره قهرمان شده‌ایم و این عنوان ناب و «تا به حال به دست نیامده» در سالی به ثبت می‌رسد که رقبای فوق غایب بودند، نشان می‌دهد که این توفیق تا چه حد وابسته به این موضوع بوده و تا چه میزان مدیون این رقبا و به واقع غیبت‌شان بوده‌ایم.


تک قهرمان منحصر به فرد
همه اینها به معنای کم ارزش شمردن دستاوردهای سهراب مرادی در 94 کیلو و علی هاشمی در 105 کیلو نیست و برعکس باید آنها و به ویژه مرادی را به شدت ستود. سهراب تک قهرمان منحصر به فردی بود که حتی اگر همه حریفانش در صحنه حضور داشتند باز هم قهرمانی را تصاحب می‌کرد اما هاشمی که جوان لایقی است و هم مردی برای امروز و هم ورزشکاری برای آینده است اگر تمام رقبایش در صحنه حاضر بودند، شاید اول نمی‌شد.

یک مثال روشن
برای نشان دادن مساله فوق و حلاجی بهتر شرایطی که برشمردیم نگاهی به اتفاقات و جدول نهایی وزن آخر بیندازید. اگر لاشا تالاخادزه سوپراستار سه چهار سال اخیر گرجستانی به آناهایم نمی‌‌آمد، سعید علی‌حسینی و بهداد سلیمی با همان رکوردهایی که بر جای گذاشتند، مدال‌های طلا و نقره دسته 105+ کیلو را درو و این وزن را قبضه می‌کردند اما چون جوان 24 ساله گرجی آمد چیزی بیشتر از نقره و برنز کسب نکردند و با فاصله‌ای زیاد و بیش از 20 کیلو پشت سر وی ایستادند و حتی اگر دو حرکت دوضرب سلیمی که توسط قضات رد شد، تایید و محاسبه می‌شد، باز هم سهمی از طلاهای این وزن به ما نمی‌رسید و فقط سلیمی و حسینی جای‌شان را روی سکوهای دوم و سوم معاوضه می‌کردند.

اگر حقایق را ببینیم
همه اینها به معنای روی دادن قطعی اتفاقات مذکور در صورت آمدن روس‌ها و چینی‌ها به آناهایم نیست اما تاکید بر احتمال‌هایی است که حضور آنها در معادلات ایجاد می‌کرد و اگر ما خواهان برآوردهای صحیح‌تری برای مسائل روی داده و سبب‌یابی پیروزی‌ها هستیم باید حتما به آنها توجه کنیم.
ترسیم یک نقشه راه موفق برای آینده تنها در صورتی میسر می‌شود که این مسائل و ملاحظلات را وارد چرخه بررسی خود کنیم و حقایق را ببینیم و بر اساس آن از خود تعریف و عیب‌یابی کنیم. ایراد تمجید بیش از حد این است که فراموش می‌کنیم محروم بودن چند تیم و غیبت‌شان سهمی اساسی در پیروزی ما داشته و حسن واقع‌بینی و عدم مبالغه در تحسین خویش این است که شرایط را چنان درست بررسی و ارزشگذاری می‌کنیم که حتی بعد از بازگشت رقبای غایب به صحنه در حضور آنها نیز برای کسب عنوان نخست در جدول رده‌بندی تیمی بدون اقبال نخواهیم بود و چه بسا طوری کار کنیم و نتیجه بگیریم که قهرمانی بعدی‌مان تا حد قابل ملاحظه‌ای مدیون غیبت برخی بزرگان و عدم حضور بعضی مدعیان اصلی نباشد و در حضور آنان نیز پیشتازی کنیم.


خوب و بد
سیاست‌های فدراسیون وزنه‌برداری در برخی موارد موجب کامیابی ما در آناهایم شد و اوج جلوه‌گری آن در بها دادن به جوان‌های ظاهرا بدون اقبالی مثل علی هاشمی و ایوب موسوی بود که اولی در 105 کیلو با تصاحب دو طلا گل کاشت و دومی در 94 کیلو در شرایطی دو برنز گرفت که کمتر کسی به آن خوشبین بود. اما این سیاست‌ها در برخی موارد به نماد ناکامی هم تبدیل شد و نقطه بارز آن شکست کیانوش رستمی در 85 کیلو بود که البته یک نقره در حرکت یکضرب گرفت اما اوت کردن در دوضرب و مجموع برای فردی همچون او که دو مدال طلای جهان و یک طلا و یک نقره المپیک را در اختیار دارد چیزی جز یک ناکامی بزرگ نبود و فدراسیون با پذیرش روند کنار کشیدن آشکار رستمی از چرخه کارهای گروهی و فعالیت‌های دلخواه او عملا این باور را در رستمی و هر دنباله‌رو احتمالی وی ایجاد کرد که در جامعه وزنه‌برداری ما می‌توان هر کاری در تضاد با مکانیسم‌های گروهی انجام داد و نه تنها مواخذه نشد بلکه به گونه‌ای همراهی و حمایت هم شد و اگر این فرآیند به تکرار قهرمانی‌های قبلی رستمی منجر می‌شد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شد و هر کسی به خود اجازه چنین کارهای فردی و تک‌روی‌های مضر را می‌داد و فدراسیون نیز سخن از برخورد درستش با موضع‌گیری رستمی می‌گفت، شکست رستمی در آناهایم اگرچه بیشتر به آسیب‌دیدگی وی ربط داده شد، اما آشکارا از روند تدارکات سست و مجزای وی که کنترل دقیقی بر آن وجود نداشت و خارج از روند تدارک گروهی تیم ملی بود تاثیر می‌پذیرفت و منتج از فردگرایی‌های مردی بود که هنوز و ذاتا قهرمان بزرگی است اما راه نادرستی را برای تجلی مجدد ارزش‌های فنی‌اش برگزیده است.

لابه‌لای سر و صداها
می‌توان همه مسائل گروهی فوق و فرآیندهای خارجی مورد بحث و خطاهای فردی را ندید یا لابلای سر و صداها گم کرد و فقط از ارزش پیروزی‌ها گفت ولی می‌توان واقع‌بین‌تر بود و روال امروز و فردا را بر اساس حقایق آناهایم ارزیابی و اتخاذ تصمیم کرد.
در حالت اول عنوان اولی حاصل آمده در آناهایم را بسیار زود و در یک چشم به هم زدن از دست خواهیم داد اما در وضعیت دوم به سوی چنان قدرتمندی تشکیلاتی پیش خواهیم رفت که حتی حضور چین و روسیه و شرکت قزاق‌ها، ازبک‌ها و خودنمایی تک ستاره‌های آلمان و استونی و تایلند و البته گرجستان هم در ادوار بعدی رقابت‌های جهانی زمین‌مان نخواهد زد. کدام راه را انتخاب خواهیم کرد؟

 

لینک مطلب: http://www.iran-varzeshi.com/News/76519.html