فوتبال ایران / شناسه خبر: 99040 / تاریخ انتشار : 1398/3/8 15:41
|

سمیرا شیرمردی/ نساجی مازندران در اولین حضورش در لیگ برتر نتایج نسبتا خوبی به دست آورد. آن هم در حالی که مشکلات زیادی در نساجی وجود داشت. قرمزپوشان قائمشهری کار خود را با جواد نکونام شروع کردند اما یک سری اتفاقات باعث شد نکونام جدا شود و برود. بعد از آن مجید جلالی هدایت تیم را به عهده گرفت و سعی کرد توانایی‌ها خود را این بار در تیم پرطرفدار نساجی نشان دهد. جلالی که پایان خوبی به لحاظ کسب نتیجه در نساجی داشت، در مورد شرایط این تیم در فصل گذشته، آمار و ارقام آن، معارفه ویلموتس به عنوان سرمربی جدید تیم ملی، حضور وحید هاشمیان در تیم ایران و... صحبت‌های جالبی دارد.

* * *

- اگرچه شما در نیم فصل دوم هدایت نساجی مازندران را به عهده گرفتید اما این تیم در فصلی که گذشت، بیشترین گل را روی پاس در عمق، ارسال از راست و شوت زده. این گل‌ها، روی تاکتیک تیم زده شد یا توانایی‌های بعضی از بازیکنان؟

ما کلا وقتی کار را با تیم شروع کردیم مهمترین مساله برایمان این بود که تعداد گل‌های خورده را پایین بیاوریم. در بخش حمله، وظیفه خاص برای کناره‌ها در نظر گرفتیم و اینکه به نوک حمله نقش فعالی بدهیم. برای این کار در یکی، 2 بازی اول، رحمان جعفری را به کار گرفتیم. بعد به مرور مهدی نظری آمد و بهتر عمل کرد که دیدیم او به عنوان مهاجم مرکزی به استانداردهای تیم نزدیک‌تر است. در کناره‌ها هم سجاد آشوری رفته رفته بهتر شد و هر چقدر به آخر می‌آمدیم کیفیت بهتری از خود نشان می‌داد. همچنین امید سینک تازه از آسیب رها شده بود و رفته رفته بهتر شد. البته دافه را هم داشتیم اما کماکان از رحمان جعفری در کناره‌ها استفاده می‌کردیم. به همین دلیل پراکندگی گل‌ها به وجود آمد. من فکر می‌کنم سمت خاصی نسبت به سمت دیگر ارجحیت ندارد که این نشان‌دهنده این است که به یک میزان روی جناح‌ها وقت گذاشتیم.

- اما سمت راست گل‌های بیشتری زد.

به خاطر اینکه تغییرات در سمت راست کمتر بود و ثبات بازیکن وجود داشت.

- نساجی روی شوت هم 8 گل خورده که این تعداد گل روی شوت، جالب به نظر نمی‌رسد.

اگر به گل‌ها نگاه کنید می‌بینید که بیشترش در 8 بازی اول نیم فصل دوم بود. ما در 5 بازی آخر ما فکر می‌کنم فقط 2، 3 گل خوردیم. در حالی که در 8 بازی اول، گل‌های زیادی خوردیم. به هر حال ما طبق زمانی که داشتیم مشکلات تیم را ترمیم کردیم. خط هافبک هم تغییر داشت و البته حامد لک کم‌کم خودش را رساند. لک خیلی خوب تمرین می‌کرد که در مقابل استقلال از وسط بازی آمد و توانست خودش را تثبیت کند.

- بیشترین گل را در 15 دقیقه پایانی بازی زدید اما بیشترین گل را هم در 30 دقیقه پایانی خوردید.

به خاطر اینکه ما در این زمان از بازی، خودمان ریسک بازی را بالا بردیم این اتفاق افتاد. ما در زمین خودمان دوست داشتیم برنده باشیم و تلاش زیادی برای این مساله می‌کردیم. البته در بازی‌های خارج از خانه هم همین‌طور بود و برای برنده شدن به میدان می‌رفتیم و تلاش می‌کردیم. در نهایت گل‌های خورده‌مان در 30 دقیقه پایانی بازی بیشتر شد. مثلا ما در بازی مقابل نفت مسجدسلیمان 2 بر صفر جلو بودیم اما در دقایق پایانی بازی 2 گل خوردیم. بعضی گل‌ها صرفا روی اتفاق بود اما اینکه نیم ساعت آخر هم گل‌های زده و هم گل‌های خورده زیادی داشتیم باید مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد. شاید دلیلش تعویض‌هایی بود که در آن دقایق انجام می‌شد و ریسک بازی را بالا می‌برد.

- اینکه در وقت‌های تلف شده نیمه دوم، 5 گل خوردید، عجیب به نظر می‌رسد.

بله، چون واقعا این مشکل از قبل بود. تیم به لحاظ روحی و ذهنی در دقایق پایانی بازی شرایط عجیبی داشت. به خاطر همین ما در تمرینات روی این مساله متمرکز بودیم و حتی وقت‌های اضافه 5، 6 دقیقه‌ای می‌گرفتیم و زمان را هر لحظه اعلام می‌کردم که بچه‌ها با فشار آخر بازی خو بگیرند. ما 4 بازی از حریف جلو بودیم اما در دقایق پایانی گل خوردیم. مثل بازی با نفت مسجدسلیمان و بازی با سپیدرود رشت. البته در بازی با سپیدرود 3 بر صفر جلو بودیم اما در دقایق پایانی گل خوردیم. اگر دقت کنید همه این ایرادها از زمانی که به 6، 7 بازی آخر رسیدیم خیلی بهتر شد. در واقع اگر نیم فصل دوم را به 2 قسمت یعنی 8 بازی ابتدایی و 7 بازی پایانی تقسیم کنیم می‌بینیم آمارهای 7 بازی دوم خیلی بهتر بود. هم به لحاظ گل‌های زده و هم گل‌های خورده. به همه مشکلات تیم پیشرفت کرده و بازی‌های خوبی انجام می‌داد.

- در کل، نساجی در بازی‌های خانگی 23 امتیاز به دست آورد اما تفاضل 1- را دارد اما در بازی‌های خارج از خانه 13 امتیاز کسب کرد که تفاضل 1+ را دارد. مساله‌ای که چندان خوب به نظر نمی‌آید.

این آمار مربوط به کل فصل است که من نیم فصل اول نبودم و اطلاعات زیادی از آن زمان ندارم و اطلاعاتم سطحی است. ولی اگر همین آمار در دور برگشت جدا شود بدون شک تفاضل گل‌مان در بازی‌های خانگی مثبت است و حتی شاید در بیرون از خانه منفی نباشیم.

- مهمترین نکته درباره نساجی این است که در بازی‌های خانگی به طور میانگین حدودا 10 هزار هوادار داشت که آمار خیلی خوبی به حساب می‌آید.

اینکه واقعا عالی بود. تماشاگران بخشی از پیشرفت ما بودند و به ما در این مساله خیلی کمک کردند. در دور برگشت ما بازی‌های خیلی سنگینی در قائمشهر داشتیم. کلا 7 بازی در قائمشهر داشتیم که 5 تای آن مقابل پرسپولیس، تراکتور، سپاهان، پدیده و فولاد که در رده‌های اول تا ششم جدول قرار داشتند. در میان تیم‌های بالای جدول ما فقط مقابل استقلال خارج از خانه بازی داشتیم. علاوه بر آن بازی‌های سنگین، مقابل پیکان و صنعت‌نفت هم در خانه میزبان حریفان‌مان بودیم. در کل مقابل همه این حریفان، خیلی خوب بازی کردیم و بازی‌هایی عزتمندانه و غرورانگیز را به نمایش گذاشتیم. مقابل پرسپولیس، تراکتور، سپاهان، فولاد و پیکان، جوری بازی کردیم که نشان می‌داد تاثیرات تماشاگران باعث زیبایی بازی شده بود.

- وقتی تیم خوب بازی کند، بدون شک تماشاگران بیشتری استقبال می‌کنند که در مورد نساجی هم این تعداد هوادار نشان می‌دهد بازی‌های خوبی انجام دادید.

بله، هواداران راضی بودند و برای بازی‌ها می‌آمدند. کلا استقبال خوبی از بازی‌ها می‌شد. این در حالی بود که یک مقدار مسائل حاشیه‌ای و پیشتیبانی، آنها را آزرده کرده بود. این آزردگی البته تاثیر منفی خود را هم گذاشته بود و باعث شد در بازی آخر مقابل پیکان، ورزشگاه پر نشود. هوادار دوست دارد همیشه تیمش در بهترین شرایط باشد. ما 4 ماه خیلی سخت داشتیم اما به عشق هواداران و به خاطر نام نساجی تلاش می‌کردیم بهترین بازی‌ها را انجام دهیم.

- فکر می‌کنید بیشترین دقایق بازی را کدام بازیکن در نساجی به نام خود ثبت کرده باشد؟

فکر می‌کنم ولیسیانی یا شاید هم ممشلی که بازی‌های زیادی انجام داد.

- سجاد آشوری رکوردار بیشترین دقایق حضور در زمین برای نساجی است و فکر می‌کنم خیلی هم خوب کار می‌کرد.

بله، سجاد آشوری خیلی خوب کار کرد و واقعا با توجه به انتظاراتی که از او داشتیم، وظایف را در کناره‌ها خیلی خوب انجام می‌داد. وظایفی که سنگین بود اما او به خوبی از پسش برآمد. ما دافه را هم داشتیم اما او یک جاهایی نمی‌توانست همه وظایف را به خوبی انجام دهد که آشوری در این بخش موفق بود.

- بیشترین گل را هم محمدمهدی نظری و ولیسیانی زدند که هر کدام 5 گل بود. اینکه هیچ گلزنی در تیم نساجی خود را از دیگر نفرات جدا نکرد و هیچ‌کدام نتوانستند تعداد گل‌های خود را 2 رقمی کنند خوب است یا بد؟

به هر حال ما هر بازیکنی در هر پستی که بود در اصل باید می‌دوید و اولین فاکتوری که از او توقع داشتیم دوندگی بود، حتی از بازیکن نوک حمله. این مساله یک مقداری به بازیکنان مهاجم و کناره‌ها فشار می‌آورد اما ما واقعا تیمی پر تلاش بودیم. تیمی که نیاز به سرباز داشتیم، نه به فرمانده و ژنرال. همه باید فداکاری می‌کردند که موفق هم بودیم.

- اما در کل نساجی در فصل هجدهم گل‌های زیادی خورد که این مساله چندان خوب نیست.

اگر بازی‌ها را تفکیک کنید می‌بینید در نیم فصل دوم آمارمان بهتر بود و گل‌های خورده کمتری داشتیم. مخصوصا 7 بازی پایانی نیم فصل دوم شرایط خیلی بهتر شده بود.

- پس با وجود همه مشکلاتی که نساجی داشت اگر بازی‌ها ادامه داشت، شاید رتبه نساجی خیلی بهتر می‌شد.

بله، من با توجه به اینکه تیم تازه به لیگ برتر آمده بود و مشکلات حاشیه‌ای و پیشتبانی زیادی داشت فکر می‌کنم اگر لیگ ادامه داشت، رتبه بهتری کسب می‌کردیم.

- مساله جالب در مورد شما این است که در آخرین بازی نیم فصل اول به خاطر باخت به نساجی از پیکان اخراج شدید و در نیم فصل دوم هدایت همان تیم نساجی را به عهده گرفتید.

این از اتفاقات فوتبال است. بله، ما در آخرین بازی نیم فصل اول به نساجی باختیم. آن بازی، یکی از بازی‌های خوب پیکان بود که ما واقعا خیلی خوب بازی کردیم اما در آخرین دقیقه گل خوردیم و باختیم. من آن روز اصلا فکر نمی‌کردم از پیکان جدا شوم و حتی در رختکن در مورد برنامه‌های خودم در نیم فصل دوم با بازیکنان صحبت کرده بودم اما به هر حال مسائلی که در جلسات با اعضای هیات مدیره پیش آمد، منجر به جدایی‌ام از پیکان شد. در واقع من 4 روز بعد از آن باخت از پیکان جدا شدم و دقیقا 45 روز بعد رفتم نساجی. فاصله رفتنم به نساجی تا اولین بازی که مقابل ذوب بود 8 روز بود.

- البته در مقابل ذوب‌آهن هم بازی خوبی انجام دادید و توانستید یک امتیاز بگیرید.

بله، بازی خوبی کردیم. به هر حال این‌ها اتفاقات و تحولات فوتبال است که نمی‌توان از قبل در موردش پیش‌بینی کرد. اینکه آخرین بازی با نساجی اخراج شوم و بعد به نساجی بروم.

- با توجه به مشکلاتی که در نساجی تجربه کردید و البته یک سری اختلاف‌نظرها به نظر نمی‌رسد در این تیم بمانید. تا الان پیشنهادی از دیگر تیم‌ها داشتید؟

تا الان که با شما صحبت می‌کنم نه. هیچ پیشنهادی نداشتم اما صحبت‌هایی از جاهای دیگر شده که رسمی نبوده.

- چهارشنبه، معارفه مارک ویلموتس سرمربی جدید تیم ملی ایران انجام شد. حضور او در فوتبال ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

خوشحالم که ویلموتس آمده و امیدوارم آن چیزی که از او شناخت دارم و از فلسفه کاری‌اش در فوتبال، در کشور ما موفق باشد و روی مدار فلسفه خودش پیش برود. فضای فوتبال ما خواسته‌های دارد که می‌تواند روی فلسفه او تاثیر بگذارد که امیدوارم اینطور نشود.

- وحید هاشمیان هم به عنوان دستیار او انتخاب شده که فکر می‌کنم انتخاب خوبی باشد.

خیلی خیلی عالی است. وحید هاشمیان از هر نظر یک فرد متین و موقر است که به نظر من سرمایه‌گذاری خیلی خوبی روی او انجام شده. وحید کنار مربی بزرگی مثل ویلموتس می‌تواند راه خوبی را طی کند تا چندین سال بعد شاهد یک مربی خیلی خوب و بزرگ در فوتبال کشورمان باشیم.

- اگرچه وضعیت تیم ملی بزرگسالان مشخص شده اما هنوز تکلیف تیم امید مشخص نشده و جالب این است که هیچ مربی هدایت این تیم را به عهده نمی‌گیرد.

 اطلاعات دقیقی در این مورد ندارم و باید نزدیک به این تیم باشم که در رابطه با آن و شرایطش مطلع شوم و صحبت کنم اما شاید قراردادهای خوبی پیشنهاد نمی‌شود و یا پیشتبانی ضعیف است.

- دقیقا همین‌طور است. گفته می‌شود مبلغی که برای سرمربیگری تیم امید پیشنهاد شده خیلی پایین‌تر از مبلغ مربیگری در تیم‌های باشگاهی است. در کنار آن، خیلی از باشگاه‌ها به تیم امید بازیکن نمی‌دهند که این مساله هم مشکل‌ساز است.

بله، این هم مشکل بزرگی است. تیم امید دردسرها زیادی دارد و البته انتظارات از آن بالا است. بیش از 40 سال است که تیم امید به المپیک نرفته و کسی که هدایت تیم را می‌پذیرد مسئولیت سنگینی دارد. با وجود این مشکلات، هر مربی ریسک نمی‌کند که هدایت امیدها را به عهده بگیرد.

9

captcha
تازه ها
بیشتر