ورزش ایران / شناسه خبر: 98380 / تاریخ انتشار : 1398/2/23 11:52
|

به بهانه دو فیلم از جهان پهلوان تختی / فارغ از اسطوره‌سازی‌ها

سیاوش خداشناس / نگاه به تختی به مثابه انسان فارغ از کلیشه‌ها، اسطوره‌پردازی‌ها و نگاه‌های معصوم‌وار قبلی چندان میان بحث‌ها رواج ندارد.

سیاوش خداشناس - مدرس دانشگاه / امسال دو فیلم درباره زندگی جهان پهلوان تختی با نام‌های غلامرضا تختی و شهسوار ساخته و همزمان اکران شد. اکران این دو فیلم بهانه‌ای شد تا زندگی پرماجرا و پرتلاطم این قهرمان ورزشی و پهلوان مردمی مورد بحث قرار گیرد. از تحلیل مجدد نحوه مرگ او که محل بحث سیاسیون و چهره‌های مشهور شد و حاشیه‌هایی هم به همراه آورد تا زندگی خصوصی‌اش. روایت قهرمان و پهلوانی که بعد از گذشت نیم قرن هنوز محبوب نسل‌های مختلف است و هر اتفاقی بهانه‌ای می‌شود برای ورود مجدد به زندگی پرفراز و نشیب و پر راز و رمز او. نگاه به تختی به مثابه انسان فارغ از کلیشه‌ها، اسطوره‌پردازی‌ها و نگاه‌های معصوم‌وار قبلی اما چندان میان بحث‌ها رواج ندارد.

۱. شاید از ویژگی‌های بارز شخصیتی تختی که می‌توان بحث را با آن آغاز کرد پایبندی به عزت نفس در نهاد وجودی‌اش بود. حتی در حد سخن و شعار هم کار بسیار بزرگی است که تا این حد بزرگ باشی و یک کشور از عمق وجود یکصدا فریادت زنند ولی هرگز حتی اندکی دچار غرور و خودبزرگ‌بینی نشوی.  تختی با مسلکی عرفانی که متاثر از فضای رشته ورزشی‌اش در آن زمان و باورهای دینی و تربیتی‌اش بود با یکی از بزرگترین وسوسه‌های انسانی به زیبایی مبارزه کرد.  او هرگز برای شهرت و قهرمانی دست از عقاید انسانی و اخلاقی‌اش نکشید و تا آخرین نفس همراه مردم ماند و پیشنهادهای وسوسه‌انگیز حاکمیت را یکی پس از دیگری رد کرد و به اصولش پایبند ماند تا حفظ عزت نفس برایش مهم‌ترین دغدغه باشد. آنچه در روزگار امروز بهایی است بس نادر. کار بسیار بزرگی است که مملو از پیشنهادهای اغواکننده باشی و از آن طرف بدهکار و شرمنده از عدم یاری‌رسانی به مردم باشی اما همچنان پایبند به اصول اخلاقی بمانی. در حوزه ورزش نیز پهلوان‌منشی او در برخورد با رقیبان داخلی و بین‌المللی را همگان شنیده‌ایم و می‌دانیم. ماجرای کشتی او با حریف روسی که علی‌رغم مصدومیت پای راست کشتی‌گیر روسی هرگز از این نقطه‌ضعف برای پیروزی استفاده نکرد و اخلاق را فدای پیروزی نکرد. لارنس کلبرگ، روانشناس بزرگ معتقد بود اوج نحوه استدلال، مرحله فوق‌قراردادی است که افراد صرفا بر مبنای اصول اخلاقی عمل می‌کنند و این مرحله جایگاهی است که تعداد افراد بسیار کمی می‌توانند در مراحل بالای آن قرار بگیرند و در آن باقی بمانند و وقتی منش تختی را مرور می‌کنیم، می‌توانیم به وضوح پی ببریم او با عزت نفس خود هرگز معامله نکرد و از پله‌های بالای استدلال اخلاقی هرگز پایین نیامد. ۲. تختی بزرگمرد بود ولی در بسیاری موارد بزرگ‌اندیش نبود. شخصیت مردمی و کاریزماتیک او این فرصت را برایش پدید آورده بود تا بتواند برای دغدغه وجودی‌اش که همانا فعالیت در جهت حل مشکلات مردمی بود، قدم بردارد اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتاد، آن بود که تختی بیشتر مشغول کنش‌های خرد مردمی بود؛ مواردی همچون کمک به اشخاصی که پیوسته برای نیازهای شخصی به او مراجعه می‌کردند. نیازها و توقعاتی که گویی پایانی نداشت و توان تختی نیز کمتر از وسعت آن بود. فراموش نکنیم آنچه تختی را تختی کرد فعالیت و حرکت‌های بزرگ او بود، اقداماتی همچون جمع‌آوری کمک برای زلزله‌زدگان، قبول نکردن جوایز دولتی، پس دادن زمین‌های غصبی اهدایی که بعد رسانه‌ای پیدا می‌کرد. متاسفانه تختی در توازن بین مردم‌داری کوچه و بازار و فعالیت‌های مردمی اساسی بیشتر درگیر مورد اول شد و فرصت طلایی برای اقدامات اساسی جامعه را با چند اقدام محدود تا حدودی از دست داد و نتوانست به درستی توازن را برقرار کند.  ۳. تختی علی‌رغم شرایط فضای ورزشی و بافت زندگی و محیط خانوادگی و اجتماعی آن زمان، انسانی آزاداندیش، تیزبین و پرتلاش بود. توجه به حضور زنان در کشورهای غربی پیرو حضورش در مسابقات و طرفداری از حضور زنان ایرانی در عرصه‌های مختلف، حمایت از ادامه تحصیل زنان، علاقه به مطالعه کتاب، تلاش وافر در کشتی علی‌رغم سرکوب مربیان و مشکلات اقتصادی، حمایت از خواسته‌های مردمی و فعالیت‌های اجتماعی و مبارزه با حاکمیت علی‌رغم به خطر افتادن جایگاه قهرمانی‌اش همگی مواردی است که دغدغه‌های آزاداندیشانه، تیزبینی و پشتکار بالایش را نشان می‌دهد. این تلاش‌ها و دغدغه‌ها و پایبندی‌ها چه با تحلیلی روانشناسانه نشانه‌ای از مکانیزم‌های دفاعی برای جبران سرکوب‌ها و کمبودها باشد و یا بنا به تلاش و دغدغه و استعداد ذاتی باشد اما به هر طریق دغدغه‌مندی و تلاشی باارزش است که به جهت موثر و مثبت بودن به‌عنوان ویژگی خوب در شخصیت تختی قابل تحسین است.  ۴. خودکشی‌اش هرچند رگه‌های مردمی داشت و فشار و ناتوانی در قبال مسوولیت مردمی در آن مشهود است و به نوعی جامعه و توقعات جامعه او را در توقعات بی‌پایان و اغلب شخصی در خود فرو خورد اما این تصمیم بیشتر برای پایان یک داستان افسانه‌ای مناسب بود تا پایان داستان یک قهرمان واقعی اما تصویر قهرمانی که در میدان مبارزه ورزشی و اجتماعی هرگز عقب ننشست و لبخندش جاودان بود، همیشه زنده است.
 

captcha
تازه ها
بیشتر