فوتبال ایران / شناسه خبر: 97907 / تاریخ انتشار : 1398/2/13 15:37
|
حرف حق زدم و برای سومین بار غیرفوتبالی اخراج شدم

دایی: چطور سردار غفور، مصطفی مدبر شد؟

«علی دایی از سایپا اخراج شد». این عجیب‌ترین خبر پایان هفته گذشته بود. خبری که همه را شوکه کرد اما ظاهرا برای علی دایی چندان عجیب نبود چون می‌دانست یک سری ماجرا باعث می‌شود این اتفاق دیر یا زود بیفتد. نکته جالب این است که این اخراج در حالی صورت گرفت که سایپا در آخرین بازی‌اش توانست ذوب‌آهن را در شکست دهد و به پیروزی برسد. به هر حال، همین اخراج باعث شد حالا شاهد یک افشاگری عجیب باشیم، افشاگری از نوع علی دایی و آن هم در نشست خبری که خودش ترتیب داده بود.

قبل از بازی با ذوب‌‌آهن اخراج شده بودم

حق طبیعی هر مجموعه‌ای است که مربی‌اش را برکنار کند دلایلش را نمی‌دانم اما من به خاطر احقاق حق اخراج شدم و به غیر از این چیز دیگری نیست. دکتر چشمه‌سری در اصفهان از صادقی سوال کرده بود که آیا قرار است به جای علی دایی بیایی؟ صادقی دو روز قبل به من زنگ زد و گفت نمی‌خواسته فکر مرا قبل از بازی، در این باره مشغول کند. او گفت باشگاه چنین صحبتی با او نداشته اما چشمه‌سری این حرف را زده. صادقی پنجشنبه دوباره با من تماس گرفت و موضوع را با من مطرح کرد و من هم برایش آرزوی موفقیت کردم.

گفتم پراید و تیبا گران شده، دروغ گفتم؟

آقایان یکسری دلایل برای خودشان آورده‌اند که من در این دلایل برای اخراجم ماند‌ه‌ام. در حکم اخراج من متاسفانه از واژه مقدس کارگر سوء‌استفاده شده. متاسفانه آقایان از این واژه مقدس برای خودشان سنگر درست می‌کنند و پشتش قایم می‌شوند. در این چند سال افتخارم بوده که کنار کارگران بوده‌ام و اگر جز این بوده یک نفر به من بگوید. من از آقایان سوال می‌کنم شما کجا بودید؟ حداقل منِ علی دایی به خاطر کاری که در این سال‌ها انجام داده‌ام دل کارگران را خوشحال کرده‌ام و در تیم ملی به کمک همبازی‌هایم اتفاقاتی افتاد که دل آنها را شاد کردم اما این آقایان کجا بوده‌اند؟ من به دلیل اینکه حرف حق زدم اخراج شدم. مگر به کسی توهین کرد‌م؟ مگر من اسم کارگر در صحبت‌هایم آورده‌ام؟ فقط گفتم که حق این بچه‌ها را بدهید. شاید آقایان ناراحت شده‌اند که من اسم قلعه‌بانی‌ و هاشمی را آورده‌ام و از آنها تشکر کردم. من باز هم می‌گویم که این دو نفر مرد بودند که کمک کردند قهرمان شدیم. من گفتم پراید 50 میلیون و تیبا 70 میلیون شده، دروغ گفتم؟ اشتباه کردم؟ کجای حرف من اشتباه بوده؟ من درد جامعه را گفتم.

مردم مقابل کارخانه شما اعتراض کردند یا مقابل خانه من؟!

من گفتم قیمت‌ها اینقدر افزایش پیدا کرده، حقوق ما که زیاد نشده، حداقل آن را به موقع بدهید. در مصاحبه من به کدام کارگر توهین شد؟ آقایان! اگر شما طرفدار کارگر هستید، من در این قشر زندگی کرده‌ام. همه کار کرده‌ام تا به اینجا رسیده‌ام. آقای سایپا! شما برای کارگر چه کار کرده‌اید؟ قیمت همه چیز را دو برابر کرده‌اید اما آیا حقوق کارگران را دو برابر کردید، اگر کارگران از اخراج من خوشحال می‌شوند خوشحالم که توانستم دل آنها را شاد کنم. مردم را فریب ندهید با افکار مردم بازی نکنید. همه ما تعهداتی داریم که باید انجام بدهیم. من و بچه‌های تیمم تعهدات‌مان را انجام دادیم. تیمی که در تاریخ باشگاه سایپا کم هزینه‌‌ترین‌ها است تحویل دادم. سال قبل هم تیم را به پلی‌ْآف لیگ قهرمانان آسیا بردم عده‌ای جوان را به این فوتبال تحویل دادم. من از باشگاه سایپا خواستم به تعهداتش عمل کند. کجای این بی‌احترامی به کارگر بود؟ شما که تعهدات‌تان را نسبت به مردم انجام ندادید. پول مردم را گرفتید و تا الان به تعهدات‌تان عمل نکردید. مردم رنو ثبت‌نام کردند و شما می‌خواهید ماشین دیگری به آنها بدهید که معلوم نیست کی و کجا این اتفاق بیفتد. آیا مقابل کارخانه شما مردم اعتراض کردند یا  جلوی خانه یا محل کار من؟

سه بار به دلایل غیرفوتبالی اخراج شدم

من از کسی تعریف کردم که همه شهادت می‌دهند بهترین دوران کارخانه سایپا در آن زمان بوده. قعله‌بانی و هاشمی به ما کمک کردند مگر می‌توانم بگویم آنها بد بودند و اساتیدی که تازه آمدند خوب هستند؟ این پشت میز نشستن ارزشی ندارد. این میز و صندلی به چه کسی وفا کرده؟ ‌من در این فوتبال مربیگری کردم و سه بار غیرفوتبالی اخراج شدم. بار اول گفتم و همه خندیدند اما رییس‌جمهور من را اخراج کرد. بار دوم در پرسپولیس بودم و وزیر من را اخراج کرد، الان من کجا هستم و آنها کجا هستند. این بار سوم نمی‌دانم چگونه و چه کسی این کار را انجام داده. روز اخراجم، روز تولد دوباره‌ام بود. انگار دوباره از مادر متولد شدم. خیلی سخت است با کسانی کار کنید که دوست ندارند تیم شما موفق باشد. شما فکر می‌کنید قبل از بازی با ذوب‌آهن در جلسه فنی به بازیکنان تیم چه گفتم. به آنها گفتم ما تنها هستیم و کسی دور و بر ما نیست. خیلی‌ها دوست دارند شما ببازید اما به خاطر آبروی خودمان بهترین بازی‌تان را انجام بدهید. درود بر شرف‌شان که آمدند و بهترین بازی فصل‌شان را انجام دادند. شاید رفتن من باعث شود آنها حق و حقوق‌شان را بگیرند که از خدایم است.

سر من تنها زیر بیرق امام حسین (ع) خم است

علی دایی زیر بیرق هیچکس سرش را خم نمی‌کند نه راستی‌ها نه چپی‌ها و نه میانه‌روها، سر من تنها زیر بیرق آقایم اباعبدا...الحسین (ع)‌ خم است و به آن افتخار می‌کنم. به اینجایی که رسیده‌ام با کمک مردم و تلاش خودم بوده. با کار کردن و درس خواندم، به همه چیز رسیدم. وجدانم راحت است که تا الان نه به ناموس کسی چپ نگاه کردم و نه به مال کسی چشم داشتم. آرامش دارم و آن را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم شاید بعد از این مصاحبه آقایان که کمی قدرت دارند بخواهند آرامشم را به هم بزنند اما من پیه همه چیز را به تنم مالیده‌ام.

مگر می‌شود با عوض کردن شناسنامه گذشته طلایی‌ات را عوض کنی؟!

مصطفی مدبر برای من وجود خارجی ندارد، من آدم حقیقی به این اسم نمی‌شناسم، تا جایی که یادم می‌آید من او را از زمانی که ریاست حراست صدا و سیما را بر عهده داشت به نام سردار غفور درگزی‌دولق می‌شناسم. برایم جالب بود وقتی برای اولین بار در 90 شنیدم مصطفی مدبر به عنوان مدیر کل اداره توسعه و تجهیز اماکن ورزشی صحبت می‌کرد. من به تلویزیون نگاه نمی‌کردم وقتی صدا برایم آشنا بود، تلویزیون را نگاه کردم و دیدم سردار غفور خودمان است. او اردبیلی است الان برای من سوال است کاش یک نفر اینجا بود و از او سوال می‌کردم که آیا فردی می‌تواند کاملاً اسم و فامیلش را عوض کند؟ شاید من اشتباه کنم. این‌ها را آدم‌های حقوقی می‌توانند جواب بدهند. مگر می‌شود با شناسنامه عوض کردن گذشته طلایی‌تان را عوض کنید؟ پنجشنبه نامه‌ای را برایم فرستادند که به کسی دسترسی نداشتم و جمعه هم که تعطیل بود. شنبه پیگیری می‌کنم که آیا شخصی به نام سردار درگزی دورق می‌تواند این کار را انجام بدهد یا خیر؟ نمی‌دانم چه اتفاقاتی می‌افتد. یکی نمرده باشد برایش جواز فوت بگیرند یا نمی‌دانم بخواهد شخصیت دیگری پیدا کند؟‌ این‌ها را نمی‌دانم.

خانمی که از دوستان مدبر بود 300 میلیون پول من را خورد و از زندان فرار کرد

من یک پرونده سال 85 داشتم، یک خانمی بود که 300 میلیون پول من را خورده بود در تمام مدارکش مشخص بود که خودش را از دوستان آقای غفور درگزی معرفی می‌کرد. من از آن موقع این آقا را می‌شناسم. وقتی گفتم کسانی که با من مشکل دارند به تیم آمده‌اند و با من خصومت دارند، منظورم همین‌ها بود. از سال 85 که من محکومیت این خانم را گرفتم، بعد از آن او مدت‌ها در زندان بود اما فرار کرد او را دوباره گرفتیم و دوباره فرار کرد او از آشنایان سردار غفور بود. برای من علامت سوال بزرگی است که مصطفی مدبر ناگهان از کجا آمد و چطور شد رییس شرکت توسعه و تجهیز اماکن ورزشی. الان هم نمی‌دانم چگونه مدیرعامل باشگاه سایپا شده. مگر فعالیت ورزشی بلد است؟ باید استعلام بگیریم ببینیم این حکم فسخ قرارداد می‌تواند با امضاء ایشان که شخص دیگری هستند معتبر باشد یا نه.

 سرمایه باشگاه‌داری ندارم

درباره اینکه می‌گویند می‌خواهم باشگاهداری کنم باید بگویم من آنقدر سرمایه ندارم که بخواهم باشگاه تشکیل بدهم و در این خط‌ها نیستم. باشگاه‌داری اصول خودش را می‌خواهد. من عاشق فوتبال هستم اما فوتبال بخشی از زندگی من است. چیزهای مهمتر از فوتبال هم در زندگی‌ام وجود دارد. سال قبل به خاطر این قبول کردم به سایپا بروم که دوستم مدیرعاملش بود. به خاطر اقتصاد مقاومتی کمترین هزینه را داشتیم. قراردادی که بستم خنده‌دار است. مطمئناً به خاطر چیزهای دیگری آمدم نه به خاطر پول‌های آنچنانی. واقعا آدم باید در انتخاباتش بحث دوستی و رفاقت را کنار بگذارد.

با حقوق‌های دولتی چیزهایی دارند که علی دایی باید پیش آنها لنگ بیندازد

ما به دنبال به نتیجه رسیدن نیستیم، قراردادی داشتیم که آن را فسخ کردند و من حتماً حقم را می‌گیرم. من از آدم‌هایی که به این و آن وصل هستند، نمی‌ترسم که بخواهم یک لحظه فکر کنم آرامشم برهم می‌خورد. اگر آنها به بنده خدا وصل هستند، من به آن بالایی (خدا) وصل هستم. آدم باید از بنده خدا بترسد؟ در این مملکت خیلی‌ها به بنده‌های خدا وصل هستند و فکر می‌کنند می‌توانند کارشان را پیش ببرند اما این پیشرفت کار موقتی است. به تنها چیزی که دلبستگی ندارم این دنیا است که اگر داشتم، زندگی‌ام این طور نبود. با همه  این حرف‌هایی که پشت سر من می‌زنند، فقط یک خانه در تهران دارم. یک ویلا در نوشهر دارم و چند مغازه که شریک هستیم و کار می‌کنیم و دو ماشین که سوار می‌شویم. به غیر از این‌ها من یا خانواده‌ام چه چیزی داریم؟ اما هزاران نفر را می‌شود اعلام کرد که با حقوق دولتی چه‌ها دارند! که علی دایی باید پیش آنها لنگ بیندازد. چه چیزهایی که به اسم زن و بچه‌شان دارند. عده‌ای شعار می‌دهند که ما فدایی مملکت هستیم. شما که عاشق مملکت هستید چرا چند سال است بچه‌هایت آن طرف آب زندگی می‌کنند؟ با این وضع دلار چقدر هزینه آنها می‌شود؟ من کار شخصی خودم را دارم و یک فوتبال به غیر از این نه جای دیگری مشاور هستم و نه معاون که بخواهم ده‌ها حقوق آنچنانی بگیرم. کارم اگر خوب باشد، زندگی‌ام بهتر می‌شود و اگر نه باید مثل بقیه مردم فشار اقتصادی را تحمل کنم.

حالا می‌توانم با خیال راحت به پیشنهاد تیم‌های دیگر فکر کنم

در رابطه با با بحث تراکتورسازی هم باید بگویم من تا پنجشنبه تیم داشتم و به هیچ عنوان به خودم اجازه ندادم تا پایان قراردادم به فرد دیگری صحبت کنم،‌ چندین پیشنهاد داشتم که حالا می‌توانم با خیال راحت به آنها فکر کنم و در مورد آنها مذاکره کنم. تا اتفاقی نیفتد نمی‌توانم صحبتی کنم اگر من را می‌خواهند باید صحبت و مذاکره کنم در حال حاضر کسی با من صحبتی نکرده ضمن اینکه من تنها نیستم، خانواده من هم هستند و نمی‌توانم یک نفره تصمیم بگیرم. به هر حال از این به بعد راحت می‌توانم به پیشنهاداتی که می‌رسد فکر کنم. اگر به نتیجه برسیم قبول می‌کنم، اگر هم به نتیجه نرسیم خدا پدر و مادرشان را بیامرزد که شما دیگر قیافه من را نمی‌بینید.

بیش از 10 بار جلوی اعتصاب بازیکنان را گرفتم

همانطور که گفتم از قبل از بازی با ذوب‌آهن قرار بود من برکنار شوم من حرف دلم را زدم، آیا نمی‌توانم بگویم خسته شدم؟ اتفاقی که پنجشنبه افتاد قبل از بازی ذوب‌آهن قرار بود بیفتد. خدا را شکر که این اتفاق با باخت تیم همراه نشد چون خیلی‌ها منتظر باخت تیم بودند. خدا را شکر وجدانم راحت است که همه جوره تلاش کردیم. بالای 10 بار جلوی اعتصاب بازیکنان تیم را گرفتم. از آقایان ممنون هستم که چیزی را که به دنبالش بودم زودتر به من دادند.

 آدم‌هایی کار می‌کنند که نه فوتبالی هستند و نه خودروساز

ما به دنبال این هستیم که حقیقت را بگوییم و با مردم روراست باشیم اما متأسفانه همیشه مورد اتهام قرار می‌گیریم اگر قرار باشد بگویم همه چیز گلستان است خیانت کرده‌ام. من این طور بزرگ نشدم که چیزی را که می‌بینم نگویم. شاید خیلی وقت‌ها هم ملاحظه کرده‌ام اما الان می‌گویم که افتخار می‌کنم سه بار به خاطر گرفتن حق اخراج شدم. این بزرگ‌ترین افتخار من است و مدالی است که خدا دوباره به من داد. آدم‌هایی که نه فوتبالی هستند و نه خودروساز بر سر کار می‌آیند، مدیری را منصوب می‌کنند که در پتروشیمی بوده. مشکل ما این‌ها است. خیلی چیزها را در دلم نگه می‌دارم و به زبان نمی‌آورم. من نباید راه‌حل بدهم به خاطر خودم. منافع خیلی‌ها به خطر افتاد و من اخراج شدم.

 کسی نپرسید مدبر از کجا و به واسطه چه کسانی آمد؟

من تعجب می‌کنم خبرنگاران باید اطلاعات‌شان بیشتر از من باشد، چرا یک نفر سؤال نکرد مدبر از کجا و به واسطه چه کسانی آمده. مشکل ما این است. فردی جای دیگر اخراج می‌شود و ناگهان جای دیگر مشغول کار می‌شود. ما خیلی چیزهای پیچیده‌ای در مدیریت‌مان داریم. اصلاً نگاه نمی‌کنیم او چه چیزی بلد است. به توانایی‌های شخص کار نداریم و می‌آییم اطرافیان خودمان را می‌آوریم.

مردم دوست دارند یک مربی خارجی در سطح کی‌روش بیاید

من در جایگاهی نیستم که در مورد سرمربی تیم ملی نظری بدهم مردم همه دوست دارند یک مربی بزرگ خارجی بیاید اما با این وضعیت دلار مشکل است. مردم دوست دارند یک مربی خارجی در سطح کی‌روش بیاید اما آیا چنین اتفاقی شدنی است؟!

آینده بزرگ‌ترین قاضی است

من برای پشت میز نشینی زاده نشده‌ام. تمام کسانی که من را اخراج کردند الان کجا هستند؟ جایگاه و منزلت‌شان کجاست؟ آینده بزرگ‌ترین قاضی است آینده نشان می‌دهد علی دایی که بود و امثال مدبرها و گودرزی‌ها که بودند. امثال رییس‌جمهورهایتان که بودند. گذشت زمان همه چیز را نشان می‌دهد و نسل‌های آینده می‌فهمند.

 خبر اخراج من مثل پلنگ ‌صورتی در زیرنویس شبکه خبر می‌رود و می‌آید

از نظر من خیلی از باشگاه‌های ما در آستانه ورشکستگی هستند. چرا نمی‌خواهیم با مردم روراست باشیم. چرا همین سایپا به بدهی‌های هزار میلیاردی‌اش اشاره نمی‌کند که مردم و سهامدارانش بفهمند. چرا این‌ها در زیرنویس شبکه خبر نمی‌آید اما خبر اخراج من مثل پلنگ صورتی و 24 ساعته می‌رود و می‌آید. من نمی‌فهمم به خاطر اینکه حرف حقم را گفتم باید آرامش من را بگیرند. آن هم افرادی که دوست دارند با توجه به جاهایی که به آنها وصل هستند و البته پایدار نیستند می‌خواهند آرامش من را بگیرند.

توانستیم در کرمانشاه بسیاری از خانه‌ها را تقویت کنیم و همچنین خانه‌های جدیدی بسازیم

می‌خواهم از مردم تشکر کنم که به ما کمک کردند. ما قصد داشتیم یک روستا را بسازیم، خواست خدا بود که الان خیلی از خانه‌ها را تقویت کردیم و همچنین خانه‌های جدیدی ساختیم. الان در روستای سوم هستیم اما نمی‌توانیم دیگر از کسی یاری بگیریم. مردم نمی‌توانند به خاطر قوانینی که وجود دارد به ما کمک کنند. شاید نتوانیم در این روستا کارمان را کامل کنیم و فقط بتوانیم کارهای بیرونی خانه‌ها مانند اسکلت‌سازی را انجام بدهیم و خود مردم باید کارهای داخلی خانه‌ها را انجام بدهند. مشکل بسته شدن حساب من رفع شده ما ناراحت بودیم که چرا قبل از بررسی این کار را کردند اما الان حساب‌مان باز شده و مشکل نداریم.

تیم بعدی گل‌محمدی و سرمربی بعدی سایپا به من ربطی ندارد

در رابطه با اینکه می‌گویند یحیی گل‌محمدی قرار است جانشین من در سایپا شود باید بگویم این مساله اصلاً به من ربط پیدا نمی‌کند هر کسی می‌خواهد بیاید من برای همه آنها آرزوی موفقیت می‌کنم.

عادل به خاطر همین مسائل اخراج شد

من اخراجم را مشکل نمی‌بینم، آن را اتفاق خوبی برای خودم و زندگی‌ام می‌دانم. مطمئناً عادل به خاطر خیلی از این مسائل بیرون است و برنامه ندارد. عزت و ذلت دست بالایی است من همه چیزم را از او دارم، خیلی‌ها خواستند که من را به زمین بزنند اما او من را بالا برد. از این به بعد به این فکر نمی‌کنم که رابطه‌ای خراب شود. آقایان محترم! هستند کسانی که در وصف شما گفتنی‌ها دارند. اگر لازم باشد همه این‌ها با مدرک بیان می‌شود. آن موقع واویلا... آن موقع که تشت رسوایی‌تان بیفتد جایی بین مردم نخواهید داشت.

9

captcha
تازه ها
بیشتر