ورزش جهان / شناسه خبر: 97637 / تاریخ انتشار : 1398/2/8 11:24
|

 

محمد قراگزلو

یک)بیائید این بار از آخر به اول بیاییم.از لحظه بالا بردن جام به دست لئو و آن شکوهی که نوکمپ را فرا گرفته بود.آن تیشرت‌های قهرمانی  با عنوان 8 از 11.آن لبخندهای پر از غرور و افتخار.آغوش پدران قهرمانی که برای کودکان شان باز می شد تا جشن ساده  و خودمانی بارسا که نه استیج داشت،نه کاغذهای رنگی کمی تم خانوادگی بگیرد.سادگی این جشن و تکرار قهرمانی اما از شور اومتیتی و آلبا در پایکوبی مقابل سکوهای شمالی هرگز نکاسته بود.همچنان می شد از چامپیونه چامپیونه خواندن های بازیکنان در آن حلقه میانه میدان لذت برد و احساس غرور کرد.از آن تصویر ویژه لحظه ای که فرانسسک ساتورا مسوول سابق تونل ورزشگاه نوکمپ - که حالا بعد از 41 سال بازنشسته شده – ایستاده بود و برای تیم قهرمان دست می زد.از آن قاب لبخندی که کارگردان تلویزیونی از ارنستو والورده گرفت.عجب رضایتی داشت این لبخند.

 

2)8 از 11.این آمار فوق العاده همچنان واقعیتی را پیش رویتان قرار خواهد داد که بارسلونا سلطان لالیگاست.شاید حالا و با تعدد قهرمانی هایش طی سال‌های اخیر این اتفاق کمی نرمال و تکراری شده باشد اما واقعیت این است که قهرمانی این فصل اصلا راحت به دست نیامد.هفته های اول فصل را به خاطر بیاورید.امتیازات از دست رفته سپتامبر و باخت نگران کننده نوامبر در نوکمپ مقابل بتیس را مرور کنید تا به پا خاستن تیم احترام برانگیز والورده و شیرینی ثباتی که در ماه های فوق العاده فشرده و دشوار ژانویه، فوریه و مارچ  به دست آمد زیر زبان‌تان بیاید.آن وقت است که این قهرمانی حتما اهمیت و اعتبار فوق العاده ای پیدا خواهد کرد.

 

3)برای شیرین‌تر شدن این قهرمانی بگذارید از همین لوانته شروع کنیم.یک تیم آبی و اناری دیگر در لالیگا که زمانی در دوران اوج بارسای پپ گلباران می شد.لوانته همین فصل و در بازی رفت در خانه با هتریک لئو مسی 5 گل خورده بود اما دفاع جانانه اش در نوکمپ بدون اینکه اتوبوسی مقابل دروازه خود پارک کند یادمان آورد قهرمانی سه هفته زودتر از پایان فصل در این لالیگا چقدر می تواند غرور انگیز و فوق العاده باشد.بارسا در فصلی به این قهرمانی مقتدرانه دست یافته که جدا از افت رئال مادرید به عنوان رقیب دیرینه، اتلتی تا همین لحظه آخر کم نیاورد و فقط باخت در مصاف رودررو این حریف چغر را پس زد.غیر از این لالیگای این فصل پر بود از تیم هایی که راحت نمی باختند و هرگز قصد تسلیم شدن نداشتند اما در هر مسابقه بعد از کلی هماوردی جانانه به ضرب و زور ستاره های بارسا سرانجام به زانو در می ‌آمدند .لالیگای این فصل پر بود از تیم های خوب، خیلی خوب و عالی که با هر مسابقه بارسا می شد به کیفیت شان پی برد.تیم‌هایی که خیلی سخت گل می‌خوردند  و بعضا به اندازه بارسای همه چیز تمام موقعیت گل ایجاد می‌کردند .با این حساب حتما باید از این قهرمانی به شکل ویژه ای نوشت و برای تیم هیجان انگیز بارسا و قهرمانی زودهنگامش کلاه از سر برداشت.

 

4)بدون لئو نمی شد.این جمله ای تکراری است که تکرارش هرگز از غرور هواداران بارسا، سرمربی این تیم و همبازیان او نخواهد کاست.نقش لئو مسی در این قهرمانی آنقدر پررنگ است که باید گل قهرمانی را هم او بزند.لئو مقابل لوانته یک نیمه استراحت کرد تا آماده بازی با لیورپول باشد اما باید به زمین می رفت تا وجه درام ماجرا پررنگ شود و تیترهای مربوط به قهرمانی را با گل او و جام بردنش ست کنند.لئو دهمین لالیگای خود را فتح کرد و برای اولین بار به عنوان کاپیتان جام را بالای سر برد .این بار او سنگینی جام را بیشتر از همیشه حس می کرد و شاید به همین خاطر بود که در تمام لحظات غرابت با جام دوست داشت هر سه فرزندش را کنار خود داشته باشد و این دقایق را در ذهنش ماندگار کند .یادتان باشد چقدر از این جام متعلق به مسی است و بارسا تا چه میزان باید مدیون او باشد اما در جشن قهرمانی همه چیز به مساوات پیش می رود  و لئو هم عضوی از این مجموعه فوق العاده است که درست مثل بقیه بالا و پائین می پرد و چامپیونه چامپیونه می خواند.

 

5)همه از لئو مسی می گویند و به قدرت بارسا در فتح دوباره جام قبل از پایان فصل اشاره می کنند اما اجازه بدهید سهم ویژه ای برای کارگردان این قهرمانی برداریم.شاید والورده چهره کاریزماتیکی نداشته باشد، شاید کنفرانس هایش با جملات پیچیده، کنایه‌های طنزآمیز و حمله به دیگران جنجالی و جذاب از کار در نیاید.شاید هیچ وقت تیتر خوبی به روزنامه ها نداده باشد و از حرکات کنار زمینش نتوان یک کلیپ حتی متوسط تدوین کرد.شاید نحوه ارتباطش با بازیکنان به گونه‌ای نباشد که احساس کنید برادر بزرگتر آنهاست  یا دوست صمیمی شان به حساب می آید.شاید اصلا در نگاه اجمالی مربی بزرگی به نظر نیاید اما باور کنید او مربی فوق العاده ای است.والورده با آن چهره غالبا نگران  و فکور بعد از آن شروع ترسناک در سوپرجام فصل قبل حالا دومین قهرمانی مقتدرانه بارسا را به نام خود نوشته و و در آستانه سه گانه تنه به تنه بزرگانی چون لوئیز انریکه و پپ پیش می آید.فصل قبل چهار هفته مانده به پایان فصل قهرمان شد و حالا در فصل دشوار لالیگا سه هفته مانده به پایان ،جام را در دستان شاگردانش می بیند.هر چند همچنان این ذهنیت پررنگ نزد غالب اهالی فوتبال وجود دارد که نقش ویژه لئو مسی و ستاره ها در این موفقیت‌ها پررنگتر از والورده است اما باور کنید در بسیاری از نقاط طلایی این فصل می شود رد حرکات مدبرانه ارنستو را گرفت و تا لحظه بالا بردن جام پیش آمد.

 

6)چند نفر از کادر فنی بارسا را می شناسید؟این فصل و حتی فصل قبل از آن در روزهای بحران و خوشی چند مربی غیر از والورده مصاحبه کرده اند؟کدام یک از این مربیان نقش شان را بیش از آنچه انجام می دهند پررنگ کرده اند؟کدام شان در مدیا بوده اند؟چند نفرشان لب خط طولی جلو می آمدند تا چیزی در گوش والورده زمزمه کنند؟شاید می شد تک تک این فراد را فقط در ویدئوهای کوتاه تمرینات گوشه ای از زمین دید که دور والورده را گرفته اند  و حالا فقط در جشن قهرمانی است که لحظه ای ایشان را با لبخند مقابل دوربین‌ها تماشا می کنید.آیا نمی شود اسم این تمایز، نظم یا هارمونی را موفقیت گذاشت؟

 

7)شکوه نمایش ویدال، لنگله، پیکه ، سوارز،تراشتگن ،سمدو ،راکیتیچ،آرتور و آلبا در همین بازی یادمان آورد بارسا برای این قهرمانی چقدر ستاره باثبات داشت که در کنار لئو مسی بلوگرانا را به این افتخار نزدیک کردند .بله،کلید ماجرا دست تک تک آنها بود.آنهایی که خیلی زود به نقطه ای از ثبات رسیدند که فرو افتادن شان بعید به نظر می رسید و بدون ذره ای افت، کم شدن از انگیزه و تهی شدن ذهن شان ، روز به روز با قدرت بیشتر به ثبت این قهرمانی نزدیکتر شدند پس حالا هر کدام استحقاق به دست گرفتن این جام  و ثبت تصاویری ماندگار با آن را خواهند داشت .

 

8)قرار بود از آخر به اول بیائیم و اینکه چطور شد این بازی آخر با لوانته سخت  به پایان رسید و حتی نزدیک بود قهرمانی یک هفته دیگر به تعویق بیافتد.واقعیت این است که بدون لئو مسی نیز ریتم بارسا فوق العاده به نظر می رسید.در شب آمادگی کوتینیو بارسا در همان 5 دقیقه ابتدایی 3 موقعیت گل خلق کرد و تعداد شوت هایش در پایان نیمه نخست به 11 رسید اما نمایش بی نقص دروازه بان لوانته و کمی بی دقتی و بدشانسی مانع از ثبت گل شد تا لئو بیاید و کار را تمام کند.بعد از گل بارسا نوعی از هم گسیختگی در لایه های دفاعی این تیم دیده می شد که به خاطر فاصله نزدیک تا بازی سرنوشت ساز مقابل لیورپول و البته مسجل شدن قهرمانی طبیعی به نظر می رسید.لحظات آخر بازی آنقدر سخت شده بود که یک بار تیر دروازه به کمک تراشتگن آمد اما کیست که نداند بارسا استحقاق پیروزی در این مسابقه را داشته و شاید دیگر مهم نباشد که یک دوجین موقعیت هایش را گل نکرده باشد چرا که برای قهرمانی همان تک ضربه هوشمندانه لئو کافی بود.

 

captcha
تازه ها
بیشتر