یادداشت / شناسه خبر: 95374 / تاریخ انتشار : 1397/12/13 18:06
|
آواری که با پول‌های بی‌حساب بر سر باشگاهداری ریخته شد

فوتبال ایران همچنان یک حسین هدایتی دیگر می‌خواهد!

فرشاد کاس‌نژاد / لازم بود فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها، وزارت ورزش و سلبریتی‌های ورزشی، روزنامه‌نگاران و رسانه‌های‌شان کمی دغدغه داشته باشند، فقط کمی به این پول‌های بی‌حساب حساس باشند و کمی تعجب کنند.

فرشاد کاس‌نژاد / داستان دادگاه حسین هدایتی برای فوتبال ایران دستاوردهای اساسی در زمینه شناخت چرایی و چگونگی گرایش سرمایه‌گذار خصوصی دارد. نکته‌های کلیدی دیگری را نیز با فوتبال ایران در میان می‌گذارد، از جمله اینکه سمت عضو اقتصادی در هیات مدیره باشگاه‌ها چه مفهوم تردیدبرانگیزی داشته و خواهد داشت.

اما بزرگ‌ترین شوخی را علی پروین با یک پرونده بزرگ فساد اقتصادی کرده، وقتی در مصاحبه‌اش گفته می‌خواهد با چند نفر مشورت کند تا نامه‌ای بنویسد و از هدایتی و خدماتش در فوتبال تقدیر کند و به او کمکی کرده باشد. این حرف‌های پروین معنای روشنی دارد. یکی از ماندگارترین و تاثیرگذارترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران آسیب‌های جدی و خانمانسوز پول بی‌حساب و کتاب در فوتبال را درک نمی‌کند یا خودش را در مقابل چنین فساد هولناکی به آن راه می‌زند.

فوتبال برای امثال حسین هدایتی همان معنایی را دارد که متهم دیگر در این پرونده (موسوی‌نژاد) در دادگاه صبح دوشنبه به زبان آورده است. از همین یک نکته که یکی از متهمان پرونده در دادگاه گفته، کارکرد فوتبال برای ‎هدایتی روشن است: "اینجا حاشیه فوتبال نیست که در قبال بذل سکه، شاهد طرفداران اجاره‌ای خود باشید."

این تعریف را فوتبال و سلبریتی‌های آن سالهاست می‌دانند اما بازهم به رابطه با حسین هدایتی تن می‌دادند و ملالی هم نداشتند و ندارند. این تعریف را تصمیم‌گیران ورزش نیز می‌دانستند اما کمک‌های هدایتی، منبع پول‌ها را توجیه می‌کرد.

دراین‌باره یادداشت دیگری را بخوانید:

به بهانه دادگاه عابربانک فوتبال ایران / حسین هدایتی، تصویر تمام قد از مدل خانمانسوز خصوصی‌سازی

حضور چهره‌های دیگر با نظر و طریق اقتصادی حسین هدایتی، برای فوتبال ایران یک خطر جدی و هولناک است. فوتبالی که گران و گزاف شده و نمی‌تواند از پس هزینه‌های بیهوده و خودساخته‌اش بربیاید، آگاهانه یا ناخودآگاه به سمت سرمایه‌گذارهایی مثل حسین هدایتی گرایش پیدا می‌کند و فوتبال -مثل سینما- عرصه جذابی برای آنهاست. فوتبال چگونه می‌تواند مقابل این نفوذ بی‌رحمانه مقاومت کند؟ آیا مقاومتی جدی در این زمینه در مدیران و مسئولان وجود دارد؟ آیا هزینه‌های سرسام‌آور اجازه چنین مقاومتی را می‌دهد؟ باشگاه‌های کوچک هر روز در به در دنبال یک حسین هدایتی هستند تا چند صد میلیون برای گذراندن مدتی کوتاه به چنگ بیاورند. این حکایت واقعی فوتبال ایران است. بسیاری از فدراسیون‌ها نیز برای کسب درآمد تن به چنین رابطه‌هایی با امثال هدایتی می‌دهند. 

پولشویی در فوتبال نام صحیح خاصه‌خرجی‌های هدایتی در فوتبال نیست. پولشویی هم شاید بخشی از ماجرا باشد اما اعتبارسازی در طی سالها بخش اصلی این داستان است. همان اعتباری که علی پروین هنوز برای ایجاد آن کوشش می‌کند. این اعتبار چیزی نیست که فقط حسین هدایتی را ترغیب کند، بلکه فوتبال ورشکسته‌ی ایران این نوع اعتبار را به هر کسی شاید بفروشد. ‏بسیاری از پول‌هایی که به عنوان حامی مالی از سوی هدایتی پرداخت شده، در واقع یک مسخره‌بازی بزرگ در فوتبال بوده. استیل آذین چه برندی است که دور تا دور آزادی تابلو بچیند؟ سرمایه‌گذار خصوصی سالم چگونه ممکن است که چنین تبلیغاتی راه بیندازد و بعد میل پرده بفروشد؟
فوتبال عرصه‌ای شده برای همین نوع خاصه‌خرجی‌ها. فوتبال به حقوق واقعی خود در زمینه حق پخش دسترسی ندارد و در بسیاری نکات دیگر به اندازه قابل توجهی درآمدزا نیست. مدیران باشگاه‌ها با ساختار حرفه‌ای فوتبال آشنا نیستند و شاخص‌ترین بازیکنان جوان خود را به راحتی از دست می‌دهند و حتی حق رشد را از باشگاه مقصد نمی‌توانند دریافت کنند. در این باشگاه‌ها فقط یک راه باقی می‌ماند، اینکه یک حسین هدایتی پیدا شود و همه گره‌های مالی را باز کند.
 
فوتبال با این طریق اداره اقتصادی و با این شکل از جذب هدیه‌های بی‌‌حساب از سرمایه‌گذارهای مشکوک، تبدیل به پروژه ناکام و بازنده و ورشکسته‌ای شده که به واسطه‌ی همان هدیه‌ها گران و گزاف است اما به اندازه قیمت ستاره‌هایش درآمد ندارد. ستاره‌ها با پول‌های بادآورده به مردان چند میلیاردی تبدیل شده‌اند اما نمایش آنها درآمدی متناسب با قیمت‌شان تولید نمی‌کند. همین اتفاق در سینما هم رخ داده و فوتبال تازه در پرونده هدایتی می‌خواهد بفهمد چه آواری با این پول‌ها بر سرش خراب شده. درک این نکته‌ی ساده به پرونده پر سر و صدای هدایتی هم نیاز نداشت، بلکه لازم بود فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها، وزارت ورزش و سلبریتی‌های ورزشی، روزنامه‌نگاران و رسانه‌های‌شان کمی دغدغه داشته باشند، فقط کمی به این پول‌های بی‌حساب حساس باشند و کمی تعجب کنند، نه اینکه مثل علی پروین همچنان در اعتبار ساختن برای هدایتی کم نگذارند.
 
2
captcha
تازه ها
بیشتر