فوتبال ایران / شناسه خبر: 95246 / تاریخ انتشار : 1397/12/11 20:12
|
فوتبال به سبک گلادیاتورها

خشم و هیاهو

کینه، عداوت، خشم و نفرت پیرنگ اصلی داستان هولناک فوتبال ایران هستند که هر هفته و در همه میادین تکرار می شوند و هر چه جلوتر می رویم، غلظت آن بیشتر و بیشتر می شود.

سعید آقایی: نه، هیچ خبری از لذت نیست. فوتبال اینجا مهمترین و جذابترین کارکرد خود را از دست داده و بدل به یک ملغمه زشت شده که با حرکت شتاب آلودی به منطقه خطر نزدیک می شود. آنچه هر هفته در این فوتبال می بینیم، بسان یک جنگ گلادیاتوری به سبک روم باستان است که باید در نهایت یکی از طرفین قربانی شده و نعش آن از زمین بیرون برود. یک خشونت افسارگسیخته و بدون کنترل که از درون مستطیل سبز تا بیرون آن را در بر می گیرد، به روی سکوها تعمیم می یابد و حتی رسانه ها را نیز در می نوردد. در این فوتبال همه از همه طلبکارند و گویی برای ستاندن طلب خود وارد میدان مبارزه می شوند و می خواهند با هر وسیله و هر ابزاری آن را از طرف مقابل بگیرند. کینه، عداوت، خشم و نفرت پیرنگ اصلی این داستان هولناک هستند که هر هفته و در همه میادین تکرار می شوند و هر چه جلوتر می رویم، غلظت آن بیشتر و بیشتر می شود.

این چکیده و جانمایه فوتبال در ایران است و فرقی نمی کند که چه مسابقه ای را نظاره کنیم؛ از تیم ملی گرفته تا لیگ برتر، از لیگ یک گرفته تا لیگ فوتسال همه جا آلوده به این خشم بی پایان شده که به شکل عریانی در تار و پود فوتبال رخنه کرده و عیان است. تا آنجا که حتی برای لمس آن نیاز به تماشای یک بازی نیست. حتی شنیدن اصوات یک بازی و فراتر از آن رویت تیتر روزنامه ها و سایت ها نیز برای درک خشونت جاری و ساری در فوتبال ایران کفایت می کند. خشونتی که از لابلای اصوات و تیترها بیرون می ریزد و فریاد می زند. خشونتی که سبب شده تا بابت آن تاوان های سنگینی را پرداخت کنیم. هنوز زهر ناکامی تلخ و دردآور جام ملت ها زیر زبان ماست. آنجا که خشونت نهفته در بدنه تیم ملی، درست در بزنگاه و کلیدی ترین مقطع در بازی نیمه نهایی برابر ژاپن ما را زمین زد و حمله دسته جمعی به داور برای اعتراض به یک صحنه ساده، آن گل مضحک را به همراه داشت تا ناگهان همه جلال و جبروت تیم فروپاشیده و نابود شود. خشونتی که حتی پس از غرق شدن در چاه ویل ناکامی نیز فراموشمان نشد تا سردار آزمون و بقیه در یک صحنه حیرت آور در ثانیه های پایانی، مستطیل سبز را با رینگ خونین اشتباه گرفته و پنجه بر گلوی حریف بکشند. رفتاری که حتی در رینگ نیز خطا محسوب می شود و نمونه مشابهی ندارد.

این ناکامی تلخ و تاوان بزرگ اما باز هم آینه عبرت فوتبال ایران نشد. گویی برای ما اهمیتی ندارد که خشم و عصیان چه هزینه گزافی به ما تحمیل می کند و ما فوتبال بازی می کنیم تا از هم انتقام بگیریم! انتقامی با طعم خون که تنها با مرگ طرف مقابل ماموریت پایان خواهد یافت. همین هفته خشم و عصیان حرف نخست لیگ بودند. در اهواز پس از پایان بازی فولاد و استقلال، هوادار استقلال با اصابت یک سنگ از سوی هواداران فولاد به کما رفت. در جنگی که مادر هوادار مضروب آن را به جنگ داعشی ها تشبیه کرد! منشا مهاجم آفریقایی استقلال ناگهان با مشت و لگد به تماشاگر متعرض اهوازی حمله کرد و چند ساعت بعد فرهاد مجیدی مربی آبی ها نیمه های بامداد پس از تخلف در اتوبان های تهران با مامور پلیس درگیر شد! علیرضا حقیقی با 4 سال سابقه لژیونری در اروپا و بیش از 50 بازی ملی در قامت یک بوکسور هوس کرد تا قدرت هوک هایش را روی بینی معاون استقلال آزمایش کند و او را روانه اتاق عمل نمود. در تهران و بازی پرسپولیس و صنعت نفت، بازیکنان با هر بهانه ای بی محابا به هم حمله ور می شدند تا بیشتر از فوتبال، درگیری ببینیم! در تبریز این سناریو به شکل دیگری در بازی تراکتور و سپاهان تکرار شد و عجیب آنکه در آن تماشاگران نیز سهم خود را تمام و کمال ایفا کردند!

در فینال لیگ فوتسال برخورد فیزیکی و یقه گیری طرفین به سبک دعواهای قومی قبیله ای تنها اسلحه سرد و چاقوکشی کم داشت! اینها نمونه ای تلخ و ترسناک از اتفاقات یک هفته فوتبال ایران هستند. اتفاقاتی که با سرعتی اعجاب انگیز به سمت قتل و جنایت میل می کند و ظاهرا تا کشته ندهیم و خونی ریخته نشود، برای مهار این خشم و عصیان بی دلیل و بیهوده قرار نیست تصمیم بگیریم. با این روند، جنایت از رگ گردن به ما نزدیکتر است!

1

captcha
تازه ها
بیشتر