یادداشت / شناسه خبر: 94782 / تاریخ انتشار : 1397/12/4 17:14
|
در ادامه‌ی نقد سرمربی سایپا درباره بحران مالی

آنچه علی دایی نمی‌پرسد

فرشاد کاس‌نژاد / سایپا ۳۰ سال برای سکوهای خالی هزینه کرده، به قول علی دایی ۸۰ کارمند را در باشگاه به کار گرفته، میلیاردها و میلیاردها را خرج تیم کرده که نمایش حاصل از این پروژه را هیچ‌کس تماشا نکند.

فرشاد کاس‌نژاد / علی دایی لابه‌لای اعتراض‌هایش به بحران مالی باشگاه سایپا، حرف‌های درستی را به زبان آورده اما حرف‌های درست‌تری را نگفته که نگفتن آنها بیش از اغلاط مدیریت در سایپا، غلط است. علی دایی گفته: «کارخانه سایپا سایت را ۱۵ دقیقه باز می‌کند و چند صد میلیارد ماشین فروخته می‌شود، آن‌وقت چطور ممکن است کارخانه نتواند به باشگاه ۲ میلیارد تومان بدهد؟ این موضوع خنده‌دار است.»  اما علی دایی سوالات مهم‌تری را مطرح نمی‌کند و مساله کلیدی‌تری را نادیده می‌گیرد. در چند بند ببینیم علی دایی چه حرف‌هایی را نمی‌زند:
۱- کارخانه سایپا ۳۰ سال است که تیمداری می‌کند. ۳۰ سال تیمداری بدون جذب تماشاگر. چند بار از تهران به کرج رفتند و بالعکس اما تماشاگری پیگیر و واقعی پیدا نشد که نشد. سایپا ۳۰ سال برای سکوهای خالی هزینه کرده، ۳۰ سال بازیکن خریده، به قول علی دایی ۸۰ کارمند را در باشگاه به کار گرفته، میلیاردها و میلیاردها را خرج تیم کرده که نمایش حاصل از این پروژه را هیچ‌کس تماشا نکند. چه خوب بود اگر علی دایی در کارخانه سایپا یک بار برای مدیرانش تعریف می‌کرد که خودروسازان هیولای آلمان، باشگاه ورزشی حرفه‌ای ندارند و در چنین چالش بی‌ربطی شرکت نمی‌کنند. بزرگ‌ترین اسپانسرهای بزرگ‌ترین باشگاه‌ها شاید باشند اما باشگاهداری را کار خود نمی‌دانند. نمایشی را نمی‌سازند که ۳۰ سال بی‌تماشاگر باشد و ۳۰ سال برایش هزینه کنند و فوتبال را با هزار پارادوکس به مخمصه ببرند. ولفسبورگ و فولکس واگن مثال نقض برای بحث درباره تیمداری بیهوده‌ی تیم‌های بی‌تماشاگر کارخانه‌های دولتی خودروساز در ایران نیست. در ورزشگاه ۳۰ هزار نفری فولکس ۲۵ نفر از دوستان و اقوام بازیکنان و مربیان و اعضای هیات مدیره، بازی‌های ولفسبورگ را تماشا نمی‌کنند.

۲- علی دایی پیگیر حقوق بازیکنانش است و به‌عنوان مربی البته که مسوول است به بحران مالی معترض باشد. او به ۵ هزار نیروی انسانی اضافه در سایپا اشاره کرده: «شاید از صحبت‌های من ناراحت شوند اما کارخانه سایپا ۵ هزار نیروی اضافه دارد.» دایی اما به یک جریان مازاد و بیهوده در سایپا اشاره نمی‌کند، به تیمداری در طول ۳ دهه برای سکوهای خالی. این نیز به اندازه ۵ هزار نیروی انسانی اضافه فرضی که دایی به آن اشاره کرده، زیان‌آور است. دایی اما باشگاهداری کارخانه‌‌های خودروساز انحصاری در ایران را یک کار اضافه نمی‌داند، چون یک محل درآمد برای ورزشکاران است. اینکه پیکان و سایپا در دهه‌های پی در پی برای سکوهای خالی بازی کنند، برای علی دایی خنده‌دار نیست؟
۳- علی دایی را در این دیدگاه تنها ندانید. وحید هاشمیان که هر بار با حسرت از تعطیلی پاس تهران حرف می‌زند، یک بار از خود نمی‌پرسد که چرا در فوتبال آلمان پلیس یک شهر را مشغول تیمداری حرفه‌ای ندیده است؟ یک بار از خود نمی‌پرسد چرا در بوندس‌لیگا یک تیم بی‌تماشاگر پیدا نمی‌شود که ۴ دهه دوام بیاورد و هزینه‌هایش را پلیس هامبورگ یا پلیس مونیخ بپردازند؟ جواد نکونام که او نیز گهگاه از حسرت تعطیلی پاس حرف می‌زند، چطور؟ او از سال‌ها بازی در لالیگا این نکته را نیاموخته که بقای یک تیم بی‌تماشاگر به مدت ۴ دهه در سطح اول فوتبال یک کشور و با سرمایه‌گذاری پلیس چه آسیب‌هایی برای فوتبال دارد و چرا نظیرش در فوتبال حرفه‌ای سال‌های سال است که پیدا نمی‌شود؟ وحید هاشمیان و جواد نکونام که در فوتبال ایران از چهره‌های دانا و دنیادیده هم به نظر می‌رسند تا این اندازه ناآگاهانه و با دگم اندیشی به مساله تعطیلی پاس تهران می‌پردازند. آنها در بوندس‌لیگا و لالیگا چه می‌کردند؟ آیا لازم نبود با مفاهیم حرفه‌ای آشنا شوند؟
۴- علی دایی تجربه کار در باشگاه نفت تهران را هم دارد، تیم بی‌تماشاگری که بدون بودجه‌های بادآورده به همان سرنوشتی دچار شد که هر تیم بی‌تماشاگر دیگری هم در یک اقتصاد سالم و آزاد دچارش می‌شود. وقتی یک تیم مثل نفت تهران، بدون تماشاگر و بدون قابلیت درآمدزایی بود اما به لطف بودجه‌های پیشین از وزارت نفت رشد کرد، اگر چه تیم موفقی در فوتبال ایران محسوب می‌شد اما به‌عنوان یک شرکت ورزشی صاحب ارزش واقعی در مقایسه با هزینه‌هایش نبود. بی‌هوادار بود و توانایی ایجاد درآمد نداشت و در فوتبال خصوصی هرگز بخش خصوصی را برای سرمایه‌گذاری ترغیب نمی‌کرد اما به لطف اغلاط بنیادین در اقتصاد فوتبال ایران فربه شده و قدرت گرفته بود.
این نشان تجاری - ورزشی چه قیمتی داشت؟ بنگاهی که زیان‌آور است و بدهی به بار آورده و سرنوشتش جز برای بازیکنان و مربیان و عوامل اجرایی باشگاه دغدغه هیچ‌کس نیست و نباید هم باشد. خریدار این نشان تجاری - ورزشی کیست؟ کدام سرمایه‌گذار با کدام اهداف روشن اقتصادی وارد چنین کارزاری می‌شود که به طور مثال امتیاز نفت تهران را بخرد، بدهی‌های انباشته‌اش را بپردازد و برای فصل بعد نیز لابد با چند ده میلیارد هزینه به موفقیت در لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا فکر کند؟ موفقیت برای چه کسی؟ موفقیت برای ایجاد کدام اتفاق که مثلا برای اهداف تبلیغاتی در بخش خصوصی جذاب باشد؟ نفت تهران کدام جذابیت را برای کدام مخاطب ایجاد می‌کند؟ تیم بی‌طرفدار هرگز با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی به بالاترین لیگ فوتبال نمی‌رسد و اگر بخش خصوصی سرمایه‌گذاری در تیمی بی‌طرفدار را تجربه کند، آخرش به ما یادآوری خواهد کرد که آن سرمایه‌ها از چه طریقی کسب شده بود و در فوتبال خرج می‌شد، همانطور که پاسخ چرایی سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در راه‌آهن چند فصل پیش را با خبر فساد بزرگ اقتصادی مالکش گرفتیم و علی دایی تجربه کار در آن باشگاه را هم داشت.
۵- علی دایی در مطرح نکردن این بحث‌ها تنها نیست. مجید جلالی وقتی مربی پیکان بود، حتی همه چیز را وارونه تعریف می‌کرد. مجید جلالی فوتبال را جور دیگری فهمیده و عاشق تیم‌های بی‌طرفدار است. او در مصاحبه‌ای گفته بود: «با این نظر بعضی‌ها که معتقدند تیم‌های بی‌طرفدار تهرانی باید به تیم‌های پرطرفدار دسته‌اولی یا شهرستانی انتقال داده شوند شدیداً مخالفم چون اعتقاد دارم اینگونه تیم‌ها فرصتند. کارهای خدمتی مربوط به چنین تیم‌هایی است اما کارهای مصر‌ف‌گونه مختص تیم‌های اغلب پرطرفدار است و در اینکه بعضی‌ها از تیم‌های کم‌طرفدار تهرانی ایراد می‌گیرند مثل این است که مربیان سازنده را قبول ندارند و مربیان مصرفی که جام می‌آورند را می‌پسندند، البته در این مبحث باید به این نکته اشاره کنم که پیکان در ورزشگاه شهر قدس و بازی‌های خانگی‌اش سه، چهار هزار هوادار دارد. دو، سه هزار طرفدار حمایت خوبی از پیکان انجام می‌دهند و من از این موضوع رضایت دارم. کلاً مربیانی که خیلی تکیه بر تماشاگر داشتند فقط در مقطع زمانی کوتاه از آن سود بردند اما در مجموع ضرر کرده‌اند.»
در حرف‌های جلالی تا بخواهید غلط پیدا می‌کنید. اشتباه پشت اشتباه. اول اینکه کسی خواستار انتقال تیم‌ها نیست و مساله این است که اساسا چرا برای تیم بی‌طرفدار میلیاردها و میلیاردها هزینه می‌شود؟ نکته دوم اینکه سازندگی در تضاد با هوادار نیست و این حرف‌ها را جلالی از کجا می‌آورد که باید باشگاه بی‌هوادار بسازیم تا بازیکن ساخته شود؟ نکته سوم اینکه پیکان سه چهار هزار هوادار ندارد و در اکثر بازی‌هایش ۱۰۰ نفر هم در ورزشگاه حضور ندارند. نکته آخر و عجیب‌تر اینکه مربیان از کار در تیم پرطرفدار چه ضرری می‌کنند؟ بله، جلالی در این زمینه حق دارد، چون می‌تواند در پیکان هر هفته ببازد و هیچ‌کس هم از او نپرسد چه می‌کنید! نه آقای جلالی، فوتبال با هوادار معنا دارد و اسم این بازی که شما در تیم‌های بی‌هوادار دنبالش هستید، فوتبال نیست، یک ورشکستگی و باخت پنهان است. برای شما دلپذیر است اما برای فوتبال مفت نمی‌ارزد اما همچنان ببازید، هیچ‌کس ملالی ندارد.
۶- بازهم برگردیم به علی دایی. از او توقع داریم که همیشه حرف‌های عاقلانه‌اش را بشنویم، توقع داریم دغدغه فوتبال داشته باشد، نقد کند، بحث کند و در چالش‌های سخت‌تری شرکت کند. او به درستی از بحران مالی در سایپا انتقاد می‌کند اما کاش این سوال اساسی‌تر را بپرسد که چرا تیم‌های بی‌تماشاگر چند دهه از بودجه‌های بزرگ بهره می‌برند و تیم‌های پرتماشاگر در شهرهایی که فوتبال در آنها زنده است، ریالی از این بودجه‌ها پیدا نمی‌کنند؟ این تبعیض محصول خصوصی نبودن اقتصاد فوتبال است. سرمایه‌گذار واقعی فوتبال هرگز برای تیم بی‌تماشاگر یک ریال خرج نمی‌کند و سرمایه‌اش را تا ریال آخر پای تیمی می‌ریزد که هوادار دارد، چون می‌داند که درآمد یک باشگاه را هوادار می‌سازد. بله آقای دایی، ماجرا از این قرار است. سایپا فقط نباید به پرسش‌های شما درباره چند ماه بی‌پولی پاسخ بدهد، بلکه چراهای بزرگ‌تری هم باید مقابلش گذاشت.

captcha
تازه ها
بیشتر