ورزش ایران / شناسه خبر: 94208 / تاریخ انتشار : 1397/11/26 14:42
|
از جشنواره فجر تا فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی

ردپای آشکار ورزش در سینما

ردپای آشکار ورزش در سینما

وصال روحانی/ رد‌پای ورزش در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر که دوشنبه شب با معرفی فاتحان در تهران پایان گرفت، بیش از هر زمانی آشکار بود. سناریوی فیلم «ایده اصلی» به کارگردانی آزیتا موگویی را که البته برخی می‌گویند کلاً فیلم خوبی نیست، امیر عربی نوشته که کارش را بیش از 15 سال پیش با ورزشی‌نویسی در روزنامه جهان فوتبال شروع کرد و یکی از بازیگران اصلی این فیلم نیز پژمان جمشیدی است که بی‌نیاز از معرفی است.

موضوع اصلی «سونامی» که کارگردانی آن را میلاد صدرعاملی صورت داده، پیرامون تکواندو و تبعات داخلی و خارجی آن است و با اینکه رل اصلی را به بهرام رادان سپرده‌اند اما به نظر می‌رسد او تدارکات مفصلی را در این راه پشت ‌سر گذاشته است و البته «غلامرضا تختی» را هم که ساخته بهرام توکلی است در این جشنواره داشتیم و این فیلم طبعا زندگی آن قهرمان فناناپذیر کشتی ایران و جهان را توضیح می‌دهد.

 

---

اگر بحث «تختی» را به سبب اهمیت بسیار فزون‌تر آن و لزوم پرداخت وسیع‌تر به این فیلم و هر اثر سینمایی دیگر مرتبط با تختی به آینده بسپریم، در ‌مورد سایرین می‌توان همین امروز و با بارقه‌هایی متفاوت از ترس و امید سخن گفت و شکل‌گیری هرچه بیشتر این تصور و ایده را که ورزش جدا از هنر نمایش و سینما نیست، به بوته نقد و بررسی گذاشت.

مهران مدیری که البته در جشنواره امسال فجر و اکثر ادوار دیگر آن غایب بوده است، همیشه در تیم نویسندگی خود از ورزشی‌ها بهره گرفته و امیرمهدی ژوله که بعداً به این باور رسید که می‌تواند بازیگر سینما هم باشد، از شروع‌کنندگان این روند در جمع داستان‌نویسان و سناریست‌های مرتبط با مدیری بود و امروز که او مستقل شده، امیر وفایی یک ورزشی دیگر مسوولیت‌های او را بر‌عهده گرفته و رییس تیم نویسندگی برنامه‌های مدیری به شمار می‌آید.

علی انصاریان که در دوره حضورش در مسابقات فوتبال نیز به اعتراف خود همیشه در نقطه‌ای می‌ایستاد که دوربین‌ها قادر به شکار تصاویر او از نزدیک و کلوزآپ‌های دلخواهش باشند (بی‌خیال خطر گل خوردن تیم خودی!) پس از مطرح شدن در برخی سریال‌های تلویزیونی مرتبط با مهران غفوریان به بازیگر ثابت سینما و در قدم بعدی به یک تهیه‌کننده فیلم‌های سینمایی تبدیل شد و در یک ماه گذشته اپیزودهایی از سریال تلویزیونی «محکومین» با بازی او در حال بازپخش از شبکه تماشا بوده است و وی در اواخر مجموعه 110 قسمتی «کیمیا» نیز یکی از «آدم بد»های قصه بود.

 

---

هادی ساعی که خشکی رفتارش مقابل دوربین بیش از آنی است که وی را به یک هنرپیشه مسلط و قوی تبدیل کند، در پنج سال اخیر در حداقل دو سریال تلویزیونی و چند فیلم سینمایی رؤیت شده و قدیمی‌ترها از یاد نبرده‌اند که محمدعلی فردین پیش از تبدیل شدن به «سلطان قلب‌ها» و بچه فقیری که فرجام علاقه‌مندی‌اش به زنانی از طبقات مرفه معمولاً متقاعد کردن آنها به مثبت و آینده‌دار بودن این وصلت‌ها بود، روی تشک کشتی در اواخر دهه 1320 شمسی تا کسب مدال نقره مسابقات قهرمانی جهان پیش رفت. عزیز اصلی دروازه‌بان پرسپولیس و تیم ملی که چه مقابل و چه پشت دوربین برای هر کتک‌کاری و دعوایی آماده بود، در قریب به 10 فیلم سینمایی در سال‌های پایانی دهه 1340 و اوایل دهه 1350 نقش‌های معمولاً سوم و چهارم را ایفا کرد و سریال «پژمان» که پژمان جمشیدی را پس از سال‌ها فروغ نسبی در فوتبال به یک سوپراستار سینمایی تبدیل کرد، پای امثال رهبری‌فرد، درخشان، موسوی، محمدی، برهانی و حیدری را نیز برای دقایقی اندک و سکانس‌های کوتاه به صفحه تلویزیون باز کرد و البته حجم تصاویر اختصاص ‌یافته به درخشان و بهروز کاستاکورتا در این سریال آنقدرها هم اندک نبود.

شاید عده‌ای بگویند از ورزش و ورزشی‌ها و حتی پژمان جمشیدی که حالا بازی در صحنه بسیار دشوارتر و حرفه‌ای‌تر تئاتر را نیز پشتوانه خود دارد، فقط استفاده‌های ابزاری و تبلیغاتی در صحنه سینما شده و وقتی حجم و چگونگی حضور سلطان ابدی سرخ‌ها یعنی علی پروین را در یک فیلم سینمایی دیگر مرتبط با فوتبالیست‌ها به یاد می‌آوریم، نمی‌توانیم این فرضیه را به کلی رد کنیم. با این حال هر سال که می‌گذرد، ورزشی‌ها بیشتر به هنری‌ها یادآور می‌شوند که سینما و تلویزیون بدون آنها کامل نیست. دیگر لازم نیست پژمان بازغی و کامبیز دیرباز از عشق محو نشدنی خود به پرسپولیس بگویند و محسن تنابنده و پیمان معادی به استقلالی بودن خود ببالند، زیرا نفوذ ورزشی‌ها به صحنه هنر آنها را به پرچمداران پیشرو ورزش در صحنه هنر تبدیل کرده است.

علیرضا حیدری اخیرا رل اول فیلم «من یک ایرانی‌ام» را ایفا کرده و سینما هرگز از وسوسه به‌کارگیری زنده‌یاد ناصر حجازی خوش‌سیما و جذاب در فیلم‌های مختلف رها نشد و این پیوندی است که هر دو سو به آن نیازمند هستند و علاقه شگرفی را به آن نشان می‌دهند و طبعا این قصه همچنان ادامه خواهد یافت.

 

captcha
تازه ها
بیشتر