ورزش ایران / شناسه خبر: 93847 / تاریخ انتشار : 1397/11/17 12:10
|
گفت‌وگو با سونامی تکواندو که از روزهای اوجش فاصله دارد

عاشورزاده: ابتدا باید «خودم» را شکست بدهم

من فهمیدم که شاید بزرگ‌ترین و سخت‌ترین حریفم «خودم» و به‌واقع نقس پرتوقع و مغرورم باشد. چیزی که درونم بود و به غلط این باور را ایجاد می‌کرد که قطعاً قهرمان می‌شوم.

وصال روحانی - فرزان عاشورزاده دو سه سالی است که آن درخشش گذشته را ندارد، درخششی که سبب شد اعضای جامعه جهانی تکواندو وی را «سونامی» این ورزش بخوانند و با کسب مدال طلای قهرمانی جهان 2015 در وزن تخصصی‌اش نشان بدهد که سزاوار همه ستایش‌هایی است که از وی صورت پذیرفته است. فرزان که 22 ساله و بچه عباس‌آباد مازندران است و در مسابقات تکواندوی قهرمانی آسیا 2014 و 2018 هم به ترتیب به طلا و نقره وزن 58 کیلو دست یافته و در بازی‌های آسیایی 2014 و 2018 هم به ترتیب صیاد طلا و برنز این وزن بوده، می‌گوید همین‌که از 2014 به بعد در هر سال حداقل دو مدال ارزشمند رسمی از مسابقات جهانی و قاره‌ای و المپیک‌وار برای کشورمان کسب کرده، مایه افتخار برای اوست. نگاه فرزان به آینده هم نگاهی از سر خوشبینی صرف است و اعتقاد دارد نه فقط توان یورش به سوی طلای المپیک 2020 توکیو را دارد، بلکه هر دو المپیک بعدی نیز می‌تواند با توجه به سن اندک وی محلی برای حضور و جولان مجدد او باشد. فرزان البته حساب همه رقابت‌های پیش رو با حساسیت و دقت را دارد و تمرینات هر روزه‌اش در اردوی ملی زیر نظر فریبرز عسگری با همین دیدگاه و بر مبنای حضور قدم به قدم او در رقابت‌های‌ مختلف موجود تنظیم و اجرا می‌شود

***

‌ آقای فرزان، ظاهراً باز هم راهی خارج هستی.
 همینطور است. 21 بهمن همراه با یک تیم باشگاهی راهی تورنمنتی بین‌المللی در ترکیه می‌شویم که هم قسمت نوجوانان دارد و هم بخش بزرگسالان و البته در بخش دوم فقط من از جمع ملی‌پوشان در صحنه حاضر هستم.

‌ آیا بهره‌ای بزرگ هم از این پیکارها برای شما متصور است؟
 بله، امتیازات کسب شده هر ورزشکار مبنای راهیابی به المپیک هم خواهد بود و در نتیجه هدفم اول شدن در وزنم و کسب 10 امتیاز مربوطه است و آنگاه در تورنمنت‌های انتخابی بعدی به سراغ امتیازات دیگری می‌روم که برای راهیابی به «توکیو 2020» به آن نیاز است.

رقابت بعدی‌تان کدام خواهد بود؟
 تورنمنت کیش را داریم و این مسابقه‌ای است که قرار است تمام ملی‌پوشان و واجدان شرایط حضور در مسابقات جهانی 2019 و المپیک 2020 در آن شرکت کنند و من نیز روی آن تمرکز بالایی کرده‌ام.

تا آنجا که ما می‌دانیم تورنمنت‌های بعدی انتخابی المپیک نیز در طول سال 2019 یکی بعد از دیگری برگزار می‌شوند.
بله، مهم‌ترین آنها را در خاک ایتالیا، چین، روسیه و بلغارستان خواهیم داشت و اینها مکان‌هایی است که می‌تواند به ما در راه کسب امتیازات لازم برای حضور در المپیک یاری برساند. من فکر می‌کنم با این آمار بالا و پشتوانه‌ای که داریم دو سهمیه باقی‌مانده المپیک را بگیریم و دو سهمیه هم که کم و بیش از قبل کسب شده است.

آقای عاشورزاده، چه شد که در بازی‌های آسیایی 2018 در جاکارتا طلا نگرفتی؟
نهایت تلاشم را کردم اما نشد و به بیش از برنز نرسیدم. با حریف ازبکستان در نیمه‌نهایی به مشکل خوردم و با دو امتیاز اختلاف به او باختم.
من فکر می‌کنم بخشی از مشکلات عظیم مرتبط با من از توقعات فراوانی برخیزد که خودم به‌خاطر فتوحات بزرگ اولیه‌ام نزد مردم ایجاد کرده‌ام.

منظورت چیست؟
منظورم این است که آن مدال‌های متعدد در سال‌های 2013 تا 2015 و لقبی که رویم گذاشتند (سونامی) سبب شد مردم هیچ چیز جز طلا را از من نپذیرند و حتی نقره را یک شکست بزرگ برای من بدانند، حال آنکه در دنیای ورزش‌های رزمی هیچ چیزی ثابت نمی‌ماند و هیچ ورزشکاری نداریم که همیشه قهرمان شود و این جور چیزها مقطعی و فصلی است و هر ورزشکاری پس از چند برد ناگزیر در مسیر خطرات بعدی و شکست‌های حاصل از آن قرار می‌گیرد.

مهم این است که بعد از هر باخت به‌پاخیزد و به شرایط اوجش برگردد.
من در جاکارتا از آمادگی لازم برخوردار بودم اما رقبای من هم بیکار ننشسته و نهایت توان خود را به‌کار گرفته بودند.
در هر حال امیدوارم در آینده بسیار نزدیک جبران مافات کنم و البته این ناکامی خاص را چون مربوط به بازی‌های آسیایی می‌شود، برای جبرانش باید تا دوره بعدی (2022) همین رقابت‌ها صبر پیشه کنم.

و حتماً به جبران ناکامی‌ات در المپیک ریو هم فکر می‌کنی؟
بله، المپیک 2016 درس بزرگی به من داد و ثابت کرد هیچ نتیجه و بردی قطعی نیست و هر رویدادی را در صحنه ورزش می‌توان انتظار کشید. قبل از شروع آن مسابقات هم باور خودم و هم دیدگاه هواداران این بود که من فقط برای صید طلا به روی صحنه می‌روم اما شکست تلخ و زودهنگام در آن مسابقات و پرپرشدن طلایی که به آن چشم داشتم، حقایق بسیاری را برایم آشکار کرد و به‌واقع بخش عمده‌ای از نگاه من به ورزش قهرمانی را عوض کرد.

حالا چطور به این دنیا نگاه می‌کنی؟
 من فهمیدم که شاید بزرگ‌ترین و سخت‌ترین حریفم «خودم» و به‌واقع نقس پرتوقع و مغرورم باشد. چیزی که درونم بود و به غلط این باور را ایجاد می‌کرد که قطعاً قهرمان می‌شوم. با این اوصاف من از آن پس همیشه نخستین حریفم را «خودم» پنداشته و کوشیده‌ام ابتدا خودم را از پای درآورم و پس از آن به سوی رقبا خیز بردارم. باید به‌شدت تمرین و تلاش کرد و قهرمانی‌ها را خواست و البته از آسان‌نگری‌ها و غرورها به‌شدت پرهیز کرد و البته باید یک برنامه تدارکاتی و تمرینی بسیار خوب هم داشت.

اگر قرار باشد بین حریفان یکی دو تا را سخت‌تر از بقیه بدانی و اسباب اذیت‌ات شده باشند و کارت مقابل آنها گره خورده باشد، به کدامیک اشاره خواهی کرد؟
با تأکید چند باره بر اینکه همه حریفان من خوب هستند و خواهند بود و در تکواندو و کل ورزش‌های رزمی هیچ عامل اطمینان و مسأله حتمی وجود ندارد، نام دو کره‌ای را می‌آورم که البته کشورشان همیشه قطب اصلی این ورزش و رقیب بزرگ ایران بوده است. آنها جان جونگ و تی هون کیم نام دارند. لازم است بگویم در سال‌های اخیر اسپانیا و روسیه هم تکواندوکاران بسیار خوبی در وزن 58 کیلو داشته‌اند و کلاً کمتر رقیبی است که در سطح بالای این ورزش و در مسابقات قهرمانی جهان یا جام جهانی آن (که با قهرمانی جهان فرق دارد) شرکت کند و توانایی بالا و فنی لازم را نداشته باشد.

با این اوصاف بالاترین پیروزی عمرت و به‌واقع شیرین‌ترین خاطره زندگی‌ات را کدام واقعه می‌دانی؟
کسب نخستین طلای مسابقات قهرمانی جهانی‌ام در سال 2015 در خاک روسیه از نظر خودم مهم‌ترین بوده است زیرا مرا به تارک رشته‌ام نشاند و دنیایی از تبلیغات و تحسین‌ها را شامل حالم کرد اما به‌نظرم می‌آید که برای مردم ایران قهرمانی‌ام در بازی‌های آسیایی 2014 در اینچئون کره جنوبی دستاورد مهم‌تری بوده است.

هدف و آرزوی بزرگ بعدی‌ات چیست. البته با ظن قوی حدس می‌زنیم که قهرمانی در المپیک توکیو و جبران ناکامی‌ات در المپیک ریودوژانیرو از این طریق باشد.
 این یکی از اهداف بزرگ من است اما ماجرا برای من اصلاً به همان ختم نمی‌شود و چون متولد 1375 هستم دنیایی از مسابقات و رقابت‌های بعدی نیز به‌روی من لبخند می‌زنند و آرزوهای من قطعاً دو سه سال بعد چیزهای دیگری خواهند بود و این صرفنظر از هر چیزی است که در «توکیو» شکل گیرد.

---

 بین بچه‌های موفق تکواندوی ایران که تعدادشان در 35 سال اخیر اصلاً اندک نبوده است، کدامیک را الگوی فنی و کاری خود قرار داده بودی؟
 با ادای احترام به تمام ورزشکاران بزرگ گذشته دور و نزدیک، من ارادت خاصی به روش مسابقه دادن و سبک مبارزاتی مهدی بی‌باک داشتم و او واقعاً یک غول جهانی در وزنش بود. من بعداً این افتخار را یافتم که با سرمربی شدن وی در تیم ملی شاگردش هم بشوم. او جنگنده‌ای خستگی‌ناپذیر بود و «دوز» فنی‌اش هم به سطح چشمگیری می‌رسید.

 و بین خارجی‌ها؟
 بیشتر از همه دای هون لی کره‌ای را تحسین می‌کرده‌ام. البته او متعلق به وزن من نیست و در منهای 68 کیلو به میدان می‌آید و از 2016 تا 2018 بی‌شکست ماند و چه بسیار قهرمانان قدرتمند که مقابل سد او متوقف و ناکام شدند.

کدام مربی بیشترین تأثیر مثبت را روی شما گذاشته است؟
 از تمام مربیانی که به من کمک کرده اند، تشکر می‌کنم و برایشان ارج و احترام قایلم اما اسم آقای مهرداد ساعدی را می‌آورم که نخستین مربی من در سلمان‌شهر مازندران بود و بسیاری از امور مهم و اولیه را به من آموخت و همیشه مدیون او هستم.

به‌عنوان یک فرد‌ زاده مازندران و درگیر اردوهای متعدد ملی در تهران، بیشتر در کدامیک از این دو منطقه اقامت داری؟
 به‌خاطر اردوهای تقریباً همیشگی تیم ملی در تهران 5 سالی است که به پایتخت کوچ کرده‌ام اما از هر فرصتی برای سر زدن به شهر و دیارم در مازندران و تجدید دیدار با آشنایان استفاده می‌کنم.

چگونه آنطور توفان‌وار در ورزش تکواندو ظهور کردی. یادمان می‌آید که چطور در سال‌های 2012 و 2013 به اوج حرفه‌تان صعود کردید و رگبار مدال‌هایتان شروع شد.

 پشتوانه کار من و دلیل توفیق‌هایم چند فاکتور عمده بوده است. یکی اینکه همیشه عاشق ورزش و حرفه‌ای بوده‌ام که به آن اشتغال داشته‌ام و دوم اینکه عهد بسته‌ام به‌شدت و سفت و سخت تلاش کنم و هرگز از کوشش باز نایستم و البته ناامید نشوم. من دفترچه‌ای دارم که هر روز سیر حرکات و پیشرفت‌هایم را در آن می‌نویسم و براساس آن برای روزهای بعدی برنامه می‌ریزم. البته باید تأکید کنم که به‌رغم تمام تمرینات و تلاش‌ها و مراقبت‌ها سهم شما نمی‌تواند همیشه طلا باشد. زیرا یک ضربه ناغافل و بدون مقدمه و کارآمد هم کافی است تا تمام نقشه‌هایتان خنثی و تلاش‌های چندساله‌تان محو و بی‌اثر شود. براین اساس گاهی می‌برید و گاهی می‌بازید و مهم این است که با تلاش فزاینده همیشه بین مدعیان قهرمانی حضور داشته باشید.

 

مسابقات تکواندوی قهرمانی جهان 2019 کمتر از سه ماه دیگر (اردیبهشت 1398) در شهر منچستر انگلیس برگزار می‌شود. آیا واقعاً امکان دارد که با رسیدن به سکوی نخست این رقابت‌ها برای سومین بار در تاریخ حیات‌مان قهرمان قسمت تیمی شویم.
 بله، امکانپذیر است ولی هر اتفاقی که می‌خواهد رخ بدهد، ابتدا باید خودمان این نکته کلیدی را بدانیم که در سیستم جدید امتیازدهی در این ورزش و با احتساب 8 وزنی بودن تکواندو، ایستادن بر سکوی نخست تیمی بدون کسب یکی دو طلای انفرادی غیرممکن خواهد بود و این به سبب فاصله امتیازی زیادی است که بین مدال‌های سه رنگ این مسابقات وجود دارد. با شرایط فعلی چهار پنج برنز هم بگیرید، هرگز قهرمان تیمی نخواهید شد اما با یک طلا و یک نقره و دو برنز هم شاید به سکوی اول جلوس کنید. ما ورزشکاران باکیفیتی داریم و با تمام وجود هم می‌جنگیم و امیدوار نیز هستیم ولی باید ببینم چه می‌شود و سرنوشت چه چیزهایی را برای ما رقم خواهد زد.

و سوال آخر که شاید مهم‌ترین سوال هم باشد این است که با رقابت حاد شما با آرمین‌ هادی‌پور در وزن 58 کیلو که برای تصاحب پیراهن ثابت تیم ملی در این وزن است و البته همه می‌دانیم که پیکار پاک و شرافتمندانه‌ای بوده است، چطور برخورد کرده‌ای؟
 بسیار خوشحال و مفتخرم که یک حریف داخلی اینقدر توانا دارم و وجود وی باعث شده من فشار بیشتری را به قصد ارتقای هرچه فزون‌ترم به لحاظ فنی به خودم بیاورم و هرچه بیشتر بالا بیایم و بهتر شوم و پیراهن ملی را کسب کنم و قطعاً هادی‌پور نیز همین روال و روند را در دستور کار خود دارد. هر دو مطمئنیم که هر کس بهتر و آماده‌تر باشد و بیشتر تلاش کند پیراهن ملی را به‌دست می‌آورد و این امر انگیزه هر دوی ما را بالاتر برده است. این بهترین اتفاقی است که امکان داشت برای هر دوی ما رخ بدهد و چالشی است که هر دو نفر را به‌سوی مدال‌های مرغوب‌تر و افتخارات بیشتر رهنمون می‌کند و این خودش یک نوع خوشبختی است..

 

captcha
تازه ها
بیشتر