ورزش ایران / شناسه خبر: 93259 / تاریخ انتشار : 1397/11/5 16:57
|
توقع دارید استرالیا را ببریم؟

صمد نیکخواه بهرامی: دعوتم کنند، به تیم ملی می‌آیم / از این لیگ، ستاره بیرون نمی‌آید

همچنان مشتاق حضور در مسابقات مختلف از جمله دیدارهای ملی هستم و تا وقتی تأثیرگذار باشم و مربیان بخواهند، به این ورزش و تیم ملی خدمت خواهم کرد.

وصال روحانی - صمد نیکخواه بهرامی با 35 سال سن، متولد تهران، دارای مدرک لیسانس تربیت بدنی، صاحب یک دختر 8 ساله به نام ویانا که مثل پدر قهرمانش شیفته بسکتبال است، از اعضای بارز نسل طلایی بسکتبال ایران است، نسلی که از 2007 به بعد سه بار قهرمان آسیا شده و پنجه طلایی چین را در این رشته شکسته و با اینکه به سبب پا گذاشتن به ایام میانسالی (و پیری ورزشی) اینک جبروت گذشته را ندارد، هنوز در صحنه حاضر و مؤثر است. صمده از سال‌ها حضورش در صحنه‌های مختلف ورزش حرفه‌ای اندوخته‌ای کلان را فراهم آورده و مالک یک تولیدی لباس ورزشی و یک باشگاه ورزشی در تهران هم هست و بیزینس‌های دیگری هم می‌کند اما استمرار نیاز تیم ملی بسکتبال نیز به او غیر‌قابل انکار است و حالا که بسکتبال ایران برای حتمی کردن حضورش در مرحله نهایی جام جهانی 2019 به فتح یکی از دو دیدار باقیمانده‌اش در مرحله مقدماتی (اسفند ماه مقابل ژاپن و استرالیا در تهران) کم و بیش نیازمند است، حضور او می‌تواند کارگشا باشد. به این مناسبت با او تماس گرفتیم و البته حرف‌ها و سؤالات فراوان دیگری هم مطرح شد.

آقا صمد، شما را ماه آینده مقابل ژاپن و استرالیا در میدان حاضر خواهیم دید؟
نمی‌دانم. از آقای مهران شاهین‌طبع سرمربی تیم ملی بسکتبال بپرسید.
 
این یعنی اگر دعوت شوی، با کمال میل خواهی آمد؟
صددرصد و به آن افتخار هم می‌کنم. اصلاً شما یک ورزشکار در هر رشته‌ای را بیابید که میل و آرزوی حضور هرچه بیشتر در مسابقات ملی را نداشته باشد.
 
به نظر می‌رسد حتی اگر در هر دو بازی باقیمانده هم ببازیم، به عنوان یکی از هشت نماینده آسیا صعود خواهیم کرد؟
برآوردتان درست است زیرا اندوخته قبلی ما بخصوص بردی که چندی پیش در زمین فیلیپین کسب کردیم، بار ما را بست و تنها راه عدم صعودمان ثبت نتایجی بسیار متفاوت و ضد‌و‌نقیض برای رقبای ما در هفته آخر مرحله انتخابی است که بعید است چنین شود. با این وجود چون امکان دارد برخی «کشورهای صعود کرده از قبل» با تمامی توان خود به میدان نیایند و به ذخیره‌های خود میدان بدهند واین امر راه پیروزی‌های رقبای ما در امر صعود را هموار کند و آن «یک‌درصدی» که بخت حذف ما را شکل می‌دهد، تحقق یابد، لازم است که دو دیدار اسفندماه را به غایت جدی بگیریم و با بردن یکی از آنها صعودمان را حتمی و هر حرف و حدیثی را تمام کنیم. ما باید هرچه توان داریم، ارائه کنیم.
 
پس از 15 سال عضویت در تیم ملی بزرگسالان آیا احساس پیری و دلزدگی (از ورزش قهرمانی) نمی‌کنی؟
خیر ؛ همچنان مشتاق حضور در مسابقات مختلف  از جمله دیدارهای ملی هستم و تا وقتی تأثیرگذار باشم و مربیان بخواهند، به این ورزش و تیم ملی خدمت خواهم کرد.

عملکرد و نحوه کار تیم ملی فعلی‌مان را چگونه می‌بینید؟
تیم ملی هر ورزش و هر رده‌ای نه فقط بر‌اساس عملکرد خودش بلکه توش و توان رقبا هم ترسیم می‌شود. یعنی اگر شما خوب یا بد هستید، یک قسمت عمده این ارزشگذاری به سطح و کلاس رقبایتان بر‌می‌گردد و شما نمی‌توانید خوب تلقی شوید بدون این‌که میزان توان حریفان شما مشخص گردد. بر این اساس ما در شرایط فعلی تیم خوبی داریم اما از سطح ایده‌آل قدری دور است.
 

رقبای قاره‌ای ما چه؟ آیا آنها رو به پیشرفته داشته یا عقبگرد کرده‌اند؟
فکر می‌کنم در یک نگاه کلی سطح بازی شماری از تیم‌های نامدار بسکتبال آسیا پایین آمده باشد و آنها چهره و قدرت گذشته را ندارند. در عین حال تیم‌های قطر و لبنان دائماً رو به پیشرفت داشته‌اند و اینک رقبای واقعی چغری هستند.
 
خود شما کدام سطح و استاندارد و چه میزان کلاس را برای این‌که تیم ملی کنونی ما موفق و «به‌روز» تلقی شود، الزامی می‌دانید؟
من جور دیگری به ماجرا نگاه می‌کنم و کلاً معتقدم هیچ سطح و رده‌ای کافی نیست و هرچقدر رشد هم که بکنید، یک کلاس و سطح و درجه بهتر و بالاتر هست که به سوی شما چشمک می‌زند و شما را دوت و وادار به تلاش‌های بیشتر برای رسیدن به آن جایگاه می‌کند. در همین راستا از همین ترکیب فعلی تیم ملی هم ثمرات و بهره‌های بیشتری قابل ابتیاع و بازی‌های برتری قابل کسب و ارائه است و باید در این زمینه اهتمام ورزید و بهترین بیلان ممکن را از نفرات تیم گرفت.
 
 
شرایط لیگ برتر بسکتبال را چگونه می‌بینید؟ آیا باعث رشد مجدد تیم‌های ملی خواهد شد؟
نه تنها باعث رشد نمی‌شود، اسباب نزول هم خواهد شد. لیگ ما در این شش هفت سال واقعاً تنزل کرده و برخی دیدارهای آن در پایین‌ترین سطح است و با این وضع ستاره‌ای بزرگ و قابل ذکر از درون این لیگ بیرون نمی‌آید. متأسفانه هیچ‌کس هم به این قضیه رسیدگی نمی‌کند و این در حالی است که باید واقعاً به داد لیگ رسید.
 
 
ریشه این ایراد و پایین آمدن سطح لیگ را در کجا و در چه عواملی می‌بینید؟
این معضل از زمانی پایه‌گذاری شد که تیم‌هیا بزرگ قبلی لیگ، یکی یکی رفتنی و منحل شدند و دیگر خبری از امثال صنام نشد و امسال مهرام هم برای دومین بار طی سال‌های ایخر به لیگ برتر پشت کرد. تیم‌هایی که رفتند و به واقع موتورهای محرکه لیگ و کل بسکتبال ما بوده‌اند، اغلب همان تیم‌های صنعتی و وابسته به کارخانه‌ها و متکی به سرمایه‌های دولتی بوده‌اند و با رفتن‌شان مشابه آنها وارد لیگ نشد تا بگویم جانشینان مناسبی داشته‌اند.
---
 
تیم‌های خصوصی چه؟
هیچ‌کس آنها را نفی نمی‌کند و قدم‌شان روی چشم و آمدن آنها به معنای مشارکت جمع عظیم‌تری از آدم‌ها و امکانات موجود در امر بسکتبال است و به تبع آن باید گرامی داشته شوند اما مسأله این است که رونقی که در بسکتبال ما دیده می‌شد، در درجه اول کار تیم‌های صنعتی و باشگاه‌هایی بود که سرمایه دولتی فزون‌تری داشتند و طبعاً به این ورزش سرویس بهتری می‌دادند. بسکتبال و پرداختن به آن به یکی از پایه‌های کارشان تبدیل شده بود. در هر حال قانونی وضع کردند مبنی بر این‌که واحدهای صنعتی و دولتی تیمداری نکنند و این تیم‌ها نیز کنار کشیدند و همسو با آنها رونق هم از این ورزش و بویژه لیگ آن رفت.
 

بنابراین باید به این نتیجه مستقیم رسید که عدم شرکت شما در لیگ امسال نیز محصول همین ایرادها و پرهیز شما از حضور در تیم‌های فعلی لیگ بوده است؟
قطعاً همین‌طور است. من نمی‌خواهم بگویم پول همه چیز است و مسائل بسیار مهم‌تری از این هم در ورزش داریم اما پولی هم که اینک اکثر تیم‌های لیگ به بازیکنان ولو شاخص بسکتبال کشور می‌دهند، به قدری معمولی و نازل است که به نفع ملی‌پوشان است به سمت آن نروند. هزینه شرکت فیزیکی و معنوی در یک لیگ را که مدت زمانی طولانی را دربر می‌گیرد، اصلاً دست‌کم نگیرید و پول قابل توجهی را شکل می‌دهد و پولی که اکنون باشگاه‌های لیگ می‌دهند، جوابگوی چنین چیزی نیست. من همین حالا در خیابان فقط راه بروم بیشتر از این درمی‌آورم!
 
 
پس این همه بازیکن چطور در همین لیگ حاضر و مشغول فعالیت‌اند؟
به نظر می‌رسد برخی بسکتبالیست‌های مطرح و شاخص فقط برای این‌که بدون تیم نمانند و در فرم لازم باشند، در این مسابقات شرکت می‌کنند و در مورد بقیه و غیر‌شاخص‌ها اظهارنظر نمی‌کنم، زیرا این پول شاید برای آنها کافی باشد. در هر حال اوضاع بدی شده و اگر به کسی برنخورد، باید بگویم اوضاع برعکس شده و به جای این‌که باشگاه و مربی و مسئول آن با بازیکنان تماس بگیرند و به آنها پیشنهاد عضویت در تیم‌شان را بدهند، بازیکنان به مربیان تلفن می‌زنند و از آنها می‌خواهند جایی را در تیم خود برای آناه دست‌و‌پا کنند. برخی ناهنجاری‌های لیگ ریشه در همین رفتارها دارد و اگر بخشی از این رفتارها به صحنه‌های ملی بسکتبال نیز بسط می‌یابد، محصول همین فرآیند است.
 
خود شما امسال پیشنهاد شرکت در لیگ را داشتید؟
بله، از سه چهار باشگاه پیشنهاد داشتم اما مسائلی که گفتم و پایین بودن شدید نرخ قراردادها سبب شد جواب منفی بدهم. به لطف دوستان من در تمامی سال‌های اخیر پیشنهادات فراوانی را دریافت داشته‌ام، اما اگر در
گذشته می‌ارزید که بپذیرم و به صحنه بروم، الان اینطور نیست.
 
 
ورود استرالیا و نیوزیلند به صحنه بسکتبال آسیا بخت‌های قهرمانی ما و سایر مدعیان سنتی این قاره را بشدت کاهش داده است. شما به این مسأله چطور نگاه می‌کنید؟
اگر از کسانی باشید که از شدت و حدت رقابت‌ها نمی‌هراسند و طالب چالش‌های بزرگ هستند، آمدن تیم‌های فوق به آسیا را مفید خواهد یافت. یکار با این تیم‌های قوی و بویژه استرالیا قطعاً در ارتقای سطح کار شما نقش خواهد داشت و ما از این طریق با نظام و روشی در بسکتبال مواجه خواهیم شد که از هر جهت سازماندهی شده و با حساب و کتاب است. رسیدن به سطح آنها بسیار سخت و زمانبر است اما غیر‌ممکن نیست و حداقل قضیه این است که لزوم هماوردی با آنها، شما را به سطح بالاتری رهنمون خواهند کرد.

اما این‌که دائماً به آنها ببازیم و حتی در روزهای غیبت مهره‌های متعدد «N.B.A» آنها حریف‌شان نشویم، رویداد مفیدی نیست.
چه توقعی دارید؟ آنها بجز مردان حاضر در لیگ حرفه‌ای بسکتبال امریکا، حداقل 15، 16 بازیکن هم در لیگ اروپا (یورولیگ) دارند و اکثر نفرات آنها نه استرالیایی‌تبار بلکه مهاجران شرق اروپایی‌اند که بعداً تبعه استرالیا شده‌اند و کشورهای بسکتبال‌خیزی مانند کرواسی و صربستان از آن قبیل‌اند. در دو دهه اخر بسکتبال استرالیا به ندرت از جمع Top Ten دنیا خارج شده و بدیهی است که فرجام دیدارهای ما با آنان چه باشد. مهم اصل آموزش و فراگیری هرچه بیشتر است که در این تقابل‌ها برای ما حاصل می‌آید و حداقل قضیه رد این است که از این‌پس بازی‌های قابل قبول‌تر و باکلاس‌تری را از ما در میادین جهانی خواهید دید، زیرا تنه‌مان به تنه تیم گردن‌کلفتی مثل استرالیا خورده است.
 
می‌دانیم که زندگی ورزش‌ات سرشار از خاطرات مختلف است، اما اگر قرار باشد یکی را به عنوان شیرین‌ترین انتخاب کنی، به کدام رأی می‌دهی؟
انتخاب واقعاً سختی است ولی یک مورد را هرگز فراموش نمی‌کنم و آن هم مربوط به مرتبه اولی می‌شود که عنوان قهرمانی بزرگسالان آسیا را به دست آوردیم. قضیه به سال 2007 بر‌می‌گردد و مسابقات در ژاپن برگزار می‌شد و با این‌که کار ما بسیار سخت بود و برخی حتی انتظار صعود ما را از گروه‌مان نداشتند، ما بالا آمدیم و پله به پله جلو رفتیم تا این‌که قهرمان شدیم. در آن دوره با هر برد تازه روحیه ملی‌پوشان بالاتر می‌رفت و به تبع آن در دیدار بعدی با روحیه بهتری به میدان می‌آمدند. قضیه وقتی جالب‌تر و مهم‌تر می‌شود که توضیح بدهم تعدادی از نفرات اصلی ما قبل از مسابقات آسیب دیده و برخی به جام نرسیده بودند و آنجا هم با عوارضی از این دست روبه‌رو شدیم و با این وجود تیم ما به جای نزول هرچه بیشتر به اعماق، هرچه فزون‌تر به سوی اعتلا رفت.
 
---
و بدترین خاطره‌ات؟
خب این یک واقعه خانوادگی و به واقع فوت برادر گرانقدرم آیدین است که سال‌ها با یادآوری تلخ آن زیسته‌ام.
 
آرزو و هدف بزرگ بعدی‌ات چیست؟ لابد راهیابی به المپیک 2020 توکیو و درخشش در آنجاست؟
خیر، اینجا هم یک حرف و آرزوی غیر‌ورزشی دارم و آن عاقبت به خر شدن است و این‌که در پیری - البته اگر عمری باقی باشد - محتاج و درمانده نشوم و خدا دستم را بگیرد.
 
کدام مربی بیش از سایرین روی شما تأثیر مثبت و زیاد گذاشته و برایت بسیار مهم بوده است؟
چون می‌ترسم اسم‌هایی از قلم بیفتد، تأکید می‌کنم که همه مربیان خوب بوده و در رشد من کم یا زیاد سهم داشته‌اند، به واقع صمد نیکخواه بهرامی حاصل صدها کمکی است که ده‌ها مربی حاضر در مسیر زندگی او به وی ارزانی داشته‌اند.
 
اگر قرار باشد بهترین بسکتبالیست تاریخ ایران را معرفی کنیف به چه کسی رأی می‌دهی؟
با تأکید بر این‌که متأسفانه بازی نسل‌های قبلی را ندیده‌ام و دنیایی احترام برای آنها قائل‌ام، رأی به حامد حدادی و مهدی کامرانی می‌دهم. در نسل متأخرتر هم ارسلان کاظمی و بهنام یخچالی بسیار خوب‌اند. این را فراموش نکنید که در زمان‌های گذشته از مسابقات بسکتبال فیلمبرداری نمی‌شد تا اطلاعات ما درباره گذشتگان بیشتر باشد و حتی در زمان خود من نیز بسکتبال کمتر از امروز در رسانه‌های دیداری رواج داشت ولی امروز حتی برخی بازی‌های لیگ که در سطح روستاها است به طور کامل و با آب و تاب از تلویزیون پخش می‌شود.
 
و در آخر اگر توصیه‌ای به نسل جوان‌تر و کسانی که می‌خواهند نیکخواه بهرامی‌های بعدی باشند، داری، بگو.
توصیه من این است که به رغم وجود کمبودهای فراوان در این ورزش و لزوم رسیدگی سران ورزش به آن، بهتر است که جوانترها از ابتدا روی این مسأله پا نفرشند و امتیازخواهی و حق‌طلبی ولو درست و منطقی نکنند زیرا به جایی نمی‌رسند راه درست‌تر این است که بکوشند و بجنگند و برنده شوند و به جام‌های قهرمانی برسند و سپس چیزهای لازم را از مسئولان طلب کنند. این‌که الان و پیش از قهرمان شدن دائماً بگویند قدر ما را بدانید هیچ بهره‌ای برایشان ندارد و خود من از این قضیه تجربه شخصی دارم. نظر شخصی من این است که باید از بازیکنان سال‌های اخیر بسکتبال ما که افتخارات فراوانی را کسب کرده‌اند، بشدت تقدیر و مجسمه تک‌تک آنها در مقابل ورزشگاه آزادی نصب شود زیرا بی حرف و بی گفت‌و‌گو شمایل‌های واقعی پایداری در صحنه ورزش در عین کمبودها و نداری‌ها بوده‌اند.
 
 
 
اخبار مرتبط
captcha
تازه ها
بیشتر