یادداشت / شناسه خبر: 92240 / تاریخ انتشار : 1397/10/17 12:24
|
پاسخ استفان کواکس به پرسش امروز ما

چرا مربیان خارجی در فوتبال ایران محبوب‌تر هستند؟

اسماعیل راستی / به درستی طرح این سئوال، فکر نمی‌کنم که کسی اشکال و ایراد داشته باشد و فقط می‌توان پاسخ‌های مختلف و متفاوتی به آن داد. اما بهتر است نوشته یک مرد بزرگ در فوتبال جهان را یادآور شوم. استفان کواچ یا استفان کواکس، مربی، معلم و مدرس نامی فوتبال دنیا که آن تیم فوق العاده با بازی چشم نواز آژاکس آمستردام را در دهه ۷۰ میلادی ساخت و اسکلت تیم ملی هلند رویایی و فینالیست دو جام جهانی ۱۹۷۴ و ۱۹۷۸ را بنا نهاد، در کتاب "فوتبال کامل" که همان زمان توسط زنده یاد مهدی اسداللهی -روزنامه‌نگار برجسته ورزش ایران- ترجمه و چاپ شد، جمله‌هایی نغز و آموزش‌هایی ماندگار و در بسیاری زمینه‌ها ساده دارد. از جمله نوشته است: "فوتبال را اگر خلاصه کنیم، یک کلمه می‌شود و آن هم نتیجه است. بهترین مربی‌های جهان اگر نتیجه نگیرند، با انتقاد رسانه‌ها و تماشاگران مواجه می‌شوند و باید بروند. یک مربی جوان و تازه کار هم درصورت به دست آوردن نتیجه‌های خوب، احتمال ادامه کارش در آن تیم را بسیار افزایش می‌دهد." این نظر حدود ۵۰ سال قبل کواکس مهم‌ترین پاسخ به سئوال اول ما در مورد دلیل محبوب بودن مربیان خارجی در فوتبال ایران نیز هست.

از کارلوس کی‌روش آغاز کنیم. در همین جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ اگر کی‌روش موفق شود و تیم ایران را به فینال و به خصوص مقام قهرمانی برساند ، باید تحت فشار حمایت افکارعمومی و بخش بزرگی از اهالی فوتبال، مدت قراردادش را تا جام جهانی ۲۰۲۲ (البته با افزایش بسیار زیاد مبلغ قرارداد او) تمدید کرد. حال اگر تیم ایران در رسیدن به هدف هایش ناکام ماند، کار سخت‌تر هم می‌شود که باید یک مربی بزرگ‌تر از کی‌روش و یا دست کم در سطح او آورد. چرا که با دو صعود پیاپی به جام جهانی و به خصوص کسب نتایج خوب در روسیه ۲۰۱۸، جامعه فوتبال و حتا مردم ایران هر مربی خارجی را به عنوان جانشین کی‌روش نمی‌پذیرند و مربیان داخلی را نیز قبول نمی‌کنند.

چرا چنین است؟ این سخت‌گیری و حساسیت از یک سو به دلیل نتایج خوب تیم ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ به وسیله کی‌روش مقابل قهرمان اروپا و آفریقا ایجاد شده و از سوی دیگر به خاطر نتایج ضعیف مربیان ایرانی در طول یک دهه گذشته و عدم کسب حداقل موفقیت به رغم آن که هر سال تیم داشته‌اند و پول‌های چند صد میلیون تومانی و گاه میلیاردی از بیت المال و جیب این مردم که ده‌ها مشکل و معضل دارند، گرفته‌اند و در نود درصد تیم‌ها هم شکست خورده‌اند. یک بار نتایج تیم ها در دهه اخیر از لیگ سال ۸۷ تا اکنون را شتابان مورد بررسی قرار دهیم. به جز امیر قلعه نوعی که پنج قهرمانی در لیگ و فتح جام حذفی با استقلال تهران و گرفتن سهمیه آسیایی برای تراکتورسازی و کسب عنوان نایب قهرمانی لیگ با ذوب آهن و حضورش در مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا دارد و همچنین علی دایی که دو بار پرسپولیس را قهرمان جام حذفی ایران کرده و یک بارهم تیم بدون سازمان و بدهکار نفت تهران را برسکوی قهرمانی جام حذفی فرستاده و همین فصل گذشته نیز تیم سایپا را رهسپار مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا ساخته، چند مربی دیگر داخلی را می‌توان نام برد که در این بازه زمانی ده ساله در سی درصد تیم‌های مشغول به کار خود موفق شده و مقام قهرمانی لیگ یا جام حذفی را به دست آورده باشند؟ وقتی معیار انتصاب مربیان داخلی، کارنامه موفق و توانایی آنان نیست و منوط و مربوط به عوامل دیگری است که در بحث دیگری به تفصیل درباره اش خواهیم نوشت، چرا باید تعجب کرد که زلاتکو کرانچار پس از کسب نتایج پرفراز و نشیب در ایران و سپس رفتن و عدم موفقیت در جنوب خلیج فارس، بازهم برمی‌گردد تا آرزوی ۴۳ ساله صعود و حضور فوتبال ایران در المپیک را او تحقق ببخشد؟ به راستی چرا هیچ مربی ایرانی کاندیدای این عنوان (سرمربی تیم فوتبال امید) نشد؟  باز می پرسم: چرا؟

یک مثال و یک سئوال. تیم پرسپولیس به دلیل ضعف مفرط مسئولانش و با خطایی فاحش، سال گذشته در دو پنجره نقل و انتقال از جذب بازیکن محروم شد و به تدریج کار به جایی رسید که در برخی مسابقه‌ها حتا یک یار موثر برای تعویض نداشت و چند بازیکن را نیز به دلیل مصدومیت از دست داد. اما برانکو ایوانکویچ ناله و شیون نکرد. در همان شرایط سخت که گاه مشکل مالی هم موجب دغدغه خاطر او و بازیکنان می‌شد، پرسپولیس را دوباره قهرمان لیگ ایران کرد و در اقدامی غیرقابل باور و با پیروزی مقابل حریفان مولتی میلیاردر عربی به فینال لیگ قهرمانان آسیا رساند!  از قهرمانی در لیگ ایران و صعود به فینال لیگ قهرمانان آسیا با آن همه مشکل و نداشتن بازیکن به تعداد لازم و... چیزی نمی نویسم. اما به راستی اگر برخی مربیان ایرانی که در سال‌های اخیر سرمربی پرسپولیس بودند و قهرمانی لیگ یا جام حذفی هم به دست نیاوردند، به جای برانکو با انبوهی مشکل و دو پنجره بسته جذب بازیکن مواجه می‌شدند، به همین دلیل (یا بهانه) در تمام مصاحبه‌های خود به وضعیت موجود اعتراض نمی‌کردند و با یکی - دو شکست نیز استعفا نمی‌دادند و نایب قهرمانی پرسپولیس را نه در آسیا بلکه حتا در لیگ ایران غیرممکن نمی دانستند؟

فکر می‌کنم پاسخ به سئوال اول این یادداشت داده شده که: چرا مربیان خارجی در فوتبال ایران محبوب‌تر هستند؟ زمانی که کی‌روش در جام جهانی در گروهی سخت چهار امتیاز گرفت، برانکو با کوهی از دشواری‌ها پرسپولیس را تا فینال لیگ قهرمانان آسیا بالا برد ، شفر در اولین فصل حضور خود استقلال تهران را قهرمان جام حذفی ایران کرد و کرانچار در دوران نشیب (و نه فراز و قهرمانی با سپاهان) گوی سبقت را از مربیان داخلی برای سرمربی‌گری تیم بااهمیت امید ایران ربود و در این سو به جز دو مربی موفق ( قلعه نوعی و دایی ) و سه تا چهار مربی با کارنامه‌ای قابل دفاع، با نگاهی به نتایج دیگران که در اغلب سال‌ها شکست خورده‌اند ، چرا باید از سلایق و علایق مبتنی بر استدلال اهالی فوتبال و دوستداران فوتبال در ایران متعجب شد؟ این که اگر کی‌روش با نتیجه‌ای خوب آمد ، باید تا جام جهانی بعدی بماند و در غیر این صورت نیز یک مربی بزرگ جانشین او گردد. این که طرفداران پرسپولیس در هیچ شرایطی حاضر به رفتن برانکو نیستند و هواداران استقلال هم وینفرد شفر نزدیک به هفتاد ساله را به بعضی‌ها ترجیح می‌دهند. دلیل چنین محبوبیتی فقط توانایی مربیانی که نام بردیم نیست. باید سیکل معیوب انتصاب و چرخش مربیان خاص و معدود در تیم‌های داخلی را هم بسیار مهم دانست و از همه دوستان خواست که درباره‌اش بنویسند و بحث کنند.

2

captcha
تازه ها
بیشتر