فوتبال ایران / شناسه خبر: 91734 / تاریخ انتشار : 1397/10/8 14:07
|
اردشیر لارودی، روزنامه‌نگار و سردبیر روزنامه‌های ابرار ورزشی در دهه هفتاد و جهان فوتبال در دهه ۸۰ مصاحبه‌ای به بهانه درگذشت استانکو پوکله‌پوویچ و حضور تیم ملی ایران در جام ملت‌های آسیا با هومن جعفری، از گروه ورزش روزنامه فرهیختگان انجام داده که می‌خوانید. اردشیر لارودی در این مصاحبه چند خاطره از استانکو تعریف کرده است.


از استانکو چه خاطراتی دارید؟

حقیقتش جوابم برای شما کمی ناامیدکننده خواهد بود؛ خاطره زیادی ندارم، به آن صورت برخوردی با هم نداشتیم.

استانکو سال‌ها در فوتبال ایران حضور داشت و به‌عنوان سرمربی هم همراه تیم ملی بود، هم همراه پرسپولیس. نتایجش در پرسپولیس هم ماندگار بود. چطور با او برخوردی نداشتید؟ پذیرش این حرف خیلی‌سخت است.

حقیقتش کاری به هم نداشتیم. من کمتر سر تمرین تیم‌ها می‌رفتم. بچه‌های روزنامه فعال بودند و به تیم‌ها سر می‌زدند. آنها بیشتر برخورد داشتند اما برای من آنقدری پیش نیامد که با او رودررو شوم، نمی‌دانم چرا. البته خاطراتی از او دارم. مثلا عکسی از او بود که داشت روی تخته‌سیاه چیزهایی می‌نوشت؛ عکس خوبی بود و رگ خوشمزگی ما گل کرد و موارد طنزی نوشتیم، توهینی نبود، خیلی هم خوشمزه بود. یادم نیست چه بود ولی یادم هست خیلی سروصدا کرد.

تمریناتش را از نزدیک ندیدید؟

 یک‌بار به صورت اتفاقی تمریناتش را دیدیم. کرباسچی، شهردار وقت تهران در جنوب‌شهر یک مراسم ورزشی داشت. علیرضا رحیمی، مشاور ورزشی‌اش بود و از ما هم دعوت کرده بود حضور داشته باشیم. درمورد فوتبال محلات تهران بود. بعد که کارمان تمام شد، ایرج قلیچ‌خانی که همراهم بود، گفت بیا سری به کارگران بزنیم و تمرینات پرسپولیس را ببینیم، رفتیم. استانکو داشت تیم را تمرین می‌داد. من آنجا در تمرینش ایرادی دیدم و به ایرج گفتم این را به عابدینی منتقل کن، او هم منتقل کرد.

ایراد چه بود؟

تمام تاکتیک تمرین آقای استانکو این بود که توپ را بدهند به شاهرودی و او هم سانتر کند و توپ را بیندازد توی اوت. مدام هم این تکرار می‌شد. همه خود را می‌کشتند که توپ به شاهرودی برسد و او هم باید سانتر می‌کرد، همه سانترهایش هم بیرون می‌افتاد. به ایرج گفتم از عابدینی بخواهد که توجه استانکو را به این مسئله جمع کند که اگر با این تاکتیک می‌خواهد وارد مسابقات آسیایی شود، شانسی ندارد؛ چون همه توپ‌ها درحال اوت‌شدن است و کسی از این فرصت‌ها بهره‌ای نمی‌برد. ایرج‌خان این موضوع را به آقای عابدینی انتقال داد و او هم یک مقدار به تمرینات دقت کرد و بعد پیش استانکو رفت و موضوع را گفت. استانکو هم با یک حالت خیلی‌خشکی جواب داده بود: «من مربی تاکتیک هستم، نه مربی تکنیک!»

جواب جالبی بود. خاطره دیگری ندارید؟

یک خاطره خوشمزه دیگر از استانکو دارم که این هم البته جالب است. در رشت تیم ملی تمرین داشت. در زمین دانشگاه گیلان نظاره‌گر تمرینات تیم ملی بودیم. استانکو داشت خودش را می‌کشت و فریاد می‌زد:

«کوئیکر،کوئیکر،کوئیکر» یعنی سریع‌تر. بعد کمک ایرانی آقای مسعود معین ترجمه می‌کرد: «تمرکز کنید، راحت باشید، عجله نکنید!» استانکو داشت دیوانه می‌شد که چرا بازیکن‌ها حرفش را گوش نمی‌کنند! یک خاطره دیگر هم از او بگویم که این هم بد نیست.

بفرمایید.

بین آن دو بازی معروفی که پرسپولیس در آسیا از قزاق‌ها سه گل خورد و در بازی برگشت هم تا گل زد، صعود کرد، اتفاقی افتاد که کسی نمی‌داند. پرسپولیس بعد از برگشت از قزاقستان در آزادی تمرین می‌کرد. امیرحسین فرخ‌مهر، خبرنگار ابرار ورزشی رفته بود سر تمرین و بعد متوجه شده بود که تمرینات استانکو خیلی محافظه‌کارانه و دفاعی است. خیلی تیمش را بد چیده بود؛ بزیک سمت چپ بود و ترابیان نوک حمله. یک معجونی ساخته بود که آدم سردر نمی‌آورد. فرخ‌مهر آنجا با استانکو صحبت می‌کند که این تمرین شما، تمرین تیمی نیست که سه گل عقب است بلکه تمرین تیمی است که نمی‌خواهد باز هم گل بخورد. استانکو هم گفته بود که می‌ترسم حمله کنیم و سه گل بزنیم و در عوض پنج گل هم بخوریم. فرخ‌مهر هم این جواب را به من منتقل کرد. من هم سریع به عابدینی سر زدم و ماجرا را برایش شرح دادم. خیلی ناراحت شد. توصیه کردم که با استانکو صحبت کن و بگو نترس و با قدرت تیمت را تهاجمی کن و اصلا هم نگران باخت و ضدحمله نباش. اگر نبردیم یا باختیم هم می‌مانی. این شد که استانکو هم کمی جرات پیدا کرد و بازی را بردند. خدا رحمتش کند. مربی ترسو و بی‌جربزه‌ای بود! خوب تشخیص می‌داد که کدام بازیکن یا چه تاکتیکی را انتخاب کند اما در این‌گونه تصمیم‌گیری‌ها ضعیف بود.

اقتدار نداشت؟

نه! بعضی دستیارهایش سرش را کلاه می‌گذاشتند. مثلا از یک بازیکن خوشش می‌آمد، می‌خواست دعوتش کند، از دستیارانش می‌پرسید این کدام بازیکن است، به او اسم دیگری می‌گفتند، او هم فریب می‌خورد و نفر دیگری را دعوت می‌کرد. در اردو هرچه چشم می‌انداخت، آن بازیکن را پیدا نمی‌کرد. این‌طوری شد که عذر بعضی دستیارهایش را خواست.

اجازه بدهید سوال آخر را درمورد تیم ملی مطرح کنیم. برای کارلوس کی‌روش در جام ملت‌ها چقدر بخت و اقبال موفقیت قائل هستید؟

اگر تیمش مثل جام‌جهانی بازی کند، در فینال است اما این بازی با فلسطین کارش را خراب کرد. با این حال معتقدم کی‌روش مثل همیشه کار را درمی‌آورد، اگرچه این‌بار کمی کارش دشوارتر است. بازی با فلسطین خیلی بد بود.

 

captcha
پربازدید ترین ها
بیشتر
تازه ها
بیشتر