ورزش ایران / شناسه خبر: 91597 / تاریخ انتشار : 1397/10/4 17:59
|
عقده بیزنس کلاس و سفر خارجی ندارم

احسان حدادی: جلوی رضا یزدانی کم آوردم

فکر نمی کردم رضا یزدانی اینقدر قوی باشد. به او گفتم جدی کشتی بگیرد. یکی زد پس گردنم، نقش زمین شدم. مطمئن هستم مراعاتم را کرد. من هم خودم را به زمین انداختم تا زودتر تمام شود. بدجوری جلوی رضا کم آوردم.

آزاده پیراکوه - در لابلای بحث و جدل برای تایید برنامه‌هایش سر از خانه کشتی در می‌آورد و با رضا یزدانی سرشاخ می‌شود. تجربه‌ای تازه برای نایب قهرمان پرتاب دیسک المپیک که به شوخی می‌گوید برای پیدا کردن مربی به خانه کشتی آمده است. کشتی احسان حدادی و رضا یزدانی 15 ثانیه طول می‌کشد و همین کافیست تا احسان بگوید که رضا یزدانی مراعاتش را کرده است. این حضور بهانه ایست برای صحبت با مرد طلایی آسیا که باز هم سر امکاناتی که مورد نیازش است، با فدراسیون به مشکل خورده و دنبال فرصتی است تا از مسیر کمیته ملی المپیک مشکلش را حل کند.

---
 
فکر نمی کردم رضا یزدانی اینقدر قوی باشد
 

 کشتی با رضا یزدانی باید تجربه جالبی باشد.

فوق العاده بود. خیلی قبل تر یک بار کشتی گرفته بودم اما این بار حس و حال دیگری داشت. فکر نمی کردم رضا یزدانی اینقدر قوی باشد. بهش گفتم جدی کشتی بگیرد. یکی زد پس گردنم، نقش زمین شدم. مطمئن هستم مراعاتم را کرد. من هم خودم رو به زمین انداختم تا زودتر تمام شود. بدجوری جلوی رضا کم آوردم.

برایت سخت‌ نیست که بگویی کم آوردی؟

نه. آدم وقتی کم می‌آورد باید بگوید " کم آوردم." زور من اصلا به رضا نمی‌رسید. می‌دانستم کشتی ورزش خیلی سنگینی است و کار کشتی گیرها سخت؛ اما فکر نمی‌کردم تا این حد سخت باشد.

رشته خودت هم قدرتی است.

پرتاب دیسک، قدرتی – تکنیکی است. اما کشتی نفس می‌خواهد و کار هوازی اهمیت زیادی دارد در حالی که من خیلی هوازی کار نمی‌کنم. به هر حال با 15 ثانیه کشتی مشخص شد که رضا چقدر از من قویتر است.

حالا چی شد که به خانه کشتی رفتی؟

رفتم تا ببینم مربی پیدا می کنم.

بعد از اینکه مربی بدنسازی‌ات را از وزنه برداری انتخاب کردی، حالا نوبت کشتی است؟

دیدم مربی نمی‌آورند، من هم گفتم ببینم در رشته‌های دیگر چه خبر است. مربی تکنیکم را از کشتی، ماساژور را از ژیمناستیک و پزشک را از بسکتبال انتخاب کنم. شاید کارم راه بیفتد.

 

---

از شوخی که بگذریم، کارت به کجا کشید. "مک" که با فدراسیون چین قرارداد بست و عملا دیگر شرایطی برای حضور او نیست.

متاسفانه آنقدر معطل کردند که او هم قرارداد بست. اولویتش من بودم اما ایمیلش به فدراسیون بی جواب ماند. مدال از من پیگیری می کرد اما از آنجایی که من هم جواب درستی نمی‌گرفتم، دیگر در روزهای آخر جواب پیام‌هایش را نمی‌دادم. او مربی بزرگی است و فقط 14 بار بالای 70 متر پرتاب کرده است. او که نمی‌تواند به خاطر تعلل ما بیکار باشد یا چند ماه منتظر پاسخ ما باشد. البته او حین مذاکره با چینی‌ها به آنها گفته که تا المپیک 2020 با من کار می کند تا راه برای همکاری ما با او باز باشد.

قرار بود با رییس کمیته ملی المپیک نشست دومی داشته باشی. اما از اینکه این جلسه برگزار نشد، گلایه کردی تا اینکه فکر کنم روز دوشنبه اتفاق‌هایی افتاده.

بله. روز دوشنبه جلسه کوتاهی با دکتر صالحی امیری داشتم و حدود نیم ساعتی درباره شرایطم صحبت کردیم. متاسفانه ما یک چیزی می‌گوییم و دوستانی که از فدراسیون در نشست با رییس کمیته حاضر می‌شوند، چیز دیگری می‌گویند. حالا قرار است روز شنبه نشست مشترکی با حضور دکتر صالحی امیری، رییس فدراسیون و من برگزار شود تا تصمیم بگیریم.

گویا فدراسیون گفته که ماهیانه 100 میلیون تومان می‌دهند و به چیز دیگری کار ندارند.

این چه حرف اشتباهی است که می‌زنند. من ورزشکارم و باید دنبال تمرین کردن باشم. وظیفه‌ام فاکتور جور کردن نیست. مک گفته همچنان با من کار می‌کند و همان هفت هزار دلار را می‌گیرد. با دلار آزاد، می‌شود 70 میلیون تومان. اصلا من کاری به مبلغ ندارم. خواسته زیادی هم ندارم. کار من ورزش کردن است نه اینکه دنبال مربی و عقد قرارداد و مسائل اینچنین باشم.

همچنان روی کار با مک ویلکینز اصرار داری؟

من روی هیچ نامی اصراری ندارم. اما در اینکه مک بهترین مربی است و من هم خیلی خوب شده بودم، تردیدی وجود ندارد. هم مک و هم توکلی، خیلی خوب من را می‌شناختند و وضعیت بدنم را می‌دانستند. مک برنامه می داد و توکلی خیلی خوب بر اجرایش نظارت می‌کرد. خیلی خوب من را فهمیده بودند و همین شد که نتیجه می گرفتم. اگرچه گفتند نتایجم شانسی بوده. حالا امریکا را شانسی مدال گرفتم، مسابقات اروپا چی؟ چند تا مسابقه می‌توان شانسی رکورد خوب زد؟ چند تا رکورد نزدیک 68- 69 متر مگر شوخی است؟ خب این رکوردها با همکاری مک، حسین توکلی، من و همینطور حضور ماساژورم اتفاق افتاد و حالا خواسته ام این است که این روند ادامه داشته باشد.

اما مشکلاتی در کشور وجود دارد که برای همه است.

فکر می‌کنید من مشکلات کشورم را درک نمی‌کنم یا عاشق سفر خارجی و بیزنس کلاس هستم. حرف من این است که باید شرایطی فراهم شود که نتیجه بگیریم. من هم می گویم باید صرفه جوبی شود. فدراسیون برای من مربی ایرانی انتخاب کند و بگوید برو چابهار تمرین کن. اگر بدانم حرف‌شان حرف حساب است، گوش می‌دهم. من مثل اسب مسابقه هستم. از سختی نمی‌ترسم و برای بهتر بودن، هر کاری لازم باشد انجام می‌دهم. هر چقدر هم لازم باشد تمرین می‌کنم اما بر اساس اصولی که بدانم نتیجه می‌دهد. در رشته من، الگویی نیست که من بدانم می توانم با او به موفقیت برسم. کشتی نیست که بگوییم در آن واحد، 10 نفر هستند که می توانند سرمربی تیم ملی باشند. رسول خادم، امیر خادم، علیرضا حیدری، عباس جدیدی و ....همه می‌توانند کار را انجام دهند اما در ایران در پرتاب دیسک چه کسی را داریم که بتواند مربی من باشد. فدراسیون یکی را پیدا کند، من هم قانع می‌شوم. اما انتظار نداشته باشند، بدون مربی کار کنم چون نتیجه نمی‌دهد.

یک استدلالی که مطرح شده این است که شما خیلی هم شانس طلا نداری و شاید برای همین سخت گیری‌هایی به وجود آمده.

شنیده‌ام که پیش دکتر صالحی امیری رفته‌اند و گفته‌اند که من شانس مدال ندارم. متاسفانه کسی که خودش یک مدال بازی های آسیایی دارد، همه جا می‌نشیند و می‌گوید احسان شانس مدال ندارد. در حالیکه من می‌گویم تفاوت من و رقبا 50 سانتی متر و یک متر است و در مسابقه هر اتفاقی می‌افتد. چرا من نباید شانس طلا داشته باشم در حالیکه در چند ماه اخیر، همه رکوردهایم بالا بوده است.

فدراسیون قبل از بازی‌های آسیایی ماهیانه 50 هزار دلار هزینه می‌کرد در حالی مطابق این هزینه نتیجه نگرفت، ضمن اینکه با گرانی دلار امکان این میزان هزینه دیگر وجود ندارد.

حسین کیهانی و امیر مرادی که در ایران تمرین می‌کردند و هزینه‌ای نداشتند. از بین کسانیکه مربی خارجی داشتند یا در اردوی برون مرزی شرکت می‌کردند، فقط من نتیجه گرفتم. خب فدراسیون بررسی کند، ببیند کجا اشتباه هزینه کرده است. نه اینکه دست بگذارد روی بخشی که نتیجه گرفته است. هدف من بازی های آسیایی نبود که بعد از بازی‌های آسیایی کارم را تمام کنم.  روزی هم که با مک کارم را شروع کردم، گفت" هدف تو دایمون لیگ، قهرمانی جهان و بعد المپیک 2020 است." برنامه‌ای برای بازی های آسیایی نداشتم. من با پرتاب اول هم در جاکارتا طلا می‌گرفتم. باید این روند دنبال می‌شد تا بتوانم مطمئن در مسیر المپیک قدم بردارم. آقای صالحی امیری خیلی به من لطف دارند اما مسئله این است که چون بیرون از ورزش بودند، خیلی جزییات را نمی‌دانند و دوستان هم مشاوره اشتباه می دهند. ما مطمئنیم که اگر برنامه‌ای که چیده‌ایم را انجام دهیم، نتیجه می‌دهد. کاری که برای بازی های آسیایی انجام می‌دهیم برای المپیک جواب نمی‌دهد. جالب است که حالا همان برنامه را هم نمی خواهیم داشته باشیم.

شاید نیاز باشد کمی خواسته‌هایت را پایین بیاوری.

شرایط مملکتم را درک می کنم و نمی‌خواهم هزینه زیادی بتراشم. وقتی از مربی حرف می زنم، درباره حداقل ها صحبت می‌کنم.

چرا نباید شرایط به گونه‌ای باشد که شما و رییس فدراسیون مسائل‌تان را با هم حل کنید و نیازی به پادرمیانی نباشد؟

من هم دوست داشتم این اتفاق بیفتد. اما هر بار که قرار است جلسه ای باشد، رییس فدراسیون با چند نفر در جلسه حاضر می‌شود. به او می‌گویم شاید من می‌خواهم حرفی را فقط به شما بگویم. اما هیچ وقت ایشان را تنها ندیدم. من فاصله ایجاد نکردم چون معتقدم اون فدراسیون خانه من است. موقعی که من به خاطر تمرین زیاد درد می‌کشیدم برخی از این دوستان کجا بودند. موقعی که اولین بار مدال المپیک گرفتم، جطور؟ کجا بودند؟ در نتیجه اینها نمی توانند برای من تعیین تکلیف کنند. بهترین مدال‌مان در بازی های آسیایی بوده و جالب است که همان فرد هر جا می رود، می‌گوید احسان مدال نمی گیرد. در حالیکه خودشان 10 سال به اردوی برون مرزی می‌رفتند، دریغ از یک نتیجه خوب. خیلی از افرادی که در جلسه فدراسیون حاضر می‌شوند، اصلا نمی‌دانند ورزشکار چه دردی دارد. روز دوشنبه من به همراه آقای محمد نصیری، سجاد انوشیروانی و حسین توکلی در کمیته بودیم و فرصتی شد تا با آقای صالحی امیری صحبت کنیم. ایشان خیلی خوب می دانست که از هر کسی در چه رابطه‌ای باید بپرسد. از یکی درباره تحصیلش می پرسید و از دیگری درباره مصدومیت. ما برای تهیه تیزر به کمیته رفته بودیم. برایم جالب بود که هر ورزشکاری که می‌آمد، آقای صالحی امیری برای خوشامدگویی به طبقه پایین می‌آمد. ورزشکار چیزی بیشتر از این نمی‌خواهد. احترام و توجه. همه حرف من هم همین است. نه اینکه به ورزشکار بگویند اگر مصاحبه کنی، رفتاری می کنیم که از ورزش بروی! کسی نمی‌تواند با ورزشکار اینطور صحبت کند.

قبول داری که ادبیات ورزشکارها هم تغییر کرده؟

بله. قبول دارم. اما ما که جوان امرزی نیستیم. سرم می شود باید به بزرگترم احترام بگذارم. زور و برخورد چکشی جواب نمی‌دهد. می‌توان خیلی راحت تعامل برقرار کرد به شرط اینکه حرف‌های بی اساس نزنیم. می‌گویم حسین توکلی به من کمک کرده اما با او قرارداد نمی‌بندند. می‌فهمم که این موضوع از کجا نشات می‌گیرد. فکر می‌کنند حسین توکلی به من خط می دهد در حالیکه من همیشه حرف زده‌ام و هر بار که مشکلی بوده، گلایه کرده‌ام. حسین توکلی به من صحیح ورزش کردن را یاد می‌دهد. اینکه می‌گویند او به من خط می‌دهد، بی احترامی به من است.

این را قبول داری که شما تنها ورزشکار دوومیدانی نیستی.

صد در صد. باید برای همه هزینه کرد. فدراسیون باید آنقدر به شناخت دقیق برسد که بداند کجا و برای چه کسانی چقدر هزینه کند.

بحث این است که شما هم کوتاه بیایی و کمی هزینه را کاهش دهی. مثلا از ماساژور ایرانی استفاده کنی.

این حرف‌ها خنده دار است. ماساژور من، 10 سال است که با من کار می‌کند. وقتی در اردو هستیم، او تمام کارهای من را می‌کند. حتی غذا درست می‌کند و لباس‌هایم را می‌شوید. از صبح تا شب کنارم است. تیم های ملی تدارکات دارند اما من ندارم و قطعا وقتی چند ماه در اردو هستم، نیاز است یکی کارهایم را بکند. ضمن اینکه او بعد از 10 سال، خیلی خوب شرایط بدنی من را می‌شناسد. من عقده سفر و بیزنس کلاس و ماساژور ندارم. می‌دانم با اینها نتیجه می‌گیرم، برای همین در موردشان اصرار دارم.

خب در نهایت قرار است چه تصمیمی بگیری؟

همه چیز را به آقای صالحی امیری سپرده‌ام. قرار است ایشان شنبه بگویند که چه می‌شود.

و اگر قرار باشد با مک کار کنی، چطور امکانش فراهم می‌شود.

چینی‌ها از خدایشان است که کنار من تمرین کنند. می‌توانیم دو ماه در کیش باشیم که هم هزینه کاهش پیدا می کند هم با حضور شاگردان چینی مک، درآمدزایی کنیم. ادامه برنامه هم مثل بقیه ورزشکاران. سه ماه در اروپا باشم تا در مسابقات دایمون لیگ و سایر جایزه بزرگ‌ها شرکت کنم. اما من مسوولیتی قبول نمی‌کنم که بلیت هواپیما را خودم بگیرم یا کارهای اینچنینی را انجام دهم. فدراسیون همانطور که کار بقیه را انجام می‌دهد، با مربی ام قرارداد ببندد و برنامه اردوهایم را بچیند. من هم قول می دهم وظیفه‌ام را درست انجام دهم و هر کاری لازم است انجام می‌دهم تا به مدال المپیک برسم.

 

 

 

captcha
تازه ها
بیشتر