ورزش بین‌الملل / شناسه خبر: 87087 / تاریخ انتشار : 1397/7/21 18:08
|
تماشاگران، فرهنگ هیجان انگیز جاکارتا

حنجره های جذاب

تماشاگران بازی‌های پاراآسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا یکی از اتفاقات به‌یادماندنی این دوره از بازی‌ها بودند.

ایران ورزشی آنلاین / بازی های پاراآسیایی روز گذشته با همه هیاهو و جذابیتش به پایان رسید تا پرونده سومین دوره این رقابت ها بسته شود. در طول قریب به یک هفته جاکارتا پایتخت ورزش آسیا بود. شهری بزرگ و بی در و پیکر که در یک تناقض آشکار می کوشید میزبانی آبرومند باشد اما تصویری که از اندونزی به آسیا و جهان مخابره شده، یک روایت چند وجهی و پر از تناقض بود.

بازی‌های پاراآسیایی 2018 به نقطه پایان رسید و خاطر‌ه‌هایی عجیب و یگانه از جاکارتا بر جای مانده؛ از ترافیک و شلوغی همیشگی‌اش، از فقری که آشکارا بر صورت شهر چنگ انداخته بود، از هجوم سرسام‌آور و بی وقفه موتورسواران، از گِرب‌های (نوعی ماشین) شش‌نفره و چهارنفره و موتوری، از برنامه ریزی ضعیف تا سازماندهی نامناسب میزبان و... اما در میان تمامی این خاطرات ضد و نقیض بی تردید سکوها یک نقطه عطف بودند. سکوهایی که به اندازه ای هیجان انگیز و خوش رنگ و لعاب و جذاب به نظر آمدند که همه مشکلات جاکارتا را همچوم باران های موسمی این شهر شرجی بشوید و از با خود ببرد.

در این دوره از رقابت ها بی تردید یکی از جذابیت های مسابقات تماشاگران متفاوت بودند. تماشاگرانی که به بازیهای جاکارتا رنگ و بوی دیگری بخشیدند و سبب شدند تا این رقابت ها با همه کمی و کاستی هایش و ضعف های پرشمار میزبان در تاریخ ماندگار شود.

تماشاگر است که به یک رقابت ورزشی جان می‌دهد. در جاکارتای اندونزی، این جنبه از ورزش و حواشی آن پررنگ تر از همه چیز بود و حتی تاثیرگذاری آن از خود مسابقات نیز فراتر رفت. در بازیهای پاراآسیایی جاکارتا سالنی نبود که پر از تماشاگر نباشد؛ حتی مثلا برای تماشای یک مسابقه بی ربط مثل بسکتبال ایران و چین. اگر یک پای مسابقه اندونزی بود که دیگر سالن به غوغاکده ای بدل می شد.

این استقبال و حضور تماشاگران می‌تواند ناشی از جمعیت بالغ بر 255 میلیون نفری اندونزی باشد که تقریبا سه برابر جمعیت ایران است. اندونزی از منابع انسانی کم ندارد و از این پتانسیل به‌نحو احسن بهره ‌برد. در ورزشگاه‌ها از صبح تا شب بچه‌های محصل دیده می‌شدند که با اتوبوس‌های هم‌شکل و هم‌رنگ به ورزشگاه می‌آمدند. در رفتار آنها فرار از مدرسه و اکراه از حضور در ورزشگاه دیده نمی‌شد که اگر این‌طور بود، حنجره برای ورزشکار اندونزیایی پاره نمی‌کردند.

آنها اصلا آموزش دیده‌بودند، به‌طور مثال در ورزشگاه دوومیدانی می‌دانستند چه‌زمانی موقع تشویق است، چه‌زمانی باید سکوت کرد و... . همین تماشاگران در مراسم افتتاحیه و اختتامیه بازی‌های پاراآسیایی سنگ تمام گذاشتند و یکی از دلایل جذابیت مراسم شدند. تماشاگران یکی از هزاران هنرمند و بازیگر و هنروری بودند که افتتاحیه و اختتامیه مسابقات را رقم زدند. آنها که نام اندونزی را در چند بخش با عشق فریاد می‌زدند و خوش بودند از ثبت رویداد مهمی دیگر در خانه‌شان در کمتر از دو ماه و این خاطره برایشان می‌ماند.

اگر می‌خواهید متوجه عشق و علاقه مردم اندونزی به کشورشان شوید، فقط کافی است در زمان اهدای مدال طلا به یکی از ورزشکاران این کشور در ورزشگاه حاضر می بودید. سرود که نواخته می‌شد، همه به‌سمت پرچم رو می‌کردند و یکصدا سرود می‌خواندند. پیر و جوان هم فرقی نداشت. همه می‌خواندند؛ از پیرمرد سالخورده که با دست هایی لرزان با سلام نظامی به پرچم کشور احترام می‌گذاشت تا دخترک داوطلبی که با همه شور و انرژی اش در اواسط دهه دوم زندگی‌اش شاهد وقوع اتفاقی مهم در خانه بود. یکی هماهنگی بی نظیر که به نظر از دل برمی آمد تا جاکارتا در میان همه مشکلات و کاستی هایش در بحث تماشاگر یگانه و بی نظیر باشد. اتفاقی که شاید چند سال دیگر منجر به وقوع اتفاقی مهم‌تر در این کشور شود.

حضور تماشاگران در جاکارتا روایتگر یک فرهنگ متفاوت بود. اندونزیایی ها نشان دادند می‌توانی به سالن بروی و شاهد باخت تیمت با اختلافی سنگین باشی، اما با یک یا دو امتیاز سالن را روی سرت بگذاری. تمام ورزش دیگر به برد و باخت نیست. نمایش فرهنگ هم انگار بخشی است که باید جدی گرفته شود.

12

 

captcha
تازه ها
بیشتر