فوتبال ایران / شناسه خبر: 86197 / تاریخ انتشار : 1397/7/10 16:45
|
با مربی کاشف، در روز تولد 🎂 ۲۲ سالگی عزت‌اللهی

احمدزاده: سیروس و سعید، هرکدام بهترین‌های دوران خود شدند

سیروس زمان خودش بهترین بازیکن ایران در پست هافبک دفاعی بود. سعید هم حالا بهترین بازیکن ایران در این پست است. اما مقایسه بهتر این است که فوتبال در مقطع فعلی را با فوتبال در دهه‌های قبل مقایسه کنیم.

ایران ورزشی آنلاین / امیر اسدی /‌ مصاحبه با کاشف سعید عزت‌اللهی، در روز تولد 22 سالگی هافبک تیم ملی و باشگاه ردینگ، خیلی از خاطره‌ها را زنده می‌کند و البته نکته‌های جدیدی نیز تحویل‌مان می‌دهد. با محمد احمدزاده به عقب برگشتیم، به حدود 7 سال قبل. جایی که او سرمربی ملوان بود و سعید عزت‌اللهی، هافبک تیم نوجوانان این باشگاه. احمدزاده مقابل استقلال، مازیار زارع را روی نیمکت نشاند و سعید را در ترکیب ثابت قرار داد. وقتی او تنها 15 سال داشت و به تازگی از جام جهانی نوجوانان برگشته بود. احمدزاده ریسک کرد و عزت‌اللهی او را سربلند. از آن به بعد شد که همه گفتند هافبک جدیدی به فوتبال ایران معرفی شده، هافبکی که بعدها نامش را بیشتر شنیدیم: سعید عزت اللهی.

 

_ 10 مهر روز تولد سعید عزت‌اللهی است. بازیکنی که شما تحویل فوتبال ایران دادید. در 15 سالگی و مقطعی که کمتر کسی قدرت ریسک و استفاده از بازیکن نوجوان را در لیگ برتر داشت. سعید را کجا دیدید که فوتبالش چشم‌تان را گرفت؟ کجا فهمیدید که او بازیکن خوبی می‌شود؟

سعید در تیم نوجوانان ملوان بازی می‌کرد و در این تیم یک بازیکن کلیدی بود. او همراه تیم نوجوانان ایران به جام جهانی رفت و آنجا هم بازی‌های درخشانی به نمایش گذاشت. وقتی از جام جهانی برگشت، او را به تیم بزرگسالان آوردیم. می‌خواستم ببینم آیا می‌تواند به ما کمک کند یا نه. سن و سالش هم برای من مهم نبود، هر چند خیلی‌ها می‌گفتند زود است او به تمرین تیم اصلی بیاید.

_ پس در تمرین بزرگسالان ملوان او را محک زدید.

دقیقا. در نخستین جلسه‌ای که سعید با ما تمرین کرد، احساس خوبی از حضور او داشتم. فکر کردم که می‌تواند به راحتی از عهده وظایفش در پست هافبک دفاعی بر بیاید. با کسی حرفی نزدم و همه این‌ها پیش خودم نگه داشتم. جلسه دوم، از سعید در بازی درون تیمی استفاده کردم. او را گذاشتم مقابل تیمی که مازیار زارع و پژمان نوری را در ترکیب داشت. هدفم این بود که بدانم آیا او از نظر روحی می‌تواند با بزرگان ملوان تنه به تنه شود یا نه.

_ نتیجه چه شد؟

سعید در عین نوجوانی و احترامی که به مازیار و پژمان گذاشت، فوق‌العاده و بدون ترس بازی کرد. اینکه در 15 سالگی مقابل بزرگان ملوان قرار گرفت و شجاعت هم داشت مرا سورپرایز کرد. آنجا بود که به محمد حبیبی گفتم سعید عزت‌اللهی روزگار فوق‌العاده ای در فوتبال ایران خواهد داشت. از طرفی احساس کردم با حضور سعید، خلأیی که در ملوان و به دلیل بالا نیامدن بازیکنان تیم‌های پایه به وجود آمده بود برطرف شد و عزت‌اللهی توانست تمام این نقاط ضعف را پوشش بدهد.

_ نخستین بار چه زمانی از سعید در بازی رسمی استفاده کردید؟

هنوز 16 ساله نشده بود. بازی با راه‌آهن در تهران. 3،4 دقیقه پایانی بازی او را به زمین فرستادم. یک موقعیت خوب نصیبش شد اما شوت او راهی به دروازه پیدا نکرد. نفوذ او از مرکز زمین و حرکت جسورانه‌اش، برای یک نوجوان فوق‌العاده بود. آنجا تماشاگران هم متوجه شدند که ملوان، یک پدیده به فوتبال ایران معرفی کرده. با همان یک بازی به او دل بستند اما من می‌دانستم که برای تماشای او سال‌های سال زمان داریم.

_ یادم می‌آید برای بازی با استقلال در انزلی نیز به سعید عزت‌اللهی فرصت بازی دادید. در دیداری که استقلال، مجتبی جباری را در زمین داشت و سعید باید مقابل این بازیکن توانا و باتجربه بازی می‌کرد.

بعد از راه‌آهن، دو هفته و به مدت 5 و 8 دقیقه از سعید استفاده کردم تا بازی با استقلال از راه رسید. مازیار زارع بیرون نشست و سعید عزت‌اللهی با 15 سال سن در ترکیب ثابت قرار گرفت. هیچ کس فکرش را نمی‌کرد سعید بتواند بازی قابل قبولی به نمایش بگذارد اما او درخشید. تمام ایران داشت آن بازی را نگاه می‌کرد اما من مطمئن بودم که عزت‌اللهی مرا سربلند می‌کند. با اطمینان چنین تصمیمی گرفتم و هرگز هم پشیمان نشدم. سعید در نیمه اول یک کارت زرد گرفت و در نیمه دوم هم یک خطای هند مرتکب شد که داور می‌توانست او را اخراج کند. دقیقه 75، سعید را تعویض کردم اما همه دیدند که او استثنایی بازی کرد و فوتبالی فراتر از لیگ ایران به نمایش گذاشت. بعد از آن بازی اعلام کردم که عزت‌اللهی به یکی از ستاره‌های فوتبال ایران تبدیل خواهد شد.

_ فکر می کنم بعد از بازی با استقلال، باز هم از سعید در ترکیب ثابت ملوان استفاده کردید. همینطور است؟

برای ملوان، شهرآورد گیلان مهمتر از بازی با استقلال و پرسپولیس است. سعید آنقدر خوب کار کرد که من مقابل داماش هم از او در ترکیب ثابت استفاده کردم. او بهترین بازیکن ما در این شهرآورد بود. دیداری که با نتیجه 3 بر یک به سود ملوان تمام شد. سعید همه چیز برای بزرگ شدن داشت. جدا از فیزیک و تکنیک، او روحیه جنگندگی داشت و از تقابل با هیچ بازیکنی نمی‌ترسید. سعید مرا سرافکنده نکرد و من هم هیشه بابت استفاده از او اطمینان داشتم.

_ با توجه به جوی که در انزلی وجود دارد، به این فکر نکردید که  وقتی مازیار زارع از ترکیب خارج شد و سعید عزت‌اللهی جایش را گرفت، این احتمال وجود داشت که در صورت ناکامی ملوان، صدای هواداران در بیاید؟

درست می‌گویید. ریسک بزرگی کردم اما من یک چیزهایی در سعید دیده بودم. نمی‌خواستم بیشتر از این زمان را از او بگیرم. شاید هم فقط خودم می‌دانستم که در مورد سعید ریسک نمی‌کنم. من نه فقط در مورد سعید بلکه بارها این کار را در ملوان انجام داده بودم. نمونه‌هایش هم بسیارند. سعید شاید شاخص‌ترین آنها بود اما این را هم می‌دانم که اگر اشتباه می‌کردم، هم خودم ضربه می‌خوردم و هم ملوان. در آن صورت، سعید عزت‌اللهی هم زمان زیادی نیاز داشت تا دوباره به ترکیب برگردد. خوشحالم که در بهترین زمان این تصمیم را گرفتم و البته همانجا هم می‌دانستم که او خیلی زود به تیم‌های اروپایی می‌رسد و پیراهن تیم ملی را می‌پوشد.

 

◀️ در روزهای جام جهانی سعید عزت‌اللهی از مربی‌اش قدردانی کرده بود:

قدرشناسی عزت‌اللهی: احمدزاده نبود شاید من در روسیه نبودم

 

_ در فوتبال ایران و مقایسه بازیکنان فعلی با قبلی‌ها، همیشه یک تعصبی به نسل قدیم وجود دارد. به عنوان نمونه وقتی جلال حسینی را با مدافعی از دو، سه دهه قبل مقایسه می‌کنیم، هنوز حرف‌مان تمام نشده همه جواب را می‌گویند. نظر قریب به اتفاق کارشناس‌ها این است که قدیمی‌ها بهتر از بازیکنان فعلی هستند. حالا می‌خواهیم با شما، سعید عزت‌اللهی و سیروس قایقران را مقایسه کنیم. شما که هر دو را از نزدیک دیده‌اید، جواب سوال‌مان را چطور می‌دهید؟ کدام بهتر بودند؟     

من نمی‌توانم جواب این سوال را بدهم، چون فوتبالیست‌های فعلی را نباید با نسل قدیم مقایسه کرد. شاید سعید و سیروس شباهت‌هایی به هم داشته باشند اما فوتبال را در دو مقطع متفاوت بازی کرده‌اند. چند دهه قبل، سرعت بازی‌ها پایین بود اما تکنیک بازیکنان بالا. حالا سرعت حرف اول را می‌زند و دیگر از بازی‌های کند قدیم خبری نیست. قدرت تصمیم‌گیری بازیکنان فعلی بالاتر رفته اما قدیمی‌ها زمان بیشتری در اختیار داشتند تا حرکت بعدی‌شان را در زمین انجام بدهند. سیروس در زمان خودش بهترین بازیکن ایران در پست هافبک دفاعی بود. سعید هم حالا بهترین بازیکن ایران در این پست است. به نظرم مقایسه بهتر این است که فوتبال در مقطع فعلی را با فوتبال در دهه‌های قبل مقایسه کنیم، نه فوتبالیست‌ها را. راستی اسم سیدجلال حسینی را آوردید. می‌توانم خاطره‌ای تعریف کنم؟

_ بفرمایید.

جلال را برای نخستین بار، مقابل سپاهان و در سال 80 بازی دادم. لیگ اول حرفه‌ای بود و ما هم باید با تیمی بازی می‌کردیم که ستاره‌های بسیاری در ترکیب خود داشت. بازی در اصفهان برگزار شد و در خط حمله سپاهان هم ادموند بزیک حضور داشت. او آن فصل آقای‌گل شد و البته یکی از بهترین مهاجمان لیگ بود. جلال به قدری خوب کار کرد که هم بزیک را از کار انداخت و هم ملوان بازی را یک بر صفر برد. بعد از آن بازی، مدیران سپاهان استانکو را اخراج کردند و او مجبور شد به کرواسی برگردد. در جواب یکی از سوال‌های‌تان گفتم که از این نمونه‌ها در ملوان، فراوان وجود دارند. جلال از آن به بعد، حتی یک دقیقه از بازی‌های ملوان را از دست نداد و در نهایت هم دیدید که به باشگاه‌های بزرگ رسید و پیراهن تیم ملی را هم پوشید. او البته مثل سعید، یک ویژگی هم داشت.

_ کدام ویژگی؟

بله. جلال تیم امید ملوان را ندید. بازی‌های او را در تیم جوانان ملوان دیدم و مستقیم از او در ترکیب تیم اصلی استفاده کردم. او را مقابل سپاهان بازی دادم و سعید را برابر استقلال. بازی دادن به جلال، آن هم در اصفهان و مقابل سپاهان هم ریسک بود اما من مطمئن بودم که او بازیکن بزرگی می‌شود.

_ ملوان سال‌ها از تیم‌های پایه تغذیه شد. فراموش نمی‌کنیم که هر فصل، تعدادی از بازیکنان جدا و جوان‌هایی از تیمهای پایه تزریق می‌شدند. در سال‌های اخیر چرا خبری از این چرخه بازیکن‌سازی نیست؟

نه تنها این فصل بلکه 5،6 سال است که مدیران به تیم‌های پایه ملوان اهمیت نمی‌دهند. آن‌ها اهمیت نمی‌دهند و همه کاسه کوزه‌ها سر بازیکنان و کادر فنی تیم بزرگسالان می‌شکند. در حالی که ملوان در تمام سال‌های اخیر، چوب بی‌توجهی مسئولان به تیم‌های پایه را خورده است. ملوان در تمام تاریخ، از خودش تغذیه شده اما الان این تفاق را در انزلی نمی‌بینیم. فصل قبل حدود 20 بازیکن از شهرهای دیگر وارد انزلی شدند و برای ملوان بازی کردند. این یعنی شکست ملوان و شکست یک تاریخ.

_ وقتی مسئولان این را می‌دانند چرا همچنان به تیم‌های پایه بی‌توجه هستند؟

از خودشان بپرسید. شاید جوابی بدهند.

_ خودتان هم از تیم‌های پایه ملوان رشد کردید؟

من در رده‌های نوجوانان و جوانان برای ملوان بازی کردم و سپس به تیم بزرگسالان رسیدم. اصلا شما بگویید چه کسی از تیم‌های پایه نیامده؟ همه ما از آنجا رشد کرده‌ایم اما متاسفانه در سال‌های اخیر، تصمیم به شکلی بوده که هیچ‌کس اهمیتی به تیم‌های نوجوانان و جوانان نمی‌دهد.

_ مگر اداره این تیم‌ها چقدر هزینه روی دست باشگاه می‌گذارد؟

خیلی کم اما باشگاه بودجه‌ای برای آن‌ها در نظر نمی‌گیرد. به جای اینکه ملوان برای تیم‌های پایه هزینه کند، این وظیفه به اولیای بازیکنان محول شده. الان چند سالی است که ملوان این روند را پیش گرفته اما همه، تقصیر را گردن کادر فنی و بازیکنان تیم بزرگسالان می‌اندازند. مشکل اصلی ملوان این است که تیم شکل غیربومی به خود گرفته و استعدادهای فوتبال در انزلی کمتر دیده می‌شوند. به نظر من همین حالا هم اگر کار با تیم‌های پایه و اهمیت دادن به آن‌ها را شروع کنند، دیر نشده. انزلی اینقدر استعداد دارد اگر یک فراخوان بگذارند، می شود دو، سه تیم در رده‌های پایه تشکیل داد که مدعی قهرمانی باشند.

_ خودتان چکار می‌کنید؟ همچنان دور از فوتبال و مشغول کار با ماشین‌های سنگین؟

پشت فرمان می‌نشینم و کار می‌کنم. دنبال این هستم تا جایی که می‌توانم از انزلی دور باشم. این برای من بهتر است.

_ چرا دور؟ مگر اتفاقی افتاده؟

اتفاق خاصی نه. یکی دو سال است با ماشین سنگین کار می‌کنم و ناراضی هم نیستم. تماشاگران البته به من لطف دارند ولی دوری از هیاهوی فوتبال به من آرامش داده و واقعا زندگی بهتری را پشت سر می‌گذارم. درست است کار سختی را انتخاب کرده‌ام اما یک لقمه نان در می‌آورم و راضی‌ام. البته چند روزی است که در اعتصاب به سر می‌بریم و به جاده نمی‌رویم اما با تمام این تفاسیر و با توجه به اینکه شرایط سخت است اما من از شغل جدیدم رضایت کامل دارم.

 

12

captcha
تازه ها
بیشتر