ورزش ایران / شناسه خبر: 84520 / تاریخ انتشار : 1397/6/19 19:00
|
به بهانه قرارداد‌های میلیاردی بازیکنان در لیگ هند

توپ فوتبال را وسط معرکه کبدی نیندازید

آزاده پیراکوه / راهی که فوتبال رفت، راه خوبی برای همه نیست، راه خوبی برای فوتبال هم نبوده. کبدی یا هر ورزش دیگری باید راه حرفه‌ای و اقتصادی خودش را پیدا کند، به دست خودش و با روش خودش.

ایران ورزشی آنلاین / آزاده پیراکوه / روزی که روی سکوی نخست آسیا ایستادند، فارغ از افتخاری که نصیب‌شان شده، یک موضوع دل خیلی ها را شاد کرد. آنهایی که می‌دانستند بچه‌های کبدی درآمد انچنانی ندارند؛ خوشحال شدند از جایزه‌ای‌ که قرار است در قالب سکه به آنها اهدا شود. اما ملی‌پوشان کبدی خیلی بزرگ‌تر از اینها را می‌دیدند. شاید در همان روزها و ساعات، در حوالی قهرمانی، اتفاقی افتاد که خیلی‌ها فکرش را نمی‌کردند. حضور در لیگ ستارگان هند. لیگی که بر خلاف تصور خیلی‌ها پول خوبی در آن رد و بدل می‌شود. سایت ورزش ۳، گزارشی منتشر کرد درباره قرارداد فاضل اتراچالی، هادی اشترک، ابوالفصل مقصودلو، ابوذر مهاجر و محسن مقصودلو با لیگ ستارگان هند.

گفته می‌شود که هادی تاجیک و فرشاد رحیمی و معراج شیخ، ۳ بازیکن دیگر ایرانی هستند که در تیم ملی نبودند اما آنها هم توسط تیم‌های هندی جذب شده‌اند. ضمن اینکه غلامرضا مازندرانی سرمربی تیم ملی هم با تیم بمبئی قرارداد امضا کرده و از چند روز قبل به همراه اتراچالی کاپیتان تیم ملی برای آماده سازی این تیم راهی هند شده است؛ و جالب است که در این میان از مبلغ یک میلیارد و هشتصد میلیون تومانی صحبت می‌شود. رقمی شبیه آنچه در فوتبال رد و بدل می‌شود. یا والیبال که بزرگانش دور از این اعداد و ارقام نیستند. اما آیا باید از حالا به بعد چماق دست بگیریم و لیگ ستارگان هند را بر سر لیگ ایران بکوبیم و بگوییم چرا در ورزش ایران این پول‌ها نیست؟ مثل کاری که در فوتبال شده و هر روز که می‌گذرد، توقعات بیشتر می‌شود و باشگاه‌ها ناتوان‌تر.

ورزش ایران در مقایسه با مقوله‌های دیگر چانه کوچکتری دارد و بی‌پولی در بیشتر رشته‌ها جز فوتبال و یا حتی والیبال، موضوع غریبی نیست اما مقایسه ساده چند رشته ورزشی با هم و مقایسه مبالغ قراردادشان با لیگ های خارجی مواردی را به ذهن می‌آورد که جای بحث و تحلیل دارد و شاید این قرارداد بازیکنان کبدی بهانه‌ای برای پرداختن به این موضوع باشد.

کبدی ورزش ملی هندوستان به شمار می‌رود و بازیکنان این کشور محبوبیت زیادی بین مردم دارند و چندین سال بزرگی بر این رشته در دنیا، نشان می‌دهد چطور برای مالکیت بر این رشته، با چنگ و دندان جنگیده‌اند، پس بدیهی است که مبالغ بالا در لیگ‌شان هزینه کنند اما سوال این است که حالا باید این انتظار مطرح شود که در ایران هم همین مبالغ پرداخت شود؟ مثل اتفاقی که در فوتبال افتاد و کار به جایی رسیده که قیمت بازیکنان بر اساس قیمت آنها در بیرون از مرزهای کشور تنظیم می‌شود. برای مثال اگر پژمان منتظری روزی در قطر قرارداد چند میلیون دلاری امضا می‌کرد، وقتی قدم به ایران می‌گذارد انتظار دارد از باشگاهی مثل استقلال هم همان مبلغ را بگیرد و در این مسیر رسانه‌ها و طرفداران هم همراه می‌شوند، تا جایی که در نهایت باشگاه‌ مجبور به عقد این قرارداد می‌شود. پرسپولیس یا باشگاه‌های دیگر هم همین شرایط را دارند. مثلا حالا که تراکتورسازی بازیکنانی مثل احسان حاجی‌صفی، اشکان دژاگه یا مسعود شجاعی را جذب کرده، آیا معادل توان فوتبال ایران قرارداد بسته یا اینکه معیار قرارداد، رقمی شده که این بازیکنان در لیگ‌های خارج از کشور گرفته‌اند؟ آیا تراکتورسازی فیرپلی مالی -همان‌چه فیفا به آن اصرار دارد- را رعایت می‌کند؟

سالهاست که این موضوع در فوتبال باب شده که متاثر از مبالغ خارج از کشور، قیمت بازیکنان افزایش پیدا کرده و هر روز بیشتر می‌شود به خصوص حالا که افزایش قیمت دلار نیز اتفاق افتاده و حتما از این به بعد باید شاهد قیمت‌های سرسام‌آور دیگر باشیم، احتمالا بی‌توجه به اینکه شاید عرب‌ها می‌خواهند پول‌شان را دور بریزند اما کسی نمی‌پرسد ما برای چه باید تن به این افزایش قیمت بدهیم؟

سالهاست ورزشکاران رشته‌های مختلف از بی‌پولی می‌گویند و اتفاق‌های عجیب و غریب زیادی را پشت سر گذاشته‌اند. از تیم بانوان ملوان گرفته که با ابتدایی‌ترین مشکلات مواجه می‌شود تا ملی پوشان دوومیدانی که قرارداد یک فصل‌شان ۵ میلیون تومان هم نمی‌شود. اینجاست که صدای ورزشکاران بلند می شود و یک گلایه قدیمی شکل می‌گیرد با این محور که این‌همه اختلاف ریشه در کجا دارد؟ دلخوری ورزشکاران رشته‌های مختلف از حرفه‌ای‌های فوتبال که البته این روزها باید والیبال را هم به آنها (چهره‌های فوتبال) اضافه کرد، حکایت از یک رویکرد تبعیض‌آمیز در پول‌هایی که جابه‌جا می‌شود، دارد.

در فوتبال گفته می‌شود که گردش مالی لیگ رقمی بالاتر از ۳۰۰ میلیارد تومان است و در لیگ های دیگر چنین شرایطی وجود ندارد و مبالغ بسیار کمتر از اینهاست؛ تاجایی که معمولا پول ورزشکاران به طور کامل پرداخت نمی‌شود و همین بهانه‌ای شده تا ورزشکاران راه کشورهای دیگر را پیش بگیرند؛ مثل هندبال که بازیکنانش حتی حاضرند تیم ملی را همراهی نکنند اما قرارداد خارجی خود را از دست ندهند.

در این شرایط دو سوال مطرح است که اگر در ورزش کشور پول وجود دارد، چرا این‌همه تفاوت دیده می‌شود و اگر پول نیست، این حد از الگوبرداری از کشورهای دیگر در فوتبال چه توجیهی دارد و اصلا درست است که قیمت بازیکنان و ورزشکاران بر اساس قیمت جهانی‌شان پرداخت شود؟ بسیاری از بازیکنان و مربیان فوتبال ایران بازار کار جهانی ندارند اما بر اساس قیمت چهره‌های کم‌شمار در بازار جهانی، در فوتبال ایران دستمزد می‌گیرند.

در لیگ‌های رشته‌های دیگر جز فوتبال فشار هوادارها و رسانه‌ها نیست و همین مهم‌ترین انگیزه است برای باشگاه‌ها تا به راحتی از حق بازیکنان بگذرند و در این وضعیت ورزشکاران راهی ندارند جز رفتن. اگرچه آنها هم نمی‌توانند انتظار داشته باشند همان پولی که در خارج از کشور داده می‌شود، در ایران پرداخت شود. مثلا اگر بازیکنی در لیگ رومانی ماهیانه ۱۲ هزار دلار درآمد دارد، نمی‌تواند در شرایط فعلی کشور معادل این رقم را که با دلار ۱۲ هزار تومان حدود ۱۴۴ میلیون تومان می‌شود، از تیم ایرانی بخواهد اما قطعا نباید انتظار داشت که با قراردادی که برای یک فصل ۵۰ میلیون تومان هم نمی‌شود، به ایران بیاید.

این موضوع از چند جهت قابل بررسی است و ما را به جواب‌های مختلف می‌رساند اما از دو اصل نمی‌توان عبور کرد. یک اینکه توان ورزش کشور پرداخت مبالغ قرارداد مشابه قراردادهای خارجی نیست و نکته دوم اینکه وقتی در فوتبال کلی پول بادآورده هزینه می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت که صدای بقیه رشته‌ها درنیاید. نمی توان با مخاطب بالایی که فوتبال دارد، انتظار داشت که گردش مالی لیگ فوتبال مشابه هندبال باشد اما می‌توان انتظار داشت که وقتی این‌همه مشکل در کشور وجود دارد و مردم نگران شیرخشک بچه‌شان هستند، حداقل از رقم های چند میلیون دلاری حرف زده نشود. ورزش آرژانتین هیچ وقت نمی تواند مبلغ قرارداد لیونل مسی را بپردازد، به همین خاطر هیچ وقت تمام ورزش‌اش را گرفتار جذب این بازیکن نمی‌کند یا باشگاه‌های پرتغالی هیچ زمانی دنبال جذب رونالدو نمی‌روند. پس ما هم می‌توانیم راه را باز بگذاریم تا هر کسی که در خارج از کشور شرایط بهتری دارد، برود و آنجا درآمد داشته باشد. مثل بازیکنان کبدی، برادران استکی در هندبال، نیما عالمیان در پینگ پنگ یا حتی علی جهانبخش در فوتبال. نه اینکه به هزار و یک دلیل، اصرار به ماندن آنها داشته باشیم، بدون اینکه توان مالی پرداخت قیمت‌شان در اقتصاد ورزش ایران ممکن باشد.

ورزش ایران باید بر اساس اقتصاد و توانایی مالی‌اش هزینه کند، نه اینکه بدون رعایت فیرپلی مالی ستاره‌ها را جذب کند و بدهی‌های بزرگ به جا بگذارد. تیم‌های دولتی در فوتبال ایران به بدهکاران بزرگ تبدیل شده‌اند، تیم‌های خصوصی در فوتبال ایران از دل پروژه‌های اختلاس و پولشویی درآمده‌اند (داماش متعلق به امیر منصور آریا و راه‌آهن در دوره مالکیت بابک زنجانی) یا با پول‌های شائبه‌برانگیز بخش خصوصی مشکوک اداره شده‌اند. تیم‌های دولتی بدهکار یا این ساز و کار آلوده به پول‌های مشکوک بخش خصوصی سرانجام یک اقتصاد ورشکسته و بی‌قاعده برای ورزش به جا می‌گذارد. از این فرار کنیم و ملالی از حضور ورزشکاران در لیگ‌های خارجی برای درآمد بیشتر نداشته باشیم.

کبدی آخرین و بهترین مثال است. ستاره‌های کبدی ایران به هند می‌روند، آموخته‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌شوند و درآمد بیشتری نیز خواهند داشت. لیگ کبدی ایران روزی می‌تواند ادعای جذب بازیکن چند میلیاردی داشته باشد که با هوادار و اسپانسر و پخش تلویزیونی به درآمدی متناسب با آن هزینه‌ها برسد. اگر رسید، بازیکن چند میلیاردی هم استخدام می‌کند و اگر نرسید قرار نیست خود را بدهکار و آواره کند یا به کمک پول برآمده از اختلاس و پولشویی باشگاه بسازد. راهی که فوتبال رفت، راه خوبی برای همه نیست، راه خوبی برای فوتبال هم نبوده. توپ فوتبال را وسط معرکه کبدی نیندازید. کبدی یا هر ورزش دیگری باید راه حرفه‌ای و اقتصادی خودش را پیدا کند، به دست خودش و با روش خودش و به اندازه‌ای که می‌تواند سرمایه و مخاطب را مجذوب خود کند.

4/2

لینک کوتاه خبر
http://www.iran-varzeshi.com/84520
captcha
تازه ها
بیشتر