یادداشت / شناسه خبر: 83822 / تاریخ انتشار : 1397/6/12 12:44
|
برنامه، صبر و نیمکت خوب

نداشته‌های بسکتبال برای طلای جاکارتا

محسن آجرلو / صبری که ما نداریم، مانند برنامه‌ای که نداریم و خیلی نداشته‌های دیگر. مانند جایگزین برای نسلی که طلایی بود اما هیچ‌گاه دستش به طلای بازی‌های آسیایی نرسید.

ایران ورزشی آنلاین / محسن آجرلو / درک بائرمن زمانی که به ایران آمد، با همان تیم اصلی و ستاره‌های نام آشنای تیم ملی کارش را آغاز کرد. سه سال پیش بود و پس از ناکامی تیم ملی با بچیروویچ، این مربی پیش از جام ملت‌های 2015 آمد تا بلکه بتواند تیم ایران را به قهرمانی برساند و راهی المپیک کند. او اما در زمان محدودش نتوانست نتیجه قابل قبولی بگیرد و حتی از پس فیلیپین هم برنیامد و تیم ایران به سومی رسید.

بائرمن پس از آن رقابت‌ها از ایران رفت اما وقتی که برگشت، با صراحت اعلام کرد که بسکتبال ایران نیازمند تغییر نسل است. او برای مرحله دیگری از رقابت‌های انتخابی المپیک هم دست به جوانگرایی زد و بازیکنانی که به نظرش در سال‌های آینده به کار بسکتبال نمی‌آمدند را کنار گذاشت و جوان‌ترها را با خودش به مسابقات برد. دیگر در تیم ملی نه خبری از مهدی کامرانی بود، نه صمد نیکخواه و نه حامد آفاق. چند بازیکن نزدیک به 30 سال دیگر هم از تیم کنار رفته بودند و او به دنبال اصلاح روند غیر اصولی بسکتبال ایران بود. می‌خواست بهنام یخچالی با قد و قامت بهتر را به جای گارد راس‌های کوتاه ایران پرورش دهد و بازیکنان دوم ایران نظیر خود بهنام، محمد جمشیدی و چند جوان را به آینده بسکتبال تبدیل کند. نگاه او دیگر نگاه بها دادن صرف به ستاره‌ها نبود و به دنبال این بود که بسکتبال ایران را تیمی‌تر از همیشه کند.
در نهایت اما بائرمن با آن ماجرای عجیب و غریبش رفت و برنامه‌ای که داشت نیمه کاره ماند. در آخر هم اینطور نشان داده شد که آن روند اشتباه بوده.

پس از رفتن بائرمن، مهران حاتمی روی کار آمد. مربی که در زمان مشحون انتخاب شد و تا حدودی همان رویه گذشته را ادامه داد. تیم ایران با مهران حاتمی به کاپ آسیا رفت و اگرچه برخی تیم‌های آسیایی مانند چین و فیلیپین با ترکیب اصلی به مسابقات نیامده بودند، به نایب قهرمانی رسید. در آن رقابت‌ها محمد جمشیدی در بین پنج بازیکن برتر قرار گرفت! بازیکنی که در سال‌های گذشته همواره زیر سایه صمد بود اما پس از دو سال حضور مستمر در تیم ملی از 2015 تا 2017، خودش را پیدا کرد و بهترین بازیکن کاپ آسیا در پست خودش شد.
سایر جوان‌های تیم ملی هم اگرچه هنوز ترس نفر اول شدن و ندیدن ستاره‌ها را در کنار خود داشتند اما کم کم باور می‌کردند که باید بزرگ شوند و بار تیم را به دوش بکشند. مهران حاتمی هم تلاش می‌کرد تا در طول تورنمنت‌ها و مسابقات، زمان مسابقات را به خوبی میان 12 بازیکنش توزیع کند تا روند رشد همه‌شان را شامل شود.
با این حال تغییرات در فدراسیون باعث رفتن مهران حاتمی شد. آن هم چند ماه مانده به بازی‌های آسیایی و در آستانه رقابت‌های انتخابی جام جهانی. مهران شاهین‌طبع در پی رابطه نزدیکش با طباطبایی به رغم باختن قافیه لیگ به حاتمی سرمربی تیم ملی شد و در نخستین اقدام، بازیکن‌های قدیمی را به تیم ملی برگرداند که سرآمد آنها صمد نیکخواه بهرامی بود. بازیکنی که به طور قطع یکی از ستاره‌های تکرار نشدنی بسکتبال ایران به حساب می‌آید و همین حالا هم بهترین است اما سن و سالی که دارد، سال‌های زیادی برای ملی‌پوش ماندن به او نمی‌دهد.
با تمام اینها صمد برگشت، آرن داودی پس از 30 سالگی برگشت و اگر اوشین هم خداحافظی نمی‌کرد بازیکن ثابت تیم شاهین‌طبع بود. این یعنی بسکتبال ایران در اواخر دهه 90 هم همچنان از اندوخته‌های دهه هشتادش تغذیه می‌کند و هیچ بازیکن بزرگی در یک دهه اخیر به بسکتبال ایران معرفی نشده که جای این بازیکنان را بگیرد.

در فینال بازی‌های آسیایی جاکارتا، زمانی که ایران 16 امتیاز از حریفش پیش بود، خستگی بازیکنان با از دست رفتن چندین امتیاز مشخص شد و مهران شاهین‌طبع مجبور به تعویض چهار بازیکن اصلی‌اش شد. تعویضی که شاید کلیدی‌ترین اتفاق بازی بود و تقریبا همه‌ اندوخته تیم را در یک چشم به هم زدن به باد داد. فاصله عجیب و هنگفت بازیکنان ذخیره با تیم اصلی، اختلاف 16 امتیازی را با 4 عوض کرد و در ادامه بازی هم نتوانست کوچکترین کمکی به تیم ایران کند.
طبق آمار بازی، نیمکت چین؛ یعنی بازیکنانی که به جای پنج بازیکن آغاز کننده به بازی آمدند، 52 امتیاز به دست آوردند. فکر می‌کنید این امتیاز برای ایران چقدر بود؟ تنها 2 امتیاز! یعنی نیمکت ایران در تمام طول بازی و زمان‌هایی که برای حضور در میدان پیدا کرد، تنها 2 امتیاز به دست آورد و این بود فرق اصلی تیم ایران با قدرت اول آسیا!
سال‌هاست که انتقاد اصلی به روند بسکتبال در یک دهه اخیر، دلخوش کردن به نسل طلایی و عدم بازیکن‌سازی بوده. مشحون در تمام سال‌های بودنش هرچه کار خوب کرد را با این روند و غافل ماندن از ساختن آینده برای این رشته نابود کرد. حالا رامین طباطبایی هم دقیقا همان راه را می‌رود اما از شانس بدش دیگر تیمی به خوبی دوران مشحون در اختیار ندارد.
تیم ملی بسکتبال در جاکارتا 12 بازیکن داشت که نفرات دومش هیچ‌گاه یاد نگرفتند نفر اول باشند. هیچ‌گاه حتی در بازی‌های آسان و کم اهمیت هم بار تیم را به دوش نکشیدند و همواره نگاه‌شان به صمد و حامد و دیگران بوده.
همین هم می‌شود که وقتی در میدانی بزرگ نیاز می‌شود، هیچ کمکی از دستشان برنمی‌آید. دوخته شدن بازیکنانی نظیر محمد جمشیدی، روزبه ارغوان و خیلی‌ها در سال‌های گذشته روزگار امروز را به ما پس داده. روزگاری که نسل طلایی مان شاید در وقت اضافه است و پشت سر آنها جز برهوت و خیل بازیکنان معمولی که همواره نفر دوم بوده‌اند، چیزی نمی‌بینیم.

حالا شاید سوال این باشد که اگر صمد و حامد و دیگر بازیکنان بروند، چه بازیکنی جانشین آنها خواهد شد؟ جواب اینجاست که هیچ‌ کس! ما در عمل هیچ‌ کس را پشت در‌های تیم ملی نداریم که فردا ده روز آینده که تیم ملی باید در مقدماتی جام جهانی به میدان برود، جایگزین ستاره‌هایمان کنیم. بازیکنی نیست چون آن را نساخته‌ایم و حتی اصلا به آن فکر هم نمی‌کنیم.

نقدا همین امسال را بررسی می‌کنیم که همه تیم‌های پایه ایران در رقابت‌های آسیایی با ناکامی حذف شدند و حتی در غرب آسیا هم به قهرمانی نرسیدند. تیم‌های نوجوانان و جوانان ایران به راحتی در یک‌چهارم نهایی رقابت‌های قهرمانی آسیا حذف شدند. یعنی در رده‌های پایه جایی در میان چهار تیم برتر دنیا هم نداریم و پس از آن هم هیچ‌ کدام از این بازیکنان را در تیم‌های بزرگسالان هم نمی‌بینیم. پس چطور انتظار داریم که دوجین آینده پشت نسل کنونی بسکتبال ردیف شده باشد؟

چینی‌ها با برنامه‌ریزی به جایگاه امروزشان رسیده‌اند. آنها پس از اینکه قدرت ایران را دیدند و با پایان نسل‌شان جایی در میان بهترین‌های آسیا نداشتند، برنامه‌ای بلند مدت که از 2015 آغاز شد و باخت در تمام تورنمنت‌های مهم را به جان خریدند تا امروز تیمی قدرتمند بسازند که سه‌ - چهار ستاره دارد و تیمی‌تر از همیشه بازی می‌کند و به جز استرالیا تیمی در آسیا توان مقابله با آن را ندارد. آنها در سال آینده میلادی میزبان رقابت‌های جهانی‌اند و نگاه شان کلان‌تر از طلای جاکارتا بوده اما در راهشان طلای جاکارتا هم گرفتند.
 آن هم در دوره‌ای که هر 4 طلای بسکتبال سه و پنج نفره در هر دو بخت زنان و مردان را به دست آوردند. چینی‌ها سرمایه گذاری عظیم و لیگی دارند که یک تیمش به اندازه کل لیگ ایران هزینه می‌کند اما مهم‌تر از این برنامه‌ریزی دارند و برایشان مهم نیست دو سال در تورنمنت‌های کم اهمیت نتیجه نگیرند.
صبری که ما نداریم، مانند برنامه‌ای که نداریم و خیلی نداشته‌های دیگر. مانند جایگزین برای نسلی که طلایی بود اما هیچ‌گاه دستش به طلای بازی‌های آسیایی نرسید.

 

📷 عکس‌های جاکارتا ۲۰۱۸: پیام پارسایی

captcha
تازه ها
بیشتر