ورزش ایران / شناسه خبر: 81715 / تاریخ انتشار : 1397/5/22 11:23
|

ذبح فرهنگ با قداره لیدر

سعید آقایی / مدیریت باشگاه پرسپولیس به جای برخورد با لیدر متخلف او را بعد از همه آشوب‌های این هفته به میانه زمین دعوت می‌کند تا او با سینه‌ای ستبر و با تبختر در کنار کاپیتان‌های تیم عکس یادگاری بگیرد.

ایران ورزشی آنلاین / سعید آقایی / آتش کینه، نفرت و عداوت حرف نخست سکوهاست. سکوهایی که ساکنینش قرار است در یک پدیده جهانشمول و جذاب گرد هم بیایند و 90 دقیقه و حتی بیشتر از آن حظ وافر ببرند و با انرژی و هیجان به خانه بازگردند اما این لذت، جای خود را به دشمنی، کینه و توحش داده. سکوهایی که فوتبال را رها کرده‌اند و به سبک گلادیاتورهای بی‌رحم بدون هیچ ملاحظه‌ای به سوی یکدیگر حمله‌ور می‌شوند، سنگ و چماق پرتاب می‌کنند و الفاظ 18+ موسیقی متن این جنگ خونین است. جنگی که گویی دو متخاصم بر سر غنیمتی ناب با یکدیگر گلاویزند.

این صحنه آشنای این روزهای لیگ برتر است که بدل به ترجیع‌‌بندی شده که از هفته‌ای به هفته دیگر و سکویی به سکوی دیگر منتقل می‌شود. خشونتی چرک و بی‌محابا که فرجامی جز قتل و کشته نخواهد داشت. در این خشونت سیاه اما لیدرها سردسته‌اند، همان‌ها که در زندگی شخصی نیز چنین پیشه‌ای دارند و درگیری، عربده کشی، فحاشی و چاقوکشی تخصص آنهاست. همان‌ها که همین فرهنگ را به روی سکوها آورده‌اند و با همین فرهنگ، اتمسفر ورزشگاه را آلوده و بدل به گود چاله میدان کرده‌اند.
در ماجراهای این هفته‌ها، پرسپولیس سوژه اصلی است و چه تلخ که در این سوژه سیاه، مثل همیشه این لیدرها هستند که نقش اصلی را ایفا می‌کنند. قداره‌کش‌هایی روی سکو که متهم شماره یک آشوب فوتبال هستند.
سردسته این جماعت همان سردسته اتفاقات سیاه و تلخ این هفته‌هاست. همو که آتشی به پا کرده که دامنه‌اش به سایر استادیوم‌ها رسیده و لیگ را تحت‌الشعاع قرار داده. ریزه‌خوار بی‌مایه‌ای که از کنار پرسپولیس متنعم شده و به مکنت و شهرت رسیده و اگر پرسپولیس نبود، حالا در سیاه‌چاله فقر و فلاکت سرنوشتی نامعلوم داشت و شاید بهترین شغلی که برای خود می‌توانست متصور باشد، دادبزن کتابفروشی‌های میدان انقلاب به دلیل فرکانس بالای صدایش بود!
همو که در تمام این سال‌ها تا توانسته برای هر مدیری خوش خدمتی کرده و برای منفعت طلبی حتی از ایستادن مقابل مردم ابایی نداشته و سیاهه تخلفاتش به اندازه‌ای قطور است که در آن گناه ناکرده وجود ندارد. فردی با این کارنامه طلایی حالا به اندازه‌ای بی‌پروا شده که در استادیوم آتش قومیت‌گرایی به پا می‌کند، به رقیب شنیع‌ترین توهین‌ها را روا می‌دارد و بدتر اینکه تا جایی خود را محق می‌داند که برای بازیکن پرسپولیس خط و نشان می‌کشد. باشگاه با قدمت و بزرگی پرسپولیس به جایی رسیده یک قداره‌کش برایش بدل به معضل شده و مدیریت باشگاه کاپیتان اول و دوم تیم را وادار می‌کند تا برای خواباندن غائله با این موجود عکس یادگاری بگیرند.
تکلیف این لیدر و جایگاهش که کاملا مشخص است. همو که بسیاری از هواداران واقعی پرسپولیس نیز چهره واقعی‌اش را شناخته‌اند و خرج خود را از او جدا کرده‌اند و اسیر خیمه شب بازی‌های هفتگی او روی سکوها نمی‌شوند اما باید از رفتار مدیریت باشگاه پرسپولیس انگشت به دهان گزید که به چنین فرد بی‌آبرویی آنقدر میدان و اعتبار داده که طرف روی سکوها با همان ادبیات لمپن وارش بیانیه صادر می‌کند و ریز و درشت باشگاه را تهدید می‌کند و بدون هیچ مزاحمت و یا برخوردی هر روز هفته در محل تمرین و مسابقه
جولان می‌دهد.
عجبا که به جای برخورد با چنین فردی مدیریت باشگاه او را بعد از همه آشوب‌های این هفته به میانه زمین دعوت می‌کند تا او با سینه‌ای ستبر و با تبختر در کنار کاپیتان‌های تیم عکس یادگاری بگیرد تا دستخوشی حیرت انگیز به تمامی گل‌کاری‌هایش روی سکوهای تهران و اهواز داده باشد. فاجعه وقتی کامل می‌شود که می‌بینیم سیدجلال حسینی کاپیتان اول پرسپولیس به‌عنوان مردی که سالیان سال بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو بسته و جزو مردان اخلاق این فوتبال بوده، شان و شخصیت خود را تا آنجا پایین می‌آورد که در قاب دونفره با این قلدر قرار می‌گیرد.
این رفتار باشگاه پرسپولیس در قبال متهم اصلی آشوب‌ها و بزن بهادر سکوها یک فاجعه به تمام معنا بود. فاجعه‌ای که حتی از رسوایی طارمی گیت و محرومیت‌های آن و تمامی غارت‌های ریز و درشت باشگاه فراتر رفت. یک سقوط اخلاقی کامل در باشگاهی که مالکیت خود را از آن مردم می‌داند و پسوند فرهنگی را به دوش می‌کشد. لابد فرهنگ در قاموس آقایان همان رفتاری است که لیدر و نوچه‌هایش هر هفته رو سکوها آن را اجرا می‌کنند؛
چه فرهنگ شرم آوری.
 

 

captcha
تازه ها
بیشتر