ورزش ایران / شناسه خبر: 81390 / تاریخ انتشار : 1397/5/19 15:22
|
رئیسی که بر خلاف مشحون میدان را خالی کرده است

حال بسکتبال خوب نیست!

اتفاق ساده‌ای در بسکتبال مان نیفتاده که بخواهیم به سادگی از کنارش بگذریم و رسیدن به روزهای خوب را به آینده موکول کنیم. تمام شواهد و قرائن دارد داد می‌زند که یک جا کار فدراسیون می‌لنگد؛ بد هم می‌لنگد.

ایران ورزشی آنلاین /بازهم یک‌چهارم نهایی، بازهم نیوزیلند و بازهم حذف بسکتبال ایران از آسیا. این اتفاق‌های تکراری یک بار دیگر سد راه تیم‌های پایه بسکتبال برای صعود به رقابت‌های جهانی شد و یک شکست دیگر را به فدراسیون تحمیل کرد. این بار نوبت جوانان بود تا پس از نوجوانان، در یک چهارم نهایی بازی را 87 بر 72 به نیوزیلند واگذار کنند و نتوانند سهمیه رقابت‌های جهانی را بگیرند. اتفاقی که نوار ناکامی بسکتبال در رده‌های پایه را تکمیل کرد و معیوب بودن این سیستم را به همه نشان داد. حالا امروز باید یقه چه کسی را بگیریم؟ تکرار مکررات کنیم و از اردوی ناقص و خالی از برنامه این جوان‌ها بگوییم یا سرمان را برگردانیم به عقب و توپ را بیندازیم در زمین محمود مشحون؟ این ناکامی‌ها را چه کسی گردن می‌گیرد؟

اتفاق ساده‌ای در بسکتبالمان نیفتاده که بخواهیم به سادگی از کنارش بگذریم و رسیدن به روزهای خوب را به آینده موکول کنیم. تمام شواهد و قرائن دارد داد می‌زند که یک جا کار فدراسیون می‌لنگد؛ بد هم می‌لنگد.

  1. شاید بهتر باشد اول حسابمان با گذشته را تسویه کنیم تا به امروز برسیم. گذشته‌ای که گره خورده با مشحون. مدیری که در برخی توانایی‌ها و خدماتش به بسکتبال شکی نیست اما از یک جایی به بعد راه را گم کرد. انگار که غرق شده بود در جام‌های متعدد قهرمانی در آسیا. تا حدودی هم حق داشت. در روزگاری مدیریت می‌کرد که موفقیت‌های بسکتبال در آسیا بدست می‌آمد و همه چیز تازگی داشت. مشحون اما نتوانست از فضای آن قهرمانی‌ها خارج شود و یک پله بالاتر نگاه کند. هر بار و پس از هر انتقاد، پنجاه و اندی جام ویترین افتخاراتش را نشان‌مان می‌داد و توقع داشت دیگر حرفی در میان نباشد. هر از چندی منتقدی از گوشه و کنار زمزمه نگاه فرا آسیایی را مطرح می‌کرد اما خیلی زود در نطفه خفه می‌شد و صدایش به جایی نمی‌رسید. همین هم شد که قدمان کوتاه ماند و هیچ وقت جایی فراتر از آسیا را ندیدیم و دلخوش کردیم به صمد و حدادی و کامرانی و چند بازیکن دیگر که یکی یکی برایمان قهرمانی می‌آوردند و بسکتبالمان را به نقطه‌های نادیده می‌بردند.

آنقدر این جمله کلیشه ای را عمل نکردیم و "پایمان را فراتر از آسیا نگذاشتیم" که فراآسیایی ها وارد قاره‌مان شدند و با واقعیتی تلخ روبرویمان کردند. کما اینکه دیگر تیم‌های آسیایی هم در سال‌هایی که در باد قهرمانی‌هایمان خوابیده بودیم، بیش از همیشه بیدار بودند ومشغول ساختن تیمی که شاخ بزرگ و عظیم بسکتبال ما را بشکند.

شاخی که شکست. سهمیه‌هایی که در المپیک‌های گذشته از دست رفت و قهرمانی‌هایی در آسیا که رفته رفته باید دوباره برود در میان آرزوهایمان. مثل بیست سی سال پیش و زمانی که پنجمی آسیا بهترین نتیجه مان بود! مثل امروز که جوانان بسکتبالمان در آسیا برای پنجمی می‌جنگند!

 

  1. رامین طباطبایی آمد چون انگار همه از دست مشحون خسته شده بودند. او آمد برای اینکه تقریبا همه فکر می‌کردیم که پس از پانزده سال حضور بی وقفه، حال بسکتبال بار رفتن محمود مشحون بهتر می‌شود و می‌توانیم امیدوار باشیم به اینکه روح تازه ای به این رشته برسد! رامین طباطبایی وقتی آمد که دیگر مشحون رمقی نداشت. یعنی به اجبار کنارش گذاشتند و حقیقت اینجاست که نه رامین و نه تمام آن‌هایی که 94 با سر و صدا و قشون‌کشی به انتخابات آمدند، حریف مشحون نشدند. نه اینکه بحث جانبداری باشد، نه. نتیجه نشان داد. مشحونی که وقتی همه تصور می‌کردند کارش تمام شده، برگشت و با برگه‌ای سفید که می‌گفت برنامه‌هایش است، یک بار دیگر رئیس شد.

اتفاقا همان دوم خرداد 94 هم رامین طباطبایی برای رقابت با مشحون آمده بود اما تعداد رای هایش به اندازه انگشتان یک دست هم نرسید. این بار اما مشحون نبود و همین خالی بودن میدان باعث شد افراد دیگری باشند تا برای طباطبایی رای جمع کنند.

به هر ترتیب او رئیس فدراسیون بسکتبال شد. رئیس شد تا روزگار این رشته را از آن سیاهی که معقتد بودیم در آن گیر افتاده آزاد کند. معتقد بودیم که مشحون خود رای است و تنها خودش است که به صورت انفرادی برای همه چیز تصمیم می‌گیرد. طباطبایی آمد تا رئیس خود رای نباشد که نیست اما اینطور که به نظر می‌رسد شاید اصلا رایی نداشته باشد!

روزگار امروز بسکتبال اینطور به نظر می‌رسد که از افراط رسیده‌ایم به تفریط. از رئیسی که فکر می‌کردیم تنها منافع خودش را می‌بیند و دشمنانش را نابود می‌کند، رسیده‌ایم به رئیسی که انگار اصلا منافعی ندارد و کار را دست عده دیگری داده تا آن‌ها منافعشان را دنبال کنند! خودش نیست و وقتی هم که چند ماه یکبار آفتابی می‌شود، همه چیز را تکذیب می‌کند و باز به دفترش می‌رود تا چند هفته پس از قائله بعدی.

 

  1. خیلی منصفانه نگاه کردیم که پای مشحون را هم به ماجرا باز کردیم. چراکه صفر تا صد این تیم در دوران مدیریت رامین طباطبایی شکل گرفته و مسئولیت تمام و کمالش با خود اوست. اوست که ترسید از ماجرای جوان‌گرایی در تیم ملی. جوان‌گرایی که هرچند زود و شاید غیر منطقی آزاد شده بود اما بهم خورد. بهم خورد چون رامین طباطبایی نیاز داشت تا بازگرداندن صمد و چند بازیکن با تجربه دیگر، برای خودش مقبولیت ایجاد کند و با خطر باخت‌های احتمالی نظیر شکست برابر عراق مواجه نشود.

طباطبایی آنقدر غرق در سفت کردن جای پایش با تیم بزرگسالان شد و کار را در اختیار نفرات کنار دستش گذاشت که یادش رفت باید برای رده‌های پایه هم کاری کند به فکر سال‌های آینده باشد. نتیجه اش هم شد تیمی که بدون هیچ‌گونه تدارک خاصی راهی رقابت‌های آسیایی شد. رقابت‌هایی که حالا دیگر با آمدن استرالیا و نیوزلند شرایط متفاوتی دارد. شاید در ظاهر اینطور به نظر برسد که با اضافه شدن این دو تیم سهمیه آسیا هم به عدد چهار رسیده اما نکته اینجاست که مثل دو تورنمنت اخیر در نوجوانان و جوانان، وقتی پیش از نیمه نهایی به این دو تیم برسیم، دیگر آن سهمیه‌های اضافه شده به دردمان نمی‌خورد. از این پس در دیگر تورنمنت‌های قاره آسیا هم ماجرا به همین منوال است و با همان داشته‌های گذشته‌ هم دیگر دستمان به هیچ قهرمانی نمی‌رسد. مگر در همین بازی‌های آسیایی که خبری از آن دو تیم نیست و دیگر رقبای اصلی‌مان هم با ترکیب اصلی نخواهند آمد.

 

  1. حال بسکتبال خوب نیست. از هیچ کجا خبرهای خوبی نمی‌رسد. رامین طباطبایی در زمستان گذشته که رئیس فدراسیون شده، اصلا آن مدیری که همه انتظارش را می‌کشیدند نشان نداده و انگار که پس از نشستن روی صندلی مشحون فهمیده کار به این سادگی‌ها که فکرش را می‌کرده نیست. حال بسکتبال خوب نیست و اوج تلخی اینجاست که شواهد نشان می‌دهد قرار است همه این حال بد، پشت لبخند قهرمانی احتمالی در بازی‌های آسیایی پنهان شود و با اولین طلای تاریخ در این بازی‌ها، تمام کاستی‌ها فراموش شود! انگار که از روز اول هدف هم همین بوده اما طباطبایی باید بداند که حال بد بالاخره جاهایی مثل همین رقابت‌های رده های پایه، لیگ برتر و سایر تورنمنت‌ها خودش را نشان می‌دهد و بسکتبالی‌ها حالا دیگر یاد گرفته‌اند نگذارند رئیس فدراسیون پشت کاپ‌های قهرمانی‌اش پنهان شود!

4

لینک کوتاه خبر
http://www.iran-varzeshi.com/81390
captcha
تازه ها
بیشتر