یادداشت / شناسه خبر: 79870 / تاریخ انتشار : 1397/4/28 05:25
|
از اولیایی تا فتح‌ا...‌زاده و قریب، از واعظ آشتیانی تا افشارزاده و افتخاری

الگوی کمیاب مدیریت در استقلال

اگر عمده‌ترین آدم‌های حایز سمت مدیر عاملی استقلال در سه دهه اخیر را از نظر بگذرانیم ادغامی از روش‌های مختلف را در این باشگاه می‌بینیم. آنچه می‌خوانید یادداشتی در آستانه مدیریت امیرحسین فتحی است.

ایران ورزشی آنلاین / وصال روحانی / استعفای روز گذشته رضا افتخاری چه به صلاحدید سران ارشد ورزش کشور صورت پذیرفته باشد و چه بر اثر مصلحت‌جویی شخصی این مقام، این فایده را دارد که راه را به روی استقرار مدیرانی کارگشاتر در یکی از مطرح‌ترین باشگاه‌های ایران و به واقع کل آسیا باز می‌کند.

اما باید پرسید الگوی موفقیت واقعی در زمینه مدیریت در استقلال کدام چیزها و کدامین نفرات هستند. در باشگاه‌های سرخابی چه باید کرد تا موفق بود و پس از رفتن انواع انگ‌ها و اتهام‌ها را متوجه خود ندید. یک مدیر ارشد در استقلال باید از کدام راه‌ها عبور کند و به چه کارهایی دست بزند تا برای این باشگاه اتفاقات خوب بیفتد و جامعه ورزش به این نتیجه برسد که مدیران حاذقی در این باشگاه مصدر کار هستند و هواداران سختگیر نیز به چنین باور و حس و حالی برسند. اگر عمده‌ترین آدم‌های حایز سمت مدیر عاملی استقلال در سه دهه اخیر را از نظر بگذرانیم ادغامی از روش‌های مختلف را در این باشگاه مشاهده خواهیم کرد.
1- سیدکاظم اولیایی در زمانی مدیرعامل استقلال شد که این تیم به سوی قهرمانی و نایب قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا 1990 و 1991 حرکت می‌کرد ولی از تبعات برخی سوءمدیریت‌های دیروز و امروز هم رها نبود و عصر وی به سبب تقارن با سقوط آبی‌ها به دسته سوم کشور (در آن زمان «لیگ 2» وجود نداشت و در مقطعی خاص تیم‌های لیگ دسته اول در صورت سقوط مستقیما به دسته سوم ارجاع می‌شدند!) دوره پر تضادی نشان می‌دهد. خوشبختی اولیایی در این بود که در دوره وی هنوز پول‌مداری بر همه چیز حاکم نشده بود و منصور پورحیدری شاگردانی داشت که ابتدا برای تیم‌شان می‌جنگیدند و نه اسکناس‌های درشت.
2- علی فتح‌ا...‌زاده به فصلی پیوند می‌خورد که فوتبال ایران آموخت با خارجی‌ها حشر و نشر بیشتری داشته باشد. بر سر «دکتر» بودن یا نبودن فتح‌ا...‌زاده بحث‌های زیادی صورت گرفت اما او باب ترانسفرهای عظیم را به روی آبی‌ها گشود و علی موسوی و سیروس دین‌محمدی و حتی سرژیک تیموریان برادر آندو را لژیونر کرد و پول زیادی به باشگاه آورد. گفتند او «مدیر هزینه» است اما آنقدر جام برای آبی‌ها  آورد که مدیران «غیر هزینه حقیقت‌‌جو» به یک دهم آن نیز نرسیدند.
3- حسین قریب خوب‌تر از آن بود که مدیرعامل استقلال باشد! در این پست باید زرنگ و اهل معامله و زدن حرف‌های شیرینی باشی که لزوما تجانسی با حقیقت ندارند و قریب آقاتر از آن بود که دروغ‌های مصلحتی زیادی بگوید. در دوره او استقلال به سبب سرمربی بودن امیر قلعه‌نویی بدون جام نماند اما قریب بسیار زود از روندی دفع شد که علاقه‌ای به ذات آن نداشت.
4- امیررضا واعظ آشتیانی قانونگراتر از آن بود که بتواند قواعد «جام بری» را که لزوما با هر قاعده صحیحی در تعارض است رعایت کند و در نتیجه به جای حفظ قلعه‌نویی کاری کرد که او برود و کار را به صمد مرفاوی سپرد که مثل خود وی سالم‌تر از آن بود که جامی را به ارمغان بیاورد. واعظ هنوز از نامرادی‌های فتح‌ا...‌زاده و جفای سایر مدیران آبی می‌گوید اما خودش هم تز روشن و نتیجه‌گیری نداشت.
5- بهرام افشارزاده با این درس و هشدار سرپرست استقلال شد که اگر جام می‌خواهد باید سلطان جام‌برهای لیگ برتر یعنی امیر قلعه‌نویی را دوباره مصدر کار کند اما افشارزاده دو چیز را ندیده بود. یکی اینکه امیر خان پس از چند سال تجلی در لیگ برتر به دوره کم حوصلگی‌اش رسیده و به جای «لیگ» نگاهش بیشتر به «آسیا» بود و از طرف دیگر حتی با مدیریت «ژنرالی» این مربی نیز بازیکنان به درجه‌ای از خودمختاری و خیزش در استقلال رسیده بودند که اگر منافع‌ مالی‌شان به موقع تامین نمی‌شد، کوشش لازم را نمی‌کردند.
او سر آخر ژنرال را برداشت و به ژنرال جدید (علیرضا منصوریان) روی آورد اما رفت و پایه‌های سست‌تر شده استقلال را به دست جانشینان خود سپرد.
6- سیدرضا افتخاری که در فدراسیون فوتبال دبیری کرده و رییس تربیت بدنی استان تهران شده و سپس در کمیته فوتسال مدیریت کرده بود گزینه خوبی برای هدایت آبی‌ها نبود. او خط‌مشی مشخصی نداشت و پس از حمایت‌های سفت و سخت اولیه‌اش از منصوریان فقط زمانی تصمیم به برکناری وی گرفت که هشت هفته از شروع لیگ هفدهم گذشته و کار به سود رقیب سنتی تمام شده بود. او البته با آوردن وینفرد شفر مربی کارآمدی را به استقلال آورد اما  «شانس» در این امر دخیل‌تر از «محاسبه و انتخاب» بود. از دست دادن حق خرید به مدت یک فصل و سپس هدر دادن الکی سوپرجام جیوه ساعت ریاست وی را پر کرده و حالا رییس تازه‌ای در راه است.
سوال‌های بی‌پاسخ پیرامون روش‌های مدیریت استقلال فراوان است اما شکی نیست که الگوی کمیاب مدیریت در دو باشگاه پر دردسر تهران خوشبختانه یا بدبختانه از راه پاک‌کرداری مطلق عبور نمی‌کند! گاهی باید بی‌رحم بود و زمانی با پول و وعده بازی کرد و زمانی دیگر ستاره حریف را به چنگ آورد ولی از هر الگویی سود می‌جویید باید بدانید راه‌های موفقیت در استقلال به کلی متفاوت با تیم‌های دیگر است.
با یک مدیریت ستادی مثل آنچه افشارزاده به استقلال آورد نمی‌توان جام برد و عصر جام‌بری افتخاری (فقط با یک جام حذفی) آنقدر کوتاه بود که به بن‌بست غریب سوپرجام منتهی شد. فتح‌ا...‌زاده نماد همه کارهایی است که باید از آن پرهیز کرد و در همین حال برای موفقیت در بین سرخابی‌ها به آن نیاز است. بستگی به این دارد که تا چه حد به بیان این واقعیت – نه لزوما شیرین – تمایل دارید!

لینک کوتاه خبر
http://www.iran-varzeshi.com/79870
captcha
تازه ها
بیشتر