جام جهانی / شناسه خبر: 79652 / تاریخ انتشار : 1397/4/22 20:29
|
منتقدان سرمربی تیم ملی با چه کارنامه‌ای به میدان آمده‌اند؟

حمله زنبورهای بی عسل به کی‌روش

کی‌روش که نخستین پایان‌نامه مربیگری‌اش را در سال 1980 درباره چگونگی تقابل بازیکن‌ها در زمین نوشته که بعدها متدی برای دفاع لایه‌لایه شده، این روزها زیر تیغ انتقادات روانخواه و امثال اوست.

ایران ورزشی آنلاین / سعید زاهدیان/ از کجا شروع کنیم؛ از میلیاردها تومانی که ورزش شهرداری تهران به بهاره افشاری بذل و بخشش می‌کند یا از حرف‌های بی پایه و اساس منتقدان بهترین نتیجه تاریخ تیم ملی ایران در ادوار جام جهانی؟

از این شروع کنیم که به چه حقی پولی که در تهران باید صرف ساخت زمین‌های ورزشی شود، در یک نمایش تبلیغاتی تمام عیار به بهاره افشاری هبه می شود، اما در شمس‌آباد و خاورشهر بچه‌های کوره‌های آجرپزی کفش و لباس و حتی زمین صاف خاکی برای بازی ندارند؛ یا برسیم به حرف‌های سراسر بیراه امید روانخواه که سابقه و تجربه‌اش در فوتبال، بی‌هیچ توضیح اضافی، گویای قواره منتقدان کی‌روش است.

از کجا باید شروع کرد و به کجا باید رسید، وقتی هیچ چیز سرجایش نیست؛ موضوع شهرداری را باید سپرد به کارشناسان اجتماعی و سیاسی و اقتصادی که درست‌تر این شوی تبلیغاتی را تحلیل کنند اما ماییم و امید روانخواه!

1- امید روانخواه که این روزها به‌عنوان منتقد اصلی کی‌روش در تمام برنامه‌های تلویزیونی با کت و شلوار نشسته و دستمزد کی‌روش را به نداشتن «پلن بی» می‌بافد و از این شاخه به آن شاخه می‌پرد تا با حرف‌هایی کلیشه‌ای نظیر«انتخاب کی‌روش مثل این می‌ماند که من 80 درصد دارایی‌ام را ماشین بخرم اما پول کافی برای اداره امور روزمره ندارم» می‌خواهد همه چیز را با هم زیر سوال ببرد.

همه چیز این فوتبال زیر سوال است اما خود امید روانخواه به‌عنوان یک فوتبالیست بازنشسته معمولی که چیز زیادی از بازی او در ذهن‌ها به یادگار نمانده، بیرون این قاعده نیست؛ او و حرف‌هایش هم مثل بقیه امور فوتبال زیر سوال است. روانخواه از چه زاویه‌ای حرف می‌زند؟ یک فوتبالیست معمولی و درجه 4 یا مربی نوپا؟ از هر زاویه‌ای نگاه کنیم، او چه گلی به سر فوتبال ایران زده و چه کرده که امروز به کارلوس کی‌روش می‌تازد؟ او- و امثال او- دقیق می‌دانند منتقد چه کسی شده‌اند؟ یا برایشان توضیح دهیم که مربیگری در منچستریونایتد و لیگ جزیره یا سرمربیگری در تجملاتی‌ترین باشگاه جهان با ستاره‌هایی نظیر رونالدو، زیدان، فیگو، بکام، رائول، کاسیاس، روبرتو کارلوس و... به مراتب بزرگ‌تر از مدیریت تمام بخش‌های فدراسیون فوتبال ایران است. امید روانخواه تا به حال یک تمرین از رئال مادرید دیده که در مورد نداشتن «پلن بی» تیمی حرف می‌زند که سرمربی‌اش در مادرید، روزگاری همه کاره رئال کهکشانی بود، حتی برای نیم فصل؛ روانخواه که سابقه نیم فصل مربیگری در لیگ برتر ایران را ندارد، چگونه هزار و یک ایراد از کارلوس کی‌روشی می‌گیرد که سال‌ها کنار بزرگمردی به نام فرگوسن کار کرده و مورد تحسین فوتبال دنیا بوده و هست.

2- کی‌روش که نخستین پایان‌نامه مربیگری‌اش را در سال 1980 درباره چگونگی تقابل بازیکن‌ها در حالت‌های 7 به 7 یا 6 به 6 در زمین نوشته که بعدها متدی برای دفاع لایه‌لایه شده، این روزها زیر تیغ انتقادات روانخواه و امثال اوست. مردان بی‌عملی که حکایت‌شان را می‌شود به زنبورهای بی‌عسل تشبیه کرد که هیچ کاری جز نیش زدن ندارند.

در دو هفته‌ای که از بهترین نتایج تاریخ ایران در جام جهانی گذشته، حرف‌هایی می‌شنویم که حیرت‌انگیز است؛ حرف‌هایی با این مضمون که سرمربی تیم ملی نتوانسته برای فاز هجومی برنامه خاصی تدارک ببیند؛ این هم از آن حرف‌هاست! حرف‌هایی که مختص کارشناسان پای ثابت تلویزیون ایران است که هر تیمی پلن‌های مختلف دارد اما تیم ایران فقط یک پلن داشت!

3- عجب! آیا مرد باتجربه پرتغالی این روزها باید سر کلاس درس عالمان فوتبال ایران بنشیند و پند و اندرز آنها را گوش دهد تا در جام ملت‌ها گرفتار بازی بسته حریفان نشویم و یاد بگیرد که چگونه تیمش حمله کند چون به گفته «کارشناسان»، تیمی که حمله نکند و مالک توپ نباشد، به گل نمی‌رسد و برنده نمی‌شود؛ عجب پندهای خردمندانه‌ای برای کی‌روش، چه نسخه‌های شفابخشی!

4- بعد از جام جهانی 2014 وقتی کارلوس کی‌روش بدون قرارداد از ایران رفت، ساختمان پزشکی- ورزشی (پک) که نقشه‌اش از باشگاه رئال مادرید آمده بود و نیمه کاره در حال ساخت بود، به یکباره به انبار نخاله و ضایعات تبدیل شد، با این خیال که مرد غرغرو دیگر باز نمی‌گردد.

وقتی کی‌روش قراردادش را تمدید کرد و برای سرکشی به پک رفت، با تصویری زشت مواجه شد که فریادهای کی‌روش را به همراه داشت تا نخاله‌ها و ضایعات در یک روز تخلیه شد و مسیر ساخت مرکز پزشکی- ورزشی از سر گرفته شود. این همان پروژه‌ای‌ است که سرمربی تیم ملی در جنگ کلامی با برانکو از آن به‌عنوان نشانه خدمت به فوتبال ایران یاد کرد و گفت: «وقتی شما در حال خرید بازیکنان بنجل اوکراینی بودید، من در اردوگاه تیم‌های ملی از جیب برای ساختمان پک خرج می‌کردم.» پاسخ ندادن فدراسیون به این ادعای کی‌روش یعنی سرمربی تیم ملی درست می‌گوید و نه تنها از جیبش خرج کرده که پای کار ایستاده تا آجر روی آجر گذاشته شود و مبادا نقشه‌ای که با زحمت از رئال گرفته، جور دیگری از آب در بیاید.

5- فوتبال ایران به امثال کی‌روش نیاز دارد، نه مردانی که همیشه حرف می‌زنند و در کارنامه‌شان سر سوزنی کامیابی و موفقیت پیدا نمی‌شود. امروز نوبت روانخواه است که با همان سبک و سیاق منتقدان قبلی، سرمربی خارجی تیم ملی را بکوبد ولی این ادامه همان داستان ملال‌آور خارجی ستیزی در فوتبال ایران است که در مقطعی جلالی و مایلی کهن پیشقراول آن بودند اما حالا نوبت به روانخواه جاه‌طلب رسیده تا در همان مسیر گام بردارد و برنامه‌سازان تلویزیون هم در قحطی کارشناسان ورزشی، خوشحالند که یک ساز مخالف‌خوان تازه پیدا کرده‌اند. اگر فوتبال ایران به جز 80 درصدی که از تمام دارایی‌اش خرج کی‌روش کرده، 20 درصد باقی مانده را هم خرج یک کار درست مثل استخدام کی‌روش می‌کرد، چه بسا فوتبال ایران وضعیت بهتری داشت. انگار فراموش کرده‌ایم فوتبال ایران در گذشته نه چندان دور به چه وضعیتی مبتلا شده بود. انگار دوران پسا ایوانکوویچ را همه از یاد برده‌اند که در تیم ملی چه بلبشویی بود؛ از مهدی مناجاتی و پرویز مظلومی تا میرشاد ماجدی و منصور ابراهیم‌زاده همه با هم بسیج شدند تا تیم قلعه‌نویی یک گام به جلو بردارد اما حاصل خرد جمعی، نمایش ضعیف و حذف برابر ضعیف‌ترین کره تاریخ بود. دوران علی دایی در تیم ملی و تغییر نسل او را هم ‌از یاد نبریم. از مجید غلام‌نژاد تا حسن اشجاری و حسین کاظمی و غلامرضا رضایی؛ کسی از این نسل خبر دارد؟

6- کارلوس کی‌روش با تمام بداخلاقی‌ها که در جای خود قابل بحث است، فوتبال ملی ایران را به جایگاهی رسانده که در تاریخ تیم ملی بی‌سابقه است: صدرنشینی در رده‌بندی آسیا، صعود متوالی به جام جهانی دو هفته پیش از اتمام مسابقات مقدماتی بدون اما و اگرهای تمام ادوار و گرفتن 4 امتیاز از گروه مرگ در جام جهانی.

 اینها برای مربی تیم ملی ایران کافی نیست؟ اگر کسی ادعایی بیش از این دارد، این گوی و این میدان؛ لیگ برتر پیشکش شما تا ببینیم از چه تحولی حرف می‌زنید، پارسال که چیزی از روانخواه در سپیدرود و دیگر تیم‌ها رویت نشد. شاید امسال سال مربیان جوان ایران باشد؛ امیدواریم!

captcha
تازه ها
بیشتر