یادداشت / شناسه خبر: 78678 / تاریخ انتشار : 1397/3/31 14:27
|
سخیف ترین توهین ها برای مهاجمی که بخشی از امیدواری مان بود

از دایی تا آزمون؛ بیاییدکمی منصف باشیم

اگر با وسواس بیشتری بازی را تماشا می کردیم، سوار بر موج نمی‌شدیم و فضای مجازی روی ما تاثیر نمی‌گذاشت هرگز تلاش بی وقفه سردار -حداقل مقابل اسپانیا- را فراموش نمی‌کردیم. بیایید کمی منصف باشیم، فقط کمی.

ایران ورزشی آنلاین / امیر اسدی/ تا به حال از خود پرسیده اید وظیفه سردار آزمون در دو بازی اخیر تیم ملی مقابل مراکش و اسپانیا چه بوده؟ کی روش از او چه خواسته و آیا توانسته وظایف خود را در زمین انجام بدهد؟ بیایید ببینیم کی روش چرا آزمون را 180 دقیقه در زمین نگه داشته، او را تعویض نکرده و البته که مورد انتقاد خیل عطیمی از فوتبالدوستان ایرانی نیز قرار گرفته. انتقادهایی که برخی از آنها منطقی است اما خیلی دیگر نه.

آزمون جز یک فرصت مناسب که مقابل مراکش از دست داد، هرگز در موقعیت گل قرار نگرفت. او بیشتر به کار دفاعی مشغول بود تا اینکه در خط حمله باشد، نفوذ کند و یا فرصتی نصیبش شود. مهدی بن عطیه ، کاپیتان مراکش یک بازیکن پا به توپ است. مدافعی که مقابل ایران چندین متر با توپ حرکت می کرد تا به خط میانی اضافه شود و البته یکی از هافبک ها نیز به خط حمله. وظیفه سردار توقف او و پرس از جلو بود. وظیفه ای که کی روش به او محول کرده بود و البته سردار هم تا حدودی توانست آن را به بهترین شکل انجام بدهد. 

در بازی دوم مقابل اسپانیا، جواد خیابانی هم به این نکته پی برد که کی روش از سردار آزمون خواسته تا اجازه ندهد بوسکتس صاحب توپ شود.عکس های بازی را که مرور می کنیم بیشتر به تلاش آزمون پی می بریم. او یا کنار بوسکتس است یا میان راموس و پیکه. یا تکل می زند یا سر.  آن دو خطایی که آزمون روی بوسکتس انجام داد نیز تنها به این دلیل بود. هر چند می شد آن خطاها را مرتکب نشد، به خصوص که نزدیک محوطه جریمه بودند و بیش از حد خطرناک. 

آزمون به خصوص در نیمه اول، بیشتر در زمین ایران بود تا اسپانیا. او بارها با مدافعان مرکزی اسپانیا جنگید،به هوا بلند شد، توپ را ساباند و آنها را خسته کرد. دوندگی او هم کم نظیر بود اما در پایان بازی به طرز عجیبی سیبل شد، علیه اش شعار دادند، در فضای مجازی کمپینی بر ضد او راه انداختند تا اشک ریزان و گریه کنان در 23 سالگی حتی به فکر خداحافظی از تیم ملی بیفتد. 

انتقادها علیه آزمون بی اختیار اتفاقات تلخ جام جهانی 2006 را در ذهنمان تداعی کرد. آن انتقادهای عجیب و تکرار ناشدنی علیه علی دایی. طوری که در تاریخ هرگز ندیده بودیم. تفاوت آن زمان با حالا، نه در شدت انتقادها بلکه وجود فضای مجازی است. اینکه هر کسی به راحتی می تواند حتی بدترین و سخیف ترین توهین ها را به بازیکنی نسبت بدهد که تا همین 10 روز قبل ستاره تیم ملی ایران بود و ساق های او بخشی از امیدواری مان. با او رویاپردازی کردیم و بی او انگار که کسی روی حضورمان حساب نمی کرد.

برای کی روش چه فرقی دارد سردار در ترکیب باشد یا رضا قوچان نژاد و سامان قدوس؟ او از این دو بازی اهدفی داشت،نتیجه می خواست و قطعا با حضور آزمون رسیدن به هدف برای او آسانتر بود. اصلا کدام مربی را می شناسید که نتیجه بازی با اسپانیا - به عنوان یک ویترین - را رها کند و  روی استفاده از یک بازیکن متعصب باشد؟ آیا جز اینکه سردار تمام خواسته های کی روش را در زمین پیاده می کند موضوع دیگری در بازی کردنش دخیل است؟ شاید اگر کمی ریزتر و با وسواس بیشتری بازی را تماشا می کردیم، سوار بر موج نمی شدیم و فضای مجازی روی مان تاثیر نمی گذاشت هرگز تلاش بی وقفه سردار آزمون - حداقل مقابل اسپانیا - را فراموش نمی کردیم. بیایید کمی منصف باشیم،فقط کمی. 

 

لینک کوتاه خبر
http://www.iran-varzeshi.com/78678
captcha
تازه ها
بیشتر