یادداشت / شناسه خبر: 76577 / تاریخ انتشار : 1396/10/2 13:37
|

بریز و بپاش در فوتبال ایران / جنایت با اسکناس

سعید آقایی / این بریز و بپاش به اندازه‌ای چشمگیر بود که آوازه آن به خارج از مرزها رسید تا سیل مربیان و بازیکنان خارجی چمدان بسته و راهی ایران شوند.

ایران ورزشی آنلاینسعید آقایی / «پول نفت سر سفره مردم» شعار تبلیغاتی جذابی بود که در انتخابات ریاست جمهوری سه دوره پیش سکه رایجی داشت اما پول نفت بیش از آنکه به سفر مردم راه پیدا کند، به مستطیل سبز و ورزش سرازیر شد. پول‌های بی حساب و کتابی که از بیت المال به ورزش رسید اما این اسکناس‌ها بیش از آنکه در بدنه ورزش و حوزه‌های کلیدی نظیر زیر ساخت‌ها، آکادمی و آموزش هزینه شود، به جیب اشخاص رفت. آنهایی که تا برق اسکناس‌ها را دیدند، سر سفره ورزش خود را به میهمانی دعوت کردند تا از این دریای بیکران، قطره‌ای هم نصیب بدنه ورزش نشود.

نتیجه این تفکر کاپیتالیستی و البته مطرود، سرازیر شدن پول نفت به جیب ایادی ورزش بود؛ از بازیکن گرفته تا مربی و حتی مدیر و دلال. نتیجه آنکه قیمت‌ها سر به فلک کشید تا میلیارد پسوند قراردادها شود. واژه‌ای که ابتدا از فوتبال شروع شد و خیلی زود و به شکل افسارگسیخته‌ای به سایر رشته‌های در بورس نظیر والیبال و بسکتبال نیز نفوذ پیدا کرد.
این بریز و بپاش به اندازه‌ای چشمگیر بود که آوازه آن به خارج از مرزها رسید تا سیل مربیان و بازیکنان خارجی چمدان بسته و راهی ایران شوند. نتیجه این سیاست، قراردادهای خارج از عرف و غیرمنطقی و گزاف بود که با خارجی‌ها منعقد می‌شد و به اندازه‌ای وسوسه‌انگیز بود که ستاره‌های وارداتی را مشتاق کرد از اصول و جایگاه خود دست کشیده و در ایران تن به هر ذلتی بدهند اما در عوض چمدان خود را لبریز از دلار کنند.
میشائیل هنکه شاید روشن ترین مصداق این انگاره باشد. یک مربی سرشناس و نامدار در فوتبال آلمان که سابقه سرمربیگری در تیم‌هایی نظیر کایزرسلاترن و ساربروکن را داشت اما پذیرفت تا در ایران دستیار پرویز مظلومی شود!
یورگن گده دیگر هموطن هنکه نیز همین مسیر را رفت. سرمربی اسبق امید و پرسپولیس که آنقدر دلارهای نفتی ایران زیر زبانش مزه کرد که با سابقه سرمربیگری ازبکستان پذیرفت تا در ایران دستیاری کند، از منصور پورحیدری گرفته تا پرویز مظلومی!
اریش روته مولر مربی و مدرس آلمانی که با سابقه سرمربیگری کلن، هانزاروستوک، مربی جوانان آلمان و کمک مربی تیم ملی آلمان در ایران دستیار علی دایی در تیم ملی شد و بعد از آن همین نقش را در استقلال در کنار صمد مرفاوی ایفا کرد.
این رویه البته در رشته‌های دیگر هم رخ داده؛ نمونه روشن و نزدیک آن ایوان گارچف مربی سابق وزنه‌برداری بلغارستان که پیش از المپیک ریو به ایران آمد و نقش فرمایشی مشاور را بر عهده گرفت. مشاوری که به کسی مشاوره‌ای نمی‌داد! نه سجاد انوشیروانی سرمربی وقت تیم ملی وزنه‌برداری که حتی او را با منت به تمرینات تیم ملی راه می‌داد و نه مربی‌های پایه.
این رویه غلط البته نتیجه دلارهای نفتی بی حساب و کتابی است که به پای مربیان خارجی می‌ریزیم و چند برابر قیمت واقعی و رایج به آنها پرداخت می‌کنیم تا آنها حاضر به پادویی در ایران شوند تا در ازایش پول‌هایی را دریافت کنند که تا قبل از حضور در ایران در خواب شب هم نمی‌دیدند.
400/2 میلیون دلار قیمت فعلی مربیان مطرح فعلی لیگ برتر انگلیس است اما محمد رویانیان چهار سال پیش آن را به مانوئل ژوزه پرتغالی پرداخت تا پیرمرد به اندازه تمام سال‌های مربیگری‌اش از پرسپولیس پول بگیرد و به اندازه‌ای اقناع شود که بعد از آن خود را بازنشسته کند!
افشین قطبی در سال دوم قرارداد با پرسپولیس با النصر روی رقم 300 هزار دلار به توافق رسیده بود و با توجه به قیمت آن زمان دلار ارزشی نزدیک به 300 میلیون داشت و در مذاکره با برخی ایجنت‌ها تاکید کرده بود با دو سوم این مبلغ حاضر است به پرسپولیس بازگردد اما داریوش مصطفوی مدیرعامل وقت پرسپولیس به او پیشنهاد 900 میلیونی ارائه داد و رقم به اندازه‌ای گزاف بود که قطبی ترجیح داد فقط 10 هفته در ایران مربیگری کرده و با همان دریافتی اولیه قراردادش از پرسپولیس ادامه فصل را استراحت کند.
این نمونه‌هایی تکان دهنده از قراردادهای حیرت انگیز و گزاف با مستشاران وارداتی هستند که واژه حیف و میل برای توصیف آن الکن است. قراردادهایی که با خاصه خرجی و دست و دلبازی با خارجی‌ها منعقد می‌شوند و علاوه بر نابود کردن بیت المال تبعات آن تا سال‌ها گریبان ورزش ما را می‌گیرد. قراردادهایی که خسران آن کم از جنایت نیست.

 

لیبک کوتاه خبر
http://www.iran-varzeshi.com/76577
ایران ورزشی
captcha
تازه ها
بیشتر