فوتبال ایران / شناسه خبر: 76346 / تاریخ انتشار : 1396/8/15 16:07
|
کریم باقری می‌تواند سرمربی بعدی پرسپولیس باشد

چوک: برانکو مثل دالایی لاما صبور است

مثلا وسایل ما یعنی همین لباس‌ها به موقع نمی‌آید یا رنگ لباس‌ها فرق دارد، بعد خیلی‌ها فکر می‌کنند ما بهترین تیم آسیا هستیم

ایران ورزشی آنلاینمحمد قراگزلو  -  زهرا اسدیگفت‌وگوی اختصاصی - قسمت دوم / سرتن چوک دستیار اول برانکو در پرسپولیس است که البته سابقه پر و پیمانی در فوتبال کرواسی دارد. شاید کمتر عکس یا فیلمی از او دیده باشید که در حین بازی‌های پرسپولیس از روی نیمکت بلند شده و لب خط آمده باشد اما نقش او در موفقیت‌های این تیم اصلا کمرنگ نیست. متن گفت و گوی دو ساعته ما با چوک در قالب یک صفحه روزنامه نمی‌گنجید اما از آنجا که او به مباحث کلی پیرامون آکادمی، مربیگری، فوتبال ایران و کرواسی و بازیکنان ایرانی ورود کرد بر آن شدیم تا تمام حرف‌های این مربی را بدون کم و کاست منتشر کنیم. از این رو بخش دوم این مصاحبه مفصل امروز منتشر شد که شاید بخش‌هایی از آن به درد مربیان جوان فوتبال ایران بخورد و البته برای هواداران پرسپولیس و اهالی رسانه که پیگیر مباحث مغفول مانده در فوتبال هستند جذاب باشد. بخش اول گفت و گو تا میانه بحث آکادمی کشیده شد و حالا بقیه مصاحبه را بدون کم و کاست می‌خوانید:


‌باشگاه پرسپولیس البته غیر از ورزشگاه کاظمی، درفشی‌فر و شهیدان اسماعیلی را هم دارد که تیم‌های پایه بازی‌های خانگی‌شان را آنجا انجام می‌دهند.
 بله دارند اما فکر کنم اینها را شهرداری داده و گفته بود آنجا تمرین کنیم.شاید بهتر باشد که بیایند دور و بر ورزشگاه کاظمی یک زمین بدهند. بین کاظمی تا اتوبان و به ما اجازه بدهند که 5 تا زمین آنجا بسازیم. رختکن بسازیم و تیم اول برود در زمین و تیم‌های دیگر در زمین‌های بعدی. آنجاست که برانکو می‌تواند بگوید چوک برو تمرین‌ فلان تیم را آنجا ببین و باید مثل یک مجموعه باشد.
‌ شاید ایده‌آلش این باشد که ساختمان باشگاه هم به آنجا منتقل شود کما اینکه شنیده‌ایم موزه پرسپولیس را هم در آن ورزشگاه می‌سازند.
 این دیگر به من ربطی ندارد. برای ما پیش آمده که باید بازی تیم پایه را ببینیم و مدام باید تماس بگیریم که بازی فلان تیم کجاست. اطلاعات کسب کنیم و بعد حرکت کنیم به سمت آن ورزشگاه. این چیزی است که ما به آن نیاز داریم و درباره‌اش صحبت می‌کنیم. در حال حاضر پتانسیلی که شما در فوتبال پایه دارید بالا است. نتایجی که تیم نوجوانان در جام جهانی گرفت این پتانسیل را نشان داد. من داشتم با تیم جوانان کرواسی کار می‌کردم که الان بازیکنانی مثل مودریچ، مانژوکیچ، لوورن و پریشیچ هم در آن تیم بودند. من پیشرفت آنها را می‌دیدم وقتی زیر 17 سال سن داشتند. حالا اینجا دارم می‌بینم که پتانسیل خیلی خوبی در بازیکنان جوان وجود دارد و همه ما مسوولیم برای اینکه اینها را پرورش بدهیم. برای نمونه درباره این موضوع صحبت می‌کنیم. نمی‌خواهم اسم ببرم ولی یکسری بازیکن جوان را صدا می‌زنیم و می‌آیند. برانکو هم می‌گوید خوب است. اگر در زمستان تیمی برای آن بازیکن در لیگ آزادگان پیدا کنیم بخاطر اینکه آن بازیکن در پرسپولیس فقط می‌تواند تمرین کند و خیلی سخت است برایش که شانس بازی در تیم اصلی را پیدا کند. شاید فقط چند دقیقه در یک بازی دوستانه فرصت شود. حتما برای توسعه و پیشرفت بازی‌اش باید برود و جای دیگری بازی کند. اما مشکل پیش می‌آید و آن بازیکن ترجیح می‌دهد بماند و منتظر شانس باشد. چون پرسپولیس پرسپولیس است. بعد از آن از زاویه ما مشکلاتی وجود دارد. ما باید ببینیم آن باشگاهی که می‌خواهیم بفرستیمش امکانات مناسبی دارد تا باعث پیشرفت این بازیکن شود. سومین نکته اینکه مربی‌ آنجا کیست که ما بتوانیم بنشینیم به عنوان دوست حرفه‌ای و به او بگوییم گوش کن، این بازیکن مثلا هافبک دفاعی است. مثلا یک ربیع‌خواه دیگر است. تو می‌توانی که مراقب این باشی و با ما در تماس باشی؟ مثلا مربی بدنساز داری که برنامه‌ای برای قوی‌تر کردن عضلاتش داشته باشد؟ می‌توانی بعد از تمرین هفته‌ای 20 دقیقه تمرین اختصاصی داشته باشی؟
(ما روی صادق محرمی جدیدا این کار را می‌کنیم تا در بخشی از فوتبالش پیشرفت کند) به او بگویید بعد از یک ماه پروسه پیش می‌رود و دوباره با هم ناهار می‌خوریم تا ببینیم کار چطور پیش رفته. لوکا مودریچ را در نظر بگیرید که از کرواسی و دیناموزاگرب می‌رود به لیگ یک بوسنی مثل اینکه از ایران بروید افغانستان. او با قرارداد قرضی رفت. گروه و کادر فنی کروات آنجا کار می‌کردند. بعد از یک فصل برگشت به لیگ کرواسی و تیمی که در نیمه جدول بود. فصل سوم بود که به دینامو برگشت و برانکو آنجا سرمربی بود. شما وقتی اینجا به بازیکن می‌گویی برو لیگ آزادگان بعد مثلا برو نفت تهران بازی کن بعد برگرد پرسپولیس یکسری شاکی می‌شوند و می‌گویند نه، نه چون برانکو سطح تمرین را خیلی خوب بالا برده که بهترین نمونه‌اش مصلح است. من پیشنهاد دادم زمستان سال قبل مصلح را بیاورید چون نظرم این بود که بیاید و 6 ماه زمان داشته باشد خودش را با شرایط ما سازگار کند. داشتم فکر می‌کردم در این صورت اگر در اردوی پیش‌فصل ما در اوکراین بیاید آن موقع حتما شرایط خوبی خواهد داشت و داخل تیم است. اما او در سپیدرود ماند و در تابستان به ما پیوست و ماه سپتامبر به من گفت حق با شما بود، من به زمان نیاز دارم تا خودم را سازگار کنم و تطبیق بدهم با شرایط پرسپولیس. او بازیکن پتانسیل‌دار و آینده‌داری است اما خیلی باید شکیبا باشد و کم کم یاد بگیرد و توسعه بدهد. تنها مشکلی که من در ایران با بازیکنان دارم این است که آنها خیلی صادق و شریف هستند، اشتیاق به تمرین دارند، به مربیان گوش می‌دهند و من واقعا مشکلی با آنها ندارم اما همیشه فکر می‌کنند که از امروز تا فردا می‌توانند همه کار کنند و نمی‌خواهند صبر کنند اما اینطور نیست و باید صبر کنند.
نمونه‌اش علی علیپور.
 علیپور نمونه بسیار خوبی است اما ما و برانکو زمان زیادی برایش گذاشتیم تا به او توضیح بدهیم تو واقعا بخشی از تیم هستی و داخل پروژه ما. گفتیم عجله نکن و صبور باش. در نظر بگیرید اگر الان طارمی محروم نبود ما سه تا مهاجم خیلی خوب داشتیم که باید از آنها چرخشی استفاده می‌کردیم چون هر سه خوب بودند اما موضوع این است که ایرانی‌ها یکسری‌شان نمی‌توانند در فشار زندگی کنند و فشار را تحمل کنند و سریع افت می‌کنند. در حالی که این یک حقیقت است که ما سه مهاجم داشتیم. من می‌خواهم یک چیزی بگویم که حالت جوک دارد. وقتی می‌خواهی هر بازیکن ایرانی را تعویض کنی دارد کارش را نرمال انجام می‌دهد اما وقتی شماره‌اش را روی تابلو تعویض می‌بیند وقتی می‌خواهد از زمین بیرون بیاید برای تماشاگران نمایش می‌دهد که من مصدوم هستم و به همین دلیل تعویض می‌شوم (چوک ایستاده و دقیقا این صحنه را به تصویر می‌کشد) خب چرا؟ چه دلیلی دارد این کار را کند؟ در ایران خیلی‌ها نمایش می‌دهند که من به این دلیل بیرون می‌روم. فقط تمایز در دروازه‌بان‌هاست وقتی یک Save خوب دارند. مثلا زمانی که کرنر زده شده و با پرواز یک توپ خوب را گرفته و افتاده زمین، همه به او می‌گویند براوو، بلند می‌شود توپ را به اوت می‌اندازد و تماشاگران او را تشویق می‌کنند. دکتر می‌آید. این همیشه اتفاق می‌افتد اما چرا؟
برای اینکه توجه بیشتری به خودش جلب کند.
  (چوک دست می‌زند) بله اما اگر داور بیاید و به او کارت زرد بدهد چه می‌شود؟ مثل تئاتر می‌ماند درست است؟ ما اگر همین نکات را عوض کنیم سه قدم بیشتر به فوتبال اروپایی نزدیک می‌شویم. می‌دانید چطور باید عوضش کنیم؟ وقتی تیم جوانان را می‌بینیم به همین نمونه‌ها برمی‌خوریم. یک بچه 15-14 ساله را می‌بینیم که بعد از یک خطا فریاد می‌زند. مربی باید همان لحظه به او بگوید برو بیرون و این تبدیل می‌شود به یک فرهنگ که بعد از 4 سال وقتی به تیم بزرگسالان می‌رسد دیگر یک آدم نرمال است. در انگلیس اگر گلر تیم میزبان در بازی این کار را بکند تماشاگران شروع به هو کردنش می‌کنند چون در آن فرهنگ بازی ناجوانمردانه محسوب می‌شود. ما خیلی فضای بزرگی داریم برای اینکه فوتبال ایران را توسعه بدهیم و فضای پیشرفت زیاد است. من از شما خانم یک سوال دارم. برای مثال اگر خانم‌ها بتوانند بازی‌ها را از نزدیک ببینند چقدر تماشاگر خانم برای دیدن بازی استقلال- پرسپولیس به ورزشگاه می‌روند؟ به نظرتان استادیوم چقدر باید بزرگتر باشد؟ مثلا باید 200 هزار نفری یا 300 هزار نفری باشد؟
برای بازی اول قطعا خیلی‌ها می‌روند اما برای بازی‌های بعد شاید تعداد زیادی نروند چون تجربه‌ کرده‌اند.
 منظورم همان بازی اول بود. شاید باید به اندازه دو تا ورزشگاه آزادی بسازیم که جا شوند. ما فردای شهرآورد در تمرین فیلم بازی را دیدیم چون چند روزنامه‌نگار کروات آمده بودند و می‌خواستند فیلمی درباره برانکو بسازند. ما از نمای بالا ورزشگاه را می‌دیدیم. آنها می‌گفتند شما باید این را زنده ببینید. چیزی که از تلویزیون می‌بیند یا درباره‌اش می‌خوانی مزخرف است. می‌گفتند باید بروی از نزدیک ببینی. این یکی از بهترین شهرآوردهاست. چیزی که خیلی برای ما جالب بود اینکه قبل از بازی درگیری‌هایی هست و به طرف هم سنگ پرتاب می‌کنند اما یکسری از تماشاگران شما شب قبل از بازی در چادر همدیگر می‌خوابند. مثلا در کشور من این کاملا غیرممکن است. پلیس همان موقع باید تماشاگران دو تیم را از هم جدا کند. مثلا بگویند هواداران پرسپولیس بعد از بازی به سمت کرج بروند و استقلالی‌ها طرف قم تا مشکلی به وجود نیاید. البته ما می‌رویم شمال (شوخی).
حالا می‌خواهم بدانم انتظار شما از این فصل چیست؟
خب قطعا قهرمانی.
 می‌خواهید بردهایمان با نتیجه یک بر صفر باشد یا 100 به 2؟
نه یک بر صفر هم خوب است اما دوست داریم تیم همیشه برنده باشد.
 هر کسی می‌خواهد ببرد. من دوستان زیادی بین مربیان کرواسی دارم. چرا فوتبال جذاب‌ترین است؟ چون در فوتبال گل زیاد نمی‌بینید. مثلا سه تا یا چهار تا که خیلی هم در یک بازی زیاد است ولی وقتی بسکتبال بازی می‌کنید یا هندبال و والیبال در پایان می‌بینید که خیلی غافلگیر نشدید. وقتی 100 امتیاز حاصل می‌شود یا در هندبال 35 بار توپ وارد دروازه می‌شود یا در والیبال این همه امتیاز جابجا می‌شود در پایان به خودت می‌گویی 90 درصد تیم بهتر می‌برد. اما در فوتبال اینطوری نیست. می‌توانی خیلی بهتر باشی و بازی را یک بر صفر ببازی. ممکن است به خودمان گل به خودی بزنی و لازم نباشد شما کاری انجام بدهی. این هیجان ذاتی فوتبال است که همیشه می‌تواند غافلگیرکننده باشد. در خیلی مواقع مثل دیوید و گولیت در یک داستان قدیمی که یکی خیلی قوی بود و دیگری ضعیف اما قوی به نفر ضعیف باخت، در فوتبال هم شبیه‌اش را می‌بینید که خیلی مواقع تیم کوچک می‌تواند تیم بزرگ را شکست دهد. این چیزی است که واقعا فوتبال را جذاب می‌کند. لستر می‌آید قهرمان لیگ برتر می‌شود. این مثل داستان دیو و دلبر است و خیلی جالب و به یادماندنی خواهد شد. مثلا در نظر بگیرید پولی که در فوتبال انگلیس یا روسیه خرج می‌شود اما بعد کرواسی می‌رود در ومبلی انگلیس را شکست می‌دهد. کرواسی یک کشور کوچک است. یا ایران با این همه تحریم و دشواری‌هایی که وجود دارد سومین تیمی است که به جام جهانی می‌رود و همه به آن افتخار می‌کنند. اما نباید اینجا توقف کنیم و فکر کنیم که همیشه اینجوری می‌ماند. اگر برانکو، پرسپولیس و کل ما در این سطح بمانیم فکر نمی‌کنم بتوانیم نتایج خوب لیگ قهرمانان را تکرار کنیم. این مسوولیت و وظیفه ما به عنوان یک مربی است. باید اتحاد و اطمینان بین بازیکنان و کادر فنی باشد تا هواداران بازیکنان را قبول داشته باشند. من می‌توانم بروم استقلال و بگویم که گارانتی می‌کنم قهرمان جهان می‌شویم و مردم هم مدام تشویق‌مان کنند اما مدام در جدول پایین‌تر برویم. ما مسوولیت داریم نسبت به تک تک کلماتی که به زبان می‌آوریم و حتی حرکتی که در آن قرار داریم یا تغییراتی که انجام دادیم و می‌خواهیم انجام بدهیم. این شغلی است که در آن باید مسوولیت‌پذیر باشی. دلیل اینکه برانکو خیلی مهم شده چیست؟ چون توانسته تعادلی بین ارکان مختلف از هیات مدیره، باشگاه، تیم، بازیکنان و هواداران برقرار کند و اعتمادی بین اجزا ایجاد کند که بسیار کار پیچیده‌ای است. این اولین مصاحبه من است چون شاید حرف‌هایی می‌زنم که مردم خوش‌شان نمی‌آید هر چند با نیت خوب. همینطور بازیکنان باید درک کنند که مثلا مربی شاید مسیری را می‌رود که در فرهنگ شما مناسب به نظر نرسد. اما باید بپذیرند که این تصمیمات با یک نیت خوب برای بازیکنان گرفته می‌شود. حالا بعد از یک سال ارتباط خود من با بازیکنان، مثلا وقتی به آنها می‌گویم در این صحنه اشتباه کردی، قبلا شاید می‌گفت آفتاب اینطور بود، مادرم بیمارستان بود، چمن خراب بود، ماشین کار نمی‌کرد و بهانه‌های زیادی می‌آورد ولی موضوع خیلی ساده‌تر از این حرف‌هاست. موضوع این است که من بازیکن را قضاوت نمی‌کنم. من موضوع را به بازیکن می‌گویم و او هم باید در ذهنش به این نتیجه برسد که آن کار را انجام بدهد. مثلا اگر بگویم چرا 10 دقیقه دیر آمدی می‌گوید ترافیک. خب من هم می‌دانم ترافیک هست. 20 دقیقه زودتر می‌آمدی تا دیر نمی‌کردی.
از کرواسی زیاد صحبت کردید و جذابیت‌هایش. فکر می‌کنید تیم ملی‌تان به جام جهانی صعود می‌کند؟
 خیلی سخت است. ما فوتبال جذابی بازی می‌کنیم و حالا در پلی‌آف هستیم با یونان. آنها فوتبال مزخرفی بازی می‌کنند و ما نگران این هستیم. یک مربی مشهور کرواسی 20 سال پیش گفت در مورد بازی با دو تیم نمی‌دانید که چه اتفاقی می‌افتد؛ یکی بازی با برزیل چون وقتی برزیلی‌ها توپ می‌گیرند نمی‌دانی چه کار می‌کنند و اصلا نمی‌توانی توپ را لمس کنی. تیم دیگر یونان است که نمی‌دانند اصلا توپ چی هست ولی گاهی اوقات کارهایی می‌کنند که اصلا نمی‌دانی باید مقابل‌شان چه کار کنی. مقابل برزیل هیچ شانسی نداری و مقابل یونان هیچ فوتبالی وجود ندارد. پس اگر صعود کنیم خیلی خوب است. موقعیت بسیار متفاوتی وجود دارد در کشور من. فوتبال در کرواسی نیاز به پول از طرف فیفا دارد تا کار بکند و به حیاتش ادامه بدهد. شما 12 میلیون دلار بعد از صعود به جام جهانی دریافت می‌کنید. این برای دو سال و نیم حیات فوتبال کرواسی کافی است با تمام فعالیت‌هایش. بعد می‌توانند برای یک سال و نیم بعدی‌شان اسپانسر پیدا کنند. در این دو سال جام ملت‌های اروپا هم هست که ما می‌توانیم از آنجا هم کسب درآمد کنیم و نفسی تازه کنیم و زندگی نرمالی داشته باشیم. ایران اما شرایط کاملا متفاوتی دارد. شما حمایت کاملی از سوی حکومت و نهادهای دولتی دارید و خیال‌تان راحت است که چگونه فعالیت می‌کنید. اگر کرواسی به سه تورنمنت متوالی نرود یعنی جام ملت‌ها، جام جهانی و دوباره جام ملت‌ها شاید فوتبال اصلا در کرواسی آماتور شود.
(با خنده) آن وقت با این همه مربی چه می‌کنند؟ (فرزاد توضیح می‌دهد که در ایران جوکی وجود دارد که در کرواسی از هر دو نفر یک نفر مربی هستند) انگار از 4 میلیون نفر 400 هزار نفر مربی هستند.
 اگر 10 درصد مردم کشور من مربی هستند یعنی اینکه 400 هزار نفر مربی‌اند پس در ایران 90 درصد مربی‌اند یعنی که حتما حدود 70 میلیون مربی‌اند.
شاید همه ما خودمان فکر می‌کنیم مربی هستیم.
 ببخشید که این را می‌گویم. یک وقت‌هایی باید حس کنیم که کدام سوال مناسب است و کدام یک نامناسب. مثلا شما روی این کاغذ می‌نویسید و من می‌گویم چرا این کاغذ آبی نیست؟ شاید این سوال نامناسب باشد. من می‌پذیرم که شما عاشق فوتبال و پرسپولیس هستید اما این چیزی که شما در ابتدای مصاحبه درباره تعویض پرسیدید مثل یک جوک می‌ماند چون وارد حیطه حرفه‌ای من شدید. مثلا اگر این سوال‌ها را در کنفرانس برانکو بپرسید اوکی هست اما وقتی سوال عقلانی نباشد جواب هم عقلانی نخواهد بود. در مسیری که شما بازی را می‌بینید شاید مربی برای تعویض خیلی صبر کرده. شاید بازیکن حالش خوب نبود و شاید واقعا مشکلی دارد. شاید باید کفش‌اش را عوض کند و اینقدر راحت نیست. موارد زیادی در تصمیم گرفتن دخیل است. شاید اصلا تابلوی تعویض بالا رفته و شماره اشتباهی به داور چهارم داده شده. خیلی چیزها در فوتبال اتفاق می‌افتد که درکش از فاصله دور ساده نیست. ما هم در کرواسی از طریق فروش بازیکن به حیات فوتبال ادامه می‌دهیم. من تیمی را مربیگری می‌کردم که رییس باشگاه آمد و گفت یک ایجنت دارد می‌آید و ما این شانس را داریم تا فلان بازیکن را بفروشیم. بازیکنی کروات از استرالیا که می‌توانست در کره به عنوان بازیکن آسیایی بازی کند. گفت خیلی خوب است اگر بتواند بازی کند. من به او گفتم اوکی اما می‌دانیم که بازیکن ذخیره است. گفتم شاید این سیاست و رویکرد شماست که من باید آن را گوش کنم. این چیزی است که شما به عنوان مربی باید پذیرایش باشی. من در بازی قرارش دادم. این بازی یک بر یک شد. می‌شد گفت در گلی که خوردیم مقصر بود چون مدافع میانی بود. بعد از بازی تماشاگران به من فحش می‌دادند و می‌گفتند چرا این بازیکن را در ترکیب گذاشتی اما من چکار می‌توانستم بکنم؟ می‌توانستم بروم پشت تریبون و به تک تک‌شان توضیح بدهم چه عوامل مختلفی در بازی دادن به این بازیکن موثر بود؟ من باید بخشی از سیاست‌های باشگاه را اجرا می‌کردم. پس نمی‌شود همه چیز را توضیح داد. خیلی چیزها در این شغل توضیح دادنی نیست و در کنفرانس مطبوعاتی هم این را نمی‌گویم چون آن ایجنت می‌رود مصاحبه‌ام را می‌خواند. من باید بگویم او خیلی خوب بوده و خوب کار کرده.
برانکو تقاضای مصاحبه را رد می‌کند و می‌گوید شب قبل از بازی تمرکزش به هم می‌خورد تا چوک به حرف‌هایش ادامه دهد.
‌ من از شما تشکر می‌کنم چون مسیر تازه‌ای برای مصاحبه کردن پیش گرفتید. مثلا در اروپا وقتی می‌خواهید مصاحبه بگیرید بدون اطلاع باشگاه جریمه می‌شوید. این هنوز در فرهنگ فوتبال و رسانه‌های ایرانی جا نیفتاده. همیشه بهتر است که از طریق باشگاه کانالیزه شود. مثلا می‌بینیم که ساعت یک بعد از نیمه شب فردوسی‌پور با منصوریان تماس می‌گیرد و او را روی خط می‌آورد.
انگار می‌خواستید درباره نتایج مربیان کروات صحبت کنید.
  تیم‌های ایرانی با مربیان یوگسلاو نتایج خیلی خوبی گرفته‌اند. در فوتبال به طور خاص از کرواسی. فکر کنم در والیبال از صربستان و در هندبال هم از کرواسی. ما هم در شرایط مشابهی هستیم ما چندین قوم هستیم در یک منطقه که شما هم لرستان، کردستان و ترک‌ها را دارید و یک پیوندی هستید از اقوام. ما دانشگاه‌های ورزش خوبی داریم. برانکو بهترین نمونه است، یا استانکو یا ایویچ. اینها شخصیت‌هایی هستند که می‌توانند با آدم‌هایی از نژاد‌ها و فرهنگ‌های مختلف کار بکنند. ما هم امکانات خیلی خوبی نداریم. اروپای غربی و مثلا آلمان امکانات بسیار بهتری نسبت به ما دارند. پس کاری که می‌کنیم این است که بداهه پردازی می‌کنیم. براساس تئوری‌ها و می‌توانیم در موقعیت‌های خاص نتیجه بسازیم.
 به خاطر همین ویژگی‌هاست که می‌بینیم مربیان کروات با محیطی که در آن کار می‌کنند خیلی خوب سازگاری پیدا می‌کنند.
‌ شاید ما این دانش را داریم یا قراردادی داریم که از نظر مالی راضی کننده است ولی باید سعی کنیم کم کم خیلی چیزها را عوض کنیم برای مردمی که از قشر متوسط به ورزشگاه‌ها می‌آیند. آنها اراده زیادی برای صبر کردن ندارند تا ببینند تغییری حاصل می‌شود یا نه. مثلا مربیان هلندی و انگلیسی نمی‌آیند 3 ماه صبر کنند چون مربی می‌آید می‌گوید فلان چیزم کجاست و وقتی می‌گوییم فردا حاضر می‌شود، اصلا می‌رود.
آری‌هان برای سرمربیگری تیم ملی آمد اما در همان تمرین اول وقتی دید زمین خراب است و یکی دو بازیکن مصدوم شدند، رفت.
‌ می‌توانید ببینید که مثلا برانکو مثل یک سامورایی یا دالایی‌لاما می‌تواند شکیبا باشد. شما نیت خوب و اراده خوبی دارید اما موضوع این است که چطور بتوانیم تغییر بدهید. مثلا وسایل ما یعنی همین لباس‌ها به موقع نمی‌آید یا رنگ لباس‌ها فرق دارد، بعد خیلی‌ها فکر می‌کنند ما بهترین تیم آسیا هستیم اما این نباید اتفاق بیفتد. البته الان خیلی بهتر از دو سال پیش است.
البته الان پرسپولیس در بهترین شرایط ممکن قرار دارد.
‌  اوکی‌ ولی باید خیلی خیلی بهتر شود اگر قرار است به جاهای بزرگی برسیم؛ در هر بخشی چه کادر فنی، چه رسانه و غیره.
در مورد سازگاری مربیان کروات می‌توانیم بلاژویچ را مثال بزنیم که چطور بعد از سومی جام جهانی به ایران آمد؟
‌ نه، بلاژویچ دو سال و نیم بعد از آن آمد.
اما خب در جایگاه مربی تیم سوم جهان آمد.
‌ من نمی‌‌دانم. او بلاژویچ است اما بیایید به همدیگر دروغ نگوییم و صادق باشیم. کرانچار بهترین نتایج را با سپاهان گرفت اما اگر از لورکوزن پیشنهاد داشته باشد به این تیم می‌رود. اگر من از پرسپولیس پیشنهاد داشته باشم با پول کمتر یا بروم تاجیکستان با پول بیشتر، خب در پرسپولیس می‌مانم. اینها چیزهای روشن و واضحی هست. یعنی بستگی به شرایط دارد و خیلی عجیب نیست. وقتی که شما قهرمانی‌های برانکو، بلاژویچ، فرانچیچ، کرانچار و حتی بگوویچ را می‌بینید یک مسیر ویژه برای مربیان کروات بوده. گام بعدی برای توسعه فوتبال ایران باید توسعه آکادمی‌ها باشد. اما این یک پروسه بین 4 تا 10 ساله است نه خیلی کوتاه. آن موقع من پدربزرگ هستم. شما الان یک خوبی دارید. داوری‌ها اوکی است، بازیکنان و بازیکنان خارجی نسبت به پولی که هست کیفیت خوبی دارند. اما اگر مسائلی که با ای اف سی به وجود آمده، ایجاد نشود و همه چیز نرمال پیش برود، بدهی باشگاه حل شود و از نظر اقتصادی رشد کنند چشم‌انداز خوب خواهد بود. بخصوص اگر باشگاه‌ها در آکادمی‌ها پول بگذارند.
در مورد آکادمی‌ها بحث مربی هم هست. انگار ما بلد نیستیم مربیان خوبی را پرورش دهیم.
‌ به خاطر همین روز جهانی مربی تابلویی از پرتره برانکو به ایشان هدیه دادند. من این را با نیت خیر می‌گویم نه برای تخریب. چطور ممکن است که برانکو اینجا بیش از دو سال حضور دارد و هیچ نهاد و ارگانی از مربیان در تهران از او نخواسته‌اند تا بیاید و چیزی به آنها یاد بدهد؟
شاید چون جایی وجود ندارد. یک کانون مربیان داریم که عملا فعالیت زیادی ندارد.
‌ من 12 سال یکی از مسوولان کانون مربیان زاگرب بودم و مربیان خارجی به باشگاه ما می‌آمدند. یکسری خارجی بودند و برخی اسلوونیایی که زبان‌مان تقریبا شبیه همدیگر است و زبان هم را می‌فهمیم. با یک سری‌شان آشنا بودم و با برخی‌ آشنایی نداشتم. برای کسانی که مستقیم می‌شناختم‌شان مثل شام خوردن رابطه‌مان دوستانه بود. اما برای ارگان فدراسیون فوتبال کرواسی و دعوت از مربیانی مثل مارچلو لیپی و زاکرونی پول خرج می‌کردیم تا بیایند. حداقل دوبار در سال ما این کار را می‌کردیم. در هر دوره حداقل 200 نفر می‌آمدند و جلساتی داشتیم برای آموزش. بگذارید صادقانه بگویم. زاکرونی می‌آمد و فقط مزخرف می‌گفت. با این حال کسانی که می‌خواستند مربی شوند به آنجا می‌آمدند و می‌گفتند واو این زاکرونی است که قبلا مربی میلان بوده. کی گفته که شما اینجا مربی باهوش ندارید؟ شما باید به آنها فضا بدهید، زمان بدهید، شرایط را مهیا کنید تا کار کنند بعد ببینید چه چیزی به شما تحویل می‌دهند.
بله، مربی باهوش زیاد داریم ولی انگار همه زود اشباع شده یا تمام می‌شوند. مثلا احساس می‌کنم الان برانکو از تمام مربیان جوان لیگ برتری انگیزه بیشتری برای بهتر شدن دارد. بهترین‌شان که من می‌شناختم و خیلی سعی می‌کرد یاد بگیرد عبدا... ویسی بود که او هم یکی دو سال است دیگر این کار را نمی‌کند و دنبال مربیان بزرگ نمی‌رود.
‌ شاید ظرفیتی وجود ندارد. شاید اینطور است که یک لیتر مایع را می‌خواهی در ظرفی با 500 سی‌سی گنجایش بریزی.
فکر می‌کنید باشگاه پرسپولیس می‌تواند کارگاه‌هایی آموزشی برای مربیان بگذارد و برانکو آموزش دهد؟ اصلا پرسپولیس می‌تواند چنین کاری را بنیان بگذارد؟
 چرا پرسپولیس باید چنین کاری کند؟ من به عنوان پرسپولیس خودخواهانه عمل می‌کنم و برای خودم نگهش می‌دارم. این نهادهای دیگر هستند که باید بیایند و یاد بگیرند. کانون مربیان جایی است که باید به کل مربیان فکر کند. باشگاه نباید به این فکر باشد که مربی‌اش را بیرون ببرد. فرض کنید برای 200 مربی یک جلسه اجرایی داریم اما فقط 30-20 مربی این حس خوب را دارند که در حال یادگیری‌اند و بخشی از دانش را جذب می‌کنند. 170 نفر دیگر شاید اینجوری هستند که ما در کرواسی می‌گوییم چوبی است که روی چوب دیگری نشسته. شما باید دانش را در دسترس دیگران قرار بدهید اما این بستگی به خودشان دارد که چقدر یاد بگیرند. مثلا مربیان بیایند برای روزنامه‌نگاران صحبت کنند و چند در صد آنها یاد بگیرند. مثلا روزنامه‌نگارانی بیایند از گاتزتا دلواسپرت و کسی که لیگ برتر انگلیس را راه‌ انداخت. شما باید برای همه روزنامه‌نگاران جلسه را باز بگذارید اما بستگی به خودشان دارد که چند درصدشان بیایند. هزاران نفر هستند اما شاید فقط 10 نفرشان چیزی یاد بگیرند.
مشکل بزرگ این است که مربیان ایرانی دستیارانی را انتخاب نمی‌کنند که اشتیاقی به یادگیری داشته باشند و بیشتر دوستان‌شان را انتخاب می‌کنند. به مربیان خارجی هم بخصوص در تیم‌های بزرگ فقط اسم‌ها توصیه می‌شود که از اینها استفاده کنید. هیچ‌کس اشتیاق را در نظر نمی‌گیرد.
‌ توصیف کردن این مساله خیلی سخت است. مثلا من در جایی که هستم کریم باقری را از ایران داریم. بازیکن بسیار بزرگی بوده که حتی اروپایی‌ها می‌شناسندش. ما با هم حرف می‌زنیم. او آلمانی و انگلیسی هم حرف می‌زند، شاید زیاد نه ولی حرف می‌زند و این یک توانایی بزرگ است. ما در فضای خصوصی می‌گوییم او یک انسان بسیار عالی است. در نظر بگیرید اگر برانکو به هر دلیلی برود باقری این پتانسیل را دارد تا سرمربی پرسپولیس شود. او عجله‌ای ندارد و این بین مربیان ایرانی عالی است. من بقیه را نمی‌دانم ولی شاید یکسری‌شان خیلی عجله دارند تا سریع وارد کار شوند. این چیزی است که به شخصیت باقری بعد داده و خیلی مهم است. کریم باقری می‌تواند یک نمونه عالی باشد برای مربیان دیگر. گفتید خیلی‌ها عجله دارند اما کریم اینطوری نیست. بقیه مربیان ایرانی که من با آنها روبه‌رو شدم اینطوری نبودند. من بهترین‌ها را برای کریم می‌خواهم.
از نظر فنی هم توانایی بالایی دارد؟
‌ بله. من خودم بعد از تکمیل دوره‌هایم تازه آمده‌ام اینجا تا از برانکو یاد بگیرم و اگر داستان من اینجا تمام شود و زمانی که غنی شوم نه از نظر مالی، به این دلیل است که فرهنگ دیگری را درک کرده‌ام.
رویکرد مربوط به سازماندهی تیم و نگریستن به فوتبال به من غنا می‌بخشد و البته ملاقات آدم‌های متفاوتی مثل کریم باقری و استایل متفاوتی را دیدن می‌تواند من را آدم غنی کند. بله ما هم برای  پول می‌آییم اما از نظر آموختن چیزهای تازه هم دنبال غنی‌شدن هستیم. وقتی به کرواسی برگردم مربی بهتری خواهم شد.
البته امیدوارم به این زودی برنگردید. بخصوص که بحث حضور آقای برانکو در تیم ملی کرواسی هم جدی شده.
‌ (به شوخی) من خیلی زود اینجا نیامدم و خیلی زود هم برنمی‌گردم.
اگر برانکو به تیم ملی کرواسی برود شما هم با ایشان می‌روید؟
‌ نمی‌دانم. من الان کارمند باشگاه پرسپولیس هستم. یک شغل پایه‌ای من در کرواسی فریز شده. در بخش آموزش فدراسیون فوتبال کرواسی. اگر برگردم کرواسی بستگی دارد که فدراسیون از من چه بخواهد. این سوالی که می‌پرسند اگر برانکو برود تو چه سمتی داری خوب نیست. اگر قرار به رفتن من از ایران باشد فقط قبل از برانکو می‌روم و امکان ندارد بعد از او از ایران بروم. اگر موقعیتی پیش بیاید من قبل از او می‌روم. شاید برمی‌گردم به همان ابتدای مصاحبه که چرا دیده نمی‌شوی. ماموریت و مسوولیت من اینجا این است که در این تیم حضور داشته باشم و کمک کنم و اگر بتوانم به توسعه آکادمی کمک کنم. این کاری است که باید انجام بدهم.

 

قسمت اول مصاحبه با سرتن چوک:

در سوپر مارکت می‌پرسند چرا ۲-۴-۴ خطی بازی می‌کنید؟

چوک: کار در ایران مثل مربیگری صبح در رئال و عصر در بارسا است

 

کلیدواژه

سرتن چوک

پرسپولیس

کانال تلگرام ایران ورزشی
captcha