فوتبال ایران / شناسه خبر: 76013 / تاریخ انتشار : 1396/6/24 23:49
|

درباره استرسوند که می خواهد قهرمان قاره شود/ قدوس، عضو عجیب‌ترین تیم اروپا

تیمی که هفت سال پیش به دسته چهارم سقوط کرده بود، به دسته اول سوئد رسیده، قهرمان جام حذفی شده و به زودی باید در ورزشگاه نه هزار نفری اش از اولین بازی اروپایی اش میزبانی کند.

ایران ورزشی آنلاین / آرمن ساروخانیان / پاییز 2010 بود که دانیل کیندبرگ و سایر اعضای هیات مدیره اوسترسوند جلسه گذاشتند تا چگونه به یک باشگاه سقوط کرده به دسته چهارم و در حال نابودی حیات دوباره ببخشند. رییس این باشگاه سوئدی می‌گوید: «باید بررسی می‌کردیم که چه می‌خواهیم، سبک بازی‌مان چه باشد، کجا باید برسیم و چرا؟ »

دو ساعت گپ زدن با کیندبرگ شما را دچار سرگیجه می‌کند، ولی در «جامت‌کرافت آرنا» ورزشگاهی کوچک در میان جنگلی فشرده هیچ چیز عادی نیست. درون زمین تیم تمرین می‌کند و همزمان ظرفیت یکی از سکوها در حال افزایش است، چرا که آنها قرار است برای اولین بار در لیگ اروپا شرکت کنند.

این ماجرا بدون شخصیت عجیب کیندبرگ رخ نمی‌داد؛ یک ارتشی سابق که در بوسنی و جمهوری دموکراتیک کنگو خدمت کرده است. او در سال 2004 به پادگانی در اوسترسوند، 500 کیلومتری شمال غربی استکهلم منتقل شد، ولی یک سال بعد ترجیح داد وارد تجارت املاک شود: «دنیای تجارت آسان‌تر است، حداقل اینجا کسی به شما شلیک نمی‌کند.»

او به هیات‌ مدیره اوسترسوند پیوست که در سال 1996 با هدف رقابت در یکی از دو لیگ برتر سوئد تشکیل شده بود، ولی موفقیت در فوتبال مثل ساختن خانه ساده نبود. در سال 2010 این باشگاه به دسته چهارم سقوط کرد و کیندبرگ تصمیم به استعفا گرفت: «من فضای منفی و بحث‌هایی که بر سر مسائل پیش پا افتاده داشتیم را نمی‌پسندیدم، پس تصمیم به ترک هیات مدیره گرفتم. ولی یک روز که در خانه بودم، صدای در را شنیدم. بازیکنان تیم بودند که می‌خواستند برگردم، وگرنه همه تیم را ترک می‌کردند. من برای پاسخگویی چند روز زمان خواستم. به ‌عنوان یک نظامی و تاجر، شما براساس احساسات تصمیم نمی‌گیرید، ولی فوتبال شما را دوباره تبدیل به یک پسربچه می‌کند و من تصمیمی احساسی گرفتم و برگشتم. ما تقریبا چیزی نداشتیم؛ چند بازیکن، یک ورزشگاه، یک کارمند پاره‌وقت و گردش مالی سالانه 300 هزار یورو. همه چیز را از نو شروع کردیم.»

جادوگری روی نیمکت

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که کیندبرگ نیاز داشت یک مربی بود. تلفن را برداشت و به یک جوان انگلیسی زنگ زد که پانزده ماه بود تلاش می‌کرد او را به سوئد بیاورد. پیش‌تر گراهام پاتر در دانشگاه لیدز تحصیل می‌کرد و انتظار تولد اولین فرزندش را می‌کشید، ولی این بار برای مهاجرت آماده بود.

«او فقط یک مربی فوتبال نیست. او احتمالا بهترین انسانی است که در زندگی دیده‌ام.» این حرف‌های «بروا نوری» درباره مربی‌شان است؛ مردی که اعتماد کرد بازوبند کاپیتانی اوسترسوند را به او بدهد. حرفه فوتبالی و اعتماد به نفس نوری قبل از ملاقات با پاتر در ایستگاه مرکزی استکهلم تقریبا از بین رفته بود. این کرد عراقی که در کودکی همراه مادرش به سوئد مهاجرت کرده، یکی از پدیده‌های تیم AIK بود، ولی پول زیاد و زرق و برق زندگی او را از مسیر اصلی منحرف کرد: «من با افراد بدی معاشرت می‌کردم، تا دیروقت بیرون بودم و این برای چند سال ادامه داشت. باشگاه قراردادم را تمدید نکرد و مرا اخراج کرد. پل‌های پشت سرم را خراب کرده بودم.» خوشبختانه «دالکورد» یک تیم دسته پایین که از مهاجران کرد تشکیل شده او را جذب کرد و بعد از آن بود که پاتر تشخیص داد این بازیکن می‌تواند به تیمش که در سال 2014 به دسته دوم صعود کرده بود، کمک کند.

نوری می‌گوید: «پاتر در معاشرت با افراد باهوش است و به شما برای پیشرفت انگیزه می‌دهد. او مهارت‌های زیادی دارد و از او سپاسگزارم. من به قهقرا رفته بودم و هرگز فکر نمی‌کردم بتوانم چنین چیزی را  تجربه کنم.» لحظه بزرگ فوتبال نوری وقتی بود که بهار امسال در اولین فصل حضورشان در لیگ دسته اول سوئد با پیروزی 4 بر یک مقابل نورکوپینگ قهرمان جام حذفی سوئد شدند. این نتیجه دروازه ورود آنها به فوتبال اروپا بود و آنچه بعد از آن اتفاق افتاد همه را شگفت‌زده کرد. در دور دوم مرحله مقدماتی لیگ اروپا موفق شدند گالاتاسرای را با برتری 3 بر یک در مجموع حذف کنند. اوسترسوند در خانه به پیروزی 2 بر صفر رسید و در استانبول حریف ترک را با تساوی یک بر یک متوقف کرد. نوری هر چیزی که اطرافش بود را مهار می‌کرد و در نیمه دوم موفق شد پنالتی سرنوشت‌ساز را به گل تبدیل کند. پیروزی مقابل تیم لوکزامبورگی «فولا اش» و پائوک یونان (بعد از شکست 3 بر یک در بازی رفت) آنها را از جنگل دورافتاده اسکاندیناویایی به رقابت با زوریا، هرتابرلین و اتلتیک بیلبائو در مرحله گروهی لیگ اروپا رساند.

نوری درباره پاتر می‌گوید: «مردم گراهام را به خاطر افکارش مسخره می‌کردند، ولی هر سال باورشان به او بیشتر و بیشتر شد. حالا کسی نمی‌تواند از او انتقاد کند.» پاتر که مثل همیشه در رستوران چوبی همراه بازیکنان و کادر فنی ناهار می‌خورد، با احتیاط بیشتری صحبت می‌کند و می‌گوید: «هر کاری که در آینده داشته باشم، اگر بتوانم نصف اینجا به موفقیت برسم، قطعا کارفرمایانم را راضی خواهم کرد. ما از دسته چهارم شروع کردیم، صعودهای سریعی داشتیم تا به دسته اول رسیدیم، یک جام مهم بردیم و حالا در لیگ اروپا هستیم. وقتی به این موضوع فکر می‌کنید، کارنامه خیلی خوبی است.»

بازیکنان فراموش‌شده

پاتر برای ساختن اوسترسوند سراغ بازیکنانی مثل نوری رفته که در مسیر نزول بودند و به آنها شانس دوباره‌ای داده. خود پاتر هم می‌توانست در گمنامی بماند، اگر گرائم جونز، دستیار سابق روبرتو مارتینس دوست مشترک او و کیندبرگ نبود. به خاطر همین رابطه خوب سوانزی چند بار با اوسترسوند بازی دوستانه داشت و در سال 2007 برای افتتاح ورزشگاه جامت‌کرافت آرنا به سوئد رفت. کیندبرگ با دیدن این تیم ولزی شیفته سبک بازی‌اش شد و جونز زمینه آشنایی او و پاتر را فراهم کرد و در نهایت او به این مربی انگلیسی فرصتی داد که در وطنش نمی‌توانست داشته باشد.

پاتر می‌گوید: «فرصت‌ها در فوتبال انگلیس محدود بود و با خودم گفتم چرا جای دیگری نروم. باشگاه در پایین‌ترین نقطه بود و مردم شهر این شرایط را اصلا دوست نداشتند، ولی از طرفی این فرصتی برای شروع دوباره بود. دانیل (کیندبرگ) به ما فرصت داده بود چیز تازه‌ای خلق کنیم و قرار شد هویت جدیدی به باشگاه بدهیم، چرا که اگر پیش از این هویتی داشت، نمی‌توانست مثبت باشد.»

او همراه خودش چند بازیکن انگلیسی هم آورد. یکی از آنها جیمی هوپکات بود که از یورک سیتی کنار گذاشته شده بود، ولی ماه گذشته زننده گلی دیدنی به گالاتاسرای بود. پاتر می‌گوید: «فوتبال یک ورزش است که انسان‌ها آن را بازی می‌کنند. اگر چنین نگاهی نداشته باشید، با مسیر سنگلاخی روبه‌رو می‌شوید. فکر می‌کنم پرورش شخصیت بازیکنان برای ما حیاتی است.»

فعالیت فرهنگی برای پیروزی روی چمن

بخشی از کار باشگاه اوسترسوند کاملا نوآورانه است. کارین والم، دختر یکی از اعضای موسس باشگاه در ملاقات با کیندبرگ توصیه کرد فعالیت‌های فرهنگی می‌تواند به بازیکنان در مواجهه با شرایط متناقض درون زمین کمک کند و آنها باید سراغ راه حل‌های جدیدی بروند. کیندبرگ این پیشنهاد را توسعه داد و به استراتژی خودش برای باشگاه تبدیل کرد. کیندبرگ می‌گوید: «با یکی از نویسندگان مشهور سوئدی ملاقات داشتم و او به من گفت: می‌دانی مردم سوئد بیشتر از همه از چه چیز می‌ترسند؟ در حضور مردم روی صحنه بروند.» او اضافه می‌کند: «بعد از آن تصمیم گرفتم یک آکادمی فرهنگی خلق کنم؛ هر سال یک موضوع انتخاب می‌کنیم، آن را در کارگروه‌ها گسترش می‌دهیم و در پاییز اجرا می‌کنیم.» والم حالا «مربی فرهنگی» اوسترسوند است. هیچ‌ کس نمی‌تواند از این چالش بگریزد، نه بازیکن، نه مربی، نه کارمندان و نه اعضای هیات مدیره. آنها با هم یک کتاب نوشته‌اند، یک نمایشگاه برگزار کرده‌اند، کنسرت داده‌اند و مهم‌تر از همه باله «قوی دریاچه» را روی صحنه برده‌اند. آنها همچنین ارتباط دایمی با خیریه‌ها و مراکز پناهندگان محلی دارند.

کیندبرگ می‌گوید: «ما این کارها را برای بردن مسابقات انجام می‌دهیم و این دو با هم ارتباط مستقیم دارند. مردم می‌گویند چرا بقیه باشگاه‌ها سراغ این روش نمی‌روند، ولی این تنها با شرایطی که اینجا داریم میسر است. ما این کارها را برای تفریح انجام نمی‌دهیم. فکر می‌کنید اجرای قوی دریاچه جلوی 500 نفر شوخی است؟! خیلی ترسناک است. احساس ما بعد از این اجرا حتی از تجارب فوتبالی ما هم عمیق‌تر بود.»

 نوری می‌گوید با غلبه بر ترس صحنه احساس می‌کنید قادر به انجام هر کاری هستید: «این کار را می‌کنیم تا در زمین شجاع‌تر باشیم و وقتی نتایج‌مان را می‌بینید کسی نمی‌تواند علیه این روش موضع بگیرد.»

حمله به قله اروپا

تردیدی در سیر صعودی اوسترسوند در هفت سال گذشته نیست، ولی این کیندبرگ را کاملا راضی نمی‌کند. آنها در اولین فصل حضورشان در دسته اول سوئد با فوتبالی دیدنی و تهاجمی هشتم شدند (میانه جدول) و جام حذفی را هم بردند. نتیجه‌ای قابل قبول، ولی کیندبرگ به دنبال قهرمانی لیگ است و در این شرایط نمی‌توان صعود به لیگ اروپا را مهم‌ترین مرحله تاریخ باشگاه دانست.

او می‌گوید: «روش ما این است که همه بازی‌ها را ببریم و در نتیجه به صدر جدول برسیم. تا وقتی که قهرمان نشویم، من راضی نخواهم شد. تمام نتایج قبل از آن خوب نیست. اگر هدف‌تان میانه جدول باشد، یعنی باختن در فوتبال را پذیرفته‌اید.»

برای اینکه حرف‌های کیندبرگ به معنی انتقاد از عملکرد پاتر تلقی نشود، او برنامه‌اش برای قهرمانی در اروپا را شرح می‌دهد: «گردش مالی سالانه ما در حال حاضر 5/5 میلیون پوند است. قبلا گفته‌ام وقتی گردش مالی ما به 5/6 میلیون پوند در سال برسد قهرمان سوئد می‌شویم. همچنین گفته‌ام با گردش مالی 50 میلیون پوند در سال قهرمان لیگ قهرمانان خواهیم شد. تردید نکنید. هیچ تیمی پیش از این قادر به چنین کاری نشده، ولی ما این کار را می‌کنیم. اگر بتوانیم این گردش مالی را برای سه سال حفظ کنیم، شک نکنید که به این هدف می‌رسیم.»

او اضافه می‌کند: «ترکیب موفقیت، قهرمانی، تجربه، یکی دو بار حضور در مرحله گروهی لیگ قهرمانان و کمی سرمایه‌گذاری در این راه ما را به موفقیت می‌رساند. ما مدل توسعه و درک و تفکرمان را داریم. تنها به این ترتیب است که کوچکترها می‌توانند بر بزرگترها غلبه کنند: با متفاوت و عجیب بودن.»

حرف‌های کیندبرگ مثل یک قصه است. باشگاه‌های زیادی افکار بلندپروازانه دارند و معمولا به آن نمی‌رسند. با این حال کیندبرگ کسی است که وقتی رییس باشگاه شد، گفت که تیم را به اروپا می‌رساند و تمام پیش‌بینی‌هایش به حقیقت پیوسته، پس چرا باید بدبین باشیم؟ شاید حق با او باشد.  تا 28 سپتامبر سکوهای ورزشگاه تکمیل می‌شوند و هرتابرلین روی چمن مصنوعی اوسترسوند مسابقه خواهد داد. ورزشگاه 9000 نفری که زمان آمدن پاتر به زحمت 800 تماشاگر داشت، پر خواهد بود. کیندبرگ می‌گوید: «ما می‌توانیم قهرمان لیگ اروپا شویم. اگر اینطور نبود، دلیلی نداشت در مسابقات شرکت کنیم. امیدوار بودن کافی نیست، باید باور داشته باشید.» آنها پنج‌شنبه قدم اول را محکم برداشتند؛ با پیروزی 2 بر صفر در زمین زوریا اوکراین.

سایت ESPN

 

 

کلیدواژه

اوسترسوند

سامان قدوس

لیگ اروپا

کانال تلگرام ایران ورزشی
captcha