فوتبال ایران / شناسه خبر: 74778 / تاریخ انتشار : 1396/2/10 12:00
|
«استقلال» و مسوولانی که نه توان پولسازی دارند، نه انعطاف مدیریت

در انتظار تغییرات در مدیریت استقلال

شاید سرآمد افراد لازم به تغییر، مدیرعامل باشگاه باشد که از زمان روی کار آمدنش کمتر تحول قابل ذکری را در امورات باشگاه آبی‌پوش پایتخت ایجاد کرده است.

ایران ورزشی آنلاین / وصال روحانی / فقط چند روز پس از پذیرفته شدن استعفای شهاب جهانیان از پست رییس هیات مدیره استقلال، اظهارات معاون وزارت ورزش دلیل روشن دیگری از تغییراتی است که برای این هیات در نظر گرفته شده و به زودی به مرحله اجرا درخواهد آمد، محمدرضا داورزنی متذکر شده است که با بساط اخیر اعمال تغییرات در سطح هیات رییسه دو باشگاه پرطرفدار اما بیش از حد پر حاشیه تهرانی الزامی است و صرفنظر از اینکه این تعبیر تا چه حد در مورد پرسپولیس مصداق و صحت لازم را دارد (که البته ندارد!) باید پذیرفت که روسای استقلال انواع دلایل را برای برکناری خود به دست داده‌اند و کمتر عضو این هیات را می‌یابید که چنان خردورزانه کار کرده باشد که تغییر دادنش و رویکرد به فردی تازه غیرضروری جلوه کند.


مسوولان عصر خویش
شاید سرآمد افراد «لازم به تغییر» رضا افتخاری مدیرعامل باشگاه باشد که از زمان روی کار آمدنش و گرفتن جای بهرام افشارزاده کمتر تحول قابل ذکری را در امورات باشگاه آبی‌پوش پایتخت ایجاد کرده است.
بحث تاسف‌آور ممنوع شدن خریدهای جدید در زمان نقل و انتقال‌های میان فصل برای آبی‌ها در دوره زمامداری وی روی داده و عجبا که او فقط پس از استخدام سرور جباروف ازبکستانی و آندو تیموریان کهنه‌کار در تعطیلات نیم فصل لیگ شانزدهم و بعد از رجوع اعضای اجرایی باشگاه به سایت اینترنتی نقل و انتقال‌های جهانی متوجه شد که استقلال در این زمینه حق هیچ کاری را لااقل تا پایان فصل ندارد.
 شاید «پرداخت»های معوق مانده استقلال به نفرات خارجی سابقش محصول کار مدیران سابق بوده باشد اما هر مدیری در هر مقطعی مسوول اتفاقات عصر خویش و یکی از وظایف او جمع کردن تبعات اتفاقات منفی مرتبط با مدیریت‌های سابق و یا لااقل باخبر بودن از آنها است.

از زمانی تا معینی
سایر اعضای هیات رییسه استقلال نیز به جای اینکه کامل‌کننده کار یکدیگر بوده باشند، طی این مدت با اقدامات و مصاحبه‌هایشان نشان داده‌اند که با یکدیگر همسو نیستند. حسن زمانی که به مظهر مخالفت با سرمربی تیم تبدیل شده بود، پس از جواب دادن سیستم جوانگرایی علیرضا منصوریان سکوت نسبی را پیشه کرده و مسعود معینی هم هر چند شدت انتقادات را در مصاحبه‌های خود پایین آورده اما با سایر اعضای هیات رییسه واحد و هماهنگ نیست و در باشگاه استقلال همگان می‌دانند که مدیرعامل بارها کوشیده است از طریق مساعدت وزارت ورزش بافت هیات مدیره را یکسان و بهتر بگوییم با خود همسو سازد و البته نتوانسته است.
همه اینها به ما می‌گوید که این هیات نیاز به ترمیم و روی کار آمدن افرادی را دارد که در درجه اول هماهنگ و به لحاظ نوع نگاه به مسائل همفکر باشند و از ناهمگونی آنها ضرری برنخیزد.

چاره‌ای نیست
البته مساله تغییرات بیش از حد در بافت هیات رییسه سرخابی‌ها که گاه به سالی دو بار و حتی بیش از آن هم رسیده (و اوج اجرای این روال به چهار پنج سال اخیر مربوط می‌شده) به خودی خود بسیار مضر است و عدم ثبات مدیریت‌ها و تغییر دایمی آنها، کم به ورزش کشور و منجمله بحث ریاست و گردش امور باشگاه‌ها لطمه وارد نکرده اما وقتی مدیرانی با اعمال خود نشان بدهند که تغییر در کادر آنها ضروری است و در غیر این صورت شرایط باشگاه لرزان‌تر می‌شود نباید از این امر دوری جست و وضعیت فعلی استقلال مصداق روشن این مورد و جدیدترین نمونه در زمینه لزوم انجام تغییرات است.
داورزنی در اظهارات تازه‌اش روی مساله غیبت مکرر برخی اعضای هیات رییسه در جلسات هفتگی و ماهانه این دو باشگاه مانور داده اما به نظر می‌رسد فراتر از این مساله باید مساله همسو نبودن مدیران و البته ضعف اکثر آنها در انجام وظایف‌شان که پشتیبانی از تیم «داخل میدان» و کمک به مسائل و بنیادهای مالی باشگاه است، مورد توجه قرار گیرد.

چگونه می‌توان مخالفت کرد؟
صرفنظر از اینکه دو تیم پرطرفدار پایتخت تا چه میزان از هواداران خود کمک‌های مالی دریافت می‌کنند و آیا اصل این کار صحیح است یا غلط، باید بنایی برای سرخابی‌ها ریخته شود که تا حد زیادی خودکفا باشند و این فقط از منظر مسائل مالی نیست بلکه با این دیدگاه است که عملکرد مدیران باعث ناامیدی هواداران نشود و هر لحظه به انجام تغییرات در هیات مدیره احساس نیاز نشود.
به بهرام افشارزاده این ایراد وارد می‌شد که به سبب سال‌ها حضور در مدیریت‌های ستادی فاقد انعطافی است که برای گرداندن مدیریت‌های غریزی و هوشی در باشگاه‌ها به آن نیاز است اما کسانی هم که جای وی را گرفتند اثری فراتر از وی به جای نگذاشته‌اند و اندک مدتی قبل از مدیریت دو ساله افشارزاده هم مواردی از مدیریت‌ها را در استقلال به چشم می‌دیدیم که فاقد انعطاف برای کسب نتایج لازم بود و وقتی هیچ یک در زمینه شارژ مالی باشگاه هم قدرتمندانه عمل نمی‌کنند چگونه می‌توان برای حفظ آنها اصراری داشت و صدای پای مدیرانی تازه را که به عنوان مثال برای آبی‌های تهرانی در راهند، خلاف نیازهای زمانه و در تضاد با شرایط کنونی‌شان دانست؟
بنابراین صرفنظر از اینکه علی فتح‌ا...‌زاده به جایگاهی برمی‌گردد که در قیاس با سایرین صلاحیت بیشتری برای احراز آن دارد یا حسین قریب و یا یک فرد سوم به این سمت می‌رسد، این لزوم تغییرات در استقلال است که خود را فریاد می‌کند و نشنیدن آن بسیار سخت می‌نماید.

 

کلیدواژه
استقلال
لیبک کوتاه خبر
http://www.iran-varzeshi.com/74778
ایران ورزشی
captcha
تازه ها
بیشتر