یادداشت / شناسه خبر: 72448 / تاریخ انتشار : 1395/10/8 03:32
|

حریصانه، در انتظار نیم فصل دوم و استقلال

عصر علی منصوریان در استقلال تازه آغاز شده. حریصانه به انتظار نیم‌فصل دوم و چهره تازه استقلال می‌نشینیم.

ایران ورزشی آنلاین / سعید آقایی / این یک انقلاب بود. انقلابی سفید به رنگ آبی. انقلابی که خیلی دیر و بعد از گذشت 15 هفته رخ داد. درست در نیم فصل. بعد از 15 هفته که خاکستری. بعد از یک نیم‌فصل هدر دادن عمر و سرمایه پای دانه درشت‌ها و ستاره‌هایی کاغذی که تنها یک طبل توخالی بودند. نیم‌فصل نشستن پای ادعاهای پوچ و بی اساس. نیم‌فصل سایه و روشن. نیم‌فصل شمعی در باد.

علی منصور نیم‌فصل پای این ادعاها ایستاد. ادعاهایی که هیچ اساسی نداشت. ادعاهایی که از ابتدا بی‌اساس و بی‌منطق بودند. ادعاهای اشتباه. او از همان ابتدا مسیر را اشتباه رفت. او از همان ابتدا اشتباهی بود. وقتی در تابستان و با هیاهوهای بسیار به نیمکت استقلال رسید تا آرزوهای دیرینه‌اش تعبیر شود، به جای تمرکز روی کارش و البته حسابگری و منطق، بنا را بر نمایش و هیاهو گذاشت. در این معرکه غوغاسالار ترجیح داد به جای منطق، با احساسات غلوآمیز جلو بیاید و تصمیم بگیرد. نتیجه چنین رویکردی جمع شدن مشتی ستاره پرادعا و نامدار بود که نامشان و ادعایشان هرگز با کیفیتشان تقارنی نداشت.
او برای اوج گرفتن این معرکه وارد بازی کری با رقیب سرخ شد تا تنور ادعاها و نمایش بیشتر داغ شود. او به جای تمرکز روی تیمش و ترمیم نقاط ضعف و بستن تیم با سلیقه خودش، آشکارا در میان بازی‌های رسانه‌ای و کری‌های چیپ افتاد و تیمش را همانند یک هوادار ذوق زده بست. تیمی که مهره‌هایش را نه بر اساس نیاز بلکه براساس چشم و هم چشمی و رقابت با سرخ‌ها و البته به دست آوردن دل هواداران بست و نتیجه این شد که با تیمی بدون بالانس و کاملا ناهمگون وارد فصل شد. تیمی که از همان هفته نخست به گل نشست و تا هفته هفتم نتوانست حتی یک برد را دشت کند. تیمی که ستاره‌های دهان پرکنش در زمین سو سو می‌زدند و نه تنها باری از دوش آبی‌ها برنمی داشتند بلکه باری اضافه به تیم تحمیل می‌کردند. با وجود این سرمربی استقلال باز هم پای همه آنها ایستاد و حاضر نشد به اصل خودش بازگردد. همان اصلی که دو فصل پیاپی با آن در نفت نتیجه گرفته بود؛ یعنی عبور از ستاره‌های بزرگ و پرمدعا و میدان دادن به جوانان باانگیزه. در غروب غم انگیز ستاره‌های پوشالی، جوانان باانگیزه روی نیمکت در آرزوی یک فرصت بودند اما سرمربی استقلال آن را با خساست از آنها دریغ کرد تا اتفاقات پایان نیم‌فصل از راه رسید.
شکست برابر نفت با تمام حاشیه‌های کبود و ریز و درشتش برای استقلال اگرچه یک ناکامی بزرگ بود اما منصوریان را وادار کرد تا از این ستاره‌ها دست بکشد و نگاه خود را متوجه نیمکت کند. نیمکتی با یک مشت جوان بی ادعا. نتیجه البته فراتر از تصور بود؛ یک بازی روان و تماشایی و به عبارتی بهترین بازی فصل استقلال در برابر سپاهان مدعی و پرستاره. اتفاقی که حقانیت جوانان استقلال را ثابت کرد و مهر تاییدی بر تصمیم منصوریان بود و به او نقشه راه را نشان داد.
حالا علی منصور اگرچه دیر اما سرانجام دریافته که فرمول موفقیت همان فرمول سابق است و قرار نیست هیچ تبصره جادویی داشته باشد. او دریافته که باید همان مسیری را برود که در نفت رفت و در آخرین بازی استقلال به آن گام گذاشت. این مهم‌ترین تصمیم علیمنصور در دوران مربیگری‌اش محسوب می‌شود. یک تصمیم عاجل و البته منطقی. علی منصور می‌تواند با طی طریق در همین مسیر و بازگشت به اصل خویشتن موفقیت را در نیم‌فصل دوم تجربه کند. عصر علی منصور در استقلال تازه آغاز شده. حریصانه به انتظار نیم‌فصل دوم و چهره تازه استقلال می‌نشینیم.

 

لینک کوتاه خبر
http://www.iran-varzeshi.com/72448
captcha
تازه ها
بیشتر