ورزش ایران / شناسه خبر: 70673 / تاریخ انتشار : 1395/6/10 07:06
|
جمله ای که از زبان کمتر کسی شنیده می شود

قبول، من شکست خوردم

ایران ورزشی آنلاین/ آزاده پیراکوه – فینال را از دست داده و در حال خروج از سالن است که صدای تشویق چند تماشاگر غیر هموطنش را می شنود. با تمام ناراحتی که در چهره‌‌اش مشخص است، به سمت صدا بر می‌گردد. به نشانه احترام تعظیم می کند و برمی گردد تا مسیرش را به سمت بیرون طی کند. متوجه می شود که خروجی را اشتباه گرفته و به ناچار مجبور است دور سالن را بزند تا از خروجی دیگر برود. از داور گله دارد که تصمیماتش به نفع بازیکن حریف بوده. بیشتر از رده بندی ، حقش بوده اما هیچ کدام از این دغدغه ها، باعث نمی‌شود وقتی باز به همان محوطه ای که تماشاگران تشویقش کرده بودند، برسد، احترام و تعظیم را فراموش کند. در میکسدزون هم رفتار غیرحرفه ای از این شمشیرباز کره ای دیده نمی‌شود. با تمام ناراحتی اش، آرام و بی صدا، چند دقیقه ای محترمانه صحبت می‌کند و گلایه هایش را نگه می دارد برای گفت و گوهای تنهایی با مربی اش. لحظه ای که از کنار خبرنگاران دور می‌شود، تازه شروع به حرف زدن می کند، آنهم آرام. بدون اینکه رفتار بدی نشان دهد. این تصویر یکی از رفتارهای ماندگاری است که در حاشیه رقابت های شمشیربازی ثبت می‌شود؛ مثل تصویر زیبایی که در تکواندو ثبت شد و ورزشکار صاحب نام کره‌ای خیلی راحت پذیرفت که تکواندوکار اردنی او را برده است. از این دست تصویرها در المپیک ریو کم نبودند؛ تصویرهایی که حس خوبی را در هر ببننده ای به یادگار می‌گذاشتند اما در کنار این حس خوب، این حسرت را هم برای ما به جا گذاشتند که چرا ایرانی‌ها در خلق این تصویرها سهمی ندارند و تقریبا هیچ کدام از ورزشکاران ایرانی نیستند که باخت را بپذیرند؛ فارغ از اینکه داور سهم داشته یا قدرت حریف؟ از بازیکنان والیبال گرفته تا تکواندوکاران و کشتی گیران، تقریبا هیچ کدام از ورزشکاران ایران (جز دو – سه نفر) نبودند که شکست را بپذیرند. از سعید عبدولی که رفتار عجیب و غریبی از خود نشان داد تا نجمه خدمتی که در روز نخست مسابقه‌ها، باختش را انداخت گردن خبرنگاران که در زمان آماده سازی از او درباره حال و هوایش می‌پرسیدند. همه و همه، نشان دادند که در روزهایی که آماده رقابت ها می‌شوند، توان و ظرفیت قبول شکست را نیاموخته اند. ظرفیتی که باید از بزرگترش می آموخته اما آیا بزرگتر، این ظرفیت را داشته و دارد؟

رقابت‌های المپیک تمام شده و به تبع نتایجی که کسب شده، برخی فدراسیون ها زیر فشار انتقادها هستند و در این شرایط است که بازخوردهای متفاوتی هم از روسای فدراسیون ها و هم از سوی مربیان دیده می شود و وقتی این رفتارها دیده می‌شود، می‌توان به ورزشکاران حق داد که خیلی بزرگی کردن، بلد نباشند. رفتارهایی که از ریو شروع شده و هنوز هم ادامه دارد و ثابت می کند که این ضعف،  یعنی نداشتن ظرفیت شکست، فقط بین ورزشکاران دیده نمی شود و به وضوح از سوی مدیران و مربیان با سابقه‌های طولانی دیده می شود مثل آنچه از رییس مو سپیدکرده تکواندو دیده شد یا پستی که مربی تیم ملی تکواندو منتشر کرد و در اولین ساعات بعد از شکست تاریخی، پیروزی های قبل را بهانه ای قرار داد برای توجیه این شکست، در حالیکه آن پیروزی ها کجا و این شکست کجا؟

از این قبیل رفتارها کم نبوده اند؛ از مصاحبه نکردن رسول خادم در روز آخر رقابت ها گرفته تا مصاحبه عجیب ناطق نوری، علیه ورزشکارش و گشتن دنبال عامل باخت توسط بیشتر روسای فدراسیون ها که معمولا، گزینه نهایی‌شان خبرنگاران بودند،  همگی فقط یک پیغام را دارد، اینکه "ما"ها یاد نگرفته ایم بپذیریم که شکست خورده ایم. چیزی که در ورزش طبیعی است و اگر چشم‌هایمان را خوب باز کرده‌ بودیم، می توانستیم درس های زیادی در ریو بیاموزیم و یاد بگیریم که چطور در ورزش حرفه ای دنیا، از مدیر گرفته تا مربی و ورزشکار، بی آنکه کسی را با واژه نامناسبی مخاطب قرار دهند، می پذیرند که باخته‌اند و اماده می‌شوند برای رفع ضعف ‌ها. چیزی که امروز جای خالی اش احساس می شود، یک تحلیل درست است؛ فارغ از اینکه چه کسی مزدور است یا خائن. امروز بیش از هر چیزی نیاز است که گفته شود، تک تک افرادی که در آماده سازی یک تیم نقش داشتند، چقدر وظایف‌شان را درست عمل کرده اند و بیش از هر چیزی نیاز است که عوامل درونی بررسی شود. فرافکنی باشد برای بعد.

کلیدواژه

المپيك -

ريو

تكواندو

شكست

کانال تلگرام ایران ورزشی
captcha