فوتبال ایران / شناسه خبر: 100894 / تاریخ انتشار : 1398/8/17 18:23
|
فریدون صدیقی استاد روزنامه‌نگاری واکاوی می‌کند

آیا استقلالی‌ها حق داشتند از جلد ایران ورزشی ناراحت شوند

سمیرا شیرمردی/ روزنامه ایران ورزشی هفته گذشته مصاحبه‌ای مفصل با گابریل کالدرون سرمربی پرسپولیس داشت که در آن به موضوعات مختلفی اشاره شد. نکته مهمی که در این مصاحبه وجود داشت، اشاره او به داوری بازی استقلال و پارس جنوبی جم بود که منجر به برد آبی‌ها شد. کالدرون در این مصاحبه گفت: «امیدوارم نتیجه در زمین مسابقه رقم بخورد، نه مثل بازی آخر استقلال». همین مساله تیتر شد اما این تیتر با واکنش تند برخی از هواداران استقلال مواجه شد. به صورتی که خیلی از آن‌ها، روزنامه ایران ورزشی را متهم به جانبداری از پرسپولیس کردند و معتقد بودند این تیتر عمدا انتخاب شده بود. با توجه به واکنش‌هایی که نسبت به تیتر انتخاب شده وجود داشت، با استاد فریدون صدیقی روزنامه‌نگار با سابقه و مدرس روزنامه‌نگاری هم‌کلام شدیم تا به طور حرفه‌ای به آسیب‌شناسی رسانه‌ای واکنش استقلالی‌ها به تیتر مصاحبه کالدرون پرداخته شود. اینکه تیتر انتخاب شده درست بود یا نه و آیا باید به هواداران استقلال حق داد یا خیر. استاد صدیقی به عنوان کارشناس رسانه، به طور مفصل به این موضوع پرداخته است.

 

 

 

---

هفته گذشته روزنامه ایران ورزشی گفت و گوی مفصل با گابریل کالدرون سرمربی پرسپولیس داشته که در این گفت و گو به موضوعات مختلفی از جمله فوتبال ایران، وضعیت پرسپولیس و... صحبت شده بود. آنچه که به عنوان تیتر انتخاب شده بود، «امیدوارم نتیجه در زمین رقم بخورد، نه مثل بازی آخر استقلال» بود که این تیتر با واکنش منفی برخی هواداران استقلال روبرو شده. نظرتان راجع به این واکنش چیست؟

اجازه دهید ابتدا به چند نکته اشاره کنم. خوب می‌دانید کارکرد اصلی و عمده هر رسانه‌ای در هر مدیایی و با هر موضوعی در هر ساختاری، اعم از مصاحبه، گزارش، یادداشت، مقاله، تصویر و... با هر گونه پیامی، قطعا و یقینا مخاطب رسانه است. این مساله یکی از کارکردهای اصلی هر رسانه حرفه‌ای و رسمی است. بنابراین اگر غیر از این باشد، یعنی تیتر، موضوع و عنوان نوشته، مطلبی خنثی و بی‌مورد است. یادمان باشد کار رسانه، همان‌گونه که لید یک خبر، ورودی یک گزارش و یا اشاره آغازین مصاحبه باید به گونه‌ای باشد که مثل ویترین عمل کند، یعنی جذاب، خواندنی و در حکم یک قلاب باشد مثل سکانس افتتاحیه یک فیلم، پاراگراف اول یک رمان یا بیت اول یک شعر، مخاطب را باید جلب و جذب کند. پس با این دیدگاه باید رسانه را نگاه کنیم، آن وقت در چگونگی قضاوت‌مان کمتر مرتکب خطا می‌شویم. این گفته به این معنا نیست که برای اینکه مخاطب جذب رسانه ما شود یعنی بخواند یا ببیند، موضوعی را بیش از ظرفیتش بسیار بزرگ کنیم یا موضوعی را کوچک کنیم بیش از آنچه سزاوارش است.

با این تعریف علاقمندیم در مورد تیتر انتخابی روزنامه برای گفت ‌و گو با کالدرون، موضوع را کارشناسی کنید؟

بله، در این چارچوب حالا می‌توانیم وارد موضوع شویم که موجب رنجش مخاطبان استقلال شده است و آن‌ها معترضند که چرا چنین تیتری انتخاب شده و چرا مربی پرسپولیس، استقلال را تحقیر کرده است و اساسا چرا روزنامه ایران ورزشی چنین تیتری را انتخاب کرده است؟ به گمان من ویژگی که مصاحبه کالدرون دارد این است که برای اولین بار بعد از چند ماه حضور در ایران به عنوان سرمربی پرسپولیس، با روزنامه شما به گفت و گو نشسته است که این خود به خود قلاب و آویز درجه یکی برای علاقمندان و اهالی فوتبال است. به ویژه اینکه اختصاصی باشد که هست. نکته بعد هم این است که در ادامه، تیتر، عکس یا فکت‌هایی را به مخاطب بدهیم که فراگیر باشد. البته این تیتر شاید خوشایند طرفداران استقلال نباشد اما نگاه‌های زیادی را به خود جلب کرده. شاید ایران ورزشی هر تیتر دیگری اتنخاب می‌کرد، نه آن موضوع جذاب بود و نه مصاحبه کارکرد لازم را داشت که مخاطب بیشتری را درگیر کند تا آن را ببیند و بخواند و به قضاوت بنشیند. در واقع این تیتر، تیتری مفهومی و بی‌تردید چالش‌برانگیز برای استقلالی‌ها یا هر خواننده دیگر ورزشی بود. پس روزنامه ایران ورزشی با انتخاب تیتر مناسب، این کار را کرده اما متاسفانه برخی از طرفداران پرشور استقلال این تیتر را جانبدارانه تلقی کردند و نه واقع‌بینانه که با توضیحاتی که در بالا دادم، بهترین تیتری که ایران ورزشی می‌توانست انتخاب کند، همین تیتر است.

آیا موضوع جانبداری ایران ورزشی با انتخاب این تیتر موجب سوءتفاهم طرفداران استقلالی نیست؟

در واقع نوعی جانبداری از آن بر می‌آید که یک بخش آن بدیهی است. در هر حال هر تیتری که اشاره‌ای حتی اگر جزیی به کارکرد تیم رقیب داشته باشد طرفداران آن تیم به خود اجازه می‌دهند آن تیتر را جانبدارانه تلقی کنند و آن را نپسندند اما فراموش نکنیم اگر تیتر جز این بود، آن مصاحبه یک صفحه‌ای بی‌تردید نمی‌توانست چنین پرطنین و پرمخاطب باشد. حتی اگر جمعی مخالف آن باشند و اساسا همانطور که گفتم وظیفه رسانه تکیه بر 3 عنصر ارزش خبری، یعنی فراگیری موضوع، شگفتی و شهرت مصاحبه شونده است. البته مربی پرسپولیس این حرف را زده و مطمئنا چیزی نمی‌گوید که علیه خودش، باشگاهش یا تیمش باشد. او دست روی موضوعی می‌گذارد که ایجاد انگیزه کند و مخاطب را درگیر کند. موضوعی که گیرایی داشته باشد و باشگاه مورنظر را وادار به بازبینی در خودش می‌کند. اینکه آیا این درست است یا غلط، قضاوت آن با روزنامه نیست. روزنامه پیام‌رسان است و نکته مهمی را انتخاب کرده است. اینکه آیا آن درست یا نه، با روزنامه نیست و کارشناسان ورزشی می‌توانند طبق مستندانی که دارند، به قضاوت آن بپردازند که آنچه کالدرون گفته درست است یا غلط و آیا قضاوتش منطقی است یا نه. گرچه طرفداران پر و پا قرص استقلال را نمی‌توان سرزنش کرد چون مثل هر طرفدار آتیش دیگری احتمالا به خود حق می‌دهند که هر موضوعی را که نمی‌پسندند به آن اعتراض کنند.

---

به این ترتیب شما بر این باورید که تیتر ایران ورزشی، تیتر مناسبی است؟

احتمالا دلیل روزنامه این بوده که با انتخاب «عبارت» اصل پیام را منتقل کرده باشد تا متهم به دستکاری متن نشود. در نتیجه، رسانه کاری انجام داده که باید انجام می‌داد. انتخاب موضوعی که واکنش مقابل را به دنبال داشته باشد و هم طرفداران استقلال و هم طرفداران پرسپولیس را در بر بگیرد. عکس آن هم می‌توانست اتفاق بیفتد. پس طرفداران استقلال نباید انتظار داشته باشند که روزنامه تیتر خنثی انتخاب می‌کرد که گفتن و نگفتن آن اهمیت نداشته باشد. مصاحبه می‌کنیم که مصاحبه‌ شونده از رازی که پنهان و نهان است رازگشایی کند. مثلا در مورد داوری حرفی بزند. پس اگر قرار است نکته‌ای فاش نکند، چه ضرورتی دارد با او مصاحبه انجام شود.

از بحث درباره واکنش به مصاحبه کالدرون بگذریم، جای این پرسش شاید همین جا باشد. چرا توهین‌ها در ورزشگاه‌ها زیاد شده است؟

متاسفانه از آنجا که رسانه‌ها اعم از رادیو، تلویزیون و روزنامه به دلایلی جایگاه پیشین خود را از دست داده‌اند، مرجعیت را هم از کف داده‌اند. در نتیجه کارکردهای آموزشی به حداقل رسیده است. وقتی مخاطبان رسانه‌های ما به حداقل رسیده و کارکرد رادیو و تلویزیون، کارکردی مخاطب‌گریز است بنابراین انتظار کارکرد آموزشی و فرهنگ‌سازی از رسانه‌ها متاسفانه روز به روز کاهش یافته است. رادیو و تلویزیون که پوشش سراسری دارند دیگر کارکرد قبلی را ندارند. مخاطبان امروز، مخاطبان پیشین و میان‌سال و دیرسال نیستند. آنان متاسفانه با فضای فرهنگی جامعه و مناسبات اجتماعی، با بیکاری، گرانی و مشکلات دیگر گره خورده‌اند که به عصبت‌های اجتماعی دامن می‌زند. در واقع این فحاشی‌ها برمی‌گردد به نداشته‌ها، کمبودها و خلاءهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... آمار، حاکی از آن است که از هر 4 نفر در ایران یک نفر دچار افسردگی است و یکی هم اضطراب دارد. ترکیب این دو فاجعه است. به همین دلیل است که همه حال‌مان بد است و به خاطر یک بوق درگیر می‌شویم، آنچنان که انگار زلزله‌ای مهیب آمده. جوان‌های این شرایط و موقعیت، جمعیت ورزشگاه‌ها را تشکیل می‌دهند. این اخلاق آن‌ها هم متاثر از اخلاق بالاسری‌هایی مثل پدر، مادر، معلم، وزیر و وکیل و غیره است که در این فضا زندگی می‌کنند. وقتی در روز روشن یک نفر در خیابان دارد تلفن صحبت می‌کند و ناگهان موبایلش را می‌ربایند، در نتیجه انتظار برخی توهین‌ها و بدگویی‌ها در ورزشگاه دور از ذهن نیست.

چنین رفتاری اجتناب‌ناپذیر است؟

نه به عنوان جامعه‌شناس اما به عنوان یک روزنامه‌نگار و مدرس قدیمی مطبوعات بر این باورم که این انباشت عصبیت‌ها باید جایی سر باز کند و به نظر می‌رسد بهترین جا، فضای ورزشگاه‌هاست. یعنی می‌خواهم بگویم بخشی از آنهایی که به ورزشگاه می‌روند به خاطر علاقه به این و آن تیم است اما آن‌ها ناخواسته به تجمع و دورهمی فکر می‌کنند که در آن می‌توانند داد بزنند، فریاد بزنند یا متاسفانه بدگویی یا توهین کنند.

شاید یک دلیل اینکه بخشی از مسئولان مخالف حضور زنان در ورزشگاه هستند، همین مساله باشد؟

شاید آن‌ها هم فکر می‌کنند با این شرایط به جا نیست که زنان به ورزشگاه بروند. البته نباید فراموش کرد که همین زنان، در جاهای دیگر کنار همین مردان هستند. در خیابان، سینما، دانشگاه، جاده، رستوران و.... پس اگر قرار است جلوی این‌گونه دغدغه‌ها و نگرانی‌ها را بگیریم همه جا باید زنان و مردان را از هم تفکیک کنیم که این جدایی اصلا منطقی نیست. پس باید بگذاریم کنار هم بنشینند تا این جدایی و فاصله از بین برود. این کنار هم بودن در ورزشگاه، آنقدر هم نامناسب نیست و اگر قرار به طغیانی هم باشد، می‌تواند در خیابان هم بروز پیدا کند. پس به گمانم این نگاه برخی مسئولان به موضوع حضور زنان در ورزشگاه منطقی نیست و دیر یا زود مخالفان تسلیم می‌شوند. مثل دوره‌ای که ویدئو و ماهواره ممنوع بود اما الان همه دارند و از آنها به راحتی استفاده می‌کنند.

---

آیا ترکیب یا عنوان «تیم حکومتی» که این روزها در ادبیات هواداران شنیده و خوانده می‌شود، در ادامه روند دغدغه‌های اجتماعی است که در پیش به آن اشاره کردید؟

من فکر می‌کنم بحث واژه تیم حکومتی که در ادبیات هواداران فوتبالی تولید و زمینه‌ساز فحاشی شده است تا حدودی برمی‌گردد به رابطه مسئولان ورزشی با جامعه ورزشی. منظور از جامعه ورزشی، فقط ورزشکاران نیست و ورزش‌دوستان را هم شامل می‌شود. تعاملی در بین آن‌ها وجود ندارد و اگر هست، همراه با سوء‌تفاهم و بدبینی است. در واقع این عنوان‌ها واکنشی است به عدم سلامت روانی آن رابطه. اگر رابطه ورزش‌دوستان و مدیران متوازن نباشد، پس باید بحران‌های اجتماعی را در این اتفاق دخیل و سهیم بدانیم. اگر چنین است پس جای گله باقی نمی‌گذارد. یادمان باشد حتی همین عدم تعامل و اعتماد باعث شده که آقای تاج رییس فدراسیون فوتبال در خشم و عصبیت برگردد و بگوید رسانه‌های ورزشی و خبرنگارانی که فلان پرسش را دارند، از حضور در ورزشگاه و نشست‌های خبری محروم می‌شود. این مساله متاسفانه حکایت از خشم و عصبیت است. وقتی بالاسری فوتبال این‌گونه سخن می‌گوید، چه انتظاری از نوجوان 15، 16 ساله داریم؟ این مساله متاسفانه در حوزه‌های دیگر هم وجود دارد و فقط مختص ورزش نیست. آمار نزاع‌های خیابانی که منجر به مراجعه به پزشکی قانونی می‌شود، کاملا گویای عصبیت‌های اجتماعی است. با این آمار، حال ورزشگاه هم معلوم است. یعنی وضع موجود ورزشگاه‌ها ادامه منطقی برخی‌ها از ناهنجاری‌های اجتماعی است.

captcha
تازه ها
بیشتر