فوتبال ایران / شناسه خبر: 100428 / تاریخ انتشار : 1398/5/2 16:55
|
از ایران پیشنهاد داشتم اما رسمی نشد

پویا اسبقی: کاش قدوس در گوته‌بورگ بود

هم از تیم‌های سوئدی و هم یکی دو تیم خارجی، پیشنهادهایی دریافت کردم اما می‌خواستم در گوته‌بورگ بمانم و برنامه‌ام را به پایان برسانم.چند نفر در ایران با من تماس گرفتند اما نه در حد پیشنهاد رسمی.

امیر اسدی / پویا اسبقی این روزها یکی از مربیان موفق لیگ سوئد محسوب می‌شود. مربی جوانی که متولد کرج است و البته بزرگ شده در استکهلم. اسبقی کم‌کم توانایی‌هایش را به فوتبال سوئد اثبات می‌کند و نشان می‌دهد که مدیران بزرگترین باشگاه سوئد راه را اشتباه نرفته و بی‌جهت به او اعتماد نکرده‌اند. بخصوص بعد از فصل درخشانی که همراه با گوته‌بورگ سپری می‌کند و چشم به کسب سهمیه اروپایی دارد. سرمربی جوان و 33 ساله‌ای که در سوئد با اسون گوران اریکسون مقایسه می‌شود.

*****

_ بعد از پایان فصل 2018 که با حضور تیم شما در میانه‌های رو به پایین جدول تمام شد، گوته‌بورگ در فصل جدید متحول شده و نتایج درخشانی کسب کرده. تیم شما در حالی که یک بازی نسبت به سایر تیم‌ها کمتر انجام داده، در رده پنجم ایستاده و در صورت پیروزی می‌تواند تا رتبه سوم هم صعود کند. شرایط در گوته‌بورگ، بعد از کسب این نتایج مناسب است؟

صد در صد. ما در لیگ نتایج خوبی گرفتیم و در فصل نقل و انتقالات هم دو بازیکن ارزشمند را فروختیم تا درآمدی به‌دست بیاوریم. بنجامین نیگرن، مهاجم 18 ساله تیم‌مان که محصول آکادمی گوته‌بورگ بود با مبلغ 5 میلیون یورو به گنک در بلژیک رفت و استارفلت، مدافع مرکزی ما با رقمی در حدود 1/3 میلیون یورو راهی روبین‌کازان در لیگ روسیه شد. نیگرن گرانترین فروش تاریخ گوته‌بورگ بود و البته استارفلت هم گرانترین مدافع تاریخ باشگاه. با این حال همچنان تلاش می‌کنیم تا نتایج قبل تکرار شود و بتوانیم در پایان فصل به عنوانی قابل‌توجه برسیم.

_ با توجه به کسب درآمدی بالغ بر 6 میلیون یورو، به بازار نمی‌روید تا خرید جذاب انجام بدهید و تیم را تقویت کنید؟

پول‌های‌مان را زود خرج نمی‌کنیم و قصد داریم بازیکنانی را از آکادمی باشگاه به تیم اصلی بیاوریم و جانشین نیگرن و استارفلت کنیم. این پول در باشگاه می‌ماند تا شاید سال‌ها بعد بتوانیم از آن به بهترین شکل استفاده کنیم. همچنین ما می‌توانیم بخشی از این مبلغ را صرف رشد بازیکنان در آکادمی کنیم تا آن‌ها هم مثل نیگرن پیشرفت کنند. البته بازیکن خوب باشد، نگاه می‌کنیم اما هدف‌مان این نیست که برای خرید پولی خرج کنیم. اگر بازیکن آزاد یا جوان دیدیم، حتما روی جذبش فکر می‌کنیم.

_ نگاه شما به آکادمی جالب است. بخصوص وقتی می‌گویید با پولی که در اختیار دارید به بازار نمی‌روید و همچنان روی حضور بازیکنان جوان در تیم اصلی فکر می‌کنید. در سوئد تمام باشگاه‌ها روی آکادمی اینقدر حساس و متمرکز هستند؟

در سوئد تمام باشگاه‌ها نگاه ویژه‌ای به آکادمی دارند اما ما کمی بیشتر از بقیه به بازیکنان جوان بها می‌دهیم. قبلا وقتی بازیکنان 22 یا 23 ساله بودند از سوئد می‌رفتند اما حالا سن انتقال به 18 رسیده. بازیکنان مستعد زیاد اینجا نمی‌مانند و با انتقال‌شان هم به باشگاه سود می‌رسانند و هم خودشان در لیگی معتبرتر بازی می‌کنند.

 

_ با فروش دو بازیکن، به نظر می‌توانید هزینه‌های باشگاه را هم تأمین کنید. هزینه‌هایی چون دستمزد بازیکنان، مربیان و همچنین هتل و پرواز. همینطور است؟

در گوته‌بورگ، چون بازیکنان جوانی داریم دستمزدها آنقدر که فکر می‌کنید بالا و سنگین نیست. من جوانترین تیم آلونسکان- لیگ سوئد- را ساخته‌ام، به طوری که حقوق را پایین آورده‌ایم و فروش را بالا. با این روش، هم حال باشگاه و تیم اصلی خوب است و هم حال آکادمی.

_ فروش بازیکن و جدایی آن‌ها از گوته‌بورگ به تیم اصلی ضربه نمی‌زند؟

زمانی که بازیکنان را فروختیم، چند جوان مستعد از آکادمی آوردیم تا روی آن‌ها کار کنیم. فکر می‌کنم بعد از یک فصل می‌توانیم چند فروش بزرگ دیگر انجام بدهیم. این برای باشگاه بیشتر از قهرمانی و یا کسب مثلا 10 برد اهمیت دارد. الان اگر در سوئد از کسی بپرسید دوست دارید از فروش بازیکن درآمد کسب کنید یا 10 پیروزی به‌دست بیاورید، قطعا اولی را انتخاب می‌کنند. البته اگر هر دو کنار هم باشند که عالی می‌شود.

_ هواداران چطور؟ برای آن‌ها هم فروش بازیکن در اولویت است یا نسبت به تصمیمات باشگاه معترض می‌شوند؟

هواداران هم مثل تمام عوامل باشگاه، شرایط را درک می‌کنند و هیچ اعتراضی انجام نمی‌دهند. گوته‌بورگ حدود دو دهه بود که از اوج فاصله داشت. در این مدت باشگاه پول قرض می‌کرد، بازیکن بزرگ می‌خرید اما به جایی نمی‌رسید. به همین خاطر وضعیت مالی باشگاه خوب نبود و همین سبب شد تا دوری گوته‌بورگ از بالای جدول طولانی شود. هواداران دوست ندارند با این پول، باز هم دست به خریدهای بزرگ بزنیم و آکادمی را رها کنیم. ضرب‌المثلی در سوئد وجود دارد که می‌گوید اگر ساخت یک خانه را زود تمام کنید، زود هم خراب می‌شود اما اگر آن خانه را با دقت بسازید و البته کم‌کم، آن خانه به همین سادگی‌ها ویران نمی‌شود. من هم در گوته‌بورگ برنامه 3 ساله دارم که نیمی از آن گذشته و تیم را تقریبا از نو و رفته‌رفته ساخته‌ایم. می‌خواهم کاری کنم تا خانه گوته‌بورگ تا سال‌ها خراب نشود.

_ اما قبول دارید که 5 یا 6 میلیون یورو در سوئد، پول درشتی است و می‌تواند تقریبا هزینه یکی دو فصل باشگاه را تأمین کند؟

این را دقیق نمی‌دانم اما یادم می‌آید که زلاتان وقتی از مالمو به آژاکس رفت، مبلغ انتقالش 8 میلیون یورو بود. الان ما نیگرن 18 ساله را با رقم 5 میلیون یورو فروخته‌ایم. یعنی حتی بیشتر از سامان قدوس که از اوسترسوند به امی‌ین رفت.

_ اطلاع داری که در ایران از این خبرها نیست؟ یعنی آکادمی هیچ اهمیتی ندارد و فروش بازیکن آخرین راهکار برای درآمدزایی است.

فقط این را می‌دانم که در ایران باشگاه‌ها برای حقوق بازیکن پول زیادی دارند. حتی می‌دانم که تراکتورسازی، استقلال و یا پرسپولیس از اروپا برای تیم‌شان بازیکن می‌خرند. اینکه شما بتوانید از اروپا بازیکن بخرید، اصلا کار ساده‌ای نیست و نیاز به پول زیادی دارد.

_ درست مثل الحاجی گرو که به دلیل حضور در لیگ سوئد، شاید او را خوب بشناسی. استقلال برای دریافت رضایتنامه گرو مبلغی در حدود 350 هزار یورو هزینه کرد. گرو نیم‌فصل در استقلال بازی کردو دوباره با فسخ قرارداد و بدون پرداخت یک یورو به اوسترسوند برگشت. از این اتفاق‌ها در ایران تا دل‌تان بخواهد رخ می‌دهد.

نمی‌دانستم اما وقتی می‌گویی می‌فهمم منظورت چیست. در این شرایط که باشگاه‌ها منبع درآمدی بابت فروش بازیکن ندارند، مجبورند مدام پول وارد کنند تا هزینه شود. در حالی که اگر باشگاه‌های ایرانی روی فروش بازیکن تمرکز کنند دیگر نیازی نیست مدام از این و آن پول بگیرند. آنوقت است که می‌توانند روی پای خودشان بایستند.

_ در گوته‌بورگ شاید حساسیت روی آکادمی بیشتر از تیم اصلی باشد اما در ایران تیم‌های پایه را تقریبا به یک فرد اجاره می‌دهند و می‌گویند خودت پول در بیاور و خرج کن. او هم مجبور می‌شود از بازیکنان کم‌استعداد پول بگیرد و خرج تیم کند. در این شرایط مستعدها که پول آنچنانی ندارند پشت خط می‌مانند و باشگاه هم به جای آکادمی مجبور می‌شود از سایر تیم‌ها بازیکن بخرد. در سوئد که از این خبرها نیست؟

به هیچ‌وجه و من واقعا از این اتفاق‌هایی که در ایران رخ می‌دهد تعجب می‌کنم. در تیم ما حدود 70 درصد بازیکنان از آکادمی رشد کرده و وارد تیم اصلی شده‌اند. شاید باورتان نشود اما در خیلی از بازی‌ها میانگین سنی تیم ما 21 سال است. این یعنی توجه به بازیکن جوان و سرمایه‌گذاری روی او. سود این کار را همین تابستان دیدیم و همانطور که گفتم 6 میلیون یورو به‌دست آوردیم.

_ با توجه به شرایط موجود، چه رده‌ای را برای گوته‌بورگ پیش‌بینی می‌کنی؟

چون تیم جوانی بستیم همه فکر می‌کردند گوته‌بورگ وسط جدول و حتی پایینتر باشد. در نیم‌فصل اول خیلی از بازی‌ها را بردیم اما عجله نداریم که اول یا دوم شویم. اگر بالا بمانیم فوق‌العاده است، وسط جدول هم باشیم یعنی سال موفقی را سپری کرده‌ایم. گوته‌بورگ در تاریخ هیچ‌وقت اینقدر بازیکن نفروخته‌ که ما فروخته‌ایم. هنوز اما جوان‌هایی داریم که بزرگ شوند و ما را در ادامه راه کمک کنند.

_ آیا از جمع همین بازیکنان جوان، کسی هم به تیم ملی سوئد دعوت شده و نظر یان آندرسون را به خود جلب کرده؟

حرف‌های بسیاری برای یان اندرسون، سرمربی تیم ملی سوئد داریم. می‌دانم که چشم او روی 3،4 بازیکن گوته‌بورگ است تا آن‌ها را به تیم ملی دعوت کند. فکر می‌کنم تا ژانویه آن‌ها را در اردوی تیم ملی سوئد ببینیم. شانس‌شان خیلی بالاست که با سوئد باشند و بازی ملی انجام بدهند.

_ چقدر قاطعانه. مگر با اندرسون ارتباط داری؟

خیلی وقت‌ها تلفنی با هم حرف می‌زنیم و گاهی هم او به تمرین ما می‌آید تا عملکرد بازیکنان را ببیند.

_ چرا گوته‌بورگ نسبت به تیم‌های دیگر، یک بازی کمتر انجام داده؟

چون یکسری از تیم‌ها بازی خود را زودتر انجام دادند تا در مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا شرکت کنند. به همین دلیل یک بازی کمتر انجام داده‌ایم.

_ با توجه به موفقیت گوته‌بورگ در فصل 2019، پیشنهادی برای مربیگری دریافت نکردی؟

هم از تیم‌های سوئدی و هم یکی دو تیم در خارج از سوئد، پیشنهادهایی دریافت کردم اما می‌خواستم در گوته‌بورگ بمانم و برنامه‌ام را به پایان برسانم.

_ نام تیم‌ها را می‌گویی؟

نه، نمی‌توانم بگویم. چون این تیم‌ها در حال حاضر مربی دیگری دارند و دوست ندارم او که همکار من است تحت فشار قرار بگیرد.

_ از ایران چطور؟ پیشنهادی به دستت نرسید؟

چند نفر در ایران با من تماس گرفتند اما نه در حد پیشنهاد رسمی و مذاکره.

_ یعنی اگر پیشنهاد رسمی می‌دادند گوته‌بورگ را رها می‌کردی و می‌آمدی؟

همیشه گفته‌ام سوئد و ایران کشورهای مورد علاقه من هستند. من هیچ‌وقت درهای ایران را به روی خودم نمی‌بندم اما باید ببینم در آینده چه شرایطی پیش می‌آید.

_ بعد از جدایی کارلوس کی‌روش، مارک ویلموتس سرمربی تیم ملی ایران شد. از او چقدر شناخت داری؟

از زمانی که در شالکه بازی می‌کرد او را به یاد دارم و البته دوران مربیگری‌اش در تیم ملی بلژیک. فکر می‌کنم برای دو بازی نخست هم خوب نتیجه گرفته.

_ با سامان قدوس هنوز در ارتباط هستی؟

از زمانی که به فرانسه رفت، کمتر همدیگر را دیده‌ایم. وقتی بازیکن اوسترسوند بود، در بازی‌های رو در رو گپ می‌زدیم اما حالا نه. البته بازی‌های او را در امی‌ین می‌بینم و لذت می‌برم. او بازیکن بزرگی است که یک مهره موثر برای امی‌ین محسوب می‌شود.

_ اگر از بازیکنان ایرانی یک حق انتخاب داشته باشی، دست روی کدام‌یک می‌گذاری تا برای گوته‌بورگ بازی کند؟

سامان قدوس. کاش او در این مقطع بازیکن تیم ما بود و در گوته‌بورگ حضور داشت. واقعا به بازیکنی با کیفیت سامان احتیاج داریم.

_ طرفدار کدام باشگاه هستید؟

کوچک که بودم اینترمیلان را دوست داشتم.

_ چرا اینتر؟

چون روبرتو باجو آنجا بازی می‌کرد. از آن زمان طرفدار اینتر شدم.

_ در مربیگری چطور؟

پپ گواردیولا و یورگن کلوپ. تیم‌های این دو با همان سبکی بازی می‌کنند که دوست دارم. ضمن اینکه خوب بلدند با بازیکنان‌شان چطور حرف بزنند و به آن‌ها روحیه بدهند. موضوعی که در فوتبال خیلی مهم است.

_ قطعا در مربیگری هم آرزوهای بزرگی داری.

علاقه‌مندم تا در بهترین لیگ‌های دنیا حضور داشته باشم. ایتالیا، اسپانیا یا انگلیس.

 

captcha
تازه ها
بیشتر