فوتبال ایران / شناسه خبر: 100045 / تاریخ انتشار : 1398/4/14 17:15
|
آبی‌ها تشنه وفاق و همدلی هستند

استقلال در باتلاق: سنت غلط «افشاگری»

استقلال در سال‌های اخیر به کانونی برای افشاگری عواملش علیه یکدیگر بدل شده و هر عنصری از این باشگاه جدا شده علیه همکاران و همراهان سابق خود مصاحبه کرده است. در استقلال چه خبر است؟

حمیدرضا عرب/استقلال در سال های اخیر قدم های محکمی به سوی قهرمانی نداشته و هربار تا آستانه تصاحب جام پیش رفته و در نهایت ناکام مانده است. دلایل چیست؟ دربخش فنی بارها به جدایی ستاره ها و تاثیرگذاری اش بر کیفیت این تیم اشاره شده است، رفت و آمد های بسیاری که سازمان تیمی را از هم گسسته است اما علت سقوط استقلال با این حجم از هزینه های میلیاردی تنها به مسائل فنی مرتبط نیست ودر ابعاد دیگر نیز باید دلایل ناکامی را جستجو کرد. استقلال در سال های اخیر بدل به کانونی پرحاشیه شده که عواملش _ازمدیرگرفته تا بازیکن ومسئول_ علیه یکدیگر دست به افشاء گری می‌زنند.

کافی است در گوگل این عبارت را جستجو کنید:افشاء گری علیه استقلال. صفحات بسیاری از نام های متعدد در برابرتان قرار می‌گیرد که چه در زمان حضور در این باشگاه و چه در زمان جدایی، مصاحبه های تندی را به  زبان آورده اند. الفاظ زهرآگین و گاهی هم بیانیه های شدیدتر که یکی پس از دیگری در برابرمان خودنمایی می‌کند! این حجم از افشاء گری ها به دلیل چیست؟ چرا استقلال هیچ گاه به آرامش و ثبات فکری نمی‌رسد؟ درون باشگاه چه خبر است؟

مصاحبه اخیرمحمودرضا بابایی، مدیرسابق روابط عمومی باشگاه استقلال تنها گوشه ای ازاین دایره بزرگ افشاء گری ها بود. پیش از او نیز پی در پی مصاحبه های تندی از سوی مدیران، بازیکنان و دیگرمسئولان باشگاه را مشاهده کرده بودیم. از فرهادمجیدی که وقتی از استقلال جدا شد علیه مدیران این باشگاه دست به افشاء گری زد تا پژمان منتظری که او نیز با مصاحبه های تند از آنچه گفت که پیش تر نگفته بود. اظهارات امیرحسین صادقی نیز به تازگی شگفت زده کرده مان بود. با الفاظی تند و طعنه آمیز که خبر از وضعیتی بغرنج در لایه های پنهان استقلال می‌داد.

به ماه ها قبل که برویم نیز بازهم از این دست مصاحبه ها، بیانیه ها وپست های اینستاگرامی می‌یابیم. صحبت های پندار توفیقی علیه برخی جریان ها را به یاد داریم. توفیقی خود یکی از مسئولان و تصمیم گیران اصلی باشگاه بود که پس از برکناری آن گونه علیه افرادی صحبت کرد که تا چندی قبل در قامت یک تیم یا یک باشگاه با آن ها همکار بود.

 دایره افشاء گری ها و پرده دری ها البته تنها او را برنمی‌گرفت. از سیدرضا افتخاری، مدیرعامل سابق باشگاه استقلال نیزمصاحبه هایی دیدیم. بهرام افشارزاده هم چند کلامی درباره برخی مسائل گفته بود. افشارزاده حتی خود با شکایت علیه استقلال جریان تازه ای را در این باشگاه کلید زد. شگفت انگیز نیست؟ تا کنون دیده بودید که مدیرعامل باشگاه استقلال علیه باشگاهش شکایت کند؟

می‌توان بارها این پرسش را تکرار کرد: دراستقلال چه خبراست؟ زیر پوست این باشگاه چه می‌گذرد که همه علیه هم برخواسته اند؟ استقلال کجا راه را به اشتباه رفته که دچار چنین وضعیت اسفباری شده است؟

چرا این حجم از افشاء گری ها وجود دارد؟ چرا جواد نکونام، آندارنیک تیموریان، حنیف عمران زاده و خیلی دانه درشت های دیگر بعد از جدایی حرف هایی زدند که تا دیروزش به زبان نیاورده بودند؟ در استقلال چه فعل وانفعالاتی رخ می‌دهد که این بلبشویی به پا شده است؟ اشکال کار کجا است؟ آیا نقطه شکل گیری این غده سرطانی را باید در مدیریت باشگاه جستجو کرد یا در نقاط دیگر؟ شگفتا که پیشکسوتان این باشگاه نیز هر ازگاهی با بی ملاخظگی از ماجراهایی تازه در این باشگاه رونمایی می‌کنند.

بعد از جدایی محمد نوازی از آکادمی باشگاه استقلال نیز روشن شد که میان او و محمد مومنی هرگز هماهنگی و ارتباط مناسبی وجود نداشته است. اینکه مقصر این ماجرا ها کیست، چندان اهمیت ندارد. مهم این است که استقلال حتی در بخش آکادمی خود نیز نمی‌تواند آرامش را احساس کند و سیال به سمت موفقیت گام بردارد. استقلال درواقع در همه سطوح به باشگاهی پرحادثه و پر از حرف های بیهوده و در کمترین حد دوستی و مودت بدل شده است و کامیابی در این فضا بی گمان ممکن نیست و از استراماچونی نیز نباید توقعی داشت که در این فضای پلیسی و به اصطلاح سرشار از بگم، بگم ها و افشاء گری ها به موفقیتی برسد. وینفرد شفر نیز با آن همه تجربه به همین دلایل در استقلال به آنچه می‌‌خواست دست نیافت وهیچ بعید نیست که فضای موجود مربیان آتی را هم به پرتگاه سقوط ونزدیک کند.

استقلال مادامی که گرفتار همین سنت غلط باشد به نقطه روشنی نخواهد رسید و مادامی که روی این مدار غلط حرکت کند، فرصت ها را یکی پس از دیگری از کف خواهد داد مگر آنکه این فضا برچیده شود و ابرهای سیاه از آسمان این باشگاه کنار بروند و استقلال به یک وفاق درون برسد. آری، استقلال عمیقا به این همدلی نیاز دارد؛به رهایی از بغض ها و کینه ها.

 

10

کلیدواژه
استقلال
captcha
تازه ها
بیشتر