|
قطبى گفت بزرگوارى كردى
|
|
|
|
مصطفوى: با قطبى ادامه مى دهيم
|
|
|
|
از دى كارمو ۱۵۰ هزار دلارى انتظار آقاى گلى داريد
|
|
|
|
|
|
فضلى نبايد اخراج مى شد
|
|
|
|
|
قطبى گفت بزرگوارى كردى
شيث: اگر در پرسپوليس بودم جواب نيكبخت را مى دادم
سميرا شيرمردى
ايران ورزشى- روى پيراهن قرمزى كه شيث رضايى زير پيراهن صبا پوشيده بود نوشته اى جالب قرار داشت. روى پيراهن يك دست قرمز شيث با حروف لاتين دو نام نوشته شده بود. شيت و مامانى. شايد شيث مى خواست پس از گلزنى مقابل تيم سابقش اين پيراهن را به دوربين عكاسان نشان دهد. رضايى مى گويد: «خيلى تعجب مى كنم كه آن را ديديد، فكر نمى كردم كسى ببيند اما به خاطر اينكه من و محمدرضا مامانى با هم خيلى رفيقيم و با هم از پرسپوليس رفتيم اسم مان را نوشتيم كه اگر موقعيتى پيش آمد آن را نشان دهيم. به هر حال مامانى هم براى پرسپوليس خيلى زحمت كشيد و جوانى اش را گذاشت. براى همين اسم مان را نوشتيم كه ياد آن روزها باشيم.»
دوربين ها روى او زوم كرده بودند و همين مسأله روى بازى اش تأثير گذاشته بود. از لحظه اولى كه شيث وارد زمين شد و با دسته گل سمت قطبى رفت تا آخرين صحنه مسابقه كه با واحدى نيكبخت دست داد و روبوسى كرد، در كانون توجهات قرار داشت. در روزى كه شيث چهره اصلى ورزشگاه بود، نمايش فوق العاده اى نداشت و نتوانست مثل بازى هاى قبلى ظاهر شود.
انگار در بازى مقابل پرسپوليس روز خيلى سختى داشتى
نمى دانم كسى مى تواند شرايط من را درك كند يا نه اما واقعاً براى من كه در سرما و گرما با پرسپوليس بودم و برايش با دل و جان كار مى كردم سخت بود كه روبه روى اين تيم بازى كنم. شايد باور نكنيد اما از دو هفته قبل كه به بازى نزديك تر مى شدم استرسم هم زيادتر مى شد. براى همين قبل از بازى در مصاحبه اى گفتم كه به خاطر تعهدى كه به صباباترى دارم و براى اينكه پولم حلال باشد مجبورم جلوى پرسپوليس بازى كنم.
در كل بازى چطور بود
بازى بدى نبود. پرسپوليس خيلى خوب بازى كرد و ما هم خوب بوديم. ما دو سه موقعيت داشتيم كه دوتاى آن گل شد آنها هم همين طور.
به نظرت نتيجه عادلانه بود
بله. من معتقدم كه عادلانه بود.
خب قبل از اينكه بازى شروع شود وقتى سمت قطبى رفتى و به او گل دادى چه چيزى به او گفتى و قطبى چه جوابى داد
اول سلام كردم بعد هم اجازه بازى خواستم. گفتم كه شما بزرگ هستى، هواداران پرسپوليس هم دوستت دارند من هم به احترام همان هواداران برايت گل آوردم. او هم تشكر كرد و گفت كه بزرگوارى كردم.
براى كسى كرى نخواندى
نه. اصلاً.
شيث رضايى نسبت به فصل قبل خيلى تغيير كرده، چرا
فكر مى كنم اخلاقم تغييرى نكرده. من همان شيث رضايى هستم. زمانى شرايطى به وجود مى آيد كه با اعصاب آدم بازى مى شود وگرنه هيچ تغييرى نكردم. الان مى خواهم يك چيز جالب بگويم؛ من در ۱۳ بازى كه انجام دادم حتى يك كارت زرد هم نگرفتم. به نظر شما كدام مدافع هست كه كارت نگرفته. همه مى گويند تغيير كردى اما هيچ كس ۴ سالى كه در پرسپوليس بودم را نديده و تنها سال آخر را ديدند.
اما فصل گذشته حاشيه زياد داشتى، اين فصل اين طور نبود
خب حاشيه را به وجود مى آورند و ۵ هفته روى آدم زوم مى كنند. مثلاً اگر تكلى در بازى يا در تمرين مى زدم مى گفتند باز هم شيث تكل زد و خراب كرد. اين در حالى بود كه همه تكل مى زدند و اين طور بود كه حاشيه را به وجود مى آوردند.
خب، چرا در بازى وقتى فضلى گل مى زد خوشحال نمى شدى
چه جورى مى توانم خوشحالى كنم وقتى مى بينم به تيم خودم گل مى زنند. من وقتى خوشحال مى شوم كه پرسپوليس ببرد. همه اش غصه مى خورم كه چرا بعد از ۵ سال حضور در پرسپوليس از اين تيم جدا شدم. من عاشق پرسپوليس هستم و به خاطر رنگ قرمز اين تيم هميشه زير پيراهنم لباس قرمز مى پوشم. اگر توجه هم كرده بوديد قبل از بازى صبا با پرسپوليس حتى من با پرسپوليسى ها عكس گرفتم چون هميشه عاشق پرسپوليس هستم.
اگر صبا و پرسپوليس در يك موقعيت مساوى براى رسيدن به قهرمانى قرار بگيرند دوست داريد كدام تيم قهرمان شود
پرسپوليس.
اما با قهرمان شدن صبا مى توانيد دومين قهرمانى تان را تجربه كنيد
ما مى توانيم قهرمان جام حذفى شويم اما دوست دارم پرسپوليس دوباره قهرمان ليگ شود.
ظاهراً شما از بچگى پرسپوليسى بوديد...
بله، من عاشق پرسپوليس بوده و هستم. بازى هاى پرسپوليس را هميشه نگاه مى كردم، عاشق بازى كريم و پيوس بودم... اصلا فكر نمى كردم يك روزى به پرسپوليس بيايم و در اين تيمى كه اين قدر عاشق هستم بازى كنم. وقتى رنگ قرمز را در ورزشگاه مى ديدم واقعا به وجد مى آمدم، خيلى پرسپوليس را دوست داشتم و بيشتر بچه هاى مدرسه مان هم پرسپوليسى بودند.
بگذريم، راستى در تقابل با عليرضا واحدى نيكبخت، او موفق تر بود و در واقع شما باختيد...
ببينيد من يار مستقيم نيكبخت بودم و او هم يار مستقيم من. حالا اگر من گل مى زدم به نظرتان من برنده بودم.
نه، منظور من كل بازى بود.
عليرضا ۲ گل زد كه يكى سانتر از كنار بود و يكى كاشته. نمى خواهم بازى او را زير سؤال ببرم، چون ۲ گلى كه زد خيلى قشنگ بود، اما به نظر من فوتبال همين است، تيمى كه مى بازد همه مى بازند و شخص خاصى نمى بازد.
به هر حال نيكبخت در مصاحبه اى كه قبل از بازى داشت گفته بود كه در بازى با صبا من برنده ام، نه شيث...
خب برنده شد.
همين !
چون تيم پرسپوليس است و هواداران او را دوست دارند نمى توانم چيزى بگويم اما اميدوارم عليرضا باز هم براى پرسپوليس گل بزند. به هر حال اگردر پرسپوليس بازى مى كردم يك چيزى به نيكبخت مى گفتم و جوابش را مى دادم.
بگذريم، فيروز كريمى هميشه از شما و بازى تان تعريف و تمجيد مى كند، ظاهرا خيلى با هم دوست شده ايد...
به خاطر اينكه آقاى كريمى فوق ليسانس روانشناسى دارد مى داند با بچه ها چطور رفتار كند. من تا به حال از اين مربى بى احترامى نديدم و البته در مقابل هم ايشان از من بى احترامى نديدند. ما در صبا همه با هم رفيق هستيم و همه با هم در ارتباط هستيم.
|
|
|
|
|
مصطفوى: با قطبى ادامه مى دهيم
شعار عليه من، كار دشمنان پرسپوليس بود نه هواداران
ايران ورزشى - درست بعد از تساوى پرسپوليس و صبا بود كه جلسه هواداران تيم سرخپوش به سرآمد و خواستار جدايى داريوش مصطفوى شدند. اما جالب اينكه خود مديرعامل معتقد است همه چيز براى تضعيف او و تيمش بوده: « تنها يك گروه از ليدرها و تماشاگران پرسپوليس براى تضعيف تيم شروع به حركاتى كرده كه نمى توانم از آنها اسم ببرم.
ما روند مطلوبى در پرسپوليس داريم و تمام عوامل از هيات مديره ، مديريت، كادرفنى تا بازيكنان وظايفشان را با تمام تلاش انجام مى دهند اما عده اى از ليدرها و تماشاگران پرسپوليس كه گروه خاصى هستند شروع به حركاتى مى كنند تا اين تيم ضعيف شود و تغييراتى در آن صورت گيرد.
ما پا به پاى ديگر تيم ها تمرين مى كنيم و از هيچ تلاشى براى موفقيت پرسپوليس دريغ نمى كنيم، منتهى يكسرى مشكلات فنى اساسى در تيم وجود دارد كه مربيان هم درصدد برطرف كردن آن ها هستند.» مصطفوى در ادامه درباره شايعه قطع همكارى با قطبى و حضور لوكابوناچيچ در پرسپوليس هم مى گويد: «ما با قطبى ميانه خوبى داريم و او تا زمانى كه با پرسپوليس قرارداد دارد سرمربى خواهد بود، من اين شايعات را به شدت تكذيب مى كنم و فكر مى كنم اين شايعات حتى به صورت گسترده مى تواند از كانال يك منبع خاص منتشر شود، شما مى دانيد كه خبرگزارى و سايت هاى خبرى بسيارى در فوتبال ما فعاليت مى كنند، كافى است يك سايت خبرى چنين شايعه اى را با يك نگاه خاص منتشر كند تا تمامى روزنامه ها بتوانند از مطالبش استفاده كنند. چنين مى شود كه يك شايعه كذب و كوچك به طور گسترده در فضاى عمومى فوتبال كشور پخش مى شود. اگر روزى مجبور شوم خواهم گفت كه چه كسانى در صدد تضعيف كردن پرسپوليس هستند. قطبى به كارش علاقه مند است و ما هم علاقه منديم با او ادامه همكارى دهيم.» او بار ديگر به شعارهايى كه عليه اش سر داده شده اشاره مى كند: «من در فوتبال اين مملكت منصب هاى بزرگ ترى نسبت به جايگاه فعلى ام در پرسپوليس داشته ام و نحوه كارم و ارزيابى از آن كاملا مشخص بوده و هست، لذا چنين مسائل و اعتراض هايى نمى تواند تخريبى در روحيه من داشته باشد، من آمده ام كه به پرسپوليس خدمت كنم و بسيارى از مردم و هواداران مى دانند كه چگونه در اين تيم كار مى كنم.
مصطفوى با اشاره به بازى پرسپوليس مقابل صبا ادامه مى دهد: «بازيكنان ما خيلى هم در اين مسابقه بد بازى نكردند ولى همان ضعف هاى فنى هنگام برگشت به عقب تيم در مواقع ضدحمله حريفان باعث نتيجه بدست آمده شد، هنوز مسابقات بسيارى تا پايان فصل باقى است كه يقينا پس از برطرف شدن مشكلات فنى در كوتاه ترين زمان مى توانيم سير صعودى خوبى پيدا كنيم. البته من به هواداران پرسپوليس و حتى آنهايى كه اعتراض هاى شديدى داشتند حق مى دهم چرا كه آنها هم دلشان مى سوزد و مى خواهند تيمشان نتيجه بگيرد.» او درباره شعارهايى كه برخى هواداران پرسپوليس مبنى بر حضور دوباره حبيب كاشانى در اين تيم سر مى دادند هم مى گويد: «كاشانى در زمانى كه مدير اين تيم بود به اندازه كافى براى پرسپوليس زحمت كشيد، ما هم امروز براى پرسپوليس تلاش مى كنيم كه اميدواريم در پايان فصل با قهرمانى دوباره پرسپوليس در ليگ برتر بتوانيم دل هواداران را مثل فصل پيش شاد كنيم.»
|
|
|
|
|
از دى كارمو ۱۵۰ هزار دلارى انتظار آقاى گلى داريد
قطبى: بوناچيچ يك اخراجى است
كه مى خواهد جاى مرا بگيرد
افشين قطبى با حالتى برافروخته و عصبى به سالن كنفرانس مى آيد: روى سقفى كه بالاى سر افشين قطبى قرار گرفته، هواداران پرسپوليس تا يك ساعت پس از پايان بازى عليه مديريت باشگاه شعار دادند. قطبى خودش را مقابل خبرنگارانى مى بيند كه مقابل او دچار آشفتگى ذهنى شده اند. اينكه از او چه سؤالى با چه ميزان تندى بپرسند براى خودشان مشخص نبود. قطبى دقايقى قبل از اينكه طولانى ترين جلسه مطبوعاتى اش به پايان برسد مى گويد: «اگر همين طور پيش برويم، بايد انتظار داشته باشيم با چاقو به سالن كنفرانس بياييد!»
به پاسخ ها كه نه، به توجيهات قطبى توجه كنيد: ما امروز فوتبال ضعيفى انجام داديم و نتوانستيم آن چيزى كه من علاقه دارم به اجرا درآيد. نمى دانم چرا تمرينات ما در زمين اجرا نمى شود. شايد دليل اش اين است كه ما فقط ستاره داريم، نه كارگر! به صبا تبريك مى گويم. آنها بهتر از ما بودند. نيمه دوم عملكرد خوبى داشتند. بايد اعتراف كنم كمى شانس آورديم و شكست نخورديم. يادم مى آيد سال گذشته تا دقايق پايانى حمايت كامل تماشاگران را داشتيم و گاهى هم در همين دقيقه هاى پايانى به گل پيروزى مى رسيديم اما متأسفانه امروز اين رفتار را نديدم. تماشاگران ما دقايق پايانى فشار زيادى روى تيم آوردند و تمركز ما را از بين بردند. به آنها حق مى دهم، ولى متأسفانه در فوتبال ايران قضاوت ها بر اساس نتايج است.
پرسپوليس هر سال مدير و مربى اش را عوض مى كند. من اگر ۱۰ سال مربى پرسپوليس باشم، ۱۰ سال پياپى قهرمان ليگ و آسيا شوم و بعد در فصل يازدهم دو بازى را ببازم، مطمئنا بايد اخراج شوم. اين قانون پرسپوليس است. هيچ كس قبول نمى كند كه ما هم بايد افت مى كرديم. همه تيم هاى ايرانى پس از قهرمانى افت مى كنند، اما امروز هيچ كس حرفى از اين عادت نمى زند. فشارها روى ما زياد است در حالى كه از ۱۴ بازى چهارم هستيم. هيچ كس نمى گويد تيم ما بخش زيادى از نيروهايش را از دست داده، بازيكنان زيادى رفتند و كسانى كه آمدند نياز به هماهنگى دارند. مى دانم هستند كسانى كه سال ها در اين تيم حضور داشتند، خودشان را هوادار تيم مى دانند اما امروز از نتايج ما خوشحال مى شوند. آنها با شكست پرسپوليس جشن مى گيرند و با پيروزى هاى پرسپوليس غمگين مى شوند. دى كارمو را با ۱۵۰ هزار دلار به ايران آورديم و حالا شما انتظار داريد او آقاى گل ليگ شود و در هر بازى دو گل براى ما بزند. اين مسأله هرگز محقق نخواهد شد ولى هنوز هم معتقدم بايد صبر كنيد. اگر پس از ۶ ماه ديدم او كارايى لازم را ندارد، خودم از شما عذرخواهى خواهم كرد. لوكا بوناچيچ يك مربى اخراجى است كه تلاش مى كند جاى مرا در ايران بگيرد. فكر نمى كنم مديران باشگاه با او مذاكره اى كرده باشند، اما مى دانم كه مربيگرى شغلى پر استرس است. همين الان در صورتى كه هيات مديره تصميم بگيرد، جاى خودم را به بوناچيچ خواهم داد. ما هنوز به آخر دنيا نرسيده ايم. پرسپوليس هنوز شانس زيادى براى رسيدن به صدر دارد و مطمئن باشيد تمام تلاشم را براى موفقيت پرسپوليس انجام خواهم داد.
|
|
|
|
|
نبايد كاشانى و دنيزلى را تشويق مى كردند
اولين تمرين پس از تساوى مقابل صبا به پايان رسيده و افشين قطبى باز هم خودش را در محاصره خبرنگاران مى بيند. اين بار حرف هاى او جنس تازه اى دارد. مردى كه سال گذشته و زمان هر ناكامى، خودش را شجاعانه مقابل انتقادات قرار مى داد، حالا با تفكراتى عجيب، دشمنانى فرضى مى سازد و به شكلى نامرسوم به سوالات جواب مى دهد.
حرف هاى قطبى را بخوانيد:
«پنج شنبه، يكى از تلخ ترين روزهاى فوتبالى من رقم خورد. وقتى در دقايق پايانى از روى سكوها به سمت من بطرى پرتاب كردند، متعجب شدم. اين مساله براى من قابل هضم نبود. من در تمام طول بازى به بازيكنان گفتم الان زمان عقب نشينى نيست اما آنها استرس داشتند و نمى توانستند روى بازى تمركز كنند. ولى من نمى توانم قبول كنم كه هواداران اين قدر زود نااميد شوند و شعارهاى خطى بدهند. آنها از دقيقه ۷۵ شعارهايى ضد مديريت دادند كه تمركز من و بازيكنان را به هم مى ريخت. خيلى ها دوست ندارند پرسپوليس قهرمانى اش را تكرار كند. مثلا اتوبوس ما براى رفتن به ورزشگاه يك ساعت دير به هتل رسيد و همين استرس آور است. وقتى اتوبوس دير مى رسد، يعنى دست هايى وجود دارد كه نمى گذارند ما قهرمان شويم. مساله عجيب اين است كه هواداران داشتند مدير عامل سابق و مصطفى دنيزلى را تشويق مى كردند. نام اين دو نفر تمركز من و بازيكنان را به هم ريخت ولى شما مطمئن باشيد نام افشين قطبى در پرسپوليس ماندگار خواهد شد. من با انگيزه دو برابر كار مى كنم و موفق هم خواهم شد. متاسفم كه هواداران ديروز قلب آقاى داريوش مصطفوى را به درد آوردند و فراموش كردند كه او يك موسپيد فوتبال ايران است.»
|
|
|
|
|
فضلى نبايد اخراج مى شد
رحيمى مقدم:
وقتى راحت خوابيدم يعنى درست قضاوت كردم
ايران ورزشى - كارشناسان معتقدند كه فضلى بايد از بازى اخراج مى شد و اگر اين امر ميسر مى شد فضلى گل دوم صبا را به ثمر نمى رساند و بازى مساوى نمى شد. اما رحيمى مقدم داور اين مسابقه همچنان بر تصميم خودپافشارى مى كند.
چرا باقرى اعتراض مى كرد
باقرى از دوستان من است. گفت تكلم مستوجب كارت نبود اما من گفتم درست تصميم گرفتم. به نظرم باقرى از با اخلاق ترين بازيكنان است و بقيه بايد از او ياد بگيرند.
چرا فضلى را اخراج نكرديد
چرا بايد اخراج مى كردم !
يك كارت زرد داشت بعد از آن يك تكل خطرناك روى پاى كريمى رفت
ولى من معتقدم كه فضلى مستوجب كارت زرد نبود چون نزديك به صحنه بودم. وقتى فيلم بازى را هم ديدم فهميدم تصميم درستى گرفتم.
اما تعدادى از كارشناسان داورى از جمله آقاى نصيرزاده معتقد است كه فضلى بايد اخراج مى شد
من نظرم همان است كه در زمين اعلام كردم، آقاى نصيرزاده و بقيه هم نظر كارشناسى خودشان را مى دهند.
از قضاوت خودتان راضى نيستيد
وقتى بعد از بازى به خانه آمدم راحت خوابيدم. اين يعنى قضاوتم خوب بوده است و خودم راضى هستم
|
|
|
|