سال هفتم - ۳۱۵۰
يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
۱۱ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Jun 15, 2008
فوتبال ايران ۴
sLogo.gif
جستجوى پيشرفته
PDF Edition
ورزش منهاى فوتبال
۱ ۲ ۳
ورزش جهان
۱ ۲
فوتبال ايران
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
صفحه اول
RSS آرشيو
يحيى زاده در جمع خبرنگاران ورزشى يزد:
مصاحبه با مجتبى تقوى درباره فوتبال آبادان و البته جادوگر
عالم بى عمل نمى خواهيم

يحيى زاده در جمع خبرنگاران ورزشى يزد:
مسؤولان استان از اين انجمن حمايت كنند
ايران ورزشى- سيدجلال يحيى زاده نماينده مردم تفت و ميبد در مجلس شوراى اسلامى با حضور در انجمن نويسندگان، خبرنگاران و عكاسان ورزشى ايران شعبه استان يزد با اعضاى اين انجمن ديدار و گفت و گو كرد.
در اين نشست صميمانه كه احمد كمالى مديركل تربيت بدنى استان حضور داشت، يحيى زاده تشكيل اين انجمن را در استان بسيار لذت بخش دانست و گفت: «در سطح كشور چنين تشكل هايى كه به صورت تخصصى و حرفه اى به مقوله ورزش بپردازند كمتر مشاهده كرده ام.» نايب رييس كميسيون تربيت بدنى در مجلس هفتم شوراى اسلامى ادامه داد: «وظيفه همه مسؤولان استان است كه با تمام وجود از فعاليت هاى اين انجمن حمايت كنند.» نماينده مردم تفت و ميبد در مجلس هشتم شوراى اسلامى با اشاره به نياز توسعه كشور به مقوله اطلاع رسانى مناسب افزود: «امر اطلاع رسانى در مطبوعات و خبرگزارى ها به خصوص در بخش ورزش بايد صادقانه و با سلامت كامل صورت گيرد و شما خبرنگاران ورزشى استان هم شايسته است مانند گذشته همين روند را ادامه دهيد و از حاشيه هاى نادرست ورزش پرهيز كنيد. براى توسعه پايدار در عرصه ورزش نياز به شما خبرنگاران فعال، صادق، سالم و امين داريم و بايد با استفاده از فضاى ورزش براى صادر كردن انديشه هاى امام راحل و آرمان هاى انقلاب گام هاى مؤثرى برداريم.»
در ادامه احمد كمالى مديركل تربيت بدنى استان وضعيت ورزش استان را نسبتاً خوب عنوان كرد و گفت: «شايسته ورزش استان است كه در تيم هاى مختلف ورزشى در ليگ برتر كشور نماينده داشته باشيم و در حال حاضر در تلاش هستيم كه با هماهنگى با استاندار يزد و نمايندگان استان امتياز يكى از تيم هاى فوتبال ليگ برتر را خريدارى كنيم.»
كمالى ضمن اشاره به فعاليت هاى مفيد صورت گرفته در انجمن خبرنگاران ورزشى استان گفت: «خبرنگاران فعال در اين انجمن بايد در دو بعد معنوى و مادى حمايت شوند و اين امر از سوى اداره تربيت بدنى در حال پيگيرى است و اين اداره كل مانند گذشته آماده تعامل با انجمن خبرنگاران ورزشى استان است.»
مديركل تربيت بدنى استان با اشاره به فرمايش مقام معظم رهبرى كه فرمودند هزينه در ورزش اسراف نيست افزود: «شايسته است كه رسيدگى به ورزش دغدغه اصلى مسؤولان استان باشد.»
رضا نارگانى مسؤول انجمن خبرنگاران ورزشى يزد نيز در اين نشست ضمن ارائه گزارشى از فعاليت هاى انجام گرفته در اين انجمن خواستار توجه حمايت ويژه مسؤولان استان از ورزش و انجمن خبرنگاران ورزشى يزد شد و اظهار داشت: «انجمن خبرنگاران احتياج به پشتيبانى و حمايت دارد كه اميدواريم در آينده اين امر صورت پذيرد.»
در آغاز اين نشست اعضاى انجمن درخصوص مسائل مختلف ورزش استان و همچنين مشكلات خبرنگاران اين حوزه با حجت الاسلام والمسلمين سيدجلال يحيى زاده نماينده مرد تفت و ميبد در مجلس هشتم شوراى اسلامى به بحث و تبادل نظر پرداختند.

مصاحبه با مجتبى تقوى درباره فوتبال آبادان و البته جادوگر
ليپى مى گويد
مربى بايد كشيش باشد
مهدى عربشاهى
Mehdi Arabshahi
وارد تحريريه ايران ورزشى كه مى شود به اين فكر مى كنيم كه بايد با او از چه زاويه اى گفت و گو كرد. تقوى فصل پيش را در سايه بود ولى در همان تاريكى هم خبرساز شد و مدتى مورد توجه قرار گرفت. بحث داشتن يك جادوگر، بحث همكارى با قاسمپور و عدم همكارى با دكتر طوسى و البته حملات شفاهى سرمربى نفت در پايان فصل اما او بيشتر سعى مى كند از فرصت استفاده اى ببرد و به نكات تاريك و مجهول ليگ و فوتبال ايران دقيق شود. شايد اينكه خواستيم به مجتبى تقوى هم فرصتى دهيم تا از خودش مقابل شايعات اخير دفاع كند فرصتى شد تا با او از هر درى به سخن بنشينيم. نتيجه ۲ ساعت گفت و گو پيش روى شما است.
از مجتبى تقوى چند وقت خبرى نبود، كجا بوديد
* بعد از اينكه يك سرى اتفاقات در آبادان افتاد منجر به جدا شدن من از صنعت نفت شد سعى كردم به كارهاى عقب افتاده ام برسم. كتاب Fifa به مرحله صحافى رسيده بود. در اين مدت اين كار را انجام دادم و كتاب آماده پخش است. سايت ام هم در اين مدت نياز به رسيدگى داشت كه شكر خدا با كمك دوستم به اين كار هم رسيدگى كردم.
سايت شما چند سال است فعاليت مى كند بازديد از اين سايت در چه سطحى است
180918.jpg
* سايت Uefa.iv در حال حاضر سه سال است كه فعاليت دارد و هر سال هم سعى كرديم اين سايت را از لحاظ كيفى ارتقا دهيم تا نيازهاى بازديدكنندگان را برآورده كند. مدتى است كه كارهاى اين سايت را كه با هزينه شخصى انجام مى شود جدى تر پيگيرى مى كنم.
از آخرين بارى كه از صنعت نفت جدا شدى باز هم به آبادان بازگشته اى
* نه، چون آنجا جو فوتبال ملتهب است و اگر بروم ممكن است خيلى ها فكرهاى ديگرى بكنند. در آبادان مردم خيلى به من محبت دارند و حتى در سه بازى سر و صدا كردند و از روى سكو مرا صدا كردند.
فكر نمى كنم جدايى شما به مسائل فنى ربط داشت. چون خوب نتيجه مى گرفتيد.
* من با طوسى ۵يا۶ بازى كار كردم كه در اين مسابقات نتايج خوب بود و ۱۱ امتياز گرفتيم اما خب آقاى طوسى نخواست كه با هم ادامه همكارى بدهيم.
بعد از چند سال براى فوتبال به آبادان برگشته بودى، چه حسى داشتى
* سال ها بود در فوتبال آبادان نبودم. در حقيقت اولين سالى بود كه براى مربيگرى به آبادان مى رفتم. دلم مى خواست براى مردم مظلوم آن منطقه كارى انجام دهم. روزى كه به آبادان رفتم تا كارم را شروع كنم به قدرى احساساتى شدم كه اشكم سرازير شد. شما نمى دانيد چه رمز و رموزى در آن منطقه وجود دارد. سال ها خاطره تلخ و شيرين كه در نقطه نقطه خاك آبادان و خرمشهر بود مرا به حركت وا مى داشت. باعث افتخار من است كه براى خاكى هستم كه سرخ است.
فوتبال ات را از كجا به آبادان رساندى
* پيش از صنعت نفت، عقاب بودم كه به دليل وجود يك سرى مشكلات از آنجا جدا شدم. پيش از آن هم سال ها سايپا بودم. سه سال به عنوان دستيار و يك سال و نيم به عنوان سرمربى كشاورز كار كردم كه از آنجا به سايپا آمدم. قبل از كشاورز هم شاهين بازى كردم، با عمو نصى و محمد نجاتى كه به گردن من حق دارند و البته مرحوم پرويز دهدارى كه از بزرگ مردان فوتبال ايران بود. فكر مى كنم پرويز دهدارى يك خط فكرى از خودش به جا گذاشت كه تا ابد زنده است.
برويم سراغ آبادان. اين تيم زمانى بسته شد كه قاسمپور نبود. چند درصد كار در اختيار شما بود
* من هيچ وقت در صنعت نفت اختيار تام نداشتم به اين دليل به آبادان رفتم كه من عاشقانه آنجا را دوست دارم. پدرم كمى جلوتر از جايى كه زندگى مى كنيم شهيد شد. هيچ وقت دنبال اينكه اول شخص صنعت نفت باشم نبودم و فقط چون به من نياز بود من هم يا على گفتم. دليل دوم اين بود كه دوره تكميلى مربيگرى ام در آلمان بود و من با مسؤولان صنعت نفت توافق كردم تا براى گذراندن اين دوره به آلمان بروم. روزى كه به آبادان رفتم با قاسمپور قرار گذاشتيم كه هر اتفاقى كه مى افتد هردوى ما از آن خبردار شويم و چيزى بين من و او پنهان نباشد. تنها دليل اينكه من بيشتر به بچه هاى تيم نزديك بودم شرايط سنى ام بود؛ خب من از ابو جوانترم.
همه آبادان را محل سختى براى كار مى دانند.
* بعضى ها فكر مى كنند آبادان جاى مناسبى براى كار كردن نيست. اين چهره وحشتناك فقط توسط مطبوعات و صدا و سيما براى مردم ترسيم شده در حالى كه به هيچ وجه اين طور نيست. اگر صادقانه براى اين مردم كار كنى و به دنبال خودخواهى نباشى آنها چون صادق و ساده هستند زود مى فهمند و خيلى خوب پشت ات مى ايستند. مردم آن منطقه از باشگاه صنعت نفت هيچ امتياز ويژه اى دريافت نكرده اند. وقتى يك باشگاه در يك شهر وجود دارد بايد امكانات را براى آن مردم به ارمغان بياورد. در نهايت به جايى ختم مى شود كه بچه هاى آن شهر در باشگاه مشغول شوند.
هميشه وقتى اسم صنعت نفت به ميان مى آيد اين ذهنيت به وجود مى آيد كه از لحاظ مالى و امكانات نبايد هيچ مشكلى وجود داشته باشد.
* من در بحث هاى مديريتى قصد دخالت ندارم اما به عنوان كسى كه آبادان را مى شناسد و سال ها آنجا زندگى كرده وقتى نگاه مى كنم مى بينم كه تيم صنعت نفت آبادان هيچ ارمغانى براى مردم آن شهر نداشته؛ فقط گريه هايش براى مردم است. روى سكوهايى كه آتش مى بارد. من با چشمانم ديدم بچه هايى به ورزشگاه مى روند كه از زور فقر حتى دمپايى هايشان را به دست مى گرفتند كه مبادا از بين برود. صنعت نفت هيچ سودى براى اين بچه ها ندارد. آنها عاشق صنعت نفت هستند در حالى كه بايد هر تيمى امكانات سخت افزارى و نرم افزارى براى هوادارانش همراه داشته باشد.
شما براى صنعت نفت چه كرديد
* فصل گذشته تنها سالى بود كه با بها دادن به بومى ها از بچه هاى آبادان و خوزستان استفاده شد. همه اين را مى دانند كه صنعت نفت فصل ۸۷- ۸۶ بيشترين تركيب بومى را در چند سال گذشته داشته. صنعت نفت چهره هايى مانند سعيد حلافى و حكيم حزباوى و خيلى هاى ديگر را به ليگ برتر و فوتبال ايران معرفى كرد. جوانانى كه بى شك سازندگان فوتبال اين كشور خواهند بود.
در مورد جوانان و جوانگرايى صحبت كرديد. چقدر به اين كار اعتقاد داريد
* ما به جوانان اعتماد نمى كنيم. حتماً بايد من ۵۰ سالم بشود تا آن طور كه مى خواهم با من رفتار شود. آن وقت من ديگر محتاط شده ام و جسارت جوانى را از دست داده ام. ديگر ريسك پذير نيستم. در تمام عرصه ها اين طور است. ما بايد الگوهاى درستى داشته باشيم. امام خمينى (ره) آقاى محسن رضايى را در زمان جنگ در سن ۲۷ سالگى به فرماندهى كل سپاه برگزيد. به اين مى گويند اعتماد به جوانان اما امروز آيا اين اعتماد وجود دارد، آنقدر جوان مى ماند تا تمام خلاقيت اش را از دست دهد. آن وقت مى رويم دنبالش تا مسؤوليت به او بدهيم. بايد به جوانان مسؤوليت داد و از آنها مسؤوليت خواست.
شما قبول داريد كه قاسمپور با وجود مشكلاتى كه داشت نبايد سرمربيگرى صنعت نفت را قبول مى كرد!
* با پيوستن قاسمپور به آبادان دو نفر بودند كه مخالف سرسخت بودند. اول خانم آقاى قاسمپور بود و دومى هم من كه از نزديك مشكلات موجود را مى ديدم و مى دانستم شرايط براى ايشان خوب نيست حتى به ايشان گفتم تا زمانى كه مشكلات آشكار نشده، انصراف بده. آن زمان هنوز تيم هم بسته نشده بود در ضمن قاسمپور پيشنهادهاى ديگرى هم داشت.
در مورد مشكلات و كمبودهاى آبادان بيشتر توضيح بدهيد.
* كمبودهايى وجود داشت كه اين كمبودها به ما لطمه مى زد به خصوص مسائل مالى چون تعداد زيادى از بازيكنان به خاطر مسائل مالى به آنجا آمده بودند. خيلى از بازيكنانى كه بومى بودند و خارج از آبادان بازى مى كردند براى بازگشت پول هاى زيادى مى خواستند كه شايد صلاح بود بعضى هايشان پرداخت مى شد و مسووليت مستقيم بازيكن و تمام مسائل مربوط به آن در اختيار آقاى قاسمپور بود. من هميشه به قاسمپور مى گفتم جورى با تو رفتار مى كنم كه دوست دارم دستيارانم در آينده با من رفتار كنند و صادقانه اين كار را كردم البته هميشه كسانى پيدا مى شوند كه دنبال آب گل آلود مى گردند تا سود ببرند. مشكل ديگر شرايط بد جوى بود.
پس شما مثل خيلى ها مردم آبادان را جزو مشكلات صنعت نفت نمى دانيد
* مردم آبادان بى نظيرند، بينى و بين ا… مظلوم تر از اين مردم پيدا نمى كنيد. هر كس به آبادان مى آيد و مى گويد اين مردم صبور نيستند دروغگو است. مردم آبادان فوتبال را خوب مى فهمند. يك پيرمرد ۸۰ ساله آبادانى شايد بهتر از خيلى از كارشناسان حال حاضر فوتبال را آناليز كند. كسانى كه نمى توانند كار بكنند گناه را گردن مردم و ليدرها و خيلى هاى ديگر مى اندازند. اين مردم چه گناهى دارند
خيلى با حرارت در مورد فوتبال و مردم خوزستان و مخصوصا آبادان صحبت مى كنيد.
* وقتى تاريخچه ورود فوتبال به ايران را كه نگاه مى كنيم مى بينيم كه آبادان و بوشهر مهد فوتبال ايران هستند و فوتبال از اين ناحيه وارد كشور ما شده و سال ها درهمان منطقه بوده؛ بوشهر كمتر از آبادان اين خاصيت را داشت كه فوتباليست ها را پرورش دهد چون شغل مردم آن منطقه كشاورزى و غيره است اما آبادان بافتى صنعتى دارد و به همين دليل مردم براى اوقات فراغت وقت كافى دارند. فوتبال جزيى از زندگى مردم آبادان است، مثل غذا خوردن و نفس كشيدن. مردم آبادان خيلى حق به گردن فوتبال دارند.
گفته مى شد شما رابطه نزديكى با بازيكنان داشتيد.
* يكى از آقايان گفته بود اميرحسين يوسفى بازيكن تقوى است. به نظر من همه بازيكنان بازيكن مربى هستند. اين دليل نمى شود كه وقتى يك بازيكن با يك مربى رابطه صميمى دارد، قصد خيانت دارد. كسانى كه با نيرنگ جايى را به هم مى ريزند هميشه وقتى به مقصودشان مى رسند از خدعه و نيرنگ مى ترسند حتى به صحبت هاى افراد هم شكاك هستند.
رابطه نزديك شما و بازيكنان لطمه به كار شما و صنعت نفت نمى زد
* همين بازيكنانى كه با من راحت بودند فقط كافى بود يك اخم از من مى ديدند؛ چون مى دانستند همه وجودم براى آنها است. زمان تمرين شايد بيشتر از يك ساعت و نيم نباشد اما من در آن شرايط جوى تا تاريك شدن هوا منتظر مى ماندم و با دو سه نفر از آنها تمرين مى كردم. خيلى جوان ها بودند كه نياز به كار اضافه داشتند. بايد با بازيكن حرف بزنى. مدام بايد از راه هاى مختلف ديتا و اطلاعات به بازيكن بدهى و بعد از او كار در زمين را بخواهى. با دو ساعت تمرين نمى شود از يك فوتبال زير آماتور يك نفر را حرفه اى كرد. بايد علم روز دنيا را به بچه ها هديه بدهى.
شما از لحاظ علمى هم با شاگردانتان كار مى كرديد
* من طرح هاى زيادى داشتم. از جمله طرحى بود كه تقديم باشگاه كردم كه بعداز كلاس هاى آلمان و بازگشت من به آبادان بايد حاصل اين كلاس ها را براى مربيان جوان آبادانى به صورت چندجلسه كلاس بازگو كنيم و سطح فنى مربيان جوان خود را بالا ببريم. در زمانى كه من اين طرح را دادم هيچ استقبالى از آن نشد و هيچ جوابى نشنيديم كه مثبت باشد. بعدها همين طرح توسط آقايان ديگر انجام شد. من با بازيكنانم در مورد مسائل روز فوتبال دنيا صحبت مى كردم و حتى جزوه هايى در اختيار آنها قرار مى دادم تا استفاده كنند.
اين دوستى و اين همه كار اضافه با بازيكنان در سيستم جواب داد
* ببينيد فوتبال يك مقوله پيچيده و عجيب نيست كه نشود از آن سر درآورد. پيچيده ترين علم روز دستيابى به فناورى هسته اى است كه ما اين كار را كرديم. مردم دنيا براى اين كار ما احترام قائل هستند. من در خارج از كشور مى بينم كه اين كار ايران را ستايش مى كنند. بعضى ها فكر مى كنند كه حتما بايد يك نفر از آن سوى مرزها بيايد و براى ما تعيين تكليف كند.
حرف هاى شما به نوعى موضع گيرى مقابل طوسى است… مشكل شما با احمد طوسى دقيقا چه بود
* ايشان در مصاحبه هايش چندين بار اسم مرا آورده و خيلى از مشكلات را به گردن من انداخت، اشكال ندارد بگذاريد اسم من را بياورد. اما من با فرهنگ ايرانى بزرگ شده ام. اين فرهنگ به من ياد داده كه پشت سر كسى حرف نزنم. اگر پايش بيفتد من هم حرف هاى زيادى براى گفتن دارم. كسانى بودند كه پشت هم صحبت مى كردند و وقتى از نزديك همديگر را مى ديدند در مطبوعات و تلويزيون از هم تعريف مى كردند.
180897.jpg
يعنى تفاوت فرهنگ ها باعث اين اختلاف شده بود
* دقيقا. ليپى مى گويد: «يك مربى بايد كشيش باشد.» كار كشيش موعظه است و اين موعظه زمانى به دل مخاطب مى نشيند كه واعظ به حرف هاى خودش اعتقاد داشته باشد. متاسفانه اين اعتقاد در هشت هفته پايانى در صنعت نفت آبادان از بين رفت. يعنى من مربى فكر كردم كه تا به حال امتياز آورده ام و بقيه عوامل هيچ نقشى ندارند. بايد كمى در كارهايمان تجديدنظر كنيم و آنقدر بى پروا به هم حمله نكنيم. كمى به هم احترام بگذاريم.
شما بحث دوپينگ بازيكنان صنعت نفت كه از طرف آقاى طوسى مطرح شد را تاييد مى كنيد
* هرگز. اين بحث نه تنها كادر فنى را زير سوال مى برد بلكه بازيكنان را زير سوال مى برد و همين طور كادر پزشكى و درنهايت باشگاه زير سوال مى روند. ما چندين بار تست دوپينگ داشتيم. مثلا بازى با استقلال تمام مدارك وجود دارد كه گوياى اين مساله است. كادر پزشكى ما جوانان دوست داشتنى و معتقدى بودند و در تمام كلاس هاى كميته دوپينگ شركت مى كردند و اشراف كامل به تمام داروها داشتند. اين فرافكنى ها قديمى شده. كسى كه نتيجه نگرفته مى آيد و تقصير را به گردن سايرين مى اندازد و خودش را جدا از مجموعه نشان مى دهد.
روزى كه صنعت نفت سقوط كرد چه حسى داشتى
* مادرم به من زنگ زد و گفت من تحت هيچ شرايطى قبول نمى كنم كه «صنعت» سقوط كرده است چون تو هم در آن تيم كار كرده اى. باور كنيد تا همين الان پيش مادرم نرفتم چون رويم نمى شود در چشمان او نگاه كنم. به روح پدرم قسم مى خورم آن روز براى مردم آبادان گريه كردم چون اين مردم بى نهايت مظلوم هستند. اگر صنعت در ليگ برتر مى ماند مى شد امثال جوانان موفق اين تيم خيلى هاى ديگر را پيدا كرد.
اگر بخواهيد براى سقوط صنعت نفت يك دليل بياوريد چه مى گوييد
* دهان بينى مسوولان صنعت نفت.
خيلى ها مى گويند مجتبى تقوى متوسل به جادو و جادوگرى است.
* من به دعا اعتقاد دارم نه جادو و جنبل. حضرت رسول (ص) مى فرمايند: «دعا سلاح مؤمن است». به دعا كردن اعتقاد دارم و هر چه خواستم از خدا خواستم و مطمئن هستم كه اگر خواست خدا نبود من هيچ وقت مربى نمى شدم. وقتى خداوند متعال خواسته خودش هم كار مرا درست مى كند. من هم به شكرانه اين لطف خدا وظيفه خودم مى دانم به مردم خدمت كنم. زمانى كه در سايپا هم بودم بارها اين حرف ها پيش آمد كه باشگاه اجازه نداد شخصا جواب رسانه ها را بدهم اما مساله اى كه مرا ناراحت مى كند اين است كه هيچ وقت يك نفر پيدا نشد كه از لحاظ فنى من را آناليز كند. فقط دنبال حاشيه ها هستيم.
براى پايان حرف هايتان صحبت خاصى داريد
* عمر فوتبال خودم را مديون مردى مى دانم كه بد نيست از ايشان تشكر كنم. محمد مايلى كهن به من در راه موفقيت خيلى كمك كرد و از همين .جا از ايشان قدردانى مى كنم. در پايان هم براى مردم آبادان و صنعت نفت آرزوى روزهاى خوب را دارم و اميدوارم به حق خودشان برسند.

جشن قهرمانى بدون ملى پوشان
ايران ورزشى- در صورتى كه على دايى با درخواست پرسپوليسى ها موافقت نكند، جشن قهرمانى اين تيم بدون حضور بازيكنان ملى پوش پرسپوليس برگزار خواهد شد. دو روز آخر خرداد براى برپايى جشن قهرمانى پرسپوليس در نظر گرفته شده و با توجه به اينكه ۴ بازيكن پرسپوليس تا چند روز پس از آن تاريخ در اردوى تيم ملى حضور دارند، مسؤولان اين باشگاه قصد دارند موافقت على دايى براى جدايى دو روزه ملى پوشان پرسپوليس از ديگر اردونشينان را جلب كنند. بعد از بازگشت تيم ملى از سوريه پرسپوليسى ها با على دايى صحبت خواهند كرد اما در صورتى كه موفق به جلب نظر موافق او نشوند مجبورند در غياب ملى پوشان خود جشن قهرمانى را برپا كنند.

خاكپور همچنان در انتظار
ايران ورزشى - محمدخاكپور شايد خودش هم مى داند كه شانس زيادى براى سرمربيگرى پرسپوليس ندارد اما هنوز هم اميدوار است. در واقع اين مديران پرسپوليس هستند كه اين اميدوارى اندك را روز به روز در او تقويت مى كنند. خاكپور وقتى احساس كرد داستان سرمربيگرى استيلى در پرسپوليس كاملا جدى شده و او ديگر شانسى ندارد بليت بازگشت خود به امريكا را براى پنج شنبه گذشته OK كرد و قصد رفتن داشت اما به خاطر درخواست دو تن از اعضاى هيات مديره از خاكپور او سفر خود را بار ديگر به تعويق انداخت و در تهران ماندنى شد تا شايد با قرعه شانس، جانشين افشين قطبى شود. او آخر هفته جارى راهى امريكا خواهد شد و اين درحالى است كه شانس زيادى براى سرمربيگرى ندارد.

پست خوردبين تغيير نمى كند
ايران ورزشى- با وجود شايعاتى كه اخيرا درباره تغيير پست محمود خوردبين شنيده مى شد او فصل آينده هم سرپرست پرسپوليس خواهد بود. عدم تماس مسوولان باشگاه با خوردبين در روزهاى اخير شايعه كنار گذاشتن او و معرفى محمد پنجعلى رابه عنوان سرپرست جديد راه انداخت.
ولى مدير روابط عمومى پرسپوليس با رد اين شايعه مى گويد: همكارى با خوردبين ادامه دارد و قرار نيست سرپرست جديدى را معرفى كنيم. هيچ شرط و شروطى هم براى ادامه همكارى با خوردبين نداريم. تغييراتى هم كه قرار است صورت بگيرد به سمت هاى اجرايى داخل باشگاه مربوط مى شود نه مسوولان تيم.

عالم بى عمل نمى خواهيم
ماجدى: كميته جوانان ضعيف ترين كميته فدراسيون است!
180876.jpg
ايران ورزشى - به راستى خوب شد على كريمى فدراسيون فوتبال را ضعيف ترين فدراسيون در چند سال اخير خواند تا مسؤولان و بازيكنان و ورزشكاران ديگر هم به فكر سبك سنگين كردن نهادهاى خود بيفتند!
ميرشاد ماجدى، سرپرست پيشين تيم فوتبال جوانان كه ظاهرا از واگذار شدن سمت اش به رييس كميته جوانان فدراسيون بسيار ناراضى است، كميته جوانان را ضعيف ترين كميته فدراسيون فوتبال اعلام مى كند. تصور كنيد! ضعيف ترين كميته در ضعيف ترين فدراسيون!
ماجدى نارضايتى خود را از واگذارى سمت سرپرست تيم هاى فوتبال جوانان به مسعود معينى، رييس كميته جوانان اينگونه بيان مى كند: «با اينكه گفته مى شود به درخواست مهدى تاج، رييس كميته تيم هاى ملى از معينى سمت سرپرستى تيم هاى فوتبال جوانان و نوجوانان حذف و اين مسؤوليت به رييس كميته جوانان واگذار شده است اما من بعيد مى دانم آقاى تاج چنين مسايلى را مطرح كرده باشد بلكه با توجه به سابقه ورزشى تاج كه آشنا به سلسله مراتب در تيم ها هستند، قطعا مى داند كه سرپرست در يك تيم چه جايگاهى دارد جايگاهى حتى به مراتب بالاتر از سرمربى! پس بيان اين مسائل كه تيم هاى نوجوانان و جوانان سرپرست نداشته باشند از سوى تاج مطرح نشده و تمامى اين مسائل زاييده فكر و خيال مسؤول كميته جوانان فدراسيون است.»
ميرشاد ماجدى در ادامه صحبت هاى خود سعى مى كند نقادانه از عملكرد رييس فدراسيون كميته جوانان ياد كند: «ضعف كميته جوانان به مديريت اين كميته برمى گردد چرا كه رييس كميته جوانان به جاى عمل كردن فقط و فقط حرف مى زند او نه تنها به هيچ يك از وعده هاى خود مبنى بر تشكيل اردوهاى آمادگى تيم ها در كشورهاى مطرح اروپايى عمل نكرده است بلكه حتى يك اردو در تهران هم برپا نكرده است. علاوه بر اين مسعود معينى به لحاظ سن و سال و مشغله كارى اش در بيرون از فدراسيون وقت كمى براى اداره اين كميته دارد و نمى تواند همزمان سرپرستى تيم هاى نوجوانان و جوانان را نيز برعهده بگيرد، به عقيده من هر فرد ديگرى جاى او براى اين مسؤوليت مهم ارحج تر است چرا كه او كارآيى قبول چنين مسؤوليتى را ندارد.»
سرپرست پيشين تيم فوتبال جوانان براى اينكه نقدهاى خود از مسعود معينى را منطقى جلوه دهد، به ناآشنايى او با قوانين اشاره مى كند: «متاسفانه رييس فعلى كميته جوانان فدراسيون به دليل آشنايى با قوانين نمى دانست چه زمانى و چگونه بايد فهرست بازيكنان تيم هاى نوجوانان و جوانان ايران به كنفدراسيون آسيا ارسال شود تا اين تيم براى حضور در مسابقات مقدماتى قهرمانى آسيا اعلام آمادگى كند همين موضوع و بى توجهى معينى باعث شد دو تيم تا آستانه حذف از مسابقات آسيايى پيش بروند تا اينكه به صورت دستى اسامى دو تيم را به كنفدراسيون فوتبال آسيا ارائه كرديم تا زحمات مربيان و بازيكنان اين تيم ها از بين نرود.» ماجدى معتقد است: «براى رياست بر كميته جوانان عالمى نياز است كه بتواند عمل كند. اين كميته عالم بى عمل نمى خواهد!» در هر حال سرپرست پيشين تيم هاى فوتبال جوانان از بيان هيچ نكته اى براى انتقاد از رييس كميته جوانان و ضعيف خواندن اين كميته خوددارى نمى كند تا يكى ديگر از افرادى باشد كه جمله پرحاشيه على كريمى را در مورد سازمان خود بيان مى كند.