آزاده پيراكوه
Azadeh Pirakouh
آرزوهاى بزرگى دارد. حتى بزرگ تر از ايستادن روى بالاترين نقطه لانه پرنده، آشيانى كه شايد امسال بعد از ۴ سال آنجا كمى آرام بگيرد.
۱۹ آگوست امسال بزرگ ترين روزى است كه تا اينجاى كار احسان دارد، اما همه آرزوهايش به اين روز ختم نمى شود. المپيك پكن برايش دست گرمى است. مى خواهد ركورد تختى را بشكند. نه يكى، نه دو تا، ۵ المپيك را مى خواهد همراه با مدال.
واقع بين تر از اين حرف هاست كه از الان بگويد، مدال المپيك را مى گيرم اما مى گويد اين مدال را مى خواهم.
راهى كه جوان ۲۳ ساله ايران در ۴ سال قبل طى كرده و نشان مى دهد آرزوهايش با خيالات و روياهاى دوران جوانى فرق دارد. هفت هزار پرتابى كه در اين مدت داشته، تمرين، بدون اينكه حتى يك جلسه را تعطيل كند. ركورد بالاتر از ۶۸ متر و... همه و همه مى گويند احسان مى تواند.
قهرمان پرتاب ديسك آسيا به هيچ كس در قاره كهن جدى فكر نمى كند چون آسيايى ها را در حد خود نمى داند. احسان كه اعتماد به نفس فوق العاده اش هميشه مثال زدنى بوده، گلايه هايى دارد، نه از فدراسيون از اينكه چرا در تهران كمپ تمرين ندارد يا اينكه آقاى دكترى كه با او مشورت مى كند تا ضعف بدنش را جبران كند، به او آب پرتقال پيشنهاد مى كند.
البته بيكار ننشسته و سعى كرده ضعف هايى كه ديده را خودش با حمايت فدراسيون جبران كند. مى گويد: اگر به اميد كسى بودم، الان بايد به پرتاب هاى ۵۰-۴۰ مترى دلم خوش بود.
براى مسابقه هاى اروپايى آماده شده اى
*از قطر كه آمدم، يك روز استراحت كردم، بعد هم چند جلسه تمرين داشتم تا به سفر هلند برسم. به ترتيب در هلند، روسيه، برلين، استونى و در نهايت مسكو مسابقه مى دهم.
اين مسابقه ها در چه سطحى است
* در مسابقه هاى هلند، آلكنا، نفر سوم جهان، كووگا، يك آرژانتينى و يك ورزشكار روسيه هم مى آيند، من هم هستم.
پس هلند از همه مهم تر است
* نه، آلمان چون يك سطح بالاتر است احتمالا همه مى آيند. پرتابگر آلمانى كه چند روز قبل ۸۰/۶۶ متر انداخته است و پستانو هم مى آيند، بيش از ۶۸ متر انداخته.
وضعيت خودت چطور است براى اين مسابقه آماده اى
* بد نيست، تمريناتم را كردم. الان فصلى است كه بايد نتيجه بگيرم. هشت ماه مداوم تمرين كردم.
براى قطر پيش بينى ات ركورد كمترى بود
* ۶۵ يا ۶۶ متر
پس بهتر انداختى
* چون شروع فصل بود، فكر مى كردم كمتر بيندازم.
براى اين مسابقه ها برنامه ات چيست
* مربى ام گفته ۶۷ يا ۶۸ متر بيندازم، خيلى عاليست.
اين ركورد تا قبل از المپيك راضى ات مى كند
* اگر بيندازم يعنى قبل از المپيك بيشتر كارم را كردم. بعد هشت هفته برنامه بدنسازى دارم. دو هفته هم برنامه سبك دارم. بعد براى المپيك مى روم.
يعنى اين مسابقه ها براى تثبيت ركوردت ات است
* بله، مى خواستم كمترين ركوردم ۶۶ متر باشد.
در پكن ۶۸ متر بيندازى، روى سكو مى روى
* صد درصد مدال است.
قطر ۲۰/۶۷ متر انداختى، خيلى فاصله ندارى
* نه، اما مهم اين است كه كجا پرتاب كنى. البته قطر مسابقه كوچكى نبود اما در المپيك وضعيت فرق مى كند. همه چيز بستگى به همان روز دارد.
جو المپيك هم تأثير دارد
* جو المپيك برايم مهم نيست.
اما المپيك ميدانى نيست كه مهم نباشد.
* كسى كه آماده باشد، جو تاثيرى روى عملكرد ش ندارد. قبل از قهرمانى آسيا بيشترين تماشاگرى كه ديده بودم ۱۰۰۰ نفر بود، رفتم كره، ۶۰ هزار نفر آمده بودند. من بچه بودم اما فقط جيق مى زدم. آنقدر روحيه داشتم همان پرتاب اول ۶۵ متر انداختم، جو مهم نيست.
درسته كه به روحيه داشتن معروفى اما نمى توانى بزرگى المپيك را نبينى...
* روى من تأثير ندارد جهانى هم رفتم، تحت تأثير هيچ چيزى قرار نگرفتم، بدنم خيلى خوب بود. فقط به خاطر سرماخوردگى نتيجه دلخواهم را نگرفتم.
از وضعيت بقيه خبر دارى
* كانتر كه در امريكا ۷۱ انداخته اما وضعيت پرتاب ها در امريكا فرق مى كند. چون به خاطر بادى كه دارد، ۳-۴ متر ركوردها بالاتر مى شود. كانتر هم براى اين آنجا مى رودكه يك ركورد بالا داشته باشد.
كانتر در مسابقه هاى آلمان شركت مى كند
* نه چون امريكا اردو دارد.
يعنى خودش را محك نمى زند
* نه، در امريكا مدام مسابقه دارد. ۲۰۰۸ ، ۳ پرتاب داشته كه ۶۸و ۷۰ و ۷۱ متر ركوردهايش هستند.
بقيه چطور
* آلكنا ۶۸ متر انداخته، پستانو هم۶۱/۶۸ انداخته.
مالاخوفسكى لهستانى هم ركورد خوبى دارد
* ركوردش ۵۰/۶۶ است.
خب چه پيش بينى براى اين مسابقه ها دارى چه هدف گذارى كرده اى
* نه اصلا براى مقام نمى روم. هدف اصلى ام اين است كه مسابقه بدهم تا بدنم آماده شود. ۸ ماه است كه مسابقه نداده ام. مى خواهم به پيكى كه در تمرين ام انداختم،برسم يعنى
۷۵/۶۸ متر كه در آفريقا انداختم آن هم دو ماه بعد از جهانى.
بعد از اينكه دوباره به اين ركورد برسم، ديگر استراحت مى كنم تا المپيك.
در المپيك چند نفر شركت مى كنند
* حدود ۷۰-۸۰ نفر ورودى آوردند.
خب، اين كارت را خيلى سخت مى كند، چون اگر قرار باشد در دو گروه مسابقه بدهى بدنت سرد مى شود
* سهميه گرفتند، اما معلوم نيست كه همه بيايند يا نه، شايد ۴۰ يا ۵۰ نفر بيايند.
باز هم دو گروه ۲۵ نفره مى شود
* كسى كه آماده باشد، بايد همان پرتاب اول ورودى بگيرد و برود خانه تا روز فينال.
حد نصاب تعيين مى كنند
* ۵۰/۶۴
محدوديت از نظر نفرات ندارد
* اگر تعداد خيلى بالا باشد، كار به مقايسه سانتيمترها كشيده مى شود.
پس كارت سخت است
* خيلى سخته. چون هيچ چيزى قابل پيش بينى نيست. آلكنا در مسابقه هاى جهانى پرتاب اول ودوم را ۵۵ و ۵۷ انداخت، پرتاب سوم را ۶۷ متر و صعود كرد. چون صبح خيلى سخت است.
با اين وضعيت المپيك را چطور پيش بينى مى كنى
* نمى شود پيش بينى كرد.
بعد از ركوردى كه در آفريقا زدى، خيلى ها گفتند مدال احسان حتمى شده!
* من كه نگفتم مدال مى گيرم. ديگران گفته اند.
پس قول مدال ندادى
* امكانات بدهند، من قول مدال مى دهم. البته الان هم بدهند، فايده ندارد.
اما شرايطت به نسبت بقيه بچه هاى دووميدانى خيلى بهتر است
* منظورم كمپ تمرينى و... است. آقاى كريمى كه تا حالا نه نگفته. هر چيزى كه خواستم از سفر و اردو گرفته تا... نه نشنيدم. در قبالش هم من از همه چيزم زدم.
من خيلى زحمت كشيدم، خدا وكيلى تمرين كردم، چه درد داشتم و يا در هر شرايطى بودم، حتى يك جلسه تمرين را تعطيل نكردم. چند ماهى مربى نداشتم. خودم رفتم بلاروس، دنبال مربى. يك وقتى يكى در كارش كم مى گذارد، دلش نمى سوزد اما من هيچ چيزى كم نگذاشتم.
با اين حساب اگر نتيجه نگيرى، ناراحت نمى شوى
* اينجورى نيست كه نتيجه نگيرم. هر كسى كه زحمت بكشد، نتيجه مى گيرد در اين مدت ۷۰۰۰ پرتاب كردم.
۷۰۰۰ پرتاب خسته كننده نيست
* به جرات مى گويم كه هيچ كس در دنيا تا حالا آنقدر پرتاب نكرده حتى قهرمانان جهان.
خود مربى ام هم خيلى نقش داشته. ديسيپلين بالايى دارد. سرتمرين خيلى جدى است. هيچ كس را راه نمى دهد. چند روز قبل آمده بودند كه فيلم بسازند، مى گفتند چند تا ديگر پرتاب كن، به آنها گفت: شما مربى هستيد يا من، براى چى فيلم مى سازيد كه احسان برود المپيك، بعد كه مدال گرفت پخش كنيد، من مربى ام و الان مى گويم، برو بيرون.
پس از مربى ات راضى هستى
* راضى ام. فدراسيون هم به خوبى ازش حمايت مى كند.
در مجموع از شرايط فعلى ات به نسبت گذشته راضى ترى
شرايطم خوب است اما تفاوتى كه با گذشته دارد، اين است كه قبلا فدراسيون بى نظم بود از انباردار گرفته تا هر فردى در فدراسيون در مورد برنامه ها نظر مى داد. آقاى كريمى چون خودش ورزشى بوده، خيلى كمك مى كنند.
از وضعيت عباس صميمى خبر دارى
* نه، چون وضعيت افرادى كه در سايت هستند را پيگيرى مى كنم.
فكر كنم بعد از هلند بهتر بتوانى راجع به رقيبانت قضاوت كنى
* بعد از هلند و آلمان و استونى فكر كنم ديگر كسى در مسابقه ها شركت نكند من كه شركت نمى كنم.
فكر مى كنى با كدام كار سخت ترى دارى
* همه سخت اند. ولى آلكنا، استونى، آلمان و هلند از همه سخت ترند.
براى رويارويى با اين حريفان تمريناتت كافى بود
* تمرينات بوشهر، آفريقا، كيش و اروميه را پشت سر گذاشتم اما به هر اردويى كه مى رفتم، ناهماهنگى هاى بود. كيش اجازه تمرين روى زمين شماره يك را نمى دادند، مى گفتند خراب مى شود. من نمى دانم ۵ ماه مانده به المپيك فوتبال چقدر اهميت دارد.
اما با وجود آقاى سجادى، نبايد مشكل داشته باشى
* من هر دفعه كيش رفتم، خيلى مشكل داشتم دو سال است كه اين اتفاقات مى افتد. اما نمى دانم چرا، قرار بود تا ارديبهشت آنجا بمانم اما روز دوم عيد روى زمين كود ريختند. چند روزى همانجا تمرين كردم اما واقعا اذيت شدم.
مريضى پوستى گرفتم. در كيش آقاى درويش زاده كه مسؤوليت ژيمناستيك را بر عهده دارند، كمك كردند. از جمع اين اردوها اروميه، خيلى عالى بود. چون احساس كردم افرادى هستندكه مى خواهند دووميدانى هم پيشرفت كند.
با تمام اين حرف ها وضعيت آماده سازى ات از قبل بهتر شده
* به نسبت قبل از بازيهاى آسيايى كه شرايط خيلى بهتر است. چون آن موقع مربى داشتم كه تا حالا مربيگرى نكرده بود.
مربى فعلى ات با قبلى ها چه تفاوتى دارد
* اين مربى ام، بهترين جهان است. سن اش كمى بالاست اما تمريناتش عالى است.
براى المپيك همراهت است
*بله، ورودى گذاشتند. كسانى كه ۶۶ متر بيندازند يا در ۸۰۰ ، ۴۵/۱ بدوند، مربى همراهشان به پكن مى رود.
اما محدوديت هاى زيادى وجود دارد
آقاى كريمى قول داده كه مربى ام همراهم است.
اگر از ليست كنار گذاشتند
* از اين اتفاق ها براى من نبايد بيفتد.
پس حضور مربى برايت خيلى مهم است
* خيلى. مخصوصا كه سه روز فرق بين مقدماتى و فينال است.
اين فاصله اذيتت نمى كند
* خيلى زياد است. به همين خاطر تاريخ رفتنمان خيلى مهم مى شود. نمى دانم تيم چه زمانى مى رود اما من مى خواهم فقط يك روز قبل از مقدماتى آنجا باشم.
چرا
* به خاطر بدنم، چون پنجمين روز سفر بدترين روز ورزشكار است.
اگر ۶-۷ روز زودتر بروى
* نيازى ندارم. جز اينكه استرسم زياد شود، ۱۰ روز ماندن در دهكده آن هم قبل از مسابقه شرايط خيلى بدى است مثل بازيهاى آسيايى، با فدراسيون هماهنگ كردم.
با اين حساب مى خواهى ۱۵ آگوست بروى
* چهاردهم مى روم تا روز ۱۵ آگوست آنجا باشم. صبح شانزدهم مسابقه بدهم. بعد از ظهر همان روز و هفدهم استراحت كنم. هجدهم يك تمرين ساده و روز ۱۹ آگوست هم مسابقه نهايى.
بيستم هم راحت مى شوى
* نه، بيستم شروع مى كنم براى ۲۰۱۲ لندن(با خنده)
اما آقاى كردى و مسؤولان ستاد تاكيد دارند كه به ازاى هر ساعت اختلاف يك روز زودتر برويد
* آقاى كردى را نمى شناسم.
از اعضاى ستاد پكن هستند.
* پس چرا تا حالا اين افرادى كه براى ما برنامه ريزى مى كنند را نديديم.
مشكل شان با دووميدانى اين است كه اردوهاى شما پراكنده است.
* پراكنده هم نباشيم كسى به دووميدانى فكر نمى كند.
با اين شرايط شما هيچ سرويسى از ستاد دريافت نكرديد
* چه سرويسى
بچه هايى كه تهران بودند خدماتى مثل روانشناسى يا تغذيه دريافت كردند.
* براى ما كه از اين خبرها نبود.
براى تغذيه چه كار مى كنى. زيرنظر متخصص هستى
* تغذيه آكادمى است. قرمه سبزى و فسنجان كه وقتى مى خورى، ديگر توان تمرين كردن ندارى.
اما يك ماهى است كه وضعيت تغذيه المپيكى ها فرق كرده
* تمام اينها درست مثلا من الان مى خواهم در هتل المپيك مستقر شوم و در آزادى هم تمرين كنم، اگر خيلى به فكر ملى پوشان هستند اين امكان را برايم فراهم كنند يعنى هم سالن بدنسازى آزادى بايد كامل در اختيارم باشد هم اينكه زمين بدهند.
زمين يك را كه نمى دهند
* زمين شماره ۳ را بدهند، دايره بزنند تا من آنجا تمرين كنم. مگر نمى گويند مدال مى خواهند، مدال كه مجانى به دست نمى آيد.
حرف من اين است در يكى از سفرهايى كه مى روم، يكى از همين آقايان كارشناس با من بيايند و ببينند كه چه تغذيه اى در اختيار ورزشكاران قرار مى گيرد. همان را به من بدهند. اينجا براى صبحانه نان و پنير مى دهند. با نان و پنير و كمى برشتوك مى شود روزى ۳ جلسه تمرين كرد.
اگر انتقال بدهى، درست مى شود.
* الان ديگر به چه دردم مى خورد. ۳ ماه قبل از المپيك براى اين كارها خيلى دير است. من خودم قبل از دوحه بدنم خيلى خالى كرده بود با يك آقاى دكترى كه بهتر است اسمش را نبرم، صحبت كردم، گفتم چكار كنم گفت آب هويج را با آب پرتغال قاطى كن، بخور. البته من هم منتظر نمى مانم تا كسى برايم كارى كند. با يك دكترى از روسيه صحبت كردم كه قرار است به همراه يك ماساژور به ايران بيايند تا قبل از المپيك با من باشند. آقاى كريمى هم موافقت كردند.
مكمل هايى كه مصرف مى كنى، مطمئن هستند
* بله مكمل اصلا تقلبى ندارد.
منظورم اين است كه قاطى نداشته باشد!
* هر كسى مى گويد قاطى دارد، نمى خواهد حقيقت را بگويد. طرف دارد مى خورد، وقتى كه گير مى افتد مى گويد مكملم اشكال داشته. شايد يكسرى مكمل ها در داخل توليد شود و قاطى داشته باشد اما من كه مكمل ايرانى مصرف نمى كنم. من چيزى را مى خورم كه ورزشكاران خارجى مى خورند. يعنى از فدراسيون روسيه يا لهستان مى گيرم.
پس خودت دست به كار شدى.
* من ۴ سال است كه دست به كار شدم كسى دلش براى ما نمى سوزد.
به شرايطت در المپيك برگرديم، تازه اول كار تو در المپيك است و ۲ تاى ديگر جا دارى
* ۲ المپيك. من بايد ۴ المپيك ديگر شركت كنم.
مى دانى كه تا حالا هيچ ورزشكار ايرانى در۵ المپيك شركت نكرده
* ولى من شركت مى كنم.
مى خواهى ركورد بزنى
* مى خواهم ركورد مدال گرفتن را بزنم. فعلا اين المپيك را دستگرمى شركت مى كنم. المپيك لندن و قطر، بهترين وضعيت را دارم. المپيك ۲۰۱۶ اوج دوران ورزشم است.
يعنى آن زمان همه به اين فكر مى كنند كه احسان حدادى را بگيرند
* ان شاءالله در اولين قدم اميدوارم لانه پرنده برايم خوش يمن باشد و ۱۹ آگوست روزم باشد.
سال ديگر احسان، قهرمان قهرمانان ايران است
* ان شاءالله اما فكر كنم اگر دوباره نوبت من بشود، دو نفر انتخاب كنند
پارسال كشتى بعد از چند سال مدال گرفت.
* اما من براى اولين بار گرفته بودم.
اشكال كار خبرنگاران كجاست
* با سؤالاتشان. مدام از مربى ام يا خودم مى پرسند، طلا مى گيرى، مربى ام مى گويد ما كه بيكار ننشسته ايم. داريم زحمت مى كشيم. بى جهت استرس وارد مى كنند و توقعات را بالا مى برند. مردم ايران هم كه نمى دانند مدال گرفتن در دو و ميدانى چقدر سخت است. مثل رشته هاى ديگر نيست. وقتى يك رشته اى ۱۰۰ هزار نفر تماشاگر دارد خب قطعا يك تفاوتى با بقيه دارد. در هيچ رشته اى فدراسيون هاى جهانى جايزه نمى دهند اما ياف به قهرمانان به ترتيب ۱۰۰ هزار، ۷۰ هزار و ۵۰ هزار دلار جايزه مى دهد.
بيش از ۷۰ پرتابگر در پكن
۸۰-۷۰ پرتابگر تا اينجاى كار سهميه ورود به المپيك را گرفته اند، كه از اين بين امريكا بيشترين سهم را دارد، ۱۲ ركورد ورودى، البته از اين تعداد فقط ۳ نفر را مى تواند به المپيك بفرستد.
۳ نفر از استونى۲، مجار، ۲ نفر از اوكراين، ۲ نفر از لهستان هم هستند.آسيا هم ۶-۵ نماينده دارد، اما در بين همه اين ها آلكنا ۳۸ ساله، كانتر ۳۰ ساله،پستانو، كووگا، زولتان و مالاخوفسكى بيشتر از بقيه ذهن احسان را مشغول كردند. هر چند كه خودش مى گويد: اصلا از حريفانم براى خودم موجودات دست نيافتنى نمى سازم هر كس زحمت بكشد، نتيجه هم مى گيرد. از بين رقباى ايران آلكنا با توجه به سن و سالى كه دارد، به نظر مى رسد آخرين المپيك اش را تجربه كند.اين پرتابگر در آخرين مسابقه اش ۶۸/۶۸ متر انداخته است.از بين تمام افرادى كه ركورد ورودى را دارند، حدود ۳۰ نفر بالاى ۶۵ متر دارند.
گلايه احسان از صندوق حمايت
فقط ۱۰۰ هزار تومان گرفتم
ركورددار پرتاب ديسك آسيا كه قهرمانى آسيا و عناوين جهانى را در رده هاى مختلف دارد، مى گويد: من كه چيزى از صندوق حمايت نديده ام.
آن موقع كه قهرمانى جوانان آسيا را داشتم گفتند بزرگسالان مدال بزرگسالان را گرفتم، گفتند جهانى، جهانى را گرفتم، گفتند المپيك زمان آقاى مهر عليزاده يك كارت دادند و گفتند ماهيانه پول به حسابت واريز مى شود اما فقط دفعه اول ۱۰۰ هزار تومان بود. بعد ديگرى خبرى نشد. من هم دنبالش نرفتم.