|
در پس فرياد هاى نامتعارف يك مدير
|
|
|
|
|
|
اميدوارم يكى از جوانان اين مملكت جاى كاپيتان حيدريان را پر كند
|
|
|
|
|
|
محمدرضا حيدريان: همه مى گفتند خداحافظى كن
|
|
|
|
|
در پس فرياد هاى نامتعارف يك مدير
گمشده اى به نام منافع ملى
پيام يونسى پور
Payam Younesipour
اولين لحظه اى كه قلم دست مى گيرم و نخستين حرف را بر كاغذ سپيد، سياه مى كنم، برايم هيچ ترديدى وجود ندارد كه فردا، پيش از آنكه آفتاب به ميانه آسمان برسد، جوابيه اى پرطمطراق كه با مهر و امضاى معروف و آشناى باشگاه «فرهنگى» ورزشى سپاهان منقش شده است روى ميز كاريمان قرار خواهد گرفت. پاسخگويى در قبال آنچه درست يا غلط، معقول و يا غيرمعقول مورد پذيرش مديريت باشگاه «فرهنگى» ورزشى سپاهان نباشد بلافاصله با واكنش كتبى روابط عمومى سپاهان روبه رو خواهد شد و البته چه بهتر كه اين پاسخگويى درست در تمامى روزها و در پس تمامى اتفاقات و بحث ها وجود داشته باشد.
آنچه مورد خطاب قرار مى گيرد، نه سوژه جنگ روانى تازه باشگاه سپاهان براى به فراموشى سپردن سريال ناكامى هاى اخير تيم فوتبال اين باشگاه كه شيوه گويش، رفتار و بازتاب عملكرد محمدرضا ساكت و مجموعه تحت امرش در جامعه داخل و مرزهاى بيرونى است.
ساكت به محض قرار گرفتن در مقام يك شكست خورده كه هم از مرحله اول جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا حذف شده و هم قهرمانى ليگ هفتم را از دست داده است، مسير اذهان عمومى را به سويى سوق مى دهد كه جز حرمت شكنى ها و سوء استفاده عده اى خاص كسى از آن نفعى نمى برد.
ادبيات گفتارى او در تقابل با شكست، نه تنها مناسب شان و شخصيت يك مدير باشگاه دولتى موفق نيست كه حتى مى توان همانطور كه امروز شاهد هستيم، روى مجموعه بازيكنان و مربيان تيم هم تاثير مستقيم بگذارد. روايت تازه مجموعه محمدرضا ساكت از جايى شروع مى شود كه او با ادعايى باورنكردنى، به در بردن جان سالم از ورزشگاه آزادى را غنيمت مى شمرد! ساكت و بعد سرپرست او در تيم سپاهان مدعى مى شوند بايد خدا را سپاس بگويند كه مقابل پرسپوليس شكست خوردند تا در پايان بازى كشته ندهند! ادبيات مديرعامل باشگاه سپاهان را جايى مى توان مورد بررسى قرار داد كه او حرف از به مخاطره افتادن جان بازيكنانش در پايان بازى مى زند و همين كافى است تا به ياد آوريم در كدام مسابقات جان تماشاگران در كف دستشان قرار گرفت.
اينجا به ياد مى آوريم همين سپاهان با همين مديريت به تهران آمد، پرسپوليس را مقابل يكصد و بيست هزار تماشاگر با ۴ گل شكست داد و هيچ درگيرى و زد و خوردى پيش نيامد. تماشاگران آزادى را ترك كردند و آنچه خسارت خورد، اتوبوس هاى شركت واحد بود، نه تيم و هوادار اصفهانى! سپاهان با همين مديريت به تهران آمد، مقابل يكصدهزار تماشاگر استقلال را در فينال جام حذفى مغلوب كرد و بدون هيچ مشكل حاشيه اى از زمين بيرون رفت. نزاع جايى شكل مى گيرد كه سپاهان مغلوب حريف شده است. آيا بايد براى «محمدرضا ساكت» كه با شيوه گويش خود نه تنها مديريت فولاد مباركه را به زير علامت سؤال مى كشد كه حتى جامعه فوتبال ايران را متهم به پرخاشگرى مى كند بايد نوشت كه امسال در كدام ورزشگاه درگيرى هاى فيزيكى به وجود آمده است !
|
|
|
|
|
لطفا جام را به اصفهان برگردانيد!
سپاهان به عنوان قطب سوم فوتبال ايران شايد حق بزرگى به گردن ورزش داشته باشد
جايگاهى كه سال ها در انحصار و تملك قطب هاى پايتخت دست و پا مى زد.
مى توانيم به نايب قهرمانى اين تيم در جام باشگاه هاى آسيا و اولين حضور در جام باشگاه هاى جهان اشاره كنيم. اما به نظر مى رسد قطب نوپا نياز به بازنگرى هايى در شيوه زندگى اجتماعى اش ميان اهالى فوتبال دارد. آنچه مى خوانيد شايد نگاهى باشد از جنس و ادبيات گفتارى تازه مديريت باشگاه سپاهان تا به آن اميد كه انگيزه پر كردن نيمه خالى ليوان را به وجود آورد:
اخلاق، فرهنگ، ادب و احترام
«شاهين باشگاه اخلاق بود…» اين جزو اولين جملاتى است كه محمدرضا ساكت در برنامه ۹۰ به زبان مى آورد. مطمئنا در اين زمينه او محق است كه براى باشگاهى كه بر سر در باشگاه خود و يا روى سربرگ نامه نگارى دفترى اش از لفظ «فرهنگى» استفاده نمى كرد و اما پرچمدار فرهنگ سازى بود، از چنين جمله اى سود ببرد. اما آقاى ساكت در لباس مدير عامل باشگاه «فرهنگى» ورزشى سپاهان هم كم در زمينه فرهنگ سازى گام برنداشتند. شايد، همين پيش زمينه بود كه در پايان نيم فصل اول و براى آگاهى از عملكرد فرهنگى باشگاه سپاهان با روابط عمومى آن باشگاه تماس گرفته شد. اما از پشت خط و صداى آشنايى از اصفهان، پرداختن به اين مقوله را در مقطعى كه يك نارنجك دست ساز، بينايى، زيبايى و سلامت يك سرباز را از او گرفته بود را بى موقع دانست.
«باشگاه شاهين باشگاه اخلاق بود…» و البته صرفا نه به خاطر برپايى ماهيانه سمينارهاى فرهنگى با حضور مديران ورزشى و استانى و كشورى. چه كسى به ياد مى آورد مديريت شاهين داورى را به لابى كردن محكوم كند چه كسى در خاطر دارد بازيكن شاهين به سمت داور هجوم ببرد و كميته انضباطى را به سخره بگيرد چه كسى به ياد دارد تماشاگر شاهين به سوى هوادار حريف نارنجك پرت كند آيا از باشگاه شاهين فقط برپايى سمينارهاى اخلاق در ورزش به جا مانده است !
كدام كارشناس داورى
و بعد به دنبال فرهنگ مى گرديم و اخلاق را جست و جو مى كنيم. نيمه شب دوشنبه و بامداد سه شنبه مى توانيم تعريف جديدى از «فرهنگ سازى» را از گويش مديران باشگاه هاى «فرهنگى» ورزشى بيابيم.
جايى كه محمدرضا ساكت مقابل بينندگان ميليونى اش در توصيف عملكرد داورى از واژه «لابى» و «خط گرفتن» استفاده مى كند! ساكت مدعى مى شود با «رهگيرى» تماس هاى مظفرى زاده با كارشناسان و ساير داوران متوجه هماهنگى اين داور براى حمايت از عملكردش شده است.
آيا او به قول عنايت رييس كميته داوران صاحب دستگاه رهگيرى تماس شده و يا مجوزى براى اين ادعا دارد
اينكه مديرعامل محترم باشگاه سپاهان در پس شكست تيمش با احساسات حرف مى زند، مسلم است.
اما به ياد مى آوريم پس از فينال جام حذفى سال گذشته، زمانى كه عباس مرادى به عنوان قائم مقام باشگاه صباباترى به عملكرد داورى در بازى برگشت سپاهان - صبا در اصفهان ايرادى محترمانه گرفت، ساكت مدعى شد در فوتبال ايران هر كسى گناه خود را به گردن جامعه مظلوم داورى مى اندازد! همان روز ساكت ادعا كرد مشاوران و كارشناسان داورى ايشان خطاى هند بنگر در محوطه جريمه سپاهان را پنالتى نمى دانستند و تعداد فراوان كارت هاى داور به بازيكنان صبا كاملا صحيح بوده است.
زمانى كه مرادى از ساكت خواست كارشناسان داورى اش را معرفى كند، مديرعامل سپاهان موضع دفاعى گرفت: «به كسى مربوط نيست ما از چه كسى كمك فكرى مى گيريم!» و همين مديرعامل محترم در تداوم ادبيات گفتارى صحيح خود در رسانه ملى زمانى كه بحث زمان هاى تلف شده بازى به ميان مى آيد خطاب به عادل فردوسى پور مى گويد: حساب و كتاب شما و داور براى ما معيار نيست… ما با كنفدراسيون فوتبال آسيا طرف هستيم!
دنبال چه چيزى مى گردى !
در صفحه اصلى سايت باشگاه فولاد سپاهان اصفهان چنين مى خوانيم: «سپاهان تنها تيم بين المللى ايران!» و ما نمى دانيم اين افتخار چگونه ، چه زمان و براساس كدام خط كشى AFC به فوتبال ايران و آسيا ابلاغ شده است. اما مطمئنا به ياد داريم پرافتخارترين باشگاه ايرانى حاضر در قاره آسيا و يكى از دو تيم اول پرافتخار اين قاره و صدالبته يكى از ۳ تيم اول آسيا به لحاظ برخوردارى از هوادار، باشگاه استقلال است كه دو قهرمانى و يك نايب قهرمانى باشگاه هاى آسيا را در كارنامه اش مى بيند. با اين اوصاف بزرگ بينى مديريت سپاهان هم اگر با زاويه مثبت (از منظر جاه طلبى و بلند پروازى) قابل احترام و ستايش خواهد بود.
ولى محمدرضا ساكتشكواييه اش را براى كنفدراسيون فوتبال آسيا مى برد. ابتدا بايد از او پرسيد طى ۳۰ سال اخير و از روزى مردم ايران بدون توسل به دادگاه ها و قدرت هاى خارجى و غربى و شرقى روى پاى خود ايستادند و انقلابى كردند تا امروز كه يك جنگ هشت ساله و دو خشكسالى و چند هزار جنگ روانى و فرهنگى و تحريم هاى مختلف را پشت سر گذاشته اند چند محكمه و دادگاه و سازمان و حزب و فدراسيون خارجى در دعواى مختلف جانب ايران را گرفته و حقى را به ما سپرده است محمدرضا ساكت كه حالا توپ را به زمين آسيايى هاى حاضر در كنفدراسيون مى اندازد آيا به ياد نمى آورد هنوز ايران غرامت جنگ تحميلى را از عراق نگرفته، چون سازمان ملل كه خير سرش عادل ترين دادگاه جهانى به حساب مى آيد، شكايت ايران را نزديك به دو دهه مسكوت نگه داشته است آيا واژه «منافع ملى» براى مديريت محترم باشگاه «فرهنگى» ورزشى سپاهان تعريف شده آيا ساكت مى داند فقط به خاطر يك شكايت باشگاه صنعت نفت به دادگاه هاى خارجى و داخلى، فوتبال ايران تا آستانه تعليق رفت محمدرضا ساكت دنبال چه چيزى مى گردد محروم كردن داوران بين المللى ايران در آستانه مراحل انتخاباتى جام جهانى !
همه كار براى قهرمانى
يك دايره المعارف بخريد ... اين واژه «منافع ملى» يعنى چى ! آيا كسى معنى اش را نمى داند آب ريختن به آسياب رقيب چيست وقتى مديرعامل محترم باشگاه «فرهنگى» ورزشى سپاهان فيلم و نامه را به كنفدراسيون مى برد و «مجيد بصيرت» در نقش سرپرست باشگاه مدعى مى شود AFC بايد سهميه ايران در جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا را به واسطه تماشاى همين فيلم كم كند ما بايد فريادمان را پيش چه كسى ببريم آيا كم شدن سهميه ايران در جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا خواسته مردمى است كه يك فصل ورزشگاه ها را لبريز از تماشاگر مى كنند
باشگاه «فرهنگى» ورزشى سپاهان و مديريت محترمش اگر معيار خود
را رفتار حرفه اى قرار داده اند، چرا به همتاهاى خود در كشورهاى حوزه خليج فارس و شرق آسيا نگاه نمى كنند كه هر لحظه براى حفظ اقتدار فوتبالشان مى كوشند آيا النصر، كاشيما انتلرز، جوبيلو، العين و ... حاضر مى شوند كوششى براى زير سؤال بردن آبروى فوتبال ملى و داورى و ... كشور خود انجام دهند آيا وقتى هواداران اينتر همين چند روز قبل به زمين ريختند و جشن نامتعارف قهرمانى را برپا كردند هم باشگاه آث ميلان نامه اى همراه با فيلم براى يوفا فرستاد تا سهميه ايتاليايى ها در جام قهرمانان اروپا را تغيير دهد معنى و مفهوم منافع ملى چيست آقاى ساكت! آقاى بصيرت! شما دنبال چه چيز مى گرديد جام قهرمانى ليگ پس از نابينا شدن آن سرباز، پس از درگيرى در كرج كه تا خيابان و شهر هم ادامه داشت، پس از آن رفتار توهين آميز با ناصر حجازى و حاجيلو و فتح الله زاده در اصفهان حالا نوبت به وسط كشيدن پاى مردانى رسيده كه چشم به زمين خوردن و ناكامى ما دارند
در و تخته!
همه چيز مثل حلقه هاى يك زنجير به هم متصل است. از مديريت تا كادر فنى، از كادر فنى تا بازيكنان و از تيم به روى سكوها. زمانى كه مديريت باشگاه از خود چهره اى تندمزاج و هجومى نشان مى دهد، بايد هم انتظار داشت كه «عمادرضا» در پايان مسابقه با پرسپوليس با بطرى آب تماشاگران پرسپوليس را هدف بگيرد و يا «ژوروان ويرا» در تمام ۹۰ دقيقه به سوى داور، كمك داور و داور چهارم حمله ببرد. بايد هم انتظار داشت مجموعه «فرهنگى» ورزشى سپاهان بازيكنى مثل سيدصالحى تربيت كند كه در شكل حرف زدن و شيوه گويش، به جامعه داورى، به كميته انضباطى، به هواداران رقيب، به تيم حريف و به جامعه رسانه اى با شديدترين لحن و آزاردهنده ترين اصوات حمله برد و توهين كند. انگار همه چيز جور جور شده است!
محترمانه تر حرف بزن لطفا!
و البته «مهدى سيدصالحى» فراموش مى كند كه يك ورزشكار است! او خود را در قامت يك ليدر تماشاگران قرار مى دهد و مى گويد: «ما سال پيش نايب قهرمان آسيا شديم. ببينيم پرسپوليس سال بعد در آسيا چكار مى كند. شما مطمئن باش اينها هيچى نمى شوند!»
«ما» سيدصالحى از كدام «ما» حرف مى زند چطور آن روز كه سپاهان مقابل كاوازاكى به ميدان رفت و فقط يك نيمه از بازى اش پخش مستقيم نشد، رسانه ملى را به باد انتقاد كشيد و ادعا كرد آن روز سپاهان در آسيا نه يك باشگاه اصفهانى كه دقيقا نمونه تيم ملى بوده است. اما انگار حالا سپاهان شده است «ما»! كدام «ما» ! آن روز كه نياز به حمايت داشتيد تيم ملى بوديد و حالا خودتان هستيد سپاهان كه تازه ۵ سال است طعم آسيايى شدن را مى چشد آيا به ياد ندارد سال ها قبل استقلال در آسيا آقايى مى كرد و پرسپوليس بارها تا همين نيمه نهايى آسيا رسيد و يك قهرمانى جام در جام را در كارنامه اش دارد آن روز محمدرضا ساكت براى مبارزه با رسانه ملى دست به نامه نگارى براى تمام مقامات كشورى زد و امروز نه تنها نامه نگارى هايش خطاب به كنفدراسيون و مسؤولانى بيگانه است كه حتى او و مجموعه اش فراموش مى كنند حبيب كاشانى و على فتح الله زاده اولين كسانى بودند كه نايب قهرمانى را به سپاهان تبريك گفتند! اگر يك نايب قهرمانى سپاهان «ايران» را بين المللى كرده، آقاى سيدصالحى بايد بداند كه در پايان قرن بيستم و بنا به اعلام كنفدراسيون فوتبال آسيا، پرسپوليس پرطرفدارترين تيم قاره آسيا شد و استقلال پرافتخارترين تيم قرن بيستم در سطح قاره كهن! آيا مى توانيد محترمانه تر در مورد ميراث واقعى و مردمى و اصيل فوتبال ايران صحبت كنيد
|
|
|
|
|
اميدوارم يكى از جوانان اين مملكت جاى كاپيتان حيدريان را پر كند
حسين شمس: حالا براى جام جهانى خيز بر مى داريم
حسين شمس با وجود قهرمانى در مسابقات آسيايى همچنان با متانت حرف مى زند، مرد محبوب و محجوب فوتسال ايران كه مشقات بسيارى در راه ساختن تيم ملى فوتسال ايران ديد پس از كسب ۹ بار قهرمانى فوتسال اين قهرمانى را حاصل تلاش بازيكنان مى داند و خود را در نتيجه حاصله كم تأثير جلوه مى دهد. حسين شمس پس از پايان مسابقات جام ملت هاى آسيا خيلى چيزها را به اثبات رساند. فوتسال ما حالا توانايى هاى مرد با تجربه فوتسال كشورمان را بيشتر باور مى كند. آيا نبايد نگينى همچون حسين شمس را در فوتسال ايران بيشتر حمايت كرد با او حرف مى زنيم.
آقاى شمس! تبريك، تيم ملى فوتسال ايران بار ديگر قهرمان فوتسال قاره آسيا شد.
* اگر من بگويم سطح اين مسابقات بسيار بالا بود و تيم ها رشد چشمگيرى كرده بودند شايد عده اى تصور كنند قصد بزرگنمايى دارم اما به واقع تيم ملى فوتسال كار سختى براى قهرمانى داشت.
از تصاوير كاملاً پيدا بود! تيم هايى مثل ژاپن و تايلند در سطح تيم هاى بزرگ جهان بازى مى كردند.
* اى كاش همه شما آنجا بوديد و از نزديك تيم ها را مى ديديد. به اعتقاد من تيم ملى فوتسال در اين بازيها بهترين عملكرد تاريخ خود را به نمايش گذاشت كه اين مهم حاصل تلاش بازيكنان تيم ملى فوتسال بود.
كار دفاعى تيم ملى فوتسال بسيار چشمگير بود. شما چه اقدامى براى بهبود وضعيت دفاعى تيم ملى انجام داده بوديد
* اردوهاى پى در پى و تمرينات مداوم از اين بچه ها بازيكنان آماده اى ساخته بود. من خدا را شكر مى كنم كه توانستيم بهترين خط دفاع را به خودمان اختصاص بدهيم.
خداحافظى محمدرضا حيدريان تيم ملى فوتسال را با مشكل روبه رو نمى كند
* مطمئن هستم آنقدر استعداد داريم كه يكى از همين جوان هاى مرز و بوم جاى رضا را پر خواهد كرد. محمدرضا حيدريان براى ما اسطوره بود و فوتسال ايران همواره نام او را در ياد خواهد داشت. من فكر مى كنم محمدرضا يك خداحافظى باشكوه از دنياى فوتسال داشت، هرچند كه براى ما هم غم انگيز بود.
به ادامه اين روند در جام جهانى فوتسال در برزيل اميدواريد
* بسيارى از كارشناسان معتقد بودند اين تيم مى تواند در مسابقات جهانى درخشش فوق العاده اى داشته باشد. همان طور كه ديديد بچه ها يك سر و گردن بالاتر از تيم هاى قدرتمند آسيايى ظاهر شدند اما ما خيلى زود كارمان را شروع مى كنيم تا اين مهم عملى شود.
يعنى اردوى تيم ملى دوباره آغاز خواهد شد
* هفته آينده بايد به برزيل برويم. تيم ملى فوتسال مى بايست در تورنمنت ۱۶ جانبه (جام پريكس) شركت كند. آنجا با تيم هاى خوب جهان روبه رو مى شويم و اين مسابقات به آمادگى مان خواهد افزود.
|
|
|
|
|
سازمان تربيت بدنى و تيم ملى فوتسال
تيم ملى فوتسال بار ديگر حقانيت خود را در عرصه بين المللى به اثبات رساند و نشان داد توجه و سرمايه گذارى در فوتسال مى تواند به فتح قله هاى آسيايى منجر شود. سازمان تربيت بدنى كه نقش غيرقابل انكارى در پيروزى هاى فوتسال داشته است بايد از اين پس با حساسيت بيشترى فوتسال را مورد توجه قرار دهد. اين تيم خود را به اثبات رسانده، بازيكنانش نشان دادند در آسيا بهترين هستند حتى در جهان حرف هاى بسيارى براى گفتن خواهند داشت. اميدواريم سازمان تربيت بدنى همچون هميشه حمايت هايش را از فوتسال ادامه دهد تا اين تيم در عرصه جهانى هم بتواند پس از سال ها يكى از سكوها را به خود اختصاص دهد.
|
|
|
|
|
محمدرضا حيدريان: همه مى گفتند خداحافظى كن
هنوز هم بغضم مى گيرد
ايران ورزشى - اسطوره فوتسال ايران، محمدرضا حيدريان، پسر با حياى فوتسال ايران از دنياى فوتسال خداحافظى كرد. محمدرضا كه دوست داشت در اوج از فوتسال خداحافظى كند حرف هايى مى زند: «دوست داشتم در جام جهانى فوتسال در كنار تيم باشم، چون حضور در اين مسابقات يك افتخار براى هر بازيكنى است اما از آن جايى كه مى خواستم با قهرمانى و در اوج از تيم ملى كناره گيرى كنم، مسابقات تايلند را بهترين فرصت ديدم.
مربيان و بازيكنان تيم اصرار داشتند خداحافظى نكنم اما به هر حال يك روزى بايد اين كار را انجام مى دادم. خواست خدا بود كه خداحافظى ام با قهرمانى تيم ملى در تايلند باشكوه شود. فكر مى كنم در اين دوره از مسابقات نيز بازيهاى بدى ارائه ندادم و مردم از عملكردم راضى بودند. آنها در زمان ورود تيم ملى به ايران، مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادند.
اين دوره از مسابقات براى من خيلى بهتر از دوره هاى قبلى بود. به اين دليل كه آخرين سال حضورم در تيم ملى را پشت سر مى گذاشتم خيلى دوست داشتم بازيهاى خوبى را از خود ارائه دهم. خداحافظى از تيم لحظات بسيار سختى را براى من در تايلند رقم زد. به قدرى تحت تاثير قرار گرفته بودم كه ۱۰ دقيقه به همراه ديگر بازيكنان گريه مى كرديم. علاوه بر اعضاى تيم ايران، تايلندى ها و مسؤولان كنفدراسيون آسيا نيز براى من سنگ تمام گذاشتند تا روز خداحافظى ام بسيار به ياد ماندنى شود. هنوز هم وقتى مى خواهم در مورد خداحافظى صحبت كنم بغض مى كنم و خيلى احساساتى مى شوم.
|
|
|
|