شايعه فوت مبعلى در شهر
نقشه هاى چند آدم بيكار!
ايران ورزشى- خبر تلخ بود و تكان دهنده! خيلى زود در محافل ورزشى پيچيد اما هيچ كس باور نمى كرد. تنها كارى كه از دست شنوندگان خبر برمى آمد تماس گرفتن با خانواده او بود چون خود اين بازيكن تلفنش را پاسخ نمى داد. به همين دليلى دوستانى كه با او تماس مى گرفتند فكر مى كردند خبر شايد دروغ هم نباشد.
«خبر درگذشت ايمان مبعلى بر اثر سانحه رانندگى …»
اولين كسى كه از خانواده ايمان مبعلى متوجه اين شايعه شد برادرش يحيى بود. او هم دست و پايش را گم كرد و فقط با تلفن ايمان تماس مى گرفت. جواب ندادن ايمان مبعلى به تلفنش باعث شد تا او نگران تر از قبل شود به همين دليل با يكى از اعضاى خانواده اش كه تا ديروز (يعنى همان روزى كه شايعه پيچيد) در دبى همراه ايمان بود تماس گرفتند اما جمله اى كه از آن طرف خط شنيده شد نگران كننده تر بود: «ايمان مرا تا فرودگاه رساند و برگشت. نمى دانم! مگر اتفاقى افتاده !»تلاش مادر و ديگر اعضاى خانواده ايمان مبعلى كه تا مرز سكته پيش رفته بودند باعث شد تا بالاخره ايمان را پيدا كنند و صدايش را بشنوند.
ايمان مبعلى كه خودش هم از شنيدن خبر مرگش تعجب كرده بود از چند تماس مشكوك در صبح همان روز خبر داد. ايمان گفته بود كه پژمان منتظرى و چند تن از دوستانش با او تماس گرفتند و بدون اينكه صحبتى از شايعه داشته باشند فقط مى خواستند بدانند حالش خوب است يا نه.
البته تماس هاى مكرر با جواد كاظميان هم نشان از آن داشت كه شايعه خيلى زود پيچيد و به بسيارى از دوستان ايمان مبعلى هم رسيد اما خدا را شكر براى ايمان مبعلى اتفاق خاصى نيفتاده، حتى در حد يك تصادف كوچك!
ايمان: من هنوز زنده ام!
ايمان مبعلى كه خود را براى بازى آخر الشباب مقابل الجزيره آماده مى كند و مى خواهد با اين تيم به قهرمانى برسد با شنيدن شايعه متعجب شده و با خنده مى گويد: «نمى دانم اين شايعه چطور به وجود آمد چون من تا وقتى كه شايعه پيچيد در خانه خواب بودم، بعد از آن هم به فرودگاه رفتم و برگشتم الان هم در دبى هستم و دارم ناهار مى خورم تا با تيم به ابوظبى برويم.»
مبعلى كه با وجود شايعه از روحيه بالايى برخوردار است درباره بازى با الجزيره هم توضيح مى دهد: «هيچ مشكلى براى بازى با الجزيره ندارم و كاملا آماده ام تا با ارائه يك بازى خوب به قهرمانى تيمم كمك كنم.»