|
باقرى:
|
|
|
|
بادامكى:
|
|
|
|
يادداشتى در دفترچه خاطرات يك ورزشگاه
|
|
|
|
|
|
|
|
قهرمانى پرسپوليس مثل صعود تيم ملى
|
|
|
|
با پرسپوليس تمرين مى كنم
|
|
|
|
اميدوارى بيادى به پرسپوليسى ها
|
|
|
|
|
باقرى:
هواداران
ما را برنده كردند
كسى به ياد نداشت كه كريم باقرى اينگونه شادى كرده باشد. كاپيتان پرسپوليس بعد از پيروزى برابر سپاهان به شكلى عجيب شادى خود را ابراز مى كرد و حتى هنگام اهداى جام، درخواندن سرود قهرمانى هواداران را همراهى كرد. باقرى كه هنوز تحت تأثير آن قهرمانى است مى گويد: به غير از ۳ امتياز به فكر هدف ديگرى در بازى مقابل سپاهان نبوديم و اين خواسته خود را با همدلى و تمركز بالا به دست آورديم.
با توجه به پيچيدگى بازى در دقايق پايانى انگيزه و تشويق فوق العاده هواداران باعث برد و قهرمانى پرسپوليس شد تا يك روز به يادماندنى براى تمام هواداران رقم بخورد.
در طول ۹۰ دقيقه فقط به فكر حمله و زدن گل بوديم اما مى دانستيم با تيمى بايد مقابله كنيم كه بسيار قدرتمند و زيرك است و در ضد حملات خطرناك كار مى كند و بايد بازيكنان تاكتيكى آنها را با دوندگى فراوان از كار انداخت.
باوجود فراز ونشيب هاى فراوان حق پرسپوليس دراين فصل قهرمانى بود و اين حرف مرا تمام كارشناسان تأييد مى كنند.
باقرى اولين پرسپوليسى بود كه براى تمديد قرارداد اعلام آمادگى كرد و باز هم ماندنش در پرسپوليس را تأييد مى كند: مشكلى براى حضور در پرسپوليس ندارم و توافقات اوليه انجام شده است.
اميدوارم با بازگشت كاشانى به باشگاه قرارداد نهايى را امضا كنم تا يك فصل ديگر در خدمت تيم باشم.
|
|
|
|
|
بادامكى:
شرايط خوب باشد مى مانم
حسين بادامكى فرصت زيادى براى حضور در آخرين نبرد نداشت اما تاثير حضورش در پيروزى پرسپوليس را نمى شود كتمان كرد. او ابتدا درباره عملكرد خودش مى گويد: مصدوميتم جزيى بود ولى كادر فنى صلاح ديد كه در تركيب اصلى نباشم. اميدوارم در همان چند دقيقه اى كه بازى كردم توانسته باشم تأثيرى در قهرمانى داشته باشم.
بادامكى در ادامه درباره بازى مى گويد: در اين ديدار كه فقط پيروزى ما را به قهرمانى مى رساند براى رسيدن به اين مهم مقابل بيش از ۱۱۰ هزار هوادار قرمز پوش در نيمه اول بازى حساب شده و منطقى اى را ارائه داديم اما نتوانستيم گل برترى خود را حفظ كنيم .پس از به تساوى كشيده شدن بازى در نيمه دوم كه ديگر چيزى براى از دست دادن نداشتيم على رغم بازى بسته و دفاع يازده نفره سپاهانى ها حملات زيادى را تدارك ديديم كه يكى پس از ديگرى خنثى مى شد.با از دست ندادن اميد مان تا لحظات پايانى بالاخره مزد تلاشمان را از خدا گرفتيم و موفق شديم روى يك كار تيمى در دقيقه ۹۶ ورزشگاه آزادى را منفجر كنيم. در واقع خدا خيلى ما را دوست داشت كه زحماتمان را با شاهكار سپهر حيدرى بى پاسخ نگذاشت.او در ادامه درباره صحبت هاى برخى از مسؤولان سپاهان مبنى بر اينكه اگر ما مى برديم شايد كشته مى داديم توضيح مى دهد: شايد مسؤولان سپاهان فكر كرده اند تماشاگران ما از يك كره خاكى ديگر هستند در حالى كه آنها فقط تيم خود را تشويق مى كردند و خوشحالى آنها بعد از قهرمانى طبيعى بود.
بادامكى در مورد تمديد قراردادش با پرسپوليس ادامه مى دهد: قراردادم تمام شده اما اگر شرايط مهيا باشد به احتمال زياد فصل آينده هم پرسپوليسى خواهم بود.
|
|
|
|
|
يادداشتى در دفترچه خاطرات يك ورزشگاه
پرسپوليس دنياى ديگرى ساخت
پيام يونسى پور
Payam Younesipour
تجربه سال هايى كه روى سكوهاى سيمانى ورزشگاه آزادى مى نشستيم و بعد به عنوان يك خبرنگار ، جايگاه را طى حدود يك دهه براى تماشاى مسابقات فوتبال شناختم وقتى يكى يكى پشت هم به خط مى كنم ، روزهايى به ياد مى آورم كه فراموش نشدنى است. روز باشكوه شكست دادن ژاپن در تهران مقابل چشمان بيش از يكصد هزار نفر ، با صدها خاطره ماندگار شد. مسابقه اى كه در ايام نوروز برگزار مى شد، هيچ خبرنگارى را متعهد نمى كرد كه به صورت لحظه به لحظه براى روزنامه يا رسانه اش خبرى مخابره كند. وقتى به جايگاه خبرنگاران نگاه مى كردى ، جز چند چشم بادامى ژاپنى و مو بور فرانسوى و انگليسى كسى در جايگاه نبود. سعيد زاهديان و مهدى عربشاهى كنارم و ميان جمعيت نشسته بودند . آرش لب جويى چند صندلى دورتر بود و حبيب افتخارى و على وهابى و ... هم مثل سايرين لابه لاى مردم بازى را مى ديدند . به ياد مى آورم لحظه گل محمد نصرتى به بحرين كه يك لحظه ، وزن ورزشگاه آزادى به صفر رسيد حتى يك كيلوگرم هم روى سكو ها باقى نماند . هيچ كس روى صندلى اش ننشست ، هيچ كس فقط يك فرياد نكشيد.
حواشى دو داربى فراموش نشدنى مانده است . يكى دربى ۷۲ و ديگرى بازى رفت سال ۷۹! هر چندان دلنشين تمام نشد ، اما سرشار از اتفاقات خاص و ويژه بود . روزهاى به يادماندنى شايد از انگشتان يك دست فراتر برود ، اما آن چه شنبه عصر در ورزشگاه آزادى اتفاق افتاد، به تمام روزهايى كه لااقل در اين دفترچه خاطرات به يادگار مانده است ، تفاوت ها داشت. آزادى سكوهايش و جايگاه شيشه اى خبرنگاران روزى را تجربه كرد كه شايد تا به حال نديده بود . قهرمانى پرسپوليس ، دنيايى متفاوت ساخت. شايد اگر ثانيه هاى پايانى آن گل به ثمر نمى رسيد يا پرسپوليس از ابتدا با اختلاف ۲ يا ۳ گل پيش مى افتاد و پيروز مى شد ، چنين روزى رقم نمى خورد.
خبرنگار بدون مرز
حدود يك ساعت تا آغاز مسابقه مانده و سپاهانى ها از بازيكن و مربى گرفته تا خبرنگار و هوادار وارد آزادى شده اند. مردى با ظاهرى آراسته از پشت به شانه ام مى زند صدايش بيشتر از سيمايش آشناست . خودش را مسعود افشارى معرفى مى كند . شايد يك بار اوايل سال ۸۰ او را در دربى اصفهان ديده بودم . خبرنگار اصفهانى كه درست مثل جواد خليفه سلطان ديگر خبرنگار شهرش جا افتاده و متشخص است خيلى زود سرشوخى را با يك كرى باز مى كند: « امسال هم آمديم جام را از شما بگيريم و بريم ! اين جمله اش مرا به ياد قضات پرونده هايى مى اندازد كه در روز دادرسى خطاب به متهم مى گويند:« فكر مى كنى كه آمده اى حكم برائت را بگيرى و بروى ! » خاطره شيرين سال قبل در جام حذفى از ياد اصفهانى ها و سپاهانى ها نرفته است . تجربه بازى مقابل يكصد هزار نفر و پيروزى در چنين روزى را هم به ياد دارند. وقتى پرسپوليس گل اول را مى زند ، در جايگاه خبرنگاران هيچ اتفاق خاصى نمى افتد.
همه سعى مى كنند وقار خود را حفظ كنند . مثل خبرنگاران اصفهانى كه وقتى حاج صفى توپ را وارد دروازه پرسپوليس كرد فقط دست شان را در هم فشار مى دادند . بين دو نيمه دوباره مسعود افشارى را مى بينم كه بيشتر بر اساس آن چه هر دو پيش از اين و در نشريات ثبت كرده بوديم ديگرى را مى شناختيم . اول سراغ همكاران مشترك را مى گيرد و بعد به بازى بر مى گردد:« امسال حق پرسپوليس بود قهرمان بشه . هر چند كه نشد ، ولى اگر ۶ امتياز را كم نمى كردند امروز ما اينجا قهرمان نمى شديم ... » اينكه چرا از قهرمانى مطمئن بود عجيب نيست . اما نيمه دوم كه شروع مى شود، وقتى خودم را جاى خبرنگاران سپاهان مى گذارم ، ياد روز بازى با بحرين در منامه مى افتم. لحظه اى كه تنها آرزويم را با دعا پيش خداى خودم بردم و از او خواستم با سرافكندگى مرا از ورزشگاه منامه بيرون نفرستد. آيا اصفهانى ها هم چنين دعايى كردند يادم مى آيد لحظه اى كه سپهر حيدرى توپ را وارد دروازه سپاهان كرد، جايگاهى كه تا آن لحظه سعى داشت تشخص خود را حفظ كند رنگ باخت. به جز چند ميهمان ، هيچ كس سرجايش ننشسته بود. فرياد كشيدن ، فقط جزيى از رفتار خبرنگارانى بود كه به اصل خود، به دوران كودكى و هوادارى شان برگشتند.
اينكه چند نفر گوشه اى گريه مى كردند عجيب بود ... مگر حماسه اى رقم خورد ! عقده گشايى ۶ ساله مرزهاى خبرنگار و هوادار را بر مى داشت.
بازهم مسعود افشارى را ديدم به كسانى كه مى شناخت تبريك مى گفت. وقتى رسيد خيلى سخت فقط يك جمله گفت:« يك اصفهانى بيچاره مان كرد!»
اين تعصب است يا ناهنجارى
بصيرت كه جام را بالا برد ، كريم باقرى ميكروفن را گرفت و به عنوان مورد احترام ترين چهره پرسپوليس از يكصد هزار هوادار تيمش خواست به احترام او و بازيكنان پرسپوليس ، سپاهان را تشويق كنند . سرپرست جام نايب قهرمانى را بالا برد و با انگشت اشاره اش هواداران سپاهان را خطاب قرار داد. هوادارانى كه تازگى معنى هوادارى تيمى جز استقلال و پرسپوليس را مى فهمند. هوادارانى كه عمر زيادى از هوادارى شان از يك قطب شهرستانى نمى گذرد. جماعتى كه روزى نارنجكى را براى به دست آوردن جامى فراتر از آن چه شنبه در دست سرپرست شان بالا رفت به سوى هواداران رقيب پرتاب كردند و ميانه راه چشم سربازى را از بين برد. هوادارانى كه در كرج از داخل ورزشگاه تا بيرون آن و خيابان ها با هواداران سايپا درگيرى و زد و خورد فيزيكى داشتند . جمعيت نوپايى كه به صورت ناگهانى ساخته شد و هيچ پشتوانه فكرى را در پس زمينه اش نديد تا وقتى به تهران مى آيد ، تصور مى كند با شكستن شيشه هاى تمامى خودروهايى كه بيرون تونل جنوبى پارك شده و پريدن روى سقف خودروها مى تواند تعصبش را نشان دهد. اين تعصب است يا ناهنجارى ! وقتى اموال عمومى ويران مى شود، بايد چگونه پذيرفت باشگاه سپاهان با مديريت محمد رضا ساكت پيشقراول فرهنگ سازى در ورزش است آيا بر پا كردن سمينار كفايت مى كند آيا مدير عامل باز هم از اين حركت حمايت مى كند در قطب سازى جديد فوتبال كشور ، جاى هوليگان ها خالى بود كه حالا آنها را هم داريم!
|
|
|
|
|
حيدرى: آن گل كار خدا بود
سپهر حيدرى شايد خودش هم تصور نمى كرد كه زدن چنين گل حساسى در تقدير او باشد اما انگار قرار بود پرسپوليس با گل يك اصفهانى، سپاهان را كنار بزند و جام قهرمانى را بالاى سر ببرد.
او كه حالا يك چهره محبوب در جمع پرسپوليسى هاست درباره قهرمانى پرسپوليس و گلزنى خودش مى گويد: ۳ ماه به احترام هواداران پرسپوليس سكوت كردم، هيچ مصاحبه اى انجام ندادم و تنها به فكر انسجام خط دفاعى بودم.
خوشحالم كه تلاش هاى يكساله باشگاه جواب داد و توانستيم قهرمانى را به لايق ترين تماشاگران دنيا اهدا كنيم. صد درصد پرسپوليس شايسته اين قهرمانى بود. از ابتداى فصل اين جو در تيم به وجود آمده بود كه ما بايد قهرمان بشويم و همه باورشان شده بود كه ما قهرمان هستيم. با چنين انگيزه اى كمتر تيمى مى توانست به فكر قهرمانى باشد.
فكر نمى كنم بتوانيد تيمى را نام ببريد كه پس از كسر شش امتياز توانسته باشد كمر راست كند اما پرسپوليس اين كار را كرد و توانست در شرايطى نابرابر قهرمان شود.
زمانى كه پرسپوليس با دو برد پياپى توانست به جمع مدعيان اضافه شود همان جا لطف خداوند را ديدم و در بازى با سپاهان هم خداوند لطف اش را بر تيم ما تكميل كرد. هواداران هم تا دقيقه آخر تيم را تشويق كردند. حمايت آنها در اين فصل از ما بى نظير بود. گل دقيقه ۹۶ را هم من نزدم بلكه خدا بود كه آن گل را در دقيقه آخر به ثمر رساند.
|
|
|
|
|
مظفرى زاده: زارعى توهين كرد و اخراج شد
قضاوت سعيد مظفرى زاده اگر چه چندان باب ميل پرسپوليسى ها و سپاهانى ها نبود اما او از عملكرد خودش در بازى حساس دو تيم رضايت كامل دارد و در توجيه تصميماتش مى گويد: يك روز خيلى خوب را پشت سر گذاشتم. كارشناسان و پيشكسوتان داورى معتقد بودند اشتباهى نداشتم.
وى درباره صحنه اى كه كعبى با عقيلى در محوطه جريمه سپاهان درگير شد و پرسپوليسى ها اعتقاد به پنالتى داشتند، ادامه مى دهد: در زاويه اى كه من قرار داشتم برخورد عادى بين دو بازيكن ديدم و خطايى نبود كه اعلام پنالتى كنم البته به نظر كارشناسان اهميت مى دهم، به هرحال آنها از زواياى مختلف اين گونه درگيرى ها را مورد بررسى قرار مى دهند.
مظفرى زاده در مورد اخراج زارعى هم اينچنين مى گويد: او پس از گلزنى سپهر حيدرى به سمت نيمكت سپاهان رفت و به آنها توهين كرد البته اين صحنه را نديدم و داور چهارم قضيه را به من گفت.
مظفرى زاده درباره انتقاد سپاهانى ها مبنى بر زياد بودن وقت هاى اضافه نيمه دوم هم توجيهاتى دارد: نظر دوستان سپاهانى برايم محترم است اما به آنها قول مى دهم اگر خودشان فيلم بازى را ببينند و وقت را نگه دارند متوجه مى شوند كه درست تصميم گرفتم و اتهامى هم كه به من زده اند رفع مى شود.
|
|
|
|
|
قهرمانى پرسپوليس مثل صعود تيم ملى
روز خوب پيروزى
محمد قراگزلو
Mohamd Gharagozlou
دو سال بعد از آن روز بهارى به ياد ماندنى كه ورزشگاه آزادى با گل محمد نصرتى غرق در شادى شد و تيم ملى با پيروزى مقابل بحرين به جام جهانى ۲۰۰۶ صعود كرد اين بار در بهارى ديگر جشن قهرمانى پرسپوليس در ليگ برتر هفتم فضاى ورزشگاه آزادى و شهر تهران را دوباره تحت تاثير قرار داد و حالتى ويژه به نقاط مختلف پايتخت داد. درست مثل همان روز كه صعود تيم ملى به آوردگاه جهانى آلمان قطعى شد تمام خيابان هاى اطراف ورزشگاه آزادى قفل شد. بيرون رفتن از ورزشگاه ممكن نبود و كار غيرممكنى به نظر مى رسيد. اين اتفاق براى آنهايى كه ساعاتى در ورزشگاه باقى ماندند تا بلكه خيابان هاى اطراف ورزشگاه كمى خلوت تر شده و تردد اتومبيل ها راحت تر شود خيالى واهى بود چرا كه هر لحظه به ترافيك سنگين حاشيه ورزشگاه اضافه مى شد. اتومبيل ها به شدت در هم گره خورده بودند و هر چند دقيقه يك بار فقط چند متر جلو مى رفتند. خيلى ها از اتومبيل هاى خود پياده شده و بين صفوف خودروها حركت مى كردند البته حركت آنها كاملا طبيعى و نرمال نبود چرا كه فريادزنان شادى خود را به گوش كناردستى هايشان مى رساندند.
تمام آن دو آتشه هايى كه از ورزشگاه بيرون آمده بودند چه داخل خودروهاى خود و چه با پاى پياده غرق در شادى بودند. خيلى هايشان از پنجره اتوموبيل ها بيرون آمده و روى سقف مى كوبيدند و البته بقيه را هم به پايكوبى وامى داشتند. روى برف پاكن هايى كه بلند شده بود دستمال هاى سفيد چسبانده بودند تا رقص دستمال ها فضا را ويژه تر جلوه دهد. خيلى زود خانواده ها هم به جمع پرسپوليسى هاى دو آتشه پيوستند. در بعضى از اتومبيل ها شادى خانوادگى حسابى توى چشم بود و اين مساله گستردگى شادى ناشى از قهرمانى يك تيم باشگاهى پرطرفدار را به خوبى ثابت مى كرد.
در هر ميدان شهر ديگر مردم عادى جمع شده و به شادمانى مشغول بودند. پير و جوان و زن و مرد هم در بين شان بود و اين جشن چند ساعته فقط مختص جوان ها و نوجوان هاى عشق فوتبال و پرسپوليس نمى شد.
پرچم هاى قرمز روى دست و شانه هاى هواداران با حركت باد تكان مى خورد، پرچم هايى كه در ابعاد بزرگ تر همراه هواداران بود روى سقف خودروها پهن شده بود و خيابان ها تقريبا به رنگ قرمز درآمده بودند. خوشحالى جوان ها، مردم عادى را هم تحت تاثير قرار داده بود و هيچ كس از اينكه مجبور است حتى ساعاتى در ترافيك كشنده خيابان هاى تهران بماند ناراضى نبود. مرد ميانسالى كه چند پلاستيك پر از ميوه در دست هايش بود و از مهلكه خودروها و سيل جمعيت خودش را به زحمت بيرون كشيده بود با دلخورى به مردى ديگر گفت: «ببين چه وضعى شده ۲ ساعت است اين مسير كوتاه را آمده ام.» و بعد با حالت رضايت از اين جشن و پيروزى خستگى اش را به در مى كرد: «چى كار كردند با اين سپاهان.»
همه خوشحال بودند. جشن باشكوهى بود. جشن سرخ هاى پايتخت. چه از داخل ورزشگاه كه ۱۲۰ هزار نفر همصدا با كاپيتان محبوبشان دست ها را بالا بردند و سرود قهرمانى خواندند و چه در سطح شهر كه تا ساعت ها به پايكوبى پرداختند تا روزى فراموش نشدنى در تاريخ فوتبال كشور حك كنند.
شنبه ۲۸ ارديبهشت درست مثل همان روز بهارى كه مردم را به خيابان ها كشاند تا براى صعود تيم ملى جشن بگيرند روز بزرگى بود، روزى كه مى شود از آن به عنوان «روز بزرگ پيروزى» براى پرسپوليس و فوتبال ايران ياد كرد.
|
|
|
|
|
با پرسپوليس تمرين مى كنم
كعبى: تعويض هاى قطبى حرف نداشت
ايران ورزشى- شادى كردن حسين كعبى بعد از قهرمانى پرسپوليس از آن حركات عجيب و غريب بود. كعبى كه پيش از اين قهرمانى ليگ را تجربه نكرده بود بعد از پيروزى برابر سپاهان از تيرك دروازه بالا رفت و با تكان دادن پرچم سرخ پرسپوليس در شادى بيش از صد هزار هوادار شريك شد. او حالا آنقدر خوشحال است كه حتى حرف هايش هم عوض شده و صحبت هاى جديدى را بر زبان مى آورد.
***
بالاخره با پرسپوليس قهرمان شدى.
* خدا را شكر، خدا جاى حق نشسته. ما واقعا حقمان قهرمانى بود. اگر داور آن پنالتى را مى گرفت يا توپ خليلى به تير دروازه نمى خورد نيمه اول را با سه گل مى برديم.
ولى چيزى نمانده بود كه اوايل نيمه دوم يك گل ديگر هم بخوريد.
* سپاهان فقط چند دقيقه هجومى كار كرد و بعد از آن متاسفانه از يك سيستم كاملا تدافعى استفاده كرد. آنها فقط به فكر ضدحمله بودند ولى خدا را شكر بچه ها همت كردند و تا دقيقه ۹۷ جان داديم تا توانستيم ببريم.
چه شد كه توانستيد بازى را به نفع پرسپوليس برگردانيد
* قطبى بهترين تعويض ها را انجام داد. سپاهان فقط دفاع مى كرد و همه مدافعانش هم قدبلند بودند. قطبى هم من و آقايى را تعويض كرد و ديديد كه چقدر اين تعويض ها مؤثر بود.
پس اين بار از تعويض ات ناراحت نيستى
* هيچ وقت ناراحت نبودم ضمن اينكه تعويض من صددرصد درست بود.
در اين سه بازى آخر عملكرد بهترى نسبت به بازيهاى قبلى داشتى.
* روزهاى اول كه به پرسپوليس آمدم از نظر روحى و تمرينى مشكلاتى داشتم كه روى كارم تاثير گذاشته بود ولى مديران و مربيان دائم با من صحبت مى كردند تا بالاخره توانستم روحيه ام را برگردانم. بچه ها هم خيلى به من كمك كردند.
جريان آن شادى عجيب و غريبت بعد از قهرمانى چه بود
* فكر مى كنم خوشحالى ام طبيعى بود. خيلى احساساتى شده بودم. اين اولين قهرمانى من در ليگ ايران بود كه با پرسپوليس مزه ديگرى داشت و با وجود آن همه هوادار نتوانستم خودم را كنترل كنم. اگر مى ديديد چه جوى در ورزشگاه وجود داشت حق را به من مى داديد. بايد دست و پاى اين هواداران را بوسيد كه همت كردند و ما را تنها نگذاشتند.
گفته بودى آخر فصل از پرسپوليس مى روى، حالا هم كه تيم قهرمان شده همين تصميم را دارى
* خيلى دوست دارم بمانم. اميدوارم شرايط طورى باشد كه بعد ازمذاكرات نهايى در پرسپوليس بمانم البته بايد صحبت هاى زيادى با مديران باشگاه داشته باشم ولى به احتمال زياد مى مانم.
|
|
|
|
|
اميدوارى بيادى به پرسپوليسى ها
هم كاشانى مى ماند، هم قطبى
حسن بيادى روز شنبه راهى ورزشگاه آزادى شد تا در كنار ساير پرسپوليسى ها، قهرمانى را جشن بگيرد. او بعد از بالاى سر بردن جام درباره اين قهرمانى مى گويد: جامعه ورزش به قهرمانى پرسپوليس نياز داشت، استقلال و پرسپوليس قله هاى قهرمانى فوتبال ما هستند و با موفقيت آنها زمينه رشد و پيشرفت فوتبال كشور بيشتر فراهم مى شود. قطعا قهرمانى پرسپوليس موج تازه اى از پيشرفت را در فوتبال كشور باعث خواهد شد و اميدوارم استقلال هم با قهرمانى در جام حذفى، موج ديگرى از موفقيت را در فوتبال ايران ايجاد كند تا تيم ملى از اين موج تازه براى راهيابى به جام جهانى بيشترين بهره را ببرد.دعا مى كنم استقلال هم قهرمان جام حذفى شود تا اين دو تيم پرطرفدارمانند سال هاى دور نمايندگان شايسته اى براى حضور در ليگ قهرمانان آسيا باشند و بتوانند به واسطه حمايت هواداران خود قهرمان آسيا شوند.
تشكر از هواداران
بيادى صحبت هاى خود را ادامه مى دهد و معتقد است كه قهرمانى پرسپوليس چيزى از ارزش هاى سپاهان كم نمى كند: خوشحالم از اينكه هواداران با صبورى لازم كمك كردند تا پرسپوليس با پشت سرگذاشتن فراز و نشيب هاى بسيار و عبور از حواشى مختلف، به سرمنزل مقصود رسيده و به انتظارها پاسخ مثبت بگويد. بى شك اين موفقيت نتيجه يك كار تيمى حساب شده است كه از راس مديريت تا ذيل تيم را در برگرفت. يعنى نتيجه اين كار تيمى خوب به افشين قطبى ختم شد تا اين مربى موفق ايرانى، جواب اعتماد هيات مديره باشگاه را به خوبى بدهد.
تلاش براى تمديد قرارداد قطبى
صحبت كه به اينجا كشيده مى شود، بيادى به تلاش هاى باشگاه براى تمديدقرارداد افشين قطبى اشاره مى كند: سياست باشگاه برحفظ افشين قطبى است و يقينا او بايستى با پرسپوليس دست به كار بزرگترى در ليگ قهرمانان آسيا بزند. در كنار حفظ قطبى مى خواهيم كليه بازيكنان را حفظ كرده و در عين حال، بازيكنان مورد نياز را جذب كنيم. البته اگر نظر افشين قطبى غير از اين باشد و نخواهد به همكارى اش با باشگاه ادامه دهد، آن ديگر به خودش برمى گردد. ولى چيزى كه هست من از همان روز اول روى ايشان نظر مثبت داشتم. البته نه به خاطر پيروزى هاى تيم بلكه به خاطر ادبيات و فرهنگى كه وارد فوتبال ايران كرده و حالا همه او را تحسين مى كنند.
كاشانى مى ماند
بيادى تقدير از تلاش ها و مديريت حبيب كاشانى را هم از ياد نمى برد: مديريت خوب او با وجود تمام تنگناهاى مالى باعث شد تا تيم از بحران هاى ايجاد شده به سلامت عبور كرده و قهرمانى را به طرفدارانش هديه كند. بطور مسلم كاشانى با انرژى بيشترى به خدمتش در باشگاه ادامه مى دهد و دليلى براى جدايى وجود ندارد. بايد تاكيد كنم كه جدا از قهرمانى كه از پيش نيز وعده اش را داده بوديم، باشگاه ادبيات و گفتمان فرهنگى جديدى را به ويژه در زمينه مربيگرى وارد فوتبال باشگاهى كشور كرده كه اميدوارم بتوانيم با اجراى ساير برنامه هاى مورد نظر، شرايط بهترى را پيش روى اين باشگاه مردمى و پرطرفدار قرار دهيم.
|
|
|
|