رضا عربى
Reza Arabi
براى فيروز كريمى مى نويسيم كه خود را سرآمد همه مربيان مى داند، براى مردى كه خود را تافته جدابافته تلقى مى كند: بهتر است براى خودت مربى استخدام كنى! چرا كه هنوز با وجود تجربه سال ها مربيگرى در سطح اول فوتبال ايران، نمى دانى كدام بازيكنت را بايد از ميدان بيرون بياورى! نمى دانيم فيروز كريمى براساس كدام تئورى علم مربيگرى فرهاد مجيدى را در دقيقه (۶۵) از ميدان بيرون آورد. اين را هم نمى دانيم كه او چرا به آرش برهانى ميدان داد تا اين مهاجم گلنزن باز هم روى اعصاب هواداران تيمش رژه برود.
فيروز كريمى چنين توجيه كرده است: من مى خواستم فرهاد را استراحت بدهم و براى همين به آرش برهانى كه در اين ميدان آرام تر از گذشته كار مى كرد ميدان دادم! توجيه فيروز كريمى پذيرفتنى نيست. فرهاد مجيدى براى بار سوم پس از گلزنى از زمين بيرون آورده مى شود و اين حركت كريمى سيگنال هايى را به مغز مى رساند! آيا بايد باور داشت كه او مى خواهد با اين كار فرهاد مجيدى را عصبى كند تا او بى انضباطى كند و پس از آن فرهاد هم به سرنوشت پيروز قربانى و محمد نوازى دچار شود
حرف زدن با فرهاد مجيدى سخت است. او دوست ندارد در اين باره كلامى بگويد. شايد او مى داند كه حرف زدن در اين باره مى تواند برايش تبعاتى داشته باشد - همان كه فيروز كريمى مى خواهد- براى همين فرهاد از دريچه ديگرى اين موضوع را ارزيابى مى كند، فرهاد پاسخ هايى مى دهد كه از ديدگاه ما بسيار عاقلانه است.
***
بعد از تعويض خيلى ناراحت شدى! پيراهنت را درآوردى و باقى ماجرا …
* ناراحت بودم. خودتان كه گفتيد! اصلا نمى دانستم بايد چه كار كنم.
تا به حال بازيكن صبور و با اخلاقى مثل تو را اين طور نديده بوديم.
* بله، متاسفانه شدت ناراحتى ام زياد بود. براى همين با آقاى كريمى دست دادم و از ايشان اجازه گرفتم و پايين رفتم.
مستحق تعويض شدن بودى
* مهم نيست. اين موضوع تمام شده است ... به هرحال اين مربى است كه بايد براى تيمش تصميم بگيرد نه فرهاد مجيدى.
اما تو با آن حركت اعتراضت را نشان دادى.
* يك لحظه عصبانى شدم، فقط همين. براى همين طاقت نداشتم روى نيمكت بنشينم.
حرفى هم زدى
* هيچ نگفتم، فقط دست دادم و پايين رفتم.
پس از بازى همه از اين تعويض ايراد گرفتند! فيروز كريمى نبايد تو را از زمين بيرون مى آورد.
* دوست ندارم درباره تصميم آقا فيروز حرفى بزنم چون حركت خودم هم چندان خوب نبود.
يعنى از اعتراضى كه كردى پشيمان هستى
* دقيقاً چون مى دانم كه هر مربى براى خودش دلايلى دارد.
دلايل فيروز كريمى اما اصلا قانع كننده نبود.
* من به ايشان احترام مى گذارم. اگر ديديد آن لحظه آن عكس العمل را نشان دادم به خاطر چيز ديگرى بود.
چه چيزى
* اگر باز هم گل مى زدم، ممكن بود در سرنوشتم تاثيرگذار باشد. من فكر مى كنم هنوز هم مى توانم بازيكن موثرى در تيم ملى باشم.
در واقع تو بيشتر به خاطر احتمال دعوت نشدن به تيم ملى آن حركت را انجام دادى
* من از اين اعتراض منظور خاصى نداشتم. اصلا نمى خواستم كسى فكر كند دارم به آقاى كريمى بى احترامى مى كنم. همان طور كه گفتم من از آينده ام در تيم ملى ناراحت شدم.
تو فكر مى كنى هنوز مى توانى در تيم ملى بازى كنى
* گل هاى حساسى در اين روزهاى پايانى به ثمر رساندم، مقابل مقاومت هم مى توانستم بيشتر گلزنى كنم. فكر مى كنم اگر بيشتر گل مى زدم آقاى دايى به من هم فكر مى كرد.