سال هفتم - ۳۱۰۶
يكشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
۱۳ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Apr 20, 2008
ورزش منهاى فوتبال ۱
sLogo.gif
جستجوى پيشرفته
PDF Edition
ورزش منهاى فوتبال
۱ ۲ ۳
ورزش جهان
۱ ۲
فوتبال ايران
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
صفحه اول
RSS آرشيو
هلسينكى ۱۹۵۲
بازيهاى المپيك هلسينكى

هلسينكى ۱۹۵۲
دو مشعل به خاطر فنلاندى ها
مونا گل نبى
Mona GolNabi

المپيك سال ۱۹۵۲ در هلسينكى به شيوه جالب توجهى آغاز شد . پاوو نورمى كه آن زمان ۵۵ ساله بود مشعل به دست وارد ورزشگاه شد و مشعل بزرگى كه روى زمين بود را روشن كرد. سپس فوتباليست هاى جوان مشعل را به بالاى برج ورزشگاه حمل كردند و هانس كولماينن ۶۲ ساله يك مشعل ديگر را روشن كرد . دو مشعل در اين دوره به خاطر فنلاندى ها روشن شد. مرد اول اين بازيها اميل زاتوپك ملقب به « لوكوموتيوچك» بود. او تنها كسى بود كه در تاريخ المپيك همزمان در مواد ۵ هزار ، ۱۰ هزار متر و ماراتن طلا گرفت. اتحاد جماهير شوروى براى اولين بار در المپيك شركت كرد، هر چند ورزشكاران اين كشور در يك دهكده مجزا اسكان داده شدند، در محل استقرار ورزشكاران اين كشور عكس بزرگى از استالين به ديوار آويخته شده بود و تهديداتى مبنى بر درگيريهاى رقباى جنگ سرد، بى اساس از آب در آمد. شوروى ها نيامده در كشتى ، وزنه بردارى و ژيمناستيك عناوين قهرمانى را كسب كردند، تيم ژيمناستيك بانوان شوروى به راحتى قهرمان رويداد تيمى اين رشته شد و پيروزى آن تا ۴۰ سال و تا از هم پاشيدن شوروى سابق ادامه پيدا كرد. يكى از اولين زنانى كه اجازه يافت در برابر مردان در رشته سواركارى مسابقه دهد ، ليزهارتل از دانمارك بود. با اينكه هارتل پس از شيوع فلج اطفال از زانو به پايين فلج شده بود و براى سوار و پياده شدن از اسب نياز به كمك داشت توانست مدال نقره مسابقه ها را كسب كند . لارس هال ، نجارى از اهالى سوئد بود كه اولين غير نظامى فاتح رشته پنجگانه مدرن لقب گرفت. در سال ۱۹۲۴ بيل هاونز به عنوان نماينده ايالات متحده آمريكا براى شركت در رشته رويينگ انتخاب شد اما مجبور بود كنار همسرش كه اولين فرزندشان را به دنيا آورد باقى بماند و در المپيك شركت نكند. ۲۸ سال بعد، همان فرزند پسر ، فرانك هاونز در ۱۰ هزار متر كانو مدال طلا گرفت ميزبانى المپيك پانزدهم يك بار هم در سال ۱۹۴۰ به فنلاندى ها اعطا شده بود كه به واسطه جنگ جهانى دوم لغو شد . در اين المپيك مجارستان كشورى كه تنها ۱۰ ميليون نفر جمعيت داشت تعداد جالب توجه ۴۲ مدال را به دست آورد و پس از امريكا و اتحاد جماهير شوروى سابق در مكان سوم ايستاد و تيم فوتبال مجارستان در فينال يوگسلاوى را ۲ ـ صفر شكست داد . پس از محروميت در سال ۱۹۴۸ ، ژاپن و آلمان بار ديگر به مسابقات دعوت شدند. تنها ورزشكاران آلمان غربى در اين مسابقه ها شركت كردند و شرقى ها غايب بودند با اينكه آلمان ها مكان پنجم را به دست آوردند ولى براى اولين و آخرين بار موفق شدند مدال طلا به دست بياورند.

افسانه اى به نام نامجو
مهرى رنجبر
Mehri RanJbar
173535.jpg
شناسنامه
شناسنامه:
نام و نام خانوادگى: محمود نامجو
محل تولد: محله استاد سراى رشت
سال تولد: ۱۲۹۷
تعداد فرزندان: ۵ (يك پسر- ۴ دختر)
وفات: ۳۰ دى ماه ۱۳۶۸
آرميده در: قطعه ۲۲ بهشت زهرا (س) تهران
افتخارات
مدال طلاى رقابت هاى جهانى ۱۹۹۴ لاهه
مدال طلاى رقابت هاى جهانى ۱۹۵۰ پاريس
مدال طلاى رقابت هاى جهانى ۱۹۵۱ ميلان
مدال نقره بازيهاى المپيك ۱۹۵۲ هلسينكى
مدال نقره رقابت هاى جهانى ۱۹۵۴ وين
مدال برنز رقابت هاى جهانى ۱۹۵۵ مونيخ
مدال برنز بازيهاى المپيك ۱۹۵۶ ملبورن
مدال برنز رقابت هاى جهانى ۱۹۵۷ تهران

مسموميت غذايى اجازه نداد تا در المپيك ۱۹۴۸ لندن مدال بگيرد و دومين وزنه بردار افتخارآفرين ايران شناخته شود اما با ناكامى در لندن همه چيز براى او تمام نشد. برعكس، وزنه بردار گيلانى تصميم گرفت در المپيك هلسينكى مقام پنجم دسته خروس وزن را با مدال عوض كند و كرد. محمد نامجو كه حضور در المپيك را اولين بار در لندن تجربه كرد خيلى راحت مى توانست مدال بگيرد اما امان از مسموميت غذايى. او باحال بدى كه داشت روى صحنه رفت اما در يكضرب و پرس به دردسر افتاد. با اين حال نامجو در حركت دو ضرب ۵/۱۲۲ كيلوگرم را بالاى سر برد و به رغم درد شديد، ركورد جهان را در دسته ۵۶ كيلوگرم زد. با اين حال جوزف دى پترو امريكايى، جوليان كروس انگليسى و ريچارد تام امريكايى اول تا سوم شدند و محمود نامجو پنجم. با اينكه نامجو در اولين حضور المپيكى اش در حسرت مدال ماند اما به اصرار اسكار استيت رييس فدراسيون جهانى وزنه بردارى در مسابقه هاى پرورش اندام شركت كرد و نقره المپيك را گرفت تا خيلى هم دست خالى از لندن برنگردد. او بعد از برگشت به تهران ترجيح داد تا درباره بدشانسى اش در لندن روزه سكوت بگيرد و از طرف ديگر سلطان خروس وزن ها شود. اين اتفاق هم افتاد.
نقره المپيك هلسينكى
براى مسن ترين وزنه بردار
بالاخره انتظار نامجو به سر آمد. زمان موعود رسيد. حضور در المپيك ۱۹۵۲ هلسينكى. آن هم براى جبران مافات المپيك قبلى. نامجوى ۳۶ ساله در فنلاند مسن ترين وزنه بردار معرفى شد. اين را مسؤولان برگزارى مسابقه ها هم اعلام كردند. ملى پوش ايران در اين دوره وزنه ۵/۳۰۷ كيلوگرم را بلند كرد ۱۰ كيلو كمتر از ركورد جهانى اش تا در مجموع مدال نقره المپيك را به چنگ آورد. بعد از ايوان اودوروف وزنه بردار شوروى و مقام سوم هم به دوست هميشگى اش على ميرزايى رسيد.
خبرسازترين وزنه بردار المپيك ملبورن
فنلاند آخرين المپيك محسوب نمى شود. نامجو نمى خواست المپيك ۱۹۵۶ ملبورن را هم از دست بدهد به همين خاطر مثل وزنه برداران جوان براى آن فقط تمرين مى كرد و تمرين. هيچ كس انتظار نداشت او در المپيك ملبورن بتواند مقامى به دست آورد اما آورد. تمرينات مداومش جواب داد. در حركتى استثنايى ۲۵ كيلوگرم ركورد خودش را زد و همه را انگشت به دهان گذاشت. نامجو در مجموع با ركورد ۵/۳۳۲ كيلوگرم و مدال برنز به تهران برگشت. جابجايى ۲۵ كيلويى ركوردش او را تبديل به خبرسازترين ورزشكار المپيك ملبورن كرد و البته مقاوم ترين وزنه بردار شناخته شد.
نامجو وزنه بردار طلايى جهان
بدشانسى در المپيك ۱۹۴۸ لندن پايان كار نامجو نبود. او در فاصله ۴ سال تا المپيك بعدى در مسابقه هاى جهانى بيشتر قدرتش را به رخ رقبا كشيد تا نشان دهد پنجمى اش در لندن فقط بدشانسى بود و بس. همين شد كه در مسابقه هاى جهانى ۱۹۴۹ دن هاگن هلند روى تخته رفت. در حركت پرس ۹۰ كيلوگرم را جابه  جا كرد. در يك ضرب ۵/۹۷ كيلوگرم را بالاى سرش برد و در حركت دو ضرب ۵/۱۲۷ كيلوگرم تا با مجموع ۳۱۵ كيلوگرم اولين مدال طلاى جهان به او چشمك بزند و همانى شد كه مى خواست. او اولين قدم را براى وفاى عهدش برداشته بود. يك سال بعد در مسابقه هاى جهانى ۱۹۵۰ در پاريس حاضر شد. وزنه بردار ايرانى با نگاهى به ليست شركت كننده ها متوجه شد كار سختى براى به چنگ آوردن دومين طلاى جهانى ندارد. حتى با ۵ كيلو كمتر از ركورد لاهه. پس دست به كار شد. در حركت پرس ۹۰ كيلوگرم وزنه زد. ۹۵ كيلوگرم در يك ضرب و ۱۲۵ كيلوگرم در حركت دو ضرب و مجموع ۳۱۰ كيلوگرم، تا دومين طلاى جهانى را به ويترين افتخاراتش اضافه كند. بعد از پاريس وزنه بردار ۳۵ ساله چمدانش را بست و راهى ايتاليا شد. او در ميلان نه تنها طلايى شد كه با ركورد ۳۱۷ كيلوگرم روى سكو ايستاد. ۹۰ كيلوگرم در پرس، ۵/۹۷ كيلوگرم در يك ضرب و ۱۳۰ كيلوگرم در دو ضرب اما مهمترين عاملى كه باعث شد او سومين طلاى جهانى اش را در ميلان بگيرد حضور على ميرزايى رقيب هميشگى اش بود. ميرزايى كه از نوابغ خروس وزن محسوب مى شد با نامجو به ميلان رفته بود. حضور او باعث شد تا مسابقه براى نامجو جدى تر از مسابقه هاى قبلى شود. ميرزايى نيز در اين مسابقه دوم شد، كمتر از سه ماه او در بازيهاى آسيايى ۱۹۵۱ دهلى نو حاضر شد و ركورد جهان را كه به نام خودش بود جابه جا كرد تا مطبوعات دنيا لقب نابغه وزنه بردارى دنيا را به او بدهند و كنار عكس اش بنويسند: «محمود نامجو ستاره وزنه بردارى ايران.» او همان سال در مسابقه هاى پرورش اندام در دسته كوتاه قدها هم شركت كرد تا با عضلات بدون آب و چربى اش، چشم داوران را خيره كند و نايب قهرمان آسيا شود. قهرمان خروس وزن جهان در سال ۱۹۵۴ وقتى ۳۸ ساله بود با ركوردى كه ۲ سال قبل از آن يعنى ۱۹۵۲ در المپيك هلسينكى ثبت كرد در وين نقره گرفت تا براى هميشه با مدال طلاى جهانى خداحافظى كند.
رييسى كه وزنه زد
او بعد از برگشت از وين وقتى اوضاع وزنه بردارى را خوشايند نديد به فكر راه اندازى فدراسيون افتاد. يكسالى هم رييس بود اما دو سه ماه بعد از اينكه تيمش در مسابقه هاى بين المللى فلورانس مقامى بهتر از پنجمى نگرفت دوباره دست به كار شد و با پوشيدن دوبنده روى صحنه برگشت و در مسابقه هاى جهانى ۱۹۵۵ مونيخ نفر سوم جهان شود. در اين سال استوگف ستاره جديد روسى ها ركوردهاى نامجو را بهتر كرد اما مقامى بهتر از سومى جهان آن هم با ركورد ۵/۳۱۲ كيلوگرم نصيب او نشد.
تهران آخرين مسابقه
همه فكر مى كردند محمود نامجو بعد از سومى المپيك ملبورن و با بالا رفتن سنش وزنه  را مى بوسد و كنار مى گذارد اما او هنوز هم مى خواست مسابقه دهد. به همين خاطر در مسابقه هاى جهانى ۱۹۵۷ تهران هم حاضر شد. با اينكه صفا سنبلى در تركيب تيم ملى ايران بود اما وزنه بردار ۴۱ ساله روى تخته رفت و با ركورد ۳۲۰ كيلوگرم سوم جهان شد. او با اين برنز براى هميشه با مسابقه هاى جهانى وزنه بردارى خداحافظى كرد. در اين رقابت ها استوگف روسى قهرمان شد و صفا سنبلى دوم اما بازيهاى آسيايى ۱۹۵۸ توكيو، آخرين مسابقه اى بود كه نامجو در آن وزنه زد. مدال نقره اين بازيها، آخرين مدالى بود كه وزنه بردار ايرانى به كلكسيون افتخاراتش اضافه كرد تا با آن براى هميشه با وزنه ها و تخته و رقبا خداحافظى كند. نتيجه ۱۰ سال حضور او در ورزش قهرمانى به يك نقره و يك برنز المپيك، ۳ مدال طلا، يك نقره و ۲ برنز جهانى، يك طلا و يك برنز بازيهاى آسيايى در وزنه بردارى و يك مدال نقره المپيك و يك مدال نقره بازيهاى آسيايى در پرورش اندام خلاصه مى شود.
رد پيشنهاد انگليسى ها
آن چيزى كه محمود نامجو را نامجو كرد مدال هايش در المپيك، مسابقه هايى جهانى و آسيايى نبود. پهلوان محمود را حس نوع دوستى، پايبندى به آموزه هاى دينى و جوانمردى اش افسانه اى كرد تا الگويى شود براى وزنه برداران دنيا. تا جايى كه تاماش آيان رييس فدراسيون جهانى درباره او اين طور اعتراف مى كند: «من با زندگى حرفه اى او حتى قبل از ملاقاتمان آشنا بودم. ديدار با او ارزش ها و منش هاى عالى او را كاملا تاييد كرد. محمود نامجو يك الگو بود و يك الگو نيز باقى مانده.» نمونه آن پيشنهاد كارخانه انگليسى Sopplement است كه در دعوتنامه اى از او مى خواهد تا عكس هاى پرورش اندام او را روى محصولات دارويى و مكمل هاى غذايى اش چاپ كند اما او موافقت نمى كند درحالى كه به پول آن خيلى هم احتياج داشته. خودش مى گويد: «به پول آن احتياج داشتم اما معلوم نبود كه اين شركت چه توليد مى كند. شايد محصولات آن با عكس من خوب فروش مى رفت اما مشخص نبود كه چقدر براى كودكان و نوزادان مفيد است. نمى خواستم از اين لحاظ خطرى مصرف كنندگان محصولات را تهديد كند.» او حتى به خاطر خدمت به ايران پيشنهاد سوئدى ها را براى سرمربيگرى در تيم ملى اين كشور رد كرد. نامجو ترجيح داد تجربه هايش را در اختيار جوانان ايران قرار دهد.
نامجو چطور نامجو شد
هر وقت همراه پدر، به كار معركه گيران شهر نگاه مى كرد به پدرش مى گفت: «كاش من هم يك روزى بتوانم اين سينى ها را پاره كنم.» قد و قواره كوتاه و ريزنقش او براى همه غيرقابل باور بود ورزشكار شدن او اميدوار شوند. او خيلى زود جذب كشتى شد. لذت مى برد كه مى تواند با بچه هاى محل سرشاخ شود اما برايش كافى نبود. محمود كم كم با حركات آكروباتيك و نمايشى هم آشنا شد. علاقه او باعث شد خيلى زود به تيم حركات نمايشى دعوت شود و در مراسم هاى مختلف برنامه اجرا كند اما او باز هم راضى نشد. وقتى ۱۶-۱۵ ساله بود براى اينكه در زير يك خم كشتى مقابل حريفانش كم نياورد بدنسازى را شروع كرد و البته ميل و كباده زورخانه را هم به كار گرفت تا عضلاتش را قوى كند. اشتياق او باعث شد تا به آرزويش برسد و در معركه گيرى هاى پهلوان محمد على خورشيدى، پهلوان هاشم و پهلوان ستوده سينى و مجمعه پاره كند. با اين حال رضا لاجى مربى كشتى اش دست از سر او بر نمى داشت. او در ۱۸ سالگى با اولين حضور در مسابقه هاى قهرمانى كشور اول شد اما با قدير بيشه بان حركات نمايشى و بارفيكس را هنوز انجام مى داد. از طرف ديگر احمد درخشان، سيد على تفنگدار و سيد على كم سخن هم در باستانى و ورزش زورخانه اى به او كمك مى كردند. او در رشت چهره شد و صاحب زنگ در زورخانه اما ديگر جاى ماندن در رشت نبود.
173553.jpg
او بايد به تهران مى آمد. براى تامين مخارج زندگى آمد و در مدرسه ورزنده با وزنه بردارى آشنا شد. او صبح ها در كارگاه مبل سازى كار مى كرد و عصرها تمرين. كار برايش سخت شده بود تا اينكه به سربازى رفت و در پادگان فقط ورزش مى كرد. وزنه بردار افسانه اى ايران در ۲۱ سالگى كار را يكسره كرد. او كشتى را كنار گذاشت و خيلى جدى وزنه مى زد. در سال ۱۳۱۸ براى اولين بار روى تخته رفت و در وزن ۶۰ كيلوگرم قهرمان ايران شد. او در سال ۱۳۲۳ در آتش نشانى استخدام و در سال ۵۶ با ۲۳ سال خدمت بازنشسته شد. او در ۶۵ سالگى صاحبخانه شد. در زمان نخست وزيرى ميرحسين موسوى و با وام مسكن. با اين حال دلخورش  اش خيلى دوام نياورد. فشار تمرينات سنگين او را از پا انداخت. او مجبور شد براى مداوا به شهر مونيخ اعزام شود. ايرانى هاى داخل و خارج كشور كه نگران او بودند، هر روز تلفنى و حضورى از او عيادت مى كردند تا اينكه رييس بيمارستان او را شناخت و بعد يك خط تلفن مجزا برايش تهيه كرد. درمان مقطعى كارساز شد اما با بازگشت به ايران دوباره حال او وخيم شد. ديگر پاهايش توان ايستادن نداشت تا نامجو ويلچرنشين شود. مسابقه هاى ليگ كشتى باشگاه هاى تهران آخرين حضور نامجو در سالن هفتم تير بود. وقتى بلندگو اعلام كرد نامجو در سالن است، همه سالن با كف زدن هاى ممتد او را تشويق كردند. نامجو درحالى كه پالتوى كرم رنگ به تن داشت روى تشك آمد اما با ويلچر. همه نامجو نامجو مى گفتند اما او فقط با بالا بردن قرآن جواب تماشاگران را داد. بعد از ۴۸ ساعت مرد افسانه اى وزنه بردارى ايران روز ۳۰ دى ماه ۶۸ در بيمارستانى در تهران با دنيا وداع كرد تا در قطعه ۲۲ بهشت زهرا (س) آرام بگيرد.

بازيهاى المپيك هلسينكى
كارنامه قابل قبول براى ايران
بعد از المپيك لندن و موفقيت ورزشكاران ايران در آن دوره از بازيها توجه به كميته المپيك ايران حالا بيشتر از پيش شد. دعوتنامه كميته تشكيلاتى پانزدهمين دوره بازيهاى المپيك مرداد ۱۳۳۰ به كميته المپيك ايران رسيد و حدود ۳ ماه بعد از طرف كميته اجرايى ورودى بازيها اعلام شد تا ورزشكاران خود را آماده حضور در رقابت ها كنند.كاروان ۲۱ نفره ايران در رشته هاى وزنه بردارى، دو و ميدانى، كشتى و مشت زنى وارد بازيها شد كه در نهايت در اين دوره از بازيها در حضور ۷۰ كشور شركت كننده كاروان ايران در جايگاه شانزدهم قرار گرفت.
دو و ميدانى
على باغبانباشى تنها شركت كننده ايرانى بود كه در دوهاى ۵۰۰۰ و ۳۰۰۰ متر با مانع وارد بازيها شد. باغبانباشى در گروه دوم رقابت ها مسابقه داد و با زمان ۰۳/۱۵ دقيقه نفر يازدهم شد.
كشتى آزاد
در مسابقات كشتى  آزاد بازيهاى المپيك هلسينكى ۲۹ كشور حضور داشتند. در وزن اول اين رقابت ها محمود ملاقاسمى مدال برنز را از آن خود كرد. جهانبخش توفيق برنده مدال برنز وزن چهارم شد و مجتبوى نيز عنوان سومى وزن پنجم را به دست آورد و غلامرضا تختى با كسب مدال نقره وزن ششم چهارمين مدال كاروان كشتى را به ارمغان آورد تا تيم كشتى ايران مقام سوم جهان را به دست بياورد.
وزنه بردارى
در اين دوره از بازيهاى المپيك وزنه بردارى ايران كه نويد شكوفايى آن در بازيهاى المپيك لندن داده شده بود قدرت و استعداد پهلوانى خود را بروز داد.تيم وزنه بردارى ايران كه در دوره قبل يك مدال برنز را به دست آورده بود در اين دوره يك مدال نقره توسط محمود نامجو و يك مدال برنز توسط على ميرزا به دست آورد و با كسب ۱۶ امتياز به عنوان تيم سوم رقابت ها لقب گرفت.
مشت زنى
تيم مشت زنى با حضور ۶ بازيكن وارد بازيها شد. در اين دوره فقط به نفرات اول و دوم رقابت ها مدال داده شد كه كاروان ايران در اين قسمت هيچ سهمى از مدال نداشت تا نهايتا تيم ايران بعد از پشت سرگذاشتن ۴۲ كشور دنيا روى سكوى شانزدهم المپيك هلسينكى جاى بگيرد.

هلسينكى ؛ تولد زاتوپك
173562.jpg
پويان صفربيگلو
Pouyan Safar Beyglou

المپيك لندن در سال ۱۹۴۸ پس از جنگ جهانى دوم التيام بخش دشوارى ها و تيره روزى ها بود، ركوردها و نتايج حاصله اين دوره از ديد مفسران فقير و ناچيز بود. چون دنيا و به خصوص اروپا جوانان زيادى را از دست داده بود. ولى حالا ۴ سال از المپيك لندن هم گذشته و هلسينكى فنلاند ميزبانى پانزدهمين دوره اين بازيها را برعهده دارد. شانزده سال از مرگ «بارون پى يردوكوپرتن گذشته است. مردى كه پيوسته به تربيت انسان هاى والا و دانش پژوه مى انديشيد و يكى از اين راه ها را ورزشگاه هاى بزرگ شهرها و تماس جوانان جهان به بهانه زور آزمايى  هاى شرافتمندانه مى دانست. طبق معمول رييس جمهور فنلاند پانزدهمين دوره بازيهاى المپيك را رسما افتتاح كرد. هلسينكى كوچك ميزبان ورزشكاران نخبه جهان بود. شهرى تنها با ۳۶۷هزار نفر جمعيت. حادثه بزرگ اين بود كه پس از گذشت ۴۰ سال ورزشكاران روسيه كه آن روزها با نام اتحاد جماهير شوروى شركت مى كردند به بازيها بازگشتند. در ضمن براى نخستين بار كشورهاى باهاماس ، گانا (در آن زمان ساحل طلا)، گواتمالا، آنتيل، هلند، هنگ كنگ، اندونزى، اسراييل، نيجريه، تايلند و ويتنام شركت كردند و به خانواده المپيك پيوستند. در روز شروع بازيها باران، شوخ طبعى مى كرد. لحظاتى همه را نوازش مى داد و مدتى كنار مى كشيد و اين كار بارها تكرار شد. دخترى سراپا سفيدپوش كه او را «فرشته صلح» ناميدند، خارج از برنامه، خود را پشت ميكروفن رسانيد ولى پيش از آنكه مسائلى را عنوان كند به وسيله مسؤولان بيرون برده شد. او كه آلمانى بود، در بازجويى گفته بود كه قصد داشته مردم را به صلح و دوستى دعوت كند.
مشعل المپيك روشن است
آخرين مشعل روشن بازيها را مردى بزرگ كه در فرهنگ بازيهاى المپيك ارزش و مقامى والا دارد به ورزشگاه آورد، «پاوو نورمى» ۵۵ ساله كه روزگارى در دوهاى سنگين پيشاپيش رقباى خود از خط پايان مى گذشت در حالى كه موهاى سرش ريخته بود و آن قدرت ساق ها زايل شده بود، در ميان فرياد تماشاگران وارد پيست شد و مشعل را به قهرمان ۶۲ ساله هموطن خود «هانس كوله مانين» كه به پرنده فنلاندى معروف شده بود داد تا با آتش المپيك، برج آذرگاه را روشن سازد.
زاتوپك، قهرمان قهرمانان
Emil Zatopek ( اميل زاتوپك) كه در دوره گذشته بازيهاى المپيك نيز فاتح طلاى ۱۰ هزار متر شده بود اين بار در هلسينكى دست به كار بزرگى زد و در ۳ ماده سنگين از دوهاى استقامت به پيروزى رسيد. لوكوموتيو چك در دوهاى ۵۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ متر و همچنين در دو ماراتن به ۳ مدال طلا رسيد و اين پيروزى هنگامى تكامل يافت كه همسرش «دانا» هم در پرتاب نيزه به طلا دست يافت. دانا در روز تولدش به طلا رسيد؛ درست يك ساعت پس از پيروزى شوهرش در مبارزه سخت و سنگين ۵۰۰۰ متر، قهرمان پرتاب نيزه المپيك شد.
جونز ۱۵ ساله هم طلا برد
خانم مارجورى جكسن از استراليا كه در دوهاى ۱۰۰ متر و ۲۰۰ متر به طلا رسيده بود در ۴ در ۱۰۰ متر امتدادى دچار بدبيارى شد و چوب امدادى از دستان هم تيمى اش افتاد تا مدال طلا به تيم امريكا برسد. درتيم امريكا «باربارا جونز» عضويت داشت كه جوانترين شركت كننده در دو و ميدانى بود. جونز با ۱۵ سال و ۱۲۲ روز به مدال طلاى المپيك رسيد.
كاروتى تاكاش، قهرمان دو دست
قهرمان بزرگ ديگرى كه شگفتى آفريد، كاروتى تاكاش از مجارستان بود كه در تيراندازى با طپانچه ۵۷۹ امتياز گرفت و برنده مدال طلا شد. او كه عنوان قهرمانى اروپا را پيش از جنگ جهانى دوم در اختيار داشت با دست راست تيراندازى مى كرد. در سال ۱۹۳۸ «تاكاش» در حالى كه نارنجكى را حمل مى كرد، آسيب ديد و دست راست خود را از دست داد، او در بازيهاى هلسينكى، با دست چپ تيراندازى مى كرد و به مدال طلا رسيد!
مدال طلا در ۶۰ سالگى!
كهنسال ترين ورزشكار برنده طلا در اين بازيها اورارد اندت از امريكا بود كه در قايقرانى ۶ مترى در شرايطى كه ۵۹ سال و ۱۱۲ روز از عمرش مى گذشت حريفان خود را شكست داد.آندره ژوسيوم سواركار فرانسوى هم مدال طلاى رشته «دريسج» را به دست آورد، او درست ۵۸ سال و دو روز از عمرش مى گذشت و ۲۰ سال بعد از به دست آوردن مدال طلا در المپيك ۱۹۳۲ لس آنجلس. نكته اساسى اين بود كه در ۵ دوره از بازيهاى المپيك، او پيوسته در رده اول تا پنجم قرار داشت.«ايلونا الك» مجارى هم در شمشيربازى يك مدال نقره كسب كرد تا در ۴۶ سالگى اين مدال نقره را به دو طلاى قبلى خود اضافه كرده باشد!
ايرانى ها چه كردند
غلامرضا تختى و ناصر گيوه چى از ايران در اين المپيك به مدال نقره رسيدند. اين دو در كشتى آزاد فراتر از سايرين ظاهر شدند. خصوصا تختى كه با اين سن و سال كسى فكرش را نمى كرد در سكوى دوم المپيك قرار بگيرد. در وزنه بردارى هم مرحوم محمود نامجو به مدال نقره المپيك رسيد. ضمن اينكه على ميرزايى در وزنه بردارى، محمود ملاقاسمى، جهانبخت توفيق و عبدالله مجتبوى هم در كشتى آزاد به مدال برتر رسيدند.

يادداشت
دستاوردهاى جديد
حميدرضا افتخارى

المپيك هلسينكى براى ورزش ايران دستاوردهاى تازه اى داشت. پس از شركت در بازيهاى لندن كه به كسب اولين مدال ايران منجر شد مسوولان ورزش تصميم گرفتند با تعداد ورزشكار كمتر و در رشته هايى محدودتر شركت كنيم. ۲۳ ورزشكار ايرانى در ۴ رشته دووميدانى، بوكس، كشتى و وزنه بردارى ۷ مدال كسب كردند و روى سكوى سى ام المپيك هلسينكى ايستادند و اين درحالى بود كه ده كشور بيشتر از لندن به دعوت نهضت المپيك پاسخ گفته بودند.
المپيك هلسينكى جداى از استقبال بيشترى كه نسبت به لندن داشت صاحب مشخصه ديگرى هم بود. آتش جنگ در جهان به كلى خاموش شده بود و جهان در آغاز دهه ۵۰ ميلادى راه رشد و توسعه را در پيش گرفته بود. بنيه اقتصادى كشورهاى بزرگ بيشتر شده بود و المپيك رونق بيشترى گرفته بود به طورى كه شركت هاى توليدى البسه و وسايل ورزشى از اين دوره فعاليت بازاريابى خود را شروع كردند و IOC كم كم به فكر جذب اسپانسر براى المپيك افتاد. در حقيقت المپيك از اين دوره چهره اى نوين تر پيدا كرد. در جدول رده بندى نيز امريكايى ها همچنان قدرت برتر بودند اما روس ها از اين دوره خود را به عنوان يك قدرت مطرح كردند و درحالى كه تا پيش از المپيك هلسينكى هرگز جايى در ميان سه كشور برتر المپيك نداشتند به عنوان دومى بازيها دست پيدا كردند، ساير قدرت ها همچنان همانند دوره هاى گذشته بودند تنها انگليسى ها از جمع ۱۰ كشور اول خارج شدند. از سوى ديگر آلمان و ژاپن كه مجوز حضور در بازيهاى لندن را نداشتند به بازيها بازگشتند. آلمانى ها ۲۴ مدال شامل ۷ نقره و ۱۷ برنز به دست آوردند و در حسرت يك طلا سوختند تا در جايگاه بيست و ششم بايستند اما ژاپنى ها كه فقط ۹ مدال گرفته بودند با تك طلاى خود در كشتى در جاى هفدهم ايستادند. در ميان كشورهاى آسيايى حاضر تنها ۵ كشور به مدال دست پيدا كردند كه البته هندى ها با طلاى هاكى و يك برنز در كشتى آزاد در جاى بيست و ششم ايستادند و ايران كه پس از ژاپن صاحب بيشترين مدال در بين آسيايى ها شده بود بدون كسب طلا به عنوان سى ام رضايت داد.
به هر شكل المپيك هلسينكى براى ورزش ايران مثل ورزش جهان يك اتفاق تازه بود. اگر المپيك لندن زير سايه جنگ برپا شد فنلاندى ها با تكيه بر آرامش حاكم پس از جنگ المپيكى پرشكوه تر برپا كردند. آمار مى گويد اين بازيها براى ما نتايج بهترى به همراه داشت.

شناسنامه هلسينكى ۱۹۵۲

كشورهاى شركت كننده: ۶۹ كشور: آرژانتين، استراليا، اتريش، باهاما، بلژيك، برمودا، برزيل، گينه، بلغارستان، برمه، كانادا، سريلانكا، شيلى، چين، كوبا، چكسلواكى، دانمارك، مصر، فنلاند، فرانسه، آلمان، بريتانياى كبير، يونان، گواتمالا، هنگ كنگ، مجارستان، ايسلند، هند، اندونزى، ايران، ايرلند، غنا، رژيم اشغالگر قدس، ايتاليا، جاماييكا، ژاپن، كره جنوبى، لبنان، ليختن اشتاين، لوكزامبورگ، مكزيك، موناكو، هلند، نيوزلند، نيجريه، نروژ، پاكستان، پاناما، فيليپين، جزاير آنتيلن، لهستان، پرتغال، پورتوريكو، رومانى، سنگاپور، آفريقاى جنوبى، اتحاد جماهيرشوروى، اسپانيا، سوئد، سوييس، تايلند، ترينيداد و توباگو، تركيه، ايالات متحده امريكا، اروگوئه، ونزوئلا، ويتنام، يوگسلاوى و سارلند.
تعداد ورزشكاران: ۴۹۵۵ ورزشكار (۵۱۹ زن و ۴۴۳۶ مرد)
رشته هاى ورزشى: ۱۷ رشته (۱۴۹ ماده): ورزش هاى آبى، دو و ميدانى، بسكتبال، بوكس، كانو، كاياك، دوچرخه سوارى، سواركارى، شمشيربازى، فوتبال، ژيمناستيك، هاكى، پنجگانه مدرن، رويينگ، قايقرانى، تيراندازى، وزنه بردارى، كشتى.
تاريخ افتتاح مسابقات: ۱۹ ژوييه ۱۹۵۲
تاريخ اختتاميه مسابقات: ۳ آگوست ۱۹۵۲
كشور ميزبان: فنلاند
شهرهاى رقيب هلسينگى براى ميزبانى: لس آنجلس (امريكا)، آمستردام (هلند)، مينه پوليس (امريكا)، ديترويت (امريكا) شيكاگو(امريكا) و فيلادلفيا(امريكا)

جالب و خواندنى

نكات جالب توجه
ركورد بى همتا
اميل راتوپك ورزشكار اهل چكسلواكى يكى از بهترين نمايش هايش در تاريخ دو و ميدانى را داشت. او قهرمان ۵ هزار متر شد و از عنوانش در ۱۰ هزار متر دفاع كرد و سومين مدال طلا را در اولين مسابقه ماراتن برگزار شده گرفت و ركورد اين ۳ مدال را در تاريخ المپيك يگانه نگه داشت.

تيرانداز چپ دست
كارولى تاكاس تيرانداز مجارستانى بود كه مدال طلا را به گردن آويخت و ركورد جهانى را تا ۱۰ امتياز بهبود بخشيد در حالى كه با دست چپ تيراندازى مى كرد. او عضو تيم تيراندازى مجارستان در سال ۱۹۳۸ بود كه يك نارنجك در دست راستش منفجر شد. دستى كه با آن تيراندازى مى كرد كاملاً از بين رفت. سپس او تمرين كرد كه با دست چپش شليك كند و موفق هم شد.

برنده ۱۷ ساله
باب ماتياس ورزشكار امريكايى اولين كسى بود كه ۲ بار پياپى عنوان قهرمانى ورزش هاى دهگانه را به دست آورد. پس از اولين مدال طلا در سال ۱۹۴۸ وقتى كه ۱۷ ساله بود جوانترين برنده رشته دو و ميدانى در تاريخ المپيك لقب گرفت او با بر جاى گذاشتن ركورد از عنوانش دفاع كرد.

آيا مى دانيد؟

دو كشور جديد
اتحاد جماهير شوروى سابق در اين دوره به عضويت كميته بين المللى المپيك درآمد و براى اولين بار در هلسينكى به ميدان رفت. رژيم صهيونيستى نيز با وجود مخالفت برخى از كشورهاى عضو IOC، براى عضويت در كميته بين المللى المپيك پذيرفته شد.

سكه يادبود
براى اولين بار سكه يادبود بازيهاى المپيك مدرن در سال هاى ۱۹۵۲-۱۹۵۱ ضرب شد.

سواركارى مختلط
براى اولين بار رقابت هاى سواركارى به صورت مختلط (آقايان و بانوان) برگزار شد.