مهرى رنجبر
Mehri RanJbar
شناسنامه
شناسنامه:
نام و نام خانوادگى: محمود نامجو
محل تولد: محله استاد سراى رشت
سال تولد: ۱۲۹۷
تعداد فرزندان: ۵ (يك پسر- ۴ دختر)
وفات: ۳۰ دى ماه ۱۳۶۸
آرميده در: قطعه ۲۲ بهشت زهرا (س) تهران
افتخارات
مدال طلاى رقابت هاى جهانى ۱۹۹۴ لاهه
مدال طلاى رقابت هاى جهانى ۱۹۵۰ پاريس
مدال طلاى رقابت هاى جهانى ۱۹۵۱ ميلان
مدال نقره بازيهاى المپيك ۱۹۵۲ هلسينكى
مدال نقره رقابت هاى جهانى ۱۹۵۴ وين
مدال برنز رقابت هاى جهانى ۱۹۵۵ مونيخ
مدال برنز بازيهاى المپيك ۱۹۵۶ ملبورن
مدال برنز رقابت هاى جهانى ۱۹۵۷ تهران
مسموميت غذايى اجازه نداد تا در المپيك ۱۹۴۸ لندن مدال بگيرد و دومين وزنه بردار افتخارآفرين ايران شناخته شود اما با ناكامى در لندن همه چيز براى او تمام نشد. برعكس، وزنه بردار گيلانى تصميم گرفت در المپيك هلسينكى مقام پنجم دسته خروس وزن را با مدال عوض كند و كرد. محمد نامجو كه حضور در المپيك را اولين بار در لندن تجربه كرد خيلى راحت مى توانست مدال بگيرد اما امان از مسموميت غذايى. او باحال بدى كه داشت روى صحنه رفت اما در يكضرب و پرس به دردسر افتاد. با اين حال نامجو در حركت دو ضرب ۵/۱۲۲ كيلوگرم را بالاى سر برد و به رغم درد شديد، ركورد جهان را در دسته ۵۶ كيلوگرم زد. با اين حال جوزف دى پترو امريكايى، جوليان كروس انگليسى و ريچارد تام امريكايى اول تا سوم شدند و محمود نامجو پنجم. با اينكه نامجو در اولين حضور المپيكى اش در حسرت مدال ماند اما به اصرار اسكار استيت رييس فدراسيون جهانى وزنه بردارى در مسابقه هاى پرورش اندام شركت كرد و نقره المپيك را گرفت تا خيلى هم دست خالى از لندن برنگردد. او بعد از برگشت به تهران ترجيح داد تا درباره بدشانسى اش در لندن روزه سكوت بگيرد و از طرف ديگر سلطان خروس وزن ها شود. اين اتفاق هم افتاد.
نقره المپيك هلسينكى
براى مسن ترين وزنه بردار
بالاخره انتظار نامجو به سر آمد. زمان موعود رسيد. حضور در المپيك ۱۹۵۲ هلسينكى. آن هم براى جبران مافات المپيك قبلى. نامجوى ۳۶ ساله در فنلاند مسن ترين وزنه بردار معرفى شد. اين را مسؤولان برگزارى مسابقه ها هم اعلام كردند. ملى پوش ايران در اين دوره وزنه ۵/۳۰۷ كيلوگرم را بلند كرد ۱۰ كيلو كمتر از ركورد جهانى اش تا در مجموع مدال نقره المپيك را به چنگ آورد. بعد از ايوان اودوروف وزنه بردار شوروى و مقام سوم هم به دوست هميشگى اش على ميرزايى رسيد.
خبرسازترين وزنه بردار المپيك ملبورن
فنلاند آخرين المپيك محسوب نمى شود. نامجو نمى خواست المپيك ۱۹۵۶ ملبورن را هم از دست بدهد به همين خاطر مثل وزنه برداران جوان براى آن فقط تمرين مى كرد و تمرين. هيچ كس انتظار نداشت او در المپيك ملبورن بتواند مقامى به دست آورد اما آورد. تمرينات مداومش جواب داد. در حركتى استثنايى ۲۵ كيلوگرم ركورد خودش را زد و همه را انگشت به دهان گذاشت. نامجو در مجموع با ركورد ۵/۳۳۲ كيلوگرم و مدال برنز به تهران برگشت. جابجايى ۲۵ كيلويى ركوردش او را تبديل به خبرسازترين ورزشكار المپيك ملبورن كرد و البته مقاوم ترين وزنه بردار شناخته شد.
نامجو وزنه بردار طلايى جهان
بدشانسى در المپيك ۱۹۴۸ لندن پايان كار نامجو نبود. او در فاصله ۴ سال تا المپيك بعدى در مسابقه هاى جهانى بيشتر قدرتش را به رخ رقبا كشيد تا نشان دهد پنجمى اش در لندن فقط بدشانسى بود و بس. همين شد كه در مسابقه هاى جهانى ۱۹۴۹ دن هاگن هلند روى تخته رفت. در حركت پرس ۹۰ كيلوگرم را جابه جا كرد. در يك ضرب ۵/۹۷ كيلوگرم را بالاى سرش برد و در حركت دو ضرب ۵/۱۲۷ كيلوگرم تا با مجموع ۳۱۵ كيلوگرم اولين مدال طلاى جهان به او چشمك بزند و همانى شد كه مى خواست. او اولين قدم را براى وفاى عهدش برداشته بود. يك سال بعد در مسابقه هاى جهانى ۱۹۵۰ در پاريس حاضر شد. وزنه بردار ايرانى با نگاهى به ليست شركت كننده ها متوجه شد كار سختى براى به چنگ آوردن دومين طلاى جهانى ندارد. حتى با ۵ كيلو كمتر از ركورد لاهه. پس دست به كار شد. در حركت پرس ۹۰ كيلوگرم وزنه زد. ۹۵ كيلوگرم در يك ضرب و ۱۲۵ كيلوگرم در حركت دو ضرب و مجموع ۳۱۰ كيلوگرم، تا دومين طلاى جهانى را به ويترين افتخاراتش اضافه كند. بعد از پاريس وزنه بردار ۳۵ ساله چمدانش را بست و راهى ايتاليا شد. او در ميلان نه تنها طلايى شد كه با ركورد ۳۱۷ كيلوگرم روى سكو ايستاد. ۹۰ كيلوگرم در پرس، ۵/۹۷ كيلوگرم در يك ضرب و ۱۳۰ كيلوگرم در دو ضرب اما مهمترين عاملى كه باعث شد او سومين طلاى جهانى اش را در ميلان بگيرد حضور على ميرزايى رقيب هميشگى اش بود. ميرزايى كه از نوابغ خروس وزن محسوب مى شد با نامجو به ميلان رفته بود. حضور او باعث شد تا مسابقه براى نامجو جدى تر از مسابقه هاى قبلى شود. ميرزايى نيز در اين مسابقه دوم شد، كمتر از سه ماه او در بازيهاى آسيايى ۱۹۵۱ دهلى نو حاضر شد و ركورد جهان را كه به نام خودش بود جابه جا كرد تا مطبوعات دنيا لقب نابغه وزنه بردارى دنيا را به او بدهند و كنار عكس اش بنويسند: «محمود نامجو ستاره وزنه بردارى ايران.» او همان سال در مسابقه هاى پرورش اندام در دسته كوتاه قدها هم شركت كرد تا با عضلات بدون آب و چربى اش، چشم داوران را خيره كند و نايب قهرمان آسيا شود. قهرمان خروس وزن جهان در سال ۱۹۵۴ وقتى ۳۸ ساله بود با ركوردى كه ۲ سال قبل از آن يعنى ۱۹۵۲ در المپيك هلسينكى ثبت كرد در وين نقره گرفت تا براى هميشه با مدال طلاى جهانى خداحافظى كند.
رييسى كه وزنه زد
او بعد از برگشت از وين وقتى اوضاع وزنه بردارى را خوشايند نديد به فكر راه اندازى فدراسيون افتاد. يكسالى هم رييس بود اما دو سه ماه بعد از اينكه تيمش در مسابقه هاى بين المللى فلورانس مقامى بهتر از پنجمى نگرفت دوباره دست به كار شد و با پوشيدن دوبنده روى صحنه برگشت و در مسابقه هاى جهانى ۱۹۵۵ مونيخ نفر سوم جهان شود. در اين سال استوگف ستاره جديد روسى ها ركوردهاى نامجو را بهتر كرد اما مقامى بهتر از سومى جهان آن هم با ركورد ۵/۳۱۲ كيلوگرم نصيب او نشد.
تهران آخرين مسابقه
همه فكر مى كردند محمود نامجو بعد از سومى المپيك ملبورن و با بالا رفتن سنش وزنه را مى بوسد و كنار مى گذارد اما او هنوز هم مى خواست مسابقه دهد. به همين خاطر در مسابقه هاى جهانى ۱۹۵۷ تهران هم حاضر شد. با اينكه صفا سنبلى در تركيب تيم ملى ايران بود اما وزنه بردار ۴۱ ساله روى تخته رفت و با ركورد ۳۲۰ كيلوگرم سوم جهان شد. او با اين برنز براى هميشه با مسابقه هاى جهانى وزنه بردارى خداحافظى كرد. در اين رقابت ها استوگف روسى قهرمان شد و صفا سنبلى دوم اما بازيهاى آسيايى ۱۹۵۸ توكيو، آخرين مسابقه اى بود كه نامجو در آن وزنه زد. مدال نقره اين بازيها، آخرين مدالى بود كه وزنه بردار ايرانى به كلكسيون افتخاراتش اضافه كرد تا با آن براى هميشه با وزنه ها و تخته و رقبا خداحافظى كند. نتيجه ۱۰ سال حضور او در ورزش قهرمانى به يك نقره و يك برنز المپيك، ۳ مدال طلا، يك نقره و ۲ برنز جهانى، يك طلا و يك برنز بازيهاى آسيايى در وزنه بردارى و يك مدال نقره المپيك و يك مدال نقره بازيهاى آسيايى در پرورش اندام خلاصه مى شود.
رد پيشنهاد انگليسى ها
آن چيزى كه محمود نامجو را نامجو كرد مدال هايش در المپيك، مسابقه هايى جهانى و آسيايى نبود. پهلوان محمود را حس نوع دوستى، پايبندى به آموزه هاى دينى و جوانمردى اش افسانه اى كرد تا الگويى شود براى وزنه برداران دنيا. تا جايى كه تاماش آيان رييس فدراسيون جهانى درباره او اين طور اعتراف مى كند: «من با زندگى حرفه اى او حتى قبل از ملاقاتمان آشنا بودم. ديدار با او ارزش ها و منش هاى عالى او را كاملا تاييد كرد. محمود نامجو يك الگو بود و يك الگو نيز باقى مانده.» نمونه آن پيشنهاد كارخانه انگليسى Sopplement است كه در دعوتنامه اى از او مى خواهد تا عكس هاى پرورش اندام او را روى محصولات دارويى و مكمل هاى غذايى اش چاپ كند اما او موافقت نمى كند درحالى كه به پول آن خيلى هم احتياج داشته. خودش مى گويد: «به پول آن احتياج داشتم اما معلوم نبود كه اين شركت چه توليد مى كند. شايد محصولات آن با عكس من خوب فروش مى رفت اما مشخص نبود كه چقدر براى كودكان و نوزادان مفيد است. نمى خواستم از اين لحاظ خطرى مصرف كنندگان محصولات را تهديد كند.» او حتى به خاطر خدمت به ايران پيشنهاد سوئدى ها را براى سرمربيگرى در تيم ملى اين كشور رد كرد. نامجو ترجيح داد تجربه هايش را در اختيار جوانان ايران قرار دهد.
نامجو چطور نامجو شد
هر وقت همراه پدر، به كار معركه گيران شهر نگاه مى كرد به پدرش مى گفت: «كاش من هم يك روزى بتوانم اين سينى ها را پاره كنم.» قد و قواره كوتاه و ريزنقش او براى همه غيرقابل باور بود ورزشكار شدن او اميدوار شوند. او خيلى زود جذب كشتى شد. لذت مى برد كه مى تواند با بچه هاى محل سرشاخ شود اما برايش كافى نبود. محمود كم كم با حركات آكروباتيك و نمايشى هم آشنا شد. علاقه او باعث شد خيلى زود به تيم حركات نمايشى دعوت شود و در مراسم هاى مختلف برنامه اجرا كند اما او باز هم راضى نشد. وقتى ۱۶-۱۵ ساله بود براى اينكه در زير يك خم كشتى مقابل حريفانش كم نياورد بدنسازى را شروع كرد و البته ميل و كباده زورخانه را هم به كار گرفت تا عضلاتش را قوى كند. اشتياق او باعث شد تا به آرزويش برسد و در معركه گيرى هاى پهلوان محمد على خورشيدى، پهلوان هاشم و پهلوان ستوده سينى و مجمعه پاره كند. با اين حال رضا لاجى مربى كشتى اش دست از سر او بر نمى داشت. او در ۱۸ سالگى با اولين حضور در مسابقه هاى قهرمانى كشور اول شد اما با قدير بيشه بان حركات نمايشى و بارفيكس را هنوز انجام مى داد. از طرف ديگر احمد درخشان، سيد على تفنگدار و سيد على كم سخن هم در باستانى و ورزش زورخانه اى به او كمك مى كردند. او در رشت چهره شد و صاحب زنگ در زورخانه اما ديگر جاى ماندن در رشت نبود.
|
|
|
او بايد به تهران مى آمد. براى تامين مخارج زندگى آمد و در مدرسه ورزنده با وزنه بردارى آشنا شد. او صبح ها در كارگاه مبل سازى كار مى كرد و عصرها تمرين. كار برايش سخت شده بود تا اينكه به سربازى رفت و در پادگان فقط ورزش مى كرد. وزنه بردار افسانه اى ايران در ۲۱ سالگى كار را يكسره كرد. او كشتى را كنار گذاشت و خيلى جدى وزنه مى زد. در سال ۱۳۱۸ براى اولين بار روى تخته رفت و در وزن ۶۰ كيلوگرم قهرمان ايران شد. او در سال ۱۳۲۳ در آتش نشانى استخدام و در سال ۵۶ با ۲۳ سال خدمت بازنشسته شد. او در ۶۵ سالگى صاحبخانه شد. در زمان نخست وزيرى ميرحسين موسوى و با وام مسكن. با اين حال دلخورش اش خيلى دوام نياورد. فشار تمرينات سنگين او را از پا انداخت. او مجبور شد براى مداوا به شهر مونيخ اعزام شود. ايرانى هاى داخل و خارج كشور كه نگران او بودند، هر روز تلفنى و حضورى از او عيادت مى كردند تا اينكه رييس بيمارستان او را شناخت و بعد يك خط تلفن مجزا برايش تهيه كرد. درمان مقطعى كارساز شد اما با بازگشت به ايران دوباره حال او وخيم شد. ديگر پاهايش توان ايستادن نداشت تا نامجو ويلچرنشين شود. مسابقه هاى ليگ كشتى باشگاه هاى تهران آخرين حضور نامجو در سالن هفتم تير بود. وقتى بلندگو اعلام كرد نامجو در سالن است، همه سالن با كف زدن هاى ممتد او را تشويق كردند. نامجو درحالى كه پالتوى كرم رنگ به تن داشت روى تشك آمد اما با ويلچر. همه نامجو نامجو مى گفتند اما او فقط با بالا بردن قرآن جواب تماشاگران را داد. بعد از ۴۸ ساعت مرد افسانه اى وزنه بردارى ايران روز ۳۰ دى ماه ۶۸ در بيمارستانى در تهران با دنيا وداع كرد تا در قطعه ۲۲ بهشت زهرا (س) آرام بگيرد.