حميدرضا افتخارى
Hamidreza Eftekhari
در تمام ورزش ايران پيدا كردن مردانى كه المپيك را از نزديك لمس كرده باشند كارچندان دشوارى نيست. ورزشكاران زيادى طى ۱۳ دوره اى كه ايران به المپيك رفته است اين بازيها را تجربه كرده اند با اين حال يافتن مديرانى كه روح المپيك را حس كرده باشند چندان ساده نيست.قطعا اگر مديران ورزش با المپيك و اهداف آن آشنا باشند نوع برنامه ريزى و هدف گذارى هاى ورزش قهرمانى متفاوت از آن چيزى مى شود كه در اعصار گوناگون بوده است.در اين ميان دكتر نصرالله سجادى از معدود ايرانى هايى است كه با مفهوم المپيك از نزديك آشناست. علاقه شخصى در كنار حضور پررنگ در چند المپيك اخير از او مردى كاركشته در اين حوزه ساخته است. مردى كه اكنون در راس كميته تداركاتى بازيهاى المپيك پكن قرار گرفته و معتمد شوراى المپيك آسياست. گپ و گفت ۲ ساعته با اين مرد هرگز خسته كننده نبود. قطعا خواندن صحبت هاى سجادى نيز شيرين خواهد بود.
براى شروع به نظرشما جايگاه ما در دو دوره گذشته در المپيك يعنى ۲۹ در آتن و ۲۶ در سيدنى يك شاخص محسوب مى شود؟
< اين رده بندى در بازيهاى المپيك است. ورزش جهانى در المپيك خلاصه نمى شود. بازيهاى المپيك ۲۸ رشته بيشتر نيست. ما مثل برخى كشورها با همه ظرفيت شركت نمى كنيم يعنى برخى كشورها در همان ۲۸ رشته هم شركت نمى كنند. كلا ۶۴ فدراسيون بين المللى داريم كه همه آنها در المپيك شركت ندارند بنابر اين نمى توانيم بگوييم ۲۹ دنيا هستيم. حتى كميته بين المللى المپيك در هيچ نشريه رسمى خود اين رده بندى را چاپ نمى كند. اين جايگاه ساخته رسانه هاست. البته خوب است و نشان مى دهد چه كشورى چند طلا، چند نقره و چند برنز گرفته و در هر دوره چندم شده است ولى نمى تواند ملاكى براى سنجش ورزش آن كشور باشد. مثلا در تكواندو هر كشورى در ۲ وزن شركت مى كند ولى آيا اين همه توان آن كشور است يا شايد در ۵ وزن ديگر شانس مدالش بيشتر باشد.
به هر حال شرايط مساوى است...
< بله ولى به شرطى مى توانيم بگوييم كه همه توان تكواندو ما و كشورهاى ديگر باشد، بعد مقايسه كنيم. در مورد كشتى اگر ۲ وزن سهميه داشته باشد شايد كشتى گير آماده نباشد كه مدال بگيرد. اتفاق افتاده كه در كشتى كسى كه ۱۰۰ درصد انتظار مدال از او مى رفته حذف شده و كسى كه انتظار از او نمى رفته، مدال گرفته. پس نمى توان گفت سنجش كامل انجام شده است ولى به هر حال ملاكى براى ورزش هاست. به نظر من براى سنجش يك كشور نبايد به مدال آورى اش اكتفا كرد. مربى يكى از منابع مهم هر كشورى است. بايد ببينيم جايگاه مربى كجاست. باشگاه ها و اماكن ورزشى يكى از ملاك هاى مهم است. بودجه اى كه براى يك رشته خرج مى شود، ورزش همگانى و از همه مهمتر سلامت جامعه از لحاظ بهداشتى و طول عمر ملاك هاى ديگر هستند. براى تعيين جايگاه بايد همه اين موارد را در نظر بگيريم.
ما نگران هستيم كه مثلا كشتى حذف شود ولى كشتى در چه جايگاهى از المپيك قرار دارد.
< به هر حال آنقدر جايگاه دارد كه تصميم گيران كميته بين المللى المپيك كشتى را در برنامه المپيك مى گذارند.
به اين دليل نيست كه از قبل بوده؟
< نه! خيلى از رشته ها از قبل بود و خيلى از مواد رشته ها اضافه و حذف شد. من نمى خواهم از كشتى حمايت كنم ولى در حال حاضر هست. اگر كشتى نباشد مى توانيم مدال در تكواندو و وزنه بردارى بگيريم ولى ۵۰ تا ۷۰ درصد مدال هاى ما از دست مى رود. در آتن ۵۰ درصد مدال هاى ما مربوط به كشتى بود. البته طلا متعلق به وزنه بردارى و تكواندوست. لذا ملاكى براى ورزش قهرمانى نيست. بالا بودن در جدول رده بندى المپيك دليل پيشرفت يك كشور نيست و پايين بودن هم پسرفت نيست. سوييس يا سوئد در جدول كجا هستند؟ ولى آيا ورزش آنها از ما عقب تر است.
پس چرا المپيك براى كشورها مهم است؟
< المپيك به خصوص بعد از جنگ جهانى دوم كه دوقطب قدرت غرب و شرق به وجود آمد آوردگاهى براى قدرت نمايى شد كه كشورهاى قدرتمند خود را به رخ ديگران بكشند و سيستم حكومت و تفكر اداره جامعه خود را نشان بدهند. اوج آن از دهه ۶۰ به بعد بود كه اتحاديه جماهير شوروى، امريكا، آلمان شرقى، كوبا، چين، مجارستان، لهستان، چك و اسلواكى، بلغارستان و رومانى و در مقابل امريكا، ايتاليا، انگليس، آلمان غربى و ژاپن قرار گرفتند. الان قدرت ها مى آيند كه شانه به شانه هم بزنند و خود را در دنيا نشان دهند. امريكا براى شكست در يك ميدان تعبيرى خاص دارد.
به همين دليل است كه اين سؤال مطرح مى شود، چقدر پيروزى ما مى تواند مهم باشد؟
< بستگى به نگرش ما از حضور در المپيك دارد. اگر به المپيك مى رويم كه خود را به دنيا عرضه كنيم پس قصد خودنمايى در رشته ات را دارى و بايد به يك نحوه خود را آماده كنى ولى خيلى از كشورها حرف كوبرتن را اجرا مى كنند كه شكست و پيروزى مهم نيست مهم شركت در بازيهاست. خوشبختانه امروزه خواهى نخواهى اين اتفاق افتاده است. كوبرتن اين حرف را زد چون هدفش اين بود كه كشورها در اين رقابت شركت كنند. در المپيك ۱۹۸۸ سئول در بيشتر رشته هاى انفرادى همه مى توانستند شركت كنند ولى از المپيك ۱۹۹۲ به بعد سهميه اعمال شد چون استقبال زياد شد و جغرافياى سياسى دنيا عوض شد. در آن زمان IOC ، ۱۸۶ كشور عضو داشت كه الان به ۲۰۴ كميته ملى المپيك رسيده است پس نمى توانست پاسخگو باشد. طبق تصميم IOC بايد تعداد ورزشكاران ۱۰ هزار نفر باشد تا در ۲ هفته برنامه مسابقات تمام شود بنابر اين سهميه بين رشته ها توزيع شد. حال نه رشته ها و نه مواد رشته ها زياد مى شود. در مسابقات جهانى تيراندازى، تير و كمان و قايقرانى مواد زيادى وجود دارد ولى در المپيك چون زمان محدودى براى برگزارى وجود دارد و استقبال زياد شده است در مورد مواد رشته هاى ورزشى محدوديت اعمال مى شود.
اين استقبال به چه دليل زياد مى شود؟
< به اعتقاد من بزرگترين خدمت را رسانه هاى جمعى به گسترش المپيك كردند. از سال ۱۹۶۰ كه اولين بار قراردادهاى پخش تلويزيونى بازيها بسته شد، هر چه رسانه ها از نظر تكنولوژى پيشرفت كرد بازيهاى المپيك هم گسترش پيدا كرد. زمانى بازيهاى المپيك با تاخير براى كشورها پخش مى شد و تعداد محدودى بيننده داشت ولى امروزه تقريبا همه مردم دنيا همزمان بازيها را تماشا مى كنند.مسأله ديگر اينجاست كه از حدود ۲۰ سال پيش المپيك محل عرضه آخرين فناورى هاى رسانه هاى صوتى و تصويرى شد. حتى براى اولين بار تكنيك هاى جديد صوتى و تصويرى در المپيك عرضه مى شود. تمام هدف آنها اين است كه لحظه ها تا جايى كه ممكن است از دست نرود و به تصوير كشيده شود.گواه آن حضور ۲۱ هزار خبرنگار يعنى ۲ برابر ورزشكاران در المپيك پكن است.
با بررسى اولين دوره بازيهاى المپيك يعنى ۱۸۹۶ تا ۲۰۰۰ سيدنى شاهد رشد روزافزون حضور رسانه ها در المپيك هستيم. از زمانى كه ۱۳ خبرنگار بود تا بازيهاى المپيك ۲۰۰۴ آتن كه به بيش از ۱۷۰۰۰ نفر رسيد.
تا سال ۱۹۳۶ المپيك برلين ، هيچ فيلمى از بازيهاى المپيكى نداريم. اولين دوره ضبط تلويزيونى المپيك برلين بود و فيلم هاى قبل از آن ساخته شده است. اولين دوربين ها بسيار بزرگ بوده. امروز براى به نمايش كشاندن همه صحنه ها ۴۰ تا ۵۰ دوربين در يك ورزشگاه مى گذارند تا صحنه اى از دست نرود. البته دنيا به مشغوليت معنوى رسيده است چون سالم است. كارى سالم تر از ديدن مسابقات ورزشى و نه حواشى آن وجود ندارد.حواشى هم ايراد ندارد. به هر حال المپيك تلاقى فرهنگ هاست اما رسانه ها يكى از عوامل اصلى بودند كه المپيك را بزرگ كردند.
يكى از عوامل مهم ديگر، سازمان كميته بين المللى المپيك است كه يك سازمان قدرتمند بين المللى است چون در آن افراد تصميم نمى گيرند بلكه يك عقل جمعى به علاوه اساسنامه اى كه همه به آن پايبندند. همه كميته هاى ملى المپيك اساسنامه IOC را پذيرفتند و IOC هم به كميته هاى ملى المپيك عضو بهاى لازم را مى دهد و مى توان گفت تعامل مناسبى بين اين دو برقرار است.
اگر IOC قوى نبود پتانسيل حضور رسانه ها هم وجود نداشت.
< بله. تاريخ تاسيس IOC ۱۸۹۴، توسط كوبرتن بود و تا امروز كه ۱۱۴ سال مى گذرد ۸ رييس داشته است. در IOC قانون بود كه اگر كسى به سن ۸۰ سالگى رسيد بازنشسته شود. از اين ۸ رييس ۲ نفر در زمان رياست فوت كردند، ۲ نفر به سن بازنشستگى رسيدند و ۳ نفر بيش از ۲۰ سال رييس بودند. كوبرتن ۲۹ سال، اورى يراندج ۲۰ سال و سامارانش ۲۰ سال رييس بود. بعد از سال ۲۰۰۰ طبق مقررات رييس براى يك دوره ۸ ساله اى كه مى تواند ۴ سال هم تمديد شود انتخاب مى شود. اين ثبات مديريت به دليل اين بود كه عقل جمعى رييس را انتخاب مى كرد و به طور معمول اين ۸ رييس خوب انتخاب شدند. آنها ساليان سال در IOC كار كرده اند. ژاك روگ ۱۸ سال در IOC بود بعد رييس شد، ۲ دوره قهرمان المپيك بوده و به ۴ زبان مسلط است. رييس انجمن كميته هاى ملى المپيك اروپا و نايب رييس IOC بوده و همه مراحل را طى كرده است. بايد تحليل كنيم كه چرا زمانى IOC براى برگزارى المپيك در ابتدا به دنبال ميزبان بود و امروز به وضعيتى رسيده كه ميزبانان به دنبال المپيك هستند. در سنت لوييس (امريكا) و پاريس بازيهاى المپيك در كنار يك نمايشگاه بين المللى برگزار مى شود، بازيها رو به تعطيلى بوده، ۲ جنگ جهانى ديده ولى احيا شده است. به نظر من اساسنامه خوبى بوده و روز به روز كامل تر و اصلاح شده و يك سازمان منسجم و پاى بند به اساسنامه از دلايل آن است. IOC با خرد جمعى؛ خوب اداره مى شود و با كشورها تعامل خوبى دارد و حالا به تمام اعضايش از لحاظ مالى كمك مى كند. به عنوان بزرگ ترين سازمان بين المللى در ورزش است و تشكيلات عريض و طويل ندارد. حدود ۱۲۰ كارمند دارد كه از ۳۷ يا ۳۸ كشور جهان هستند.
رسانه هاى ما چقدر در پرورش اين پتانسيل در IOC مؤثر بودند؟
< اين موضوع قابل مطالعه است. نمى توان نظرى صحبت كرد. ما بايد عادت كنيم دقيق تر حرف بزنيم و در اين زمينه هم بايد تحقيق كرد. به اعتقاد من رسانه، رسانه است و فرقى ندارد. رسانه ها قطعا به جنبش المپيك كمك كرده اند چون خواهى نخواهى در زمان برگزارى المپيك هيچ رويداد ورزشى در سطح بين المللى، قاره اى و حتى ملى برگزار نمى شود، بنابراين بخش عمده اى از برنامه رسانه ها را اشغال مى كند.
در ايران در زمان المپيك از يك روزنامه ۱۲ صفحه اى ۳ صفحه به المپيك اختصاص پيدا مى كند ولى در كشورهاى ديگر اين طور نيست به نظر شما دليل آن چيست؟
< در بازيهاى آسيايى اين حجم بيشتر است چون تعداد شركت كنندگان و موفقيت شان بيشتر است. يعنى مشتريان به معناى خوانندگان در مقايسه با المپيك بيشتر است.
يعنى در جامعه جز عده محدودى در كشور با فرهنگ المپيك آشنايى ندارند و مسوول آن رسانه ها هستند؟
< بايد جنبش المپيك، اهدافش و خود بازيها را در كشور بشناسانيم. يكى از دلايلش اين است كه رسانه ها خيلى كم به مسائل المپيك مى پردازند و از طرف ديگر مسوولان المپيك در كشور چقدر از ساير رسانه ها استفاده كرده اند؟ چند صفحه كتاب راجع به المپيك چاپ كرده ايم. به همين دليل حتى در حد اطلاعات هم اطلاعات كمى درباره المپيك داريم چه برسد به اينكه به اهدافش بپردازيم و در تاريخ آن ريز شويم. ما المپيك به المپيك به مسائل المپيك مى پردازيم حتى در رسانه هاى ديدارى و شنيدارى هم مى بينيم كه اطلاعات المپيك گاها دقيق نيست يعنى كسانى كه به مسائل المپيك مى پردازند در آن برهه به ناچار در اين باره مطلب مى نويسند و حرف مى زنند.
دو سال پيش آكادمى ملى المپيك نمايشگاه هنر، ورزش، المپيك را برگزار كرد. در كشورهاى ديگر هر سال آثار برگزيده را براى كميته بين المللى المپيك ارسال مى كنند كه چاپ مى شود. امسال ما دومين دوره را برگزار كرديم و آثار را فرستاديم. حدود ۱۸۰ هنرمند در مراسم اختتاميه حاضر بودند. از هنرهاى نقاشى، عكاسى ،تجسمى، گرافيك و ... در جلسه پايانى اين نمايشگاه من ابتدا المپيك را معرفى كردم و اينكه چه سابقه اى در دنيا دارد. قشر هنرمند كه شايد به واسطه اطلاع رسانى كم نوشتارى و گفتارى اطلاعات كمترى داشتند، موضوع هنر و المپيك و ارتباط آنها براى شان جالب بود. در كشورهاى ديگر در درس هاى مختلف مثل تاريخ، ادبيات و اجتماعى چند موضوع درباره المپيك دارند و به بچه ها هم آموزش المپيك مى دهند، چون رويداد مهمى است و مردم را به سالم زيستن و ورزش كردن تشويق مى كند. ما در حد يك پاراگراف به آن مى پردازيم درحالى كه آموزش المپيك در جنبش المپيك با سابقه است و بايد در مدارس و دانشگاه ها حداقل در رشته تربيت بدنى به آن بپردازيم.
يعنى در رشته تربيت بدنى هم به آن نپرداخته ايم؟
< درسى به نام المپيك در تربيت بدنى نداريم كه بايد باشد. به علاوه رسانه ها هم بايد به آن بپردازند. الان بيشتر به جنبه هاى احساسى مى پردازيم تا اينكه المپيك را معرفى كنيم و درباره فلسفه اين بازيها، جنبش و جايگاه كنونى اش، نقش مسائل اقتصادى، سياسى و مسائل ميزبانى و مسائل زيادى كه دارد بپردازيم.
ما در المپيك صرفا شركت مى كنيم كه حضور داشته باشيم يا مى رويم كه مدال بگيريم؟
< قطعا هر دو مورد است. ما مى رويم كه به عنوان يك كشور حضور داشته باشيم و در بازيهاى المپيكى اسم ما جزو كشورهاى شركت كننده باشد. بعد از المپيك بارسلونا كه ۳ يا ۴ كشور نيامدند كميته بين المللى المپيك به اين نتيجه رسيد كه بازيهاى المپيك نبايد تحريم شود و همه بايد در اين بازيها شركت كنند. امروزه وايلدكارت مى دهند تا كشورهايى كه هيچ سهميه اى نگرفته اند بتوانند شركت كنند و كشورهايى هستند كه حتى با ۳ شركت كننده مى آيند. شركت كردن يك مساله است اما ۲۰۲ كشور در آتن حضور داشتند كه ۸۳ يا ۸۴ كشور مدال گرفتند. ۲۰ كشور يك مدالى بودند و ۱۲-۱۰ كشور يك نقره و يك برنز داشتند. امروز براى ورزشكار افتخار است كه مى گويد يك دوره در بازيهاى المپيك شركت كرده است.
هنوز ورزشكاران ما ارزش آن را نمى دانند.
< المپيك هر سال تكرار نمى شود. ورزشكار بايد درك كند ممكن است يك بار در عمر ورزشى اش المپيك را تجربه كند هرچند ورزشكارى داريم كه ۴ يا ۳ بار در المپيك شركت كرده كه نوعى افتخار است. صرف شركت كردن افتخار و تجربه اى است كه ممكن است در عمرش تكرار نشود.
ما تا به حال در سه رشته مدال گرفته ايم و مثلا دوچرخه سوار ما به خط پايان نمى رسد. اين نشانگر سطح ماست.
< بايد در بازيهاى المپيك مشاركت كنيم بايد مسائل يك جامعه را با هم ببينيم. ورزش به عنوان يك پديده از ساير پديده هاى اجتماعى و فرهنگى تاثير پذيرفته و تاثير هم مى گذارد. در ورزش قهرمانى نياز به نگرش جدى تر و دقيق داريم ضمن آنكه بايد سرمايه گذارى بيشترى هم داشته باشيم. سرمايه گذارى در همه منابع انسانى، مالى، مادى و مديريتى. موارد را با هم ببينيم و اينكه براى ورزش و حضور در المپيك چه شاخص هايى را عوض كنيم كه مدال بيشترى بگيريم. ما نگاه اينچنينى نداشتيم. اگر مى خواهيم حداكثر توان بگذاريم و مدال بگيريم بايد اين موضوع را به بحث بگذاريم. شايد وقت و سرمايه گذارى و هزينه زيادى نياز باشد و بعد مثلا از جايگاه ۲۸ به ۱۶ برسيم. آيا در كل در وضعيت سلامت جامعه تاثير گذاشته است؟ آيا مدال گرفتن بر اين موضوع اثر مى گذارد؟ بيشتر در مطبوعات به اين مسائل مى پردازند. در كشورهاى غربى سرمايه گذارى زيادى براى ورزش عمومى مى كنند و بعضى از آنها براى ورزش قهرمانى سرمايه گذارى ويژه مى كنند.
با اين وجود كشورهاى ديگر سرمايه گذارى مى كنند.
< بله وقتى اكثريت مردم مى توانند راحت ورزش كنند، قهرمانى هم مطرح مى شود. ما الان براى جمع خاصى در ورزش هزينه مى كنيم. بايد همه مردم را ببينيم. المپيك ۱۵ يا ۲۰ روز آدم را خوشحال يا ناراحت مى كند ولى مى گذرد. كارايى افراد و توان داشتن نسل با نشاط و سالم براى كشور در درازمدت مهمتر است و مسائلى از اين دست مهم است. اگر اين طور ببينيم ممكن است تيم هاى بهترى روانه المپيك كنيم مگر اينكه به تك ستاره ها اكتفا كنيم.
هميشه همين طور بوده است.
< اما كشورهاى ديگر هم ممكن است ستاره هاى استثنايى داشته باشند ولى يك درجه پايين تر ورزشكاران زيادى دارند. مثلا تيم فرانسه زيدان را دارد ولى بقيه افراد خيلى با او فاصله ندارند. اين نشان مى دهد توليد در سطح ملى توسط باشگاه ها شده و هميشه در همه ورزش ها پشتوانه دارند.
ولى فاصله نفر اول و دوم ما زياد است.
< به همين مسائل بايد پرداخت. يك بحث ورزش مسائل احساسات و هيجانات است كه البته براى جوان ها خوب است كه هيجان را تجربه كنند. كجا از محيط استاديوم بهتر است ولى ما نبايد فقط به بخش احساسى آن توجه كنيم.
پس به جاى نگاه كردن به مدال بايد ببينيم كاروان كدام كشور بزرگ تر است.
< نه! بايد بگوييم ما نسبت به گذشته بهتر بوده ايم. مشاركتمان بيشتر بوده است ولى حضورمان بستگى به نتايجى دارد كه به دست مى آوريم و در كل بايد جمع بندى كنيم. در دوره قبل ما ۲ طلا، ۲ نقره و ۲ برنز گرفتيم. اگر همين نتيجه را گرفتيم حضور خوبى داشته ايم چون حريفان ما كه نايستاده اند، آنها هم كار كردند و پيشرفت كرده اند ولى اگر ۲ طلا ۳ طلا بشود مى گوييم موفق تر بوده ايم ولى اينها هيچكدام نبايد ما را منحرف كند، چه پيروزى، چه شكست. اگر در كشتى ۳ طلا گرفتيم نبايد به خواب خرگوشى برويم چون كشورهاى ديگر نمى ايستند كه ما مدال بگيريم.
اگر چنين اتفاقى بيفتد در لندن كار مشكلى داريم.
< قطعا همين طور است چرا كه توقع بالا مى رود، و ما نبايد عقبگرد داشته باشيم. از ۱۹۴۸ يك بار ۲ طلا، يك بار يك طلا و بار ديگر يك طلا گرفتيم. جمعا طى ۶۰ سال در المپيك تنها ۵ طلا در كشتى داريم و در مجموع ۵ طلاى ديگر ۴ طلا وزنه بردارى و يك طلا تكواندو. ما ۱۳ نقره و ۲۳ برنز داريم. ۶۰ سال در المپيك شركت كرده ايم و در مجموع ۴۶ مدال داريم. تنها دوره اى كه ۳ طلا داشتيم سيدنى بود كه يك مدال برنز هم گرفتيم. ما بايد واقعيت ها را بگوييم كه در همين حول و حوش مى گرديم و همه نبايد از روز اول انتظار مدال داشته باشند. ما با مجموع مدال هاى ۸ دوره حضورمان هم به بالاهاى جدول رده بندى يعنى بين ده كشور اول نمى رسيم. ما با اين سابقه به المپيك مى رويم درحالى كه سرمايه گذارى ويژه اى هم نكرديم. در حد توان كشور براى ورزش پول و ساير منابع اختصاص داده مى شود. اگر پوب خوب باشد ولى مربى نباشد يا امكانات و تكنولوژى و علم خوب نداشته باشيم به نتيجه نمى رسيم. بنابراين منظور از سرمايه گذارى در همه زمينه هاست.
سرمايه گذارى را صرفاً در منابع مالى و پول نبايد ديد. همه منابع راهبردى بوده و به يك اندازه اهميت دارد.
< مديريت يك منبع مثل منبع مالى است. اين موارد را بايد جا انداخت. نبايد مردم را هيجان زده كنيم يا قول آنچه را بدهيم كه دسترسى به آن غيرممكن است و يا خودمان را با كشورهاى مختلف مقايسه كنيم. پيروزى در المپيك پيروزى يك ملت نيست و شكست در آن هم به منزله باخت يك ملت نمى باشد.
شايد انتظارات را بايد درست تعريف كرد.
< البته براى مربى و قهرمانان از لحاظ برانگيختن احساسات ملى مى توانيم اين مساله را مطرح كنيم و بگوييم كه تو نماينده ملى هستى و ۲ ميليارد نفر تو را تماشا مى كنند. به نام ايران مى روى. بباز ولى روحيه خوب داشته باش. براى مربى و رفتارهايش هم همين طور. بايد حتى در مورد رفتار و وضع ظاهرى اش به او توضيح بدهيم. بايد گفت كه همه رفتار او نماينده يك ملت است. پيروزى ما در المپيك پيروزى براى ملت است. زمانى ژاپن بعد از جنگ جهانى براى برانگيختن احساسات ملى اش چنين كارى كرد تا سرمايه گذارى كند و در المپيك مدال بگيرد. در كشتى ژاپن در طول المپيك ها بيشتر از ما مدال گرفته و ۲۶ طلا گرفته است زيرا در آن شرايط زمانى نياز به اين پيروزى ها داشتند.
پس حضور برايشان مهم است.
-بله، در هر رشته اى كه مى توانند شركت مى كنند.
اما براى ما مدال مهم است. مثلا در قايقرانى وقتى مى دانيم مدال نمى گيريم تيم نمى بريم.
-در آسيايى چنين وضعيتى كمتر است. همه كسانى كه به دوحه رفتند هم مدال نگرفتند مثلا كبدى چهارم شد يا مى دانستيم بدمينتون بانوان مدال نمى گيرند ولى شركت كردند تا بانوان هم حضور بيشترى داشته باشند. مشاركت مهم است. اگر اجازه مى دهند به رويدادهاى بزرگ برويم بايد مشاركت كنيم. آسيايى هم رقابت خوبى است كه ممكن است روزى سهميه اى شود چون استقبال از آن زياد است. اگر همه ۴۴ كشور آسيايى در دو سوم رشته ها شركت كنند سهميه اى مى شود. دوره قبل ۱۰ هزار و ۸۰۰ نفر در دوحه شركت كردند، مشابه تعداد المپيك البته در ۳۸ رشته شركت كردند كه اگر استقبال بيشتر شود از طرف شوراى المپيك آسيا محدوديت ايجاد مى شود. در بازيهاى المپيك مشاركت خيلى مهم است اينكه در بيشترين رشته ها اسم ما باشد. الان از ۲۸ رشته در ۱۳ رشته حضور داريم كه اكثريت مردانه است. بايد به سمتى برويم كه خانم ها هم اگر مى توانند مشاركت كنند چون هم استعدادهاى خوبى دارند و هم شانس شان بيشتر است. بايد براى آنها هم سرمايه گذارى شود.
اينكه مثلا ۴ مدال در ۴ رشته بگيريم موفقيت بزرگى است مثلا احسان حدادى با اين روند پيشرفت مى تواند شانس مدال باشد، حضور در رشته هاى مختلف نشانگر رشد است.
-شايد در جودو هم بتوانيم مدال بگيريم.
كه آن هم يك رشته قدرتى است.
-قبول ندارم، چون رشته هايى هستند كه در بين جوانان علاقه مند دارد. در كشتى، تكواندو، جودو و دو و ميدانى ليگ داريم. تيم ملى ماحصل كار اينهاست و علاقه مند در كشورمان و همه جاى دنيا دارد كه در المپيك لحاظ شده است. شعار المپيك هم سريع تر، بالاتر و قوى تر است. ما مى گوييم قوى تريم اينكه اشكالى ندارد.
ولى خوب است به آنچه داريم اضافه كنيم.
< زمان زيادى لازم دارد. اگر مى خواهيم در المپيك كار كنيم بايد اول در قاره كار كنيم. بايد ببينيم دو و ميدانى ما يا شنا در قاره در چه سطحى است، بعد در جهان در چه مرتبه اى هستيم بايد ببينيم هدف ما چيست و اگر مى خواهيم مثلا در دو و ميدانى مدال بياوريم بايد اول در قاره و سپس براى المپيك هدف گذارى كنيم.
اين هدف گذارى وجود دارد؟
< در بعضى از رشته ها براى قاره اين كار را فدراسيون ها شروع كردند . در دو و ميدانى، شنا، ژيمناستيك، تيراندازى و قايقرانى كه بيشترين درصد مدال را در المپيك دارد، در دوحه چند در صد مدال ها را گرفتيم كه خيلى كم و نشانه سرمايه گذارى كم ماست.
شايد ضعف مديريتى داشتيم.
< در سال ۲۰۰۰ در انگليس برنامه ۲۰۲۰ براى ورزش اين كشور تصويب شد كه ۴ سال روى آن كار شده و چشم اندازى براى سال ۲۰۲۰ است . ما اينچنين براى ورزش برنامه ريزى نكرده ايم اگر بخواهيم در صحنه هاى آسيايى و المپيك و جهانى موفق باشيم بايد يك نقطه زمانى شروع را معين كنيم و براى اين دوره زمانى برنامه تعريف كنيم ، نظارت و كنترل كنيم، بايد همه جانبه به اجراى اين برنامه مصوب متعهد باشيم، مهم حمايت هاى جمعى همه نهادها است
يعنى بايد برنامه ملى تدوين شود؟
< بايد بشود . كميته المپيك برنامه اى از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ تدوين كرده كه همين كار در حد پايان نامه يك دانشجوى دكتراى مديريت و برنامه ريزى تربيت بدنى است كه برنامه راهبردى كميته ملى المپيك در اين دوره زمانى است.
چقدر ضمانت اجرايى دارد؟
< ضمانت اجرايى حمايت مى خواهد، تامين منابع و حمايت ملى را مى خواهد.
يعنى به عنوان طرح ملى ديده شود؟
< اينطور بايد ديده شود تا اجرا شود . اين طرح ۸ ساله است و براى ۸ سال جواب مى دهد و خوب است. ما عادت به اين موارد نداريم ، ما بايد گام هاى كوچك برداريم. ما بايد در ۸ سال از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ را ببينيم . نبايد به دنبال كارهاى بزرگ برويم كه نتوانيم انجام دهيم . البته كار نشد ندارد. كنفدراسيون فوتبال آسيا هم به همين دليل آسيا ويژن را طراحى كرد و از كشورهاى آسيايى مى خواهد كه در كشورهاى خود اين برنامه را پياده كنند چون مى خواهد فوتبال آسيا را بالا بكشد. به اين دليل كه فوتبال آسيا الان از آفريقا و آمريكا و اروپا عقب افتاده است .ما هم بايد براى فدراسيون هاى مدال آور چنين طرحى را الزام كنيم .آنها بايد مثلا يك سال را صرف برنامه ريزى كنند و يك برنامه ۸ تا ۱۰ ساله مثلا از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ بنويسند و پس از اين طرح در بالاترين سطح تصويب شود كه اگر رييس فدراسيون عوض شد نفر بعدى ملزم به انجام طرح باشد چون كارهاى روزمره را همه مى توانند انجام دهند اين يكى از قطعات پازلى است كه اگر كنار هم بچينيم تصوير روشنى از آينده اى كه مى خواهيم داشته باشيم به دست مى آيد. اگر اين طرح را درست طراحى كنيم ، قطعه هاى پازل درجاى درست خود قرار مى گيرد و نتيجه مى گيريم وگرنه يك پازل تكه تكه خواهيم داشت كه هر رييسى در آن باتوان خودش زحماتى را مى كشد اما نمى توان از آن توقع زيادى داشت.