سال هفتم - ۳۰۹۴
يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۷
۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۹
Apr 6, 2008
فوتبال ايران ۱
sLogo.gif
جستجوى پيشرفته
PDF Edition
ورزش منهاى فوتبال
۱ ۲ ۳
ورزش جهان
۱ ۲
فوتبال ايران
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
صفحه اول
RSS آرشيو
مربيان ديروز ، منتقدان امروز
براى امير قلعه نويى كه هنوزدلتنگ تيم ملى است
نيمكت نشينى حجازى و بازى دادن منصوريان

جلسه مديرعامل با مديرفنى
ايران ورزشى- صبح ديروز ناصر حجازى در باشگاه استقلال حاضر شد و ساعتى را با فتح الله زاده به بحث و گفت وگو پرداخت. اين جلسه پشت درب هاى بسته انجام شد اما بدون شك حاجى پيش از جلسه با فيروز كريمى مى خواست نقطه نظرات حجازى را در مورد دربى و عملكرد سرمربى بداند، هرچه باشد حاجى و حجازى به هم نزديك تر هستند.
ديروز تعطيل امروز دو جلسه
بازيكنان تيم استقلال امروز شنبه را به استراحت پرداخته و قرار است از فردا با روزى دو جلسه تمرين خود را براى بازى با پگاه آماده كنند. فيروز كريمى به علت فشار بيش از حد دربى اقدام به اين كار كرده، معتقد است كه بازى با پرسپوليس از نظر روحى و روانى بازيكنانش را بيش از حد تحت تأثير قرار داده و لذا آنها نياز به استراحت دارند.
پيروز به جاى كوشكى
فيروزخان چه بخواهد و چه نخواهد نوبت به پيروز قربانى رسيد او كوشكى را در مقابل پگاه در اختيار ندارد و چاره اى ندارد جز اطمينان به پيروز قربانى، بازيكنى كه چند هفته است فيروزخان به او اعتماد و اعتقادى ندارد حال بايد ديد كه پيروز در مقابل پگاه چطور بازى مى كند. او كه از شرايط موجود و برخورد فيروزخان راضى نيست آيا با ميل و رغبت بازى كرده و يا با بى تفاوتى به ميدان خواهد رفت. پيروز و نوازى معتقد هستند كه آنها جزو سوگلى هاى فيروزخان نبوده و پس از پاك شدن محروميت و برطرف شدن مصدوميت هاى آنان نيمكت نشين خواهند شد!
مجيدى در فكر ترانسفر بود!
شنيديم فرهاد مجيدى به دو تيم خواهان او در امارات گفته بود اگر مى خواهيد قابليت، آمادگى و توانايى من را ببينيد منتظر روز دربى باشيد. او به گمان اينكه جزو نفرات ثابت است از موضع قدرت با عرب ها صحبت مى كرد اما او پس از اينكه فهميد در تركيب اصلى نيست روى زمين بند نبود، تلاش، پيغام و پسغام به اين و آن هم شرايط را عوض نكرد و آقا فرهاد با حالت عصبى و با همان شرايطى كه ديديد آمد و رفت تا فيروزخان هر چه سريع تر نسبت به بازگشت بياتى نيا اميدوار باشد.

مربيان ديروز ، منتقدان امروز
دلتنگ نيمكت دايى
جواد حسينى
Javad Hosseini
171786.jpg
محمد مايلى كهن خواه ناخواه مبدل به گزينه اصلى رسانه ها براى خلق يك جنجال مى شود. او گاهى ميان سكوت مطلق، فريادى مى كشد و بى آنكه بخواهد، به كانون توجه عموم بدل مى شود. مايلى كهن كه انگار از فوتبال ايران در پى يك مدينه فاضله است و هرگز پرچم صلح را بالاى سر نبرده، حالا با خبرگزارى دانشجويان (ايسنا) گفت وگو كرده است. گفت وگويى كه باز هم بوى انتقاد مى دهد و اين بار انگشت اشاره اش به سوى دايى نشانه مى رود. استاد سابق عليه شاگرد موضع گرفته است. مايلى كهن حرف مى زند و ما با او در مورد گفته هايش بحث داريم. اين شايد يك مناظره دورادور و غيرمستقيم باشد.


محمد مايلى كهن در ابتداى كلام به نحوه انتخاب هاى سرمربى تيم ملى اشاره مى كند و مى گويد: «اين حق سرمربى تيم ملى است كه بازيكنان را براساس سليقه خود انتخاب كند ولى بايد قبول كرد كه بازيكنان شايسته ترى در ليگ برتر چون احسان حاج صفى، محمود كريمى، هادى اصغرى، جواد آشتيانى و همچنين بازيكنان شاغل در ليگ دسته اول نظير خدمتكارى وجود داشته اند كه مى توانستند در پست هايى كه ما ضعف داشتيم بهتر عمل كنند.»
***
سخن مايلى كهن كاملا صحيح اما وجود يك مساله ماهيت اين تفكر را زير سوال مى برد، هيچ شكى نيست كه بازيكنان مورد نظر مايلى كهن جزو استعدادهاى نهفته ليگ هستند و چه بسا نفرات ديگرى جزو اين افراد هم باشند كه در ليگ بازى مى كنند اما نامشان در بين دعوت شده ها ديده نمى شود اما اين دليل بر اشتباه سرمربى نمى شود چون طبق استانداردهاى موجود سرمربى تيم ملى تنها مى تواند تعداد مشخصى را به تيم ملى دعوت كند و ناگزير در مرحله انتخاب طبيعتا نام عده اى از ليست بيرون مى ماند، همان طور كه در سال ۱۹۹۷ محمد مايلى كهن برحسب معيارهاى فنى مورد قبول خود نام على اكبر استاد اسدى، مهدى مهدوى كيا و فرهاد مجيدى را در بين دعوت شدگان قرار داد و نفراتى چون مهدى پاشازاده، جواد زرينچه و على منصوريان را پشت خط گذاشت. درست در آن مقطع منتقدان مايلى كهن به وى خرده گرفتند كه بهتر از اين افراد هم وجود داشتند اما وى نام آنها را از قلم انداخته است. محمد مايلى كهن آن روزصاحب راى و انتخاب بود و كسى مانع استفاده وى از حق قانونى اش نشد، امروز هم على دايى اين حق را داراست كه طبق سليقه خود سربازانش را انتخاب كند پس همان طور كه آن روز دوست نداشتيد كسى به شما خرده بگيرد امروز از موضع سرمربى تيم ملى نگاه كنيد.
منتقد بى پرواى تيم ملى نبايد اين اصل را فراموش كند كه هر انسانى مى تواند يك سليقه داشته باشد. پس بايد به سليقه افراد احترام گذاشت تا به سليقه ات احترام بگذارند. فوتبالى ها مى دانند كه مايلى كهن در زمره استعداديابان طراز اول فوتبال است اما اين شاخصه هم دليل نمى شود كه ما در مقطع فعلى دايى را به دليل نحوه انتخابش سرزنش كنيم.


محمد مايلى كهن در قسمت ديگرى از سخنانش به ماجراى دو شغله بودن دايى ايراد مى گيرد: «مربيان تيم ملى فقط بايد به تيم ملى فكر كنند چرا كه دو شغله بودن سرمربى مى تواند لطمه بزرگى به تيم بزند كه به هيچ وجه شوخى بردار نيست. سرمربى تيم ملى نمى تواند همزمان هم به بازيهاى ليگ داخلى، هم به باشگاه هاى آسيا و هم به تيم ملى فكر كند چرا كه اجبارى در پذيرش اين مسووليت براى او وجود نداشته و بايد وقت گذاشت و تمام مسووليت ها را برگردن گرفت. با اين حال فكر مى كنم هنوز مربيان تيم ملى به اهميت اين موضوع پى نبرده اند و اگر تيم نتيجه نگيرد ممكن است آن را بر گردن نبود فرصت كافى و عدم بازيهاى تداركاتى بيندازند.»
***
در صحت اين كلام هيچ ترديدى نيست اما سوال اينجاست كه آيا رطب خورده مى تواند منع رطب كند؟ بى شك اگر اين كلام بر زبان جلال طالبى يا برانكو ايوانكوويچ منعقد مى شد مى توانستيم آن را بجا بدانيم اما افرادى چون محمد مايلى كهن، امير قلعه نويى و منصور پورحيدرى نمى توانند منتقدان خوبى براى پديده مربى دو شغله براى تيم ملى باشند چون اين دسته از مربيان در زمان فعاليت جملگى در رديف مربيان دو شغله بودند. جناب مايلى كهن مزيد اطلاع مى گويم آيا از ياد برده ايد كه در زمان هدايت تيم ملى اميد كه مصادف شد با مربيگرى شما در همين تيم سايپا، در پاسخ به سوال خبرنگارى كه شما را به دليل دو شغله بودن مورد نقد قرار داد چه پاسخى داديد؟ شما آن روز با اين لحن دليل اين اتفاق را توجيه كرديد: «من كارمند سازمان تربيت بدنى هستم و حقوق كارمندى دريافت مى كنم، مگر با حقوق كارمندى مى توانم خرج زندگى بدهم. مربيگرى تيم ملى براى من يك عشق است، نه پولى گرفتم نه خواهم گرفت.»
حرف آن روز شما كاملا درست بود اما به راستى عدالت و انصاف اينگونه حكم مى كند كه شما امروز كه خارج از گود حضور داريد با همان اشكالى كه آن روز خود شما را هم شامل مى شد دايى را بكوبيد. جناب مايلى كهن اگر امروز جلال طالبى اين حرف را مى زد اصلا نمى توانستيم به او خرده بگيريم چون او در شرايطى كه مى توانست به شكل همزمان هدايت تيم بهمن را در اختيار بگيرد و به عنوان مدير فنى تيم ملى هم فعاليت كند اما براى سوء استفاده نكردن برخى افراد بهمن را رها كرد تا مدير فنى تيم ملى  شود كه ايوويچ سرمربى آن بود. شايد امروز محمد مايلى كهن شرايط فعلى را با شرايط زمان خود متفاوت بداند اما بدون شك دفاعيه دايى هم منطقى است، او بارها در اين باره توضيح داده كه سايپا را به خاطر منافع شخصى نمى خواهد بلكه تنها به دليل احساس دين به اين تيم قصد دارد در اين شرايط همراه سايپا باشد.
كودكان ديروز و نوجوانان امروز اين مرز و بوم از محمد مايلى كهن چهره اى با تقوا سراغ دارند كه مى تواند الگوى مناسبى براى آينده آنها به حساب آيد اما طرح اين مسائل مى تواند دليلى شود براى تغيير الگوى اخلاقى نوجوانان ما، چون در كتاب هايشان خوانده اند: «رطب خورده نمى تواند منع رطب كند.»

سرمربى سابق تيم ملى با انتقاد از برخوردهاى سرمربى تيم ملى كه امروز بهانه اصلى منتقدان دايى شده است، مى گويد: «تيم ملى ارث پدرى كسى نيست كه هيچ كس نتواند در مورد آن صحبت كند؛ متاسفانه شرايط اكنون طورى شده كه انگار كسى حق ندارد تيم ملى را نقد كند. انتقاداتى كه با غرض و مرض باشند بحث جدا دارند ولى كارشناسان فوتبال حق دارند تا درباره تيم ملى صحبت كنند و برخورد آنها بايد با آرامش باشد و با آغوش باز از آنها استقبال كرد. معنى اسطوره بودن، قلدر مآبانه برخورد كردن، نپذيرفتن نقدها و عبور از چراغ قرمز نيست بلكه اسطوره يعنى در خدمت كشور بودن و پذيرفتن منطق آن هم با متانت.
وقتى خبرنگارى از سرمربى تيم ملى درخصوص عدم دعوت مهدوى كيا به تيم ملى سوالى مى پرسد، او نبايد برافروخته شود و از الفاظى كه در شان سرمربى تيم ملى كشور نيست، استفاده كند و به نوعى به خبرنگار توهين كند. همه مى دانيم كه سوابق مهدوى كيا در بازيهاى بوندس ليگا و گلزنى در آنجا بهتر از على دايى است. پس نبايد اكنون كه دايى سرمربى تيم ملى شده برابر اين سوال اينگونه موضع گيرى كند البته اگر سرمربى بگويد كه فلان بازيكن در تفكر تاكتيكى من براى تيم جايى ندارد، يك بحث جداست كه منطقا مى توان آن را قبول كرد.
171738.jpg
محمد مايلى كهن با بيان اين جملات در مصاحبه تند و تيز خود ثابت مى كند كه گذشته را به كلى فراموش كرده است اما مى خواهيم او را به سال ۱۹۹۷ ببريم، در آن مقطع جواد خيابانى مجرى برنامه آخرين روز هفته با ورزش در يكى از آيتم هاى برنامه خود ۹۰ دقيقه با سرمربى تيم ملى گفت وگو كرد. در آن برنامه خيابانى در لابه لاى سوالات خود از حاجى مايلى پرسيد چرا على دايى به تيم ملى دعوت نشد؟ كه جناب سرمربى با لحن خاص خود در رسانه ملى اعلام كرد: «تا روزى كه على دايى از من معذرت خواهى نكند نمى تواند به تيم ملى برگردد.» مجرى برنامه زمانى كه دليل اين امر را جويا شد، اين توضيح را شنيد: «على دايى در بازى مقابل سوريه در تهران زمانى كه متوجه شد قرار است ۶۰ دقيقه بازى كند با صراحت گفت بهتر است بازى نكنم به همين دليل او را كنار گذاشتيم.»
شما از سوى افكار عمومى به خاطر اين تصميم مورد تقدير قرار گرفتيد اما به ياد داريد روزى كه يك خبرنگار (ع- ر) درباره علل دعوت نشدن دايى شما را سوال پيچ كرد چه واكنشى نشان داديد.
با اينكه حركت شما به دور از منطق بود اما باز هم منتقدان با انصاف حق را به شما دادند چون شما حق انتخاب داشتيد اما امروز شما ديگر حاشيه امنيت آن روز را نداريد كه براى سرمربى تيم ملى خط و خطوط مشخص كنيد. جناب مايلى كهن شما خوب به خاطر داريد كه واقعيت چيست پس دليل اين همه هياهوى كاذب براى چه هدفى است. امروز شما يعنى محمد مايلى كهن سرمربى تيم ملى را زير گيوتين مى بريد كه چرا نفراتى چون مهدوى كيا در ليست تيم ملى جا ندارند و دايى درباره آنها با خصومت حرف مى زند ولى خود شما روزگارى در فوتبال ملى ما روى نام هايى چون مجتبى تقوى، امير قلعه نويى و حميد درخشان خط قرمز كشيديد تا جوان هايى مثل مهدوى كيا ۱۷ ساله، على موسوى ۱۷ ساله، فرهاد مجيدى ۱۹ ساله، سيروس دين محمدى ۲۱ ساله، مهرداد ميناوند ۲۱ ساله و خداداد عزيزى ۲۲ ساله را به تيم ملى بزرگسالان دعوت كنيد. در تيم سايپا كاشف استعدادهايى چون مسعود شجاعى، محسن خليلى و جواد كاظميان بوديد، همين طور در تيم اميد مهرزاد معدنچى و ايمان مبعلى را رو كرديد، آن روزها منتقدانى مثل امروز شما محمد مايلى كهن را به خاطر جوانگرايى سرزنش كردند و از خط خوردگان پا به سن گذاشته دفاع كردند، درحالى كه شما به شدت رنجيده خاطر شديد چون به هدف خود اعتقاد داشتيد. پس امروز نمى توانيد دايى را به خاطر استفاده از مهره هايى چون غلام نژاد، هاشم بيك زاده، رضا خالقى و ميلاد زنيدپور به جاى مهدوى كيا، هاشميان و ديگر لژيونرها مورد عتاب قرار دهيد.
انصاف و وجدان حكم مى كند مرد با تقواى فوتبال ايران همانند هميشه واقع بين باشد، محمد مايلى كهن همان طور كه در مقابله با امير قلعه نويى صاحب حق بود، حمايت شد ولى اين بار نقد مى شود تا مشخص شود دموكراسى فوتبالى هميشه پا برجاست.

براى امير قلعه نويى كه هنوزدلتنگ تيم ملى است
كلاسى در اروپا داير نيست؟
171747.jpg
پيام يونسى پور
Payam Younesipour

كافى است تا از امير قلعه نويى پيرامون آنچه او به آن دست نيافته است سوالى بپرسيد. دهان باز كردن و زبان چرخاندن او در كمتر موقعيتى دلنشين و گيرا جلوه مى كند. ادبياتش مقلد گويش منسوخ دهه هاى ۳۰ تا ۴۰ خورشيدى مى شود و با كج خنده اى نه چندان دلنشين مى كوشد همه چيز را له خويش و عليه موضع مقابل نشان دهد. گاهى پرده ها را مى درد و گاهى خود را همه كاره فوتبال ملى ايران معرفى مى كند.
گويش امير قلعه نويى نه منحصر به فرد است و نه ستودنى اما بر مذاق خويش و يا اطرافيان محدود و معدودش چنان خوش مى نشيند كه او را وادار كند دوباره و چندباره بر همان روال حركت كند. آنچه از امير قلعه نويى به عنوان يك مربى مى بينيم در تضاد مطلق است ... شايد به لحاظ فنى و وام گرفتن از دانش اطرافيانش توانايى هايى هم داشته باشد اما در واقع در محيط بيرونى هيچ گاه نمى كوشد تشخص يك رهبر و اول شخص را در خود حفظ كند. آنچه مسبب نگارش اين مقال مى شود، حمله دوباره او به سرمربى كنونى تيم ملى است.

يك مرد محبوب يا يك تكيه گاه؟
به اين جملات دقت كنيد: «من چهار ماه است كه در كرمان هستم و اين را براى اولين بار مى گويم، اگر آقاى پورصمد در باشگاه مس كرمان بماند، من هم براى فصل آينده در اين تيم خواهم ماند.»
امير قلعه نويى مسلما باز هم در تلاش است پايگاهى مستحكم را در ميان مديريت باشگاه به دست آورد. او درست مثل زمانى كه در استقلال مربيگرى مى كرد و همه شرط و شروطش براى بقا را به حضور دكتر قريب منوط مى دانست، حالا در كرمان هم همان رويه را برمى گزيند. هرچند ادعاى قلعه نويى درست پيرو مكتبى است كه در فوتبال ايران توسط پروين پى ريزى شد. پروين امروز با عابدينى «دست يا على» مى داد و فردا قراردادش را با زم و ميرزايى امضا مى كرد. قلعه نويى هم قريب را واسطه بقا در استقلال مى دانست ولى با حضور مقداد نجف نژاد با هر قيمتى وارد باشگاه شد و سمت گرفت.
در فدراسيون فوتبال هم قلعه نويى پايگاه مشخص خود را داشت. او كيومرث هاشمى را برگزيد و تا زمانى كه تكليف سرمربيگرى تيم مشخص نشده بود، حضورش در تيم ملى را مشروط به حضور و همكارى معاون اول رييس سازمان تربيت بدنى مى دانست. آيا شيوه او براى ورود به يك مجموعه يا بقا در پست سرمربيگرى را مى پسنديد و معقول و منصفانه مى دانيد؟!
باور و پذيرش ذهنى ادعاى جناب سرمربى مس كرمان در مورد پاختاكور- كه فقط از سوى خودش و دستيارش مورد تاييد قرار گرفت- به عهده جامعه فوتبال است و اگر بپذيريم كه فرض محال براساس قوانين رياضى، محال نيست و او را در ازبكستان ببينيم، آن گاه چه كسى در باشگاه پاختاكور به مرد محبوب و تكيه گاه وى تبديل خواهد شد؟!

ببخشيد ... شما؟!
مطمئنا از زبان او بارها و بارها شنيده ايد كه در اعتراض به منتقدانش مى گفت: «به من هرگز فرصت ندادند!» و اين دقيقا درحالى است كه سرمربى كنونى مس در روزهايى كه سكان هدايت تيم ملى را در دست داشت، به شكل قابل توجهى مورد حمايت رسانه ها قرار مى گرفت. او تا پيش از حذف از گردونه رقابت هاى جام ملت هاى آسيا هرگز مورد هجوم هيچ منتقدى قرار نگرفت و حمايتى بى بديل را در پس فعاليت هايش ديد اما همين مرد، زمانى كه على دايى را سرمربى تيم ملى مى بيند، از آغاز كار به او حمله مى برد و مدعى مى شود جايگاه او در اختيار دايى قرار گرفته است!
مى توانيم از امير قلعه نويى بپرسيم با كدام ادله خود را بر حق مربيگرى در تيم ملى مى داند؟ يك بار قهرمانى (پس از سه سال مربيگرى) با استقلال شايد تمامى برهان قاطع اين مربى باشد. قلعه نويى احتمالا به اعداد و ارقام روى مى آورد و مدعى مى شود مقابل ضعيف ترين كره تاريخ چند تعداد كرنر به روى دروازه حريف ارسال كرده است اما مسلما با اين عقيده موافق خواهد بود كه اگر در زمان مربيگرى خودش كسى لب به انتقاد از او باز مى كرد، وحشتناك ترين حملات شفاهى را متوجه اش مى كرد. مثل زمانى كه با محمد مايلى كهن دچار يك دعواى توهين آميز در برنامه زنده تلويزيونى شد و اگر متانت مايلى كهن و پايين آمدن او از موضعش نبود، شايد از روى آنتن حذف مى شد!
قلعه نويى حالا مى گويد: «بايد از كسانى كه دايى را انتخاب كردند خواست كه جوابگوى ناكامى باشند!» اين درحالى است كه هيچ گاه كسى از مردانى كه قلعه نويى را بر مسند سرمربيگرى تيم ملى نشاندند تا او با بيش از ۱۰ كمك مربى و آناليزور و بدنساز و همراه در جام ملت ها يك ناكام مطلق لقب بگيرد توضيح نخواست. كسى داريوش مصطفوى را محكوم نكرد و از او نپرسيد چرا بايد با روش «من درآوردى» خرد جمعى براى تيم ملى مربى برگزيد! اما امير از كدام فاجعه حرف مى زند؟ عقب افتادن مقابل ازبكستان؟! تساوى اجبارى و التماسى مقابل چين؟ شكست دادن مالزى به آن شكل؟! يا بازى نااميد كننده مقابل كره چگونه از ذهنش پاك شده است؟ قلعه نويى تساوى مقابل كويت (و دو بار پيش افتادن) را شكست مى خواند و در يك فراخوان عمومى، مسوولان فدراسيون را دعوت به پاسخگويى مى كند؟!
شايد بهتر است قلعه نويى برخلاف آنچه به زبان مى آورد، در خلوت خود كمى منصفانه انديشه كند و به يك نتيجه ايده آل برسد. آنچه وى به زبان مى آورد از منطق گريزان است.
بابا! تو ديگه كى هستى!
حمله دوباره به كميته انتقالى يعنى نبش قبر، يعنى بازگشت به عقب، شايد در خوش بينانه ترين حالت يعنى درجا زدن و البته يعنى احقاق حق ناعادلانه از فوتبال ملى! امير قلعه نويى اما در جالب ترين اظهار نظر با افتخار مى گويد: «باعث افتخار من است كه مرا پروين كوچك ناميده اند!» و اين اول بارى بود كه قلعه نويى پس از تمامى الگوبردارى هاى مستقيم اش از شيوه گويش، نوع راه رفتن، شيوه دوستيابى، برقرارى ارتباط با بازيكن و اهالى فوتبال، نشستن و برخاستن و حتى در غذا خوردن و آشاميدن على پروين، خود را يك «پروين كوچك» لقب داد ولى حال سوال اينجا پيش مى آيد كه امروز و پس از سال ها تلاش پرسپوليس براى عبور كردن از نام على پروين، اين فوتبال ديگر چه نيازى به يك «پروين كوچك» يا به عبارتى «پروينك» دارد؟!
بهتر است اگر قلعه نويى شيوه هاى رفتارى پروين را تقليد مى كند، نوع حمايت و پشتيبانى اش از جانشينان خود و يا جوان ها (مثل خود على دايى) را هم ببيند.
انگار بهتر است براى امير قلعه نويى عزيز كه در مس خوب نتيجه مى گيرد و اما هر آنچه به دست مى آورد را با رفتار شفاهى اش لگدمال مى كند، كلاس مربيگرى اروپايى درنظر گرفت. چند روزى سفر به اروپا و انداختن عكس هاى يادگارى كنار مربيان نامى اروپا آن قدر برايش لذت بخش خواهد بود كه چند وقتى فراموش كند با حرف هايش جو فوتبال ملى ايران را به التهاب برساند! يك كلاس لازم است، با چند مربى اروپايى و يك موبايل دوربين دار!

نيمكت نشينى حجازى و بازى دادن منصوريان
ترس پنهان فيروز
171741.jpg
على قراخانلو
Ali Gharakhanloo

من هنوز به عمق دربى پى نبرده ام و نمى دانم كه اين بازى از چه ميزان حساسيت و استرس برخوردار است اين عين حرف هاى فيروز كريمى در ۴۸ ساعت مانده به دربى است. او كه از اول ادعا داشت با اقتدار آمده و در راه ترويج افكار و اميال خود در مسايل انضباطى و تاكتيكى تيم با هيچ كس تعارف ندارد در آستانه دربى دچار چند خطا و لغزش شد. فيروز كريمى هرچه به آغاز دربى نزديك تر مى شد انعطاف و نرمش بيشترى از خود نشان مى داد و اين نرمش يا به نوعى عقب نشينى از اصول تا بدانجا پيش رفت كه برخى از جلسه مشورتى براى چيدمان تركيب استقلال مقابل پرسپوليس را دادند.
تلقين اين باور غلط كه اين ديدار حساس بوده و نياز به حضور با تجربه ها دارد باعث شد تا او على منصوريان را نه از روى اهداف تاكتيكى بلكه براى توازن تجربه وسن و سال و به اصطلاح نوعى ياركشى براى دعوا به ميدان فراخواند. گرچه از درون باشگاه همه اين فرضيه را ردكرده و معتقد هستند كه خواست خود فيروزخان بوده كه يك بزرگ تر از ابتدا در داخل تركيب باشد و حالا فيروز كريمى پس از گذشت سه روز از بازى بايد پاسخ اين سؤال را بدهد كه چرا تسليم خواسته هاى بيرونى و جو حاكم بر اردو شده است؟ چه او اگر با افكار و اهداف و گرايشات تركيب را وارد زمين مى كرد چه بسا اگر مى باخت هم به عنوان يك مربى اصولگرا معتقد به افكار حرفه اى مورد تكريم بود.
بعد از بازى كردن دور از انتظار منصوريان بايد به نيمكت نشينى ناصر حجازى اشاره كرد شايد در نگاه اول اين باشد كه حضور او در روى نيمكت باعث شارژ روحى، بالا بردن انگيزه بازيكنان و مثلا وزن نيمكت آبى پوشان شده باشد اما باز هم مى دانيم كه فيروز كريمى و ناصر حجازى دو مردى هستند كه با دو خطوط فكرى متضاد كار مى كنند و اين تناقض و تضاد بدون شك بر شالوده و پيكر تيم اثر منفى مى گذارد.
در هر حال فيروز كريمى در نخستين ديدار خود در دربى گرچه نباخت اما اكثر آنهايى كه روحيات و اخلاق او را مى دانند به اين مهم رسيدند كه او هم در اين بازى بزرگ تحت تأثير قرار گرفت، شايد اگر خود و افكارش در تيم تسرى پيدا مى كردند استقلال بهتر از اينها نتيجه مى گرفت همانطور كه حالا رگه هايى از پيشرفت و انسجام را درتيم مى بينيم، او و تيمش در جاده پيشرفت و هماهنگى قرار گرفته اند و نبايد اجازه بدهد كه ديگران وارد حريم او شده و افكار او را دچار خدشه و لرزش كنند.

بنشين و سانديس بخور
هيچ اتوبوس و مينى بوسى آسيب نديد
ايران ورزشى- نتيجه دربى، اتفاقات درون زمين، رفتار بازيكنان، تعداد تماشاچيان، كيك و كلوچه و سانديس، زمان برگزارى بازى، تعداد نفرات در اتوبوس و مينى بوس ها، تعداد اتوبوس  و مينى بوس براى بازگشت تماشاچيان به منازل و... همه و همه از عواملى هستند كه در پايان سالم يا اوراق بودن وسايل نقليه شركت واحد را تضمين مى كنند.اين بار پس از پايان بازى خوشبختانه نظم خوبى در انتقال تماشاچيان به بيرون ورزشگاه را شاهد بوديم. مدير عامل شركت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه گفت: «هيچ اتوبوس و مينى بوسى در پايان بازى تيم  هاى استقلال و پرسپوليس آسيب نديد و تماشاگران دو تيم بدون هيچ خسارتى و به صورت نشسته جابجا شدند.»
حسين بيژنى گفت: «طبق پيش بينى هاى قبلى ۱۴۰۰ دستگاه اتوبوس و ۶۰۰ دستگاه مينى بوس براى انتقال تماشاچيان آماده شده بود و در كنار آن يك هزار دستگاه ديگر به صورت ذخيره در كنار ورزشگاه (درب شرقى) به صورت آماده قرار داشتند كه نيازى به استفاده از اين تعداد نشد. پس از پايان بازى و تخليه تماشاگران، تقريبا هيچ تماشاگرى باقى نماند.»بيژنى با بيان اين مطلب كه قرار بود، شركت هاى واحد اتوبوسرانى شهرستان هاى اطراف شهر تهران اقدام به انتقال تماشاگران خود كنند، گفت: «متاسفانه به اين قول عمل نشد و شركت واحد اتوبوسرانى شهر تهران، مسافران اسلامشهر و كرج را نيز منتقل كرد.»
نكته جالب اينكه از سال گذشته و بعد از بازى رفت دو تيم استقلال و پرسپوليس شركت واحد تمام نفرات حاضر در اتوبوس را به صورت نشسته جابجا و با پخش كردن سانديس بين تماشاگران در اتوبوس سهم زيادى در آرامش تماشاگران ايفا مى كند.

دربى سرخابى  در كانادا

ايران ورزشى- مصطفى شكرى مشاور حقوقى باشگاه پرسپوليس همچنان پيگير سفر پرسپوليس به كانادا است و حتى از برگزارى دربى سرخ و آبى در خارج از ايران خبر مى دهد: جلسات متعددى بين مديران باشگاه هاى استقلال و پرسپوليس و نماينده شركت آنها براى برگزارى چند بازى دوستانه در خارج از كشور برگزار شد.
با موافقت رسمى مديران دو باشگاه گرفتن مجوز سفر از سازمان تربيت بدنى، برگزارى يك بازى ميان استقلال و پرسپوليس در كانادا و دو بازى در امريكا در صورتى كه قرارداد نهايى پس از مراحل ادارى هيأت مديره هيأت مديره استقلال با شركت آنها امضا شود، قطعيت دارد.

۳ غايب در اردوى حريف پرسپوليس

ايران ورزشى- ۳ بازيكن استقلال اهواز از حضور در ديدار حساس برابر پرسپوليس محروم خواهند بود.داود حقى هافبك خلاق و گلزن استقلال اهواز به دليل سه اخطاره بودن در ديدار مقابل پرسپوليس حضور نخواهد داشت. سعيد رمضانى و حميدرضا بابايى نيز به دليل مشكلات مالى با باشگاه، در تمرينات چند روز اخير تيمشان حضور نداشتند و احتمال غيبت اين بازيكنان نيز در ديدار با پرسپوليس وجود دارد.

محمد نصرتى:
اگر پنالتى بود چرا برهانى اعتراض نكرد؟

ايران ورزشى- دربى ۶۴ با تساوى يك - يك و ارايه يك بازى كسل كننده از سوى هر دو تيم به پايان رسيد ولى محمد نصرتى معتقد است كه تيمش در اين مسابقه مستحق پيروزى بود. او با اشاره به دربى مى گويد: اتفاقا هر دو تيم بازى خوبى را به نمايش گذاشتند حتى ما مى توانستيم برنده دربى باشيم. استقلال فرصت هاى خوبى داشت كه مهمترين آنها تك به تك آرش برهانى بود ولى ما موقعيت هاى بيشترى داشتيم كه در زدن ضربات آخر بدشانسى آورديم، در مجموع معتقدم كه پرسپوليس مستحق برد بود البته داور هم دو پنالتى مسلم به سود ما نگرفت. نصرتى در ادامه درباره برهانى توضيح مى دهد: من هيچ خطايى روى برهانى مرتكب نشدم چون توپ پشت سر او ماند و آرش هم تعادلش را از دست داد. اگر مى گويند آن صحنه پنالتى بود پس چرا آرش واكنشى نشان نداد و اعتراضى نكرد؟ شك نكنيد كه هيچ خطايى روى برهانى انجام ندادم.
وى در خصوص گل استقلال ادامه مى دهد: به نظر من پاس مجتبى جبارى كه با پاى چپ به روانخواه داد شانسى بود چون حالت بدن او مخالف با حركت پايش بود، در ضمن سپهر حيدرى هم زود تكل زد و فكر مى كنم روى يك غافلگيرى گل خورديم.
اما آيا پرسپوليس قهرمان ليگ مى شود؟ نصرتى مى گويد: اين درست كه نسبت به نيم فصل اول افت كرده ايم ولى مطمئن باشيد كه به شرايط ايده آل بازخواهيم گشت. در حال حاضر فقط مشكل بدنى داريم كه در بازيهاى آينده حل مى شود، در ضمن همچنان معتقدم كه پرسپوليس مدعى اول قهرمانى است.

محمدرضا مامانى:
بايد حقم را بگيرم

ايران ورزشى- محمدرضا مامانى مثل سال هاى گذشته همچنان در پرسپوليس يك بازيكن نيمكت نشين است.
قرار گرفتن در تركيب ثابت براى هر بازيكنى مهمترين اتفاق است ولى به نظر مى رسد كه براى مامانى فقط جذابيت هاى پوشيدن پيراهن سرخ مهم است. البته خودش با ما هم عقيده نيست و بازى كردن و حتى فيكس بودن را حق خودش مى داند: اكثر هم تيمى هاى من كه حتى با آنها رفاقت ندارم مى گويند حقم اين است فيكس بازى كنم ولى همچنان ذخيره ام و شايد در بازيهايى كه در شهرستان ها داريم چند دقيقه اى بازى كنم. باور كنيد كه خودم هم دليل نيمكت نشينى ام را نمى دانم، البته همين كه خيلى ها معتقدند حقم خورده شده برايم كافى است.
حرف هاى زيادى دارم و آخر فصل همه چيز را مى گويم چون در اين مدت خيلى سختى كشيدم. اگر خواستند در پرسپوليس مى مانم چون بايد حقم را بگيرم و خيلى چيزها را ثابت كنم، در غير اين صورت از پرسپوليس جدا مى شوم.

شيث رضايى:
تساوى عادلانه بود

ايران ورزشى- مدافع پرحاشيه پرسپوليس نتيجه مساوى را بهترين نتيجه براى دربى شصت و چهارم مى داند. او مى گويد: بازى جذاب و تماشاگر پسندى بين دو تيم برگزار شد و نتيجه مساوى عادلانه بود اما بازى بايد با نتيجه ۲ - ۲ به اتمام مى رسيد.
اين نتيجه به سود سپاهان و صباباترى بود، چون آنها رقباى اصلى ما در صدر جدول هستند و به پيروزى هاى خوبى هم رسيده اند.
شيث هم مثل هر پرسپوليسى معتقد است كه داور اسپانيايى سرخ ها را از يك پنالتى مسلم محروم كرده است: داوران بسيار با تجربه و سرشناس بودند ولى مثل بقيه بازيكنان اعتقاد دارم يك پنالتى بايد به نفع ما رقم مى خورد.

فرزاد آشوبى:
قطبى بگويد چرا نيمكت نشين شدم

ايران ورزشى- «دنبال حاشيه نيستم اما سرمربى تيم بايد دليل نيمكت نشينى ام را بگويد.» اين را فرزاد آشوبى مى گويد بازيكنى كه فصل گذشته پديده ليگ بود و حالا به يك نيمكت نشين تبديل شده. او در اين باره توضيح مى دهد: تابع نظرات كادر فنى بوده و به دنبال حواشى نيستم، چون پرسپوليس را از صميم قلب دوست دارم اما افشين قطبى بايد دليل نيمكت نشينى مرا بگويد. آشوبى صحبت هايش را با اشاره به دربى و نتيجه تساوى ادامه مى دهد: در دقايقى از بازى كه پرسپوليس دگرگون شده بود، مى توانستيم گل هاى بيشترى به استقلال بزنيم ولى به طور كلى دربى جالبى نبود و هواداران باز هم مثل اكثر بازيهاى گذشته شاهد تساوى دو تيم بودند. البته به عقيده من با وجود از دست دادن صدر جدول، هنوز هم مدعى جدى كسب قهرمانى هستيم.

ژوروان ويرا:
بايد الاتحاد را ببريم اما خسته ايم

ايسنا- سرمربى سپاهان گفت: بازيهاى فشرده و سفرهاى زياد، بازيكنان تيم اش را تحت فشار قرار داده است. ژوروان ويرا درخصوص ديدار تيمش مقابل استقلال اهواز افزود: تيم سپاهان بازى خوبى را در اين ديدار ارائه نكرد. در نيمه نخست اين بازى ما توانايى به ثمر رساندن ۴ يا ۵ گل را داشتيم اما بازيكنان ما قدر موقعيت هاى به دست آمده را ندانستند. ويرا با اشاره به اينكه تيمش در نيمه دوم بازى خوبى را ارائه نكرده است، گفت: با بازى ما در نيمه دوم، شايسته برد در اين ديدار نبوديم.
سرمربى سپاهان به بازى هفته آينده تيمش با الاتحاد اشاره كرد و ادامه داد: تيم الاتحاد هم اكنون ۶ امتياز دارد و سپاهان بدون امتياز است و براى صعود به مرحله بعد ليگ قهرمانان آسيا بايد تمام بازيهاى خود را ببريم.

پرسپوليس از نظر بدنى افت كرد
ورمزيار: بى تجربگى باعث تساوى استقلال شد

ايران ورزشى- صادق ورمزيار اعتقاد دارد بى تجربگى و جوانى بازيكنان تيم فوتبال استقلال تهران باعث شده تا اين تيم برترى مقابل پرسپوليس را باتساوى عوض كند.
مربى تيم استقلال تهران گفت: «بازى دربى يك بازى جاندار و فيزيكى بود كه طى آن صحنه هاى زيبايى خلق شد. پس از به ثمر رسيدن گل روانخواه تيم ما ناخواسته روى به دفاع آورد. ما تيم جوانى داريم كه به صورت ناخواسته پس از گل حالت دفاعى به خود گرفت. شايد اگر در اين بين بازيكنان ما تا اندازه اى دقت عمل به خرج مى دادند نه تنها گلى دريافت نمى كرديم بلكه با اختلاف موفق به شكست پرسپوليس مى شديم.
ورمزيار با تاكيد بر اينكه كادر فنى اين تيم از عملكرد بازيكنان در مقابل پرسپوليس رضايت خاطر داشته است گفت:«تيم استقلال در بازى مقابل پرسپوليس عملكردى قابل قبول داشت كه در صورت تداوم آن در بازيهاى آينده مى توانيم به خواسته هاى خود در ليگ برتر و جام حذفى برسيم.» ورمزيار افت بدنى را مهم ترين مشكل تيم فوتبال پرسپوليس برشمرد و گفت:«پرسپوليس تيم آماده اى نشان داد. اين تيم در نيمه دوم از نظر بدنى افت كرد و ميدان را به استقلال سپرد. اخراج بازيكن اين تيم در دقيقه ۸۰ و موقعيت مناسبى كه براى استقلال به وجود آمد نشان دهنده تفاوت شرايط بدنى دو تيم بود.» بازيكن سابق استقلال در پايان گفت:« آقاى كريمى در ابتداى حضور خود در تيم تاكيد كرد كه به تمامى بازيكنان فرصت بازى خواهد رسيد. اين بسته به تلاش آنهاست كه بتوانند خود را به تركيب اصلى نزديك كنند و بتوانند استمرار و تداوم داشته باشند.»