ضد ضدخود فوتبال
آيا اين عكس را مى شناسيد؟ كمى نگاه كنيد. آيا دوران جوانى او فرق زيادى با دوره ميانسالى رو به پيرى اش دارد؟ دقت كنيد. باز هم نشناختيد؟ او كسى است كه نشان داد سنگ بزرگ نشانه نزدن نيست. او سنگ بزرگ را برداشت. او ثابت كرد كه تيم اش ۱۱ نفر نيست، ۱۲ نفر است! نه، اشتباه نكنيد، منظور داور نيست، يار دوازدهمش هم رسانه ملى نيست، برنامه يار دوازدهم جواد خيابانى هم نيست، بلكه يار دوازدهم تيم اش خود خودش است، خود خودش! باور نمى كنيد؟
از ۱۱۸ هم نپرسيد، از اين پنجره ها هم لازم نيست بپرسيد. عكس كه عيان است، پس چه حاجت به بيان است.
باز هم نشناختيد؟ كمى بيشتر راهنمايى تان مى كنم. او كسى است كه در وجودش بخارى گازى و نفتى، بنزين سهميه بندى شده و نشده، شوفاژ و ژنراتور دارد. او كسى است كه در كنار نيمكت تيم اش يك پيستون است كه همه كار مى كند ولى داخل زمين نمى رود. باز هم نگرفتيد؟ عجب! او شكارچى شير است. او شير را روى ريل هاى راه آهن گرفتار كرد. او كسى است كه تيم اش با اينكه در رده پانزدهم بود، صدرنشين ۳۷ امتيازى را با دو تير از كمانش شكار كرد. او كسى نيست جز اكبر«ضد ضد خود فوتبال»!
آقاى هدايتى صبا رو بخر
آقا كلاغه دوباره از رختكن استيل آذين و پس از باخت مقابل نيروى زمينى براى ما خبرهايى آورده است. البته آقا كلاغه كه به ما زنگ زد، موبايلش خوب آنتن نمى داد، مى گفت از اين اعتبارى هاست!
اما خب ما هرچه قارقار كرد را نوشتيم: «آقا فرهاد، شما حرف نزن، ما بايد حرف بزنيم. اينا باس از روى شما خجالت بكشن. اين همه تمرين، اين همه اردو، اين همه كيش، بعدش بياين اينجورى از سربازاى نيروى زمينى ببازين؟ خجالت بكشين، آخه تيم ما بايد دقيقه ۲ گل بخوره؟ آقاى ميرزاپور؟ با توام؟ تو جام جهانى رفتى؟ اين چه گل هايى كه مى خورى؟ ها؟ اون از گل اول، اين هم از گل دوم، به كى بد و بيراه بگيم؟ به برانكو؟ اينجورى مى خوايد بريم ليگ برتر؟ داريد يه كارى مى كنيد به آقا هدايتى بگيم صباباترى رو بخره تا خيالمون راحت شه، يه وقت كسى نفهمه، آهاى پسرم! نگاه كن ببين كلاغ پنجره هاى اين چيا پشت پنجره رختكن نباشه حرفاى ما رو ببره، كاش بچه بودى مى گفتم با تيركمون بزنى كلاغه رو ناكار كنى! حالا نمى دونيم باس باهاتون چيكار كنيم. پرسپوليس هم مث شما ۲ - يك باخت. دردمون كه يكى نيست، زود دو تا مى شه، اين يارو قطبيه كه معلوم نيست چيكار مى كنه، اصلا به نصيحتامون گوش نمى كنه...»
National Team
آقا كلاغه پس از رفتن به پشت پنجره رختكن استيل آذين سرى هم به پشت پنجره رختكن پرسپوليس زد اما خب، دير رسيد چون بازيكنان همه رفته بودند و جز كاشانى و قطبى كسى باقى نمانده بود:
كاشانى: آقا اين بازى براى من خيلى مهم و حيثيتى بود، چرا باختى آخه؟
قطبى: اوه، تقصير me نبود، تقصير هف بك ها بود.
كاشانى: همه جاى تيم مشكل داشت، از مدافع تا مهاجم، هف بك بدبخت چه تقصيرى داره؟
قطبى: ما مى بايست از center حمله كرد تا رسيد به Goal ، اما واقعا sorry كه نتونست از corner رسيد به Goal.
كاشانى: نمى دونم اين بازيكن ها چرا اينطورى شدند، چرا به باخت عادت كردند؟
قطبى: يو مطمئن باش كه my team دل شير رو داره و ما حتما صدر جدول رو including مى كنيم.
كاشانى: آقاى قطبى، بازى بعديت آخرين فرصته، اگه بزنى...
- در اين لحظه قطبى حرف كاشانى رو قطع مى كنه:
قطبى: زبون رو بگير تو يك گاز، گفتم كه ما شير pastorise كه نيستيم، ما real shir! هستيم. در ضمن منو نترسون، تيم National كه هست!