فاطمه حلاجى
Fatemeh Hallaji
در تعطيلات زمستانى و در حالى كه اينتر با اقتدار قهرمان نيم فصل سرى A شده بد نيست نگاهى بيندازيم به تركيب رويايى اين تيم در تاريخ :
والتر زنگا
(۹۴-۱۹۸۲): لقب زنگا «مرد عنكبوتى» به تنهايى گوياى همه ويژگى هاى اين دروازه بان افسانه اى است؛بدن فوق العاده منعطف و عكس العمل هاى حيرت انگيز، زنگا در تيم هاى پايه اينتر پرورش يافت و سرانجام پيراهن شماره يك را تصاحب كرد؛ آن هم براى ۱۱ فصل متوالى.
در جام جهانى ۱۹۹۰ ايتاليا ركورد ۵۱۸ دقيقه بسته ماندن دروازه را به نام خود ثبت كرد. هرچند زمانى كه در نيمه نهايى بالاخره دروازه اش باز شد، فقط و فقط خودش مقصر بود؛ همان تصميم نسنجيده و شتابزده براى خروج از دروازه به كلوديو كانيگيا فرصت داد گل تساوى بخش آرژانتين را وارد دروازه ايتاليا كند، در نهايت ايتاليا در ضربات پنالتى مغلوب ياران مارادونا شد و از راه يافتن به فينال باز ماند.
خاوير زانتى
(۱۹۹۵ تا كنون): مدافع كنارى باهوش و زيرك آرژانتينى كه سال ۱۹۹۵ از اتلتيكو بانفيلد به اينتر پيوست وبيش از يك دهه بازيكنى در سطح كلاس جهانى بوده، و حالا در سن ۳۴ سالگى، كوچكترين نشانه اى از افت يا خستگى در زانتى ديده نمى شود.
بازيكنى همه فن حريف كه عملا تمام موقعيت ها در خطوط دفاعى و ميانى را پر مى كند. «تراكتور» بيش از ۴۰۰ بار براى اينتر در سرى A به ميدان رفته و دو قهرمانى اسكودتو و جام يوفا را در كارنامه دارد. همچنين ركورددار پوشيدن پيراهن تيم ملى آرژانتين است و در جام جهانى ۹۸ فرانسه و ۲۰۰۲ كره، ژاپن هم حضور داشت.
جوزپه برگومى
(۹۹-۱۹۸۰):قبل از زانتى و بعد از فاكتى و ماتزولا، سمبل اينتربرگومى بود. مدافعى با كلاس جهانى كه تنها در ۱۸ سالگى و در فينال جام جهانى ۱۹۸۲ باعث اخراج بازيكن افسانه اى آلمان غربى يعنى كارل هاينس رومنيگه از زمين شد. اين بازيكن با آن سبيل هاى پرپشت، با ۷۵۸ بازى براى آبى و مشكى پوشان شهر ميلان ركورددار است. او در دوران بى عيب و نقص حرفه اى اش يك بار اسكودتو و ۳ جام يوفا را بالاى سر برد. درخشش او در اينتر نهايتا باعث شد تا يك سال قبل از بازنشستگى براى حضور در جمع لاجوردى پوشان ايتاليا براى جام جهانى ۹۸ فرانسه دعوت شود؛ آن هم بعد از سال ها دورى از مسابقات ملى و در حالى كه اصلا اميدى براى اين كار نداشت.
تارسيسيو بورنيك
(۷۴-۱۹۶۲): او يكى از اعضاى اينتر بزرگ در دوره مربيگرى هلنيو هررا بود؛همان دهه ۱۹۶۰ كه دوران فرمانروايى بى چون و چراى «اينتر بزرگ» بر فوتبال اروپا و ايتاليا بود. مدافعى پرخاشگر و البته بى اشتباه كه نقشى عمده در سيستم كاتاناچيوى اينتر بازى كرد و در ۴۶۷ بازى كه براى اين تيم انجام داد فوق العاده بود. در كارنامه او ۴ اسكودتو، دو قهرمانى جام اروپايى و دو جام بين قاره اى ثبت شده؛ البته فراموش نكنيد او در ۳ جام جهانى حضور داشت؛ ۶۸ بازى هم براى تيم ملى ايتاليا انجام داد و جام ملت هاى اروپا را در سال ۱۹۶۸ به همراه كشورش فتح كرد.
جاچينتو فاكتى
(۷۸-۱۹۶۰): بى شك سمبليك ترين بازيكن در تاريخ اينتر ميلان كسى نيست جز فاكتى؛شاهد اين مسأله اين واقعيت است كه پيراهن شماره ۳ به احترام او، به نام فاكتى و براى هميشه جاودان شد. يك جنتلمن در داخل و خارج از ميدان بود كه در جناح چپ مهره اى تأثيرگذار براى اينتر محسوب مى شد. او هم به همان افتخارات عمده هم تيمى اش بورنيك رسيد . فاكتى ۹۴ بار براى ايتاليا به ميدان رفت و تا قبل از اينكه دينو زوف ركورد او را بشكند ركورد بيشترين بازى براى لاجوردى پوشان را در دست داشت.
گابريله اوريالى
(۸۳-۱۹۷۰): هافبكى سرسخت كه شباهت بسيارى به گنارو گتوزو امروز دارد؛ او قابليت هاى تكنيكى چشمگيرى نداشت اما در خنثى كردن حملات و متوقف كردن بازيكنان حريف فوق العاده بود. در۱۲ سالى كه با پيراهن اينتر به ميدان رفت دو اسكودتو و دو جام حذفى ايتاليا را فتح كرد. در مسابقه مقابل آژاكس كه به نايب قهرمانى اينتر در جام باشگاه هاى اروپا در سال ۱۹۷۲ ختم شد، مامور مهار يوهان كرويف بود. اوريالى مثل ديگر نرآتزورى تيم ملى ايتاليا يعنى برگومى نقشى عمده درقهرمانى لاجوردى پوشان در جام جهانى ۱۹۸۲ داشت. او در مجموع ۲۸ بار براى ايتاليا به ميدان رفت.
لوتار ماتئوس
(۹۲-۱۹۸۸): هافبك افسانه اى كه مدت هاى طولانى در سطح اول فوتبال حرفه اى توپ زد و از اين حيث با پائولو مالدينى ميلان برابرى مى كند. او در سال ۱۹۸۸ از بايرن مونيخ به اينتر آمد و درهمان سال نخست با نرآتزورى ها، اسكودتو را فتح كرد.
يك بازيكن ميانى كامل كه هم در دفاع و هم در حمله فوق العاده بود. او همراه با آندرياس برمه و يورگن كلينزمن مثلث استثنايى و به ياد ماندنى آلمان را تشكيل دادند. ماتئوس سال ۱۹۹۱ به عنوان بازيكن سال فيفا انتخاب شد و با انجام ۱۵۰ بازى براى تيم ملى آلمان ركورددار است ضمن اين كه در قهرمانى اين تيم در جام ۹۰ ايتاليا بازوبند كاپيتانى را به بازو داشت.
ماريو كورسو
(۷۳-۱۹۵۷): كورسو يكى ديگر از اعضاى اينتر بزرگ بود و لقبش پاى چپ خدا. هافبكى با قابليت هاى غير قابل پيش بينى، گاهى تنبل و بى حواس بود اما اين مسأله نمى توانست مانع هميشگى درخشش نبوغ و استعداد او باشد. كورسو يكى از ضربه آزاد زن هاى افسانه اى كالچو بود ؛ با آن مسابقه به ياد ماندنى مقابل ليورپول در نيمه نهايى جام اروپايى ۱۹۶۵. استعداد بى نظيرش بود كه باعث مى شد به محض رسيدن توپ به او تمام استاديوم در سكوت مطلق فرو رود. هم تيمى اش كارلو تگنين در باره اين ستاره گفته اگر كورسو روى فرم باشد، هميشه برنده هستيم.
لوئيس سوآرز
(۷۰-۱۹۶۱): معمولا گفته مى شود بازيكنان اسپانيايى نمى توانند در ايتاليا موفق باشند با اين حال سوآرز به تنهايى، حتى بيشتر از ناكامى هاى تمام هم ميهنان اش جبران مافات كرد. اين هافبك در ۱۹۶۱ با دستمزدى كه تا آن روز در دنيا بى نظير بود به اينتر پيوست و در ۹ سالى كه در خدمت نرآتزورى ها بود سه اسكودتو، دو جام باشگاه هاى اروپا و دو جام بين قاره اى را فتح كرد. لوئيس دو بار توپ طلا را از آن خود كرد كه يك بارش در پيراهن اينتر بود. همچنين در ۱۹۶۴ جام ملت هاى اروپا را با تيم ملى كشورش فتح كرد يعنى تنها افتخار مهم بين المللى اسپانيا تا امروز.
ساندرو ماتزولا
(۷۷-۱۹۶۱): پسر والنتينو ماتزولاى بزرگ كه در سانحه هوايى سال ۱۹۴۹ كشته شد؛ ساندرو ماتزولا ثابت كرد كه مى تواند درست به اندازه پدرش اسطوره باشد. اولين بازى ماتزولا همان شكست ۹-۱ مقابل يوونتوس بود، هرچند كه او تنها گل اينتر را به ثمر رساند. در طول ۱۶ سال بعدى تمام افتخارات مهم باشگاهى را كسب كرد. هافبكى خلاق و با استعدادى سرشار كه قادر بود حتى در نوك حمله هم بازى كند. در ۴۱۸ مسابقه ۱۱۴ گل به ثمر رساند. ساندرو ۷۰ بار پيراهن لاجوردى ايتاليا را به تن كرد اما دوران او دورانى سخت براى مربيان تيم ملى كشور چكمه اى بود چرا كه بايد سيستمى پيدا مى كردند كه به طور همزمان از او و جيانى ريوه راى بى نظير استفاده كنند.
جوزپه مه آتزا
(۴۰-۱۹۲۷): ويتوريو پوتزو، مربى فاتح ايتاليا در جام هاى جهانى ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ درباره مه آتزا مى گويد: وقتى او را در اختيار داريد گويى بازى را با نتيجه ۰-۱ شروع كرده ايد. جوزپه اولين فوق ستاره فوتبال ايتاليا بود كه به خاطر تكنيك فوق العاده و چشمگيرش هميشه از او ياد مى كنند. پاس هاى بى نظير، توانايى بازى با هر دو پا و گلزنى فرصت طلب كه در ۳۴۸ بازى براى اينتر ۲۴۵ گل وارد دروازه حريفان كرد. او در پيراهن اينتر سه اسكودتو را فتح كرد و در موفقيت هاى ايتاليا در جام هاى جهانى ۳۴ و ۳۸ ستاره لاجوردى پوشان بود كه در بازى نيمه نهايى جام ۳۸ مقابل برزيل گلى حياتى به ثمر رساند. سال ۱۹۷۹ كه از دنيا رفت، استاديوم ميلان در سن سيرو به نام او نامگذارى شد.
< منبع : Goal