سميرا شيرمردى
ورنر لورانت را هواداران مونيخ ۱۸۶۰ از ياد نمى برند. فردى كه به گفته كارشناسان داخلى و خارجى از زمانى كه سكان هدايت تيم نه چندان مدعى مونيخ ۱۸۶۰ را به دست گرفت از لحاظ روحى و عملكرد به اين تيم شخصيت داد و ديگر در محافل ورزشى كسى جرأت نمى كرد از مونيخى كه تا قبل از آمدن مرد با هيجان حرفى براى گفتن نداشت سخن بيهوده بگويد.پيرمرد آلمانى الاصل آسمانى پوشان ۱۸۶۰ با هويت بخشيدن به تيمى كه رسيدن به جايگاه پنجم و ششم بوندس ليگا نهايت آرزويشان بود از خود چهره اى ماندگار در سطح فوتبال باشگاهى آلمان برجاى گذاشت.
امروز اين مرد روى نيمكت نارنجى پوشان سايپاست. آمدن او به ايران در وهله نخست امرى كاملاً عادى بود اما وقتى اهالى فوتبالدوست ايرانى سرى به آرشيو او زدند ديگر به خود جرأت ندادند درباره او همانند ويچ هاى خانمان برانداز در عرصه مربيگرى فوتبال ايران سخنورى كنند.
ديروز صبح در يكى از هتل هاى تهران ميهمان او بوديم، پيرمرد آلمانى با حركات هيجانى خود بارها خاطره عكس العمل هاى جالب و توصيف نشدنى اش در بوندس ليگا را برايمان به وجود آورد.
هنوز هم فراموش نكرده و به بيانى ساده تر نمى تواند هيجان ها و حركات تماشاگر پسندش را كنار بگذارد. او مى خواهد يك شگفتى ساز باشد آن هم در كشورى كه هيچ كس از مربيان خارجى خاطره اى خوش ندارد.بدون شك صحبت هاى لورانت براى اولين بار به صورت مشروح و مفصل خواندنى است از اين رو توصيه مى كنيم مصاحبه مرد به ظاهر خشن سايپا را بخوانيد.
على دايى را چقدر مى شناختيد ؟
< بازيهاى او را در آرمينيا بيله فلد ديده ام و با توجه به شناختى كه از دايى در بوندس ليگا پيدا كردم او را به سايپا آورده ام.
خيلى ها فكر مى كردند دايى به خاطر نام اش كاپيتان سايپا باشد.
پس همه گمان مى كردند او در نظر شما جايگاه ويژه اى دارد.
< اينكه كاپيتان باشد يا نه من تشخيص مى دهم، على دايى يكى از بازيكنان بزرگ ايران است كه فوتبال ايران را به اروپا معرفى كرد. اگر اشتباه نكنم او ۷ سال در اروپا توپ مى زد، پس بازيكن خيلى خوبى است. من هم خوشحالم كه در سايپا بازى مى كند، اما كاپيتان سايپا سال گذشته هم صادقى بوده كه كارش را به خوبى انجام داده و دليلى براى عوض كردن او وجود ندارد. اين تجربه هاى دايى است كه به تيم كمك مى كند نه بازوبند او!
دايى در سايپا طعم نيمكت نشينى را هم چشيد.
< به هر حال على بازيكن پا به سن گذاشته اى است. پس نبايد هميشه بازى كند. مهم اين است كه مسؤوليتش را در زمين انجام دهد. مسلماً دايى گل هاى زيادى براى سايپا خواهد زد من از اين بابت مطمئن هستم. او بازيكن مؤثرى است. به عنوان مثال در بازى مقابل فولاد با به ميدان رفتن دايى نتيجه يك - صفر باخته را برديم. من هدفم اين است كه در بهترين موقعيت ها ازاين بازيكن بزرگ استفاده كنيم.
به عقيده شما، چرا او از تيم ملى خط خورد؟
< به نظر من خط زدن او غيرمنصفانه بود و حداقل حقش نبوده كه به اين صورت رها شود چون در بازيهاى جام جهانى تنها او مقصر نبود. على دايى بازيكن باهوش و با تجربه اى است و نبايد تقصيرها را گردن او مى انداختند چون فوتبال يك ورزش تيمى است و همه به يك اندازه مقصر بودند. اصلاً چه كسى اصرار داشت كه دايى كنار گذاشته شود؟
شايد مطبوعات و كارشناسان؟
< خبرنگاران و مطبوعات كه مربى نيستند آنها اگر فوتبال را مى فهميدند ارشاد يوسفى كه دروازه بان بوده را هافبك خطاب نمى كردند. پس در اين مورد بايد مربيان تصميم بگيرند. حتى كارشناسان هم نمى توانند مثل مربيان تصميم بگيرند.
با اين تفاسير نظر كارشناسان را رد مى كنيد؟
< خوشبختانه مربى جوانى نيستم، اين داستان ها را صدها بار شنيده ام. در اين مدت مسأله اى هم كه در ايران تجربه كرده ام اين است كه قانون فيفا را حتى داوران هم نمى دانند چرا كه اگر تى شرت من در بازى با فجر مناسب نبود نمى بايست بازى را شروع مى كرد. هر بازى ۴ داور دارد كه داور چهارم پس از مناسب دانستن شرايط و كنترل آن دستور سوت زدن را مى دهد. نه اينكه در جريان بازى از ما بخواهند اين كار را بكنيم. كمك من در آن بازى روى نيمكت آرام نشسته بود كه داور او را اخراج كرد. اين مسأله باعث شد كه من به حرفه اى بودن فوتبال ايران شك كنم. در ضمن حاضرم رودرروى كارشناسان بنشينم و صحبت كنم، مطمئن باشيد كه آنها نمى توانند راه و چاه بدهند و راه حلى بيابند.
شما هم به منتقدان داورى اضافه شديد؟
< داور آدم مقدسى نيست كه انتظار داشته باشيم اشتباه نكند. اما بايد حواسشان را بيشتر جمع كنند و طرز استفاده از كارت هاى قرمز و زرد را بدانند.
خب، حالا چطور شد كه ايران را انتخاب كرديد؟
< در كشورهاى خارجى زيادى بودم و برايم جالب بود كه ايران را هم تجربه كنم. مدت زيادى در آلمان كار كردم، ۳ سال در تركيه مربيگرى فنرباغچه و سيباس را برعهده داشتم، يك سال كره را تجربه كردم، سويان قبرس و... هم بودم. در كل با كشورهاى خارجى آشنا هستم. در هر صورت از كشور شما به ويژه تهران خوشم آمد و در اين ۳ ماه تجربه زيادى كسب كردم.
قبلاً هم به ايران آمده بوديد؟
< يك سفر ۳ روزه به ايران داشتم چون يك تيم ليگ برترى درخواست مربيگرى به من داده بود اما زمانى اين اتفاق افتاد كه من تصميمم را براى سايپا گرفته بودم.
براى سفر به ايران با هموطنانتان مشورت كرديد؟
< اصلاً ، اين كار را هرگز نمى كنم، چون خيلى داستان ها و صحبت هاى اضافه گفته مى شود. دوست داشتم خودم شخصاً تجربه كنم.
چه تصورى از ايران داشتيد؟
< تصور خاصى نداشتم، خيلى صحبت ها شنيدم، مقالات زيادى خوانده ام اما اصلاً برايم جالب نبود، چون وقتى آمدم، ديدم كه از زمين تا آسمان متفاوت است.
به هر حال ايران يك كشور اسلامى است پس ممكن بود تصور ديگرى داشته باشيد؟
< هر كشور فرهنگ خاص خود را دارد. اينجا هم همين طور است، قبلاً يك كشور اسلامى نديده بودم اما قابل قبول است.
سايپا را چه قدر مى شناختيد، همين طور حريفانش را؟
< براى من حريفان اصلاً مهم نيست. ضمن اينكه با شروع فصل جديد يك زندگى جديد شروع مى شود و در اين زندگى فقط موفقيت مهم است. من در ۸ هفته اى كه با تيم بودم شناخت كافى نسبت به بازيكنانم به دست آوردم و با توانايى ها، تكنيك ها و... آنها آشنا شدم. در اين مدت فهميدم كه چه كمبودها و ضعف هايى داريم.
با خبر بوديد كه سايپا هوادار چندانى ندارد؟
< خيلى تيم ها هستند كه طرفدار ندارند. اين هم يك مسأله عادى است. اما بايد طرفدار را جذب كرد. با خوب كاركردن و نشان دادن توانايى ها به صورت اتوماتيك وار طرفدار جمع مى شود. خيلى كشورها هستند كه اسم بزرگى دارند اما طرفدار چندانى ندارند پس باشگاه بايد كمك كند تا با يك فوتبال خوب هوادار جذب شود. براى رسيدن به اين مسأله زمان نياز است. تيم ما تيم بدى نيست سال پيش سوم بوده اما قبل از آن هميشه سيزدهم و چهاردهم بوده. طبيعى است كه يك تيم در رتبه ۱۳ طرفدار نداشته باشد.
مديران سايپا سابقه بركنارى ناگهانى مربى خود را دارند. از اين مسأله واهمه نداريد؟
< كار ما همين است، مشكلى نيست و با آن كنار مى آييم.
چرا ژرمن ها در ايران موفق نبودند؟
< نمى دانم، اصلاً نمى دانم در چه تيم هايى مربيگرى مى كردند.
تيم هاى بزرگى مثل پرسپوليس (سوبل) و استقلال (كخ) و...؟
< حتماً كم كار كرده بودند. در هر حال مهم نيست. من طلسم ناكامى هاى مربيان آلمانى را مى شكنم. در ثانى كخ اصلاً سرمربى نبوده است او يك مربى بدنساز بود كه نمى دانم چطور در ايران سرمربى شد.
هدف مربيان خارجى رسيدن به تيم ملى است. شما چطور، به نيمكت تيم ملى فكر مى كنيد؟
< وقتى مربى باشگاه هستم مى خواهم فقط براى موفقيت تيمم كار كنم و به تيم ملى شما فكر نمى كنم، چون اين هدف اول من نيست چرا كه اگر در تيم خودم موفق شوم همه چيز به صورت اتوماتيك درست مى شود.
فرق فوتبال ايران و آلمان چيست؟
< تفاوت زياد است. زمين هاى تمرينى، سرپرست تيم ها و ... خيلى فرق مى كند.
پس شما هم عقيده داريد ما از دنيا عقب هستيم؟
< من اين حرف را نزدم اما مطمئناً ايران به خاطر نداشتن امكانات در مسابقات قهرمانى آسيا كار خيلى سختى خواهد داشت.
مشكل اصلى ما چيست؟
< وقتى بازيكن ملى از بدنش استفاده نمى كند مسلماً مشكل بزرگى خواهيم داشت، اول از همه بازيكنان بايد اين مسأله را در نظر بگيرند چرا كه ما الان مى بينيم از لحاظ بدنى آن طور كه بايد نيستند و تا بيايند خودشان را عادت بدهند بازيها تمام شده و بايد بروند به خانه هايشان. به نظر من بزرگترين مشكل همين ناآمادگى جسمانى است كه باعث مى شود به دفعات هم مصدوم شوند.
استعدادهاى زيادى در ايران هست كه بايد پروش پيدا كند. تمرين خوب، علم، مداوم بودن تمرينات و... هم نياز است.
خيلى ها معتقدند ايران از تيم هايى مثل آلمان الگو گرفته و به همين خاطر مربى جوانى مثل قلعه نويى هدايت اين تيم را برعهده گرفته!
< (خنده) فوتبال آلمان خيلى خوب شده و در حال حاضر بازيكنان جوان و خوبى دارد. طول مى كشد كه آنها بازيكنان خوبى شوند. براى تيم ملى در جام جهانى حدود ۵ سال كار كرديم تا پس از اين مدت يك تيم خيلى خوب و قدرتمند داشته باشيم. اينجا هم بايد اين كار را انجام دهند و براى بازيكنان ۱۷ - ۱۶ ساله شرايط خوبى مهيا كنند مربى خوب بياورند تا در آينده تيم قدرتمندى داشته باشند.
بازيهاى ايران در جام جهانى ۲۰۰۶ را ديده ايد؟
< نگاه كردم چشمم درد گرفت.
واقعاًً ! چرا؟
< سرعتشان خوب نبود. سفت، محكم و خشن هم بازى نمى كردند. هافبك ها كه اصلاً خوب نبودند بازيكنان ديگر هم وظايف خود را انجام ندادند. البته اين مسأله براى فوتبال ايران عادى به نظر مى رسيد. من هم نمى توانم با ديدن ۳ - ۲ بازى در مورد تيم ملى ايران نظر بدهم. اما تيم فوتبال را ۱۸ - ۱۷ نفر تشكيل مى دهند نه ۱۱ نفر. به هر حال اتفاقى است كه افتاده و بايد سعى كرد از دفعه قبل بهتر شوند.
لژيونرها چه طور بودند؟
<مهدى مهدوى كيا در هامبورگ خيلى بهتر از تيم ملى بازى مى كند چون با هم تيمى هايش هماهنگ تر است
بحث به لژيونرها رسيد ما نمايندگان زيادى در بوندس ليگا داريم آنها چطور هستند؟
< مهدوى كيا و كريمى بازيكنان خيلى خوبى هستند و بيشتر ثابت بازى مى كنند البته به نظر مى رسد كه براى كريمى بازى در بايرن مونيخ سخت است اما مهدوى كيا به خاطر اينكه چندين و چندسال است در اروپا توپ مى زند خيلى خوب بازى مى كند و فوتبال اروپا توپ مى زند خيلى خوب بازى مى كند و فوتبال اروپا را ياد گرفته چون از همان جوانى در آن جا بازى مى كرد. مهدى در بوخوم هم عالى بود.
از هاشميان و زندى حرفى نزديد؟
< هاشميان هم خوب است اما زند ى بازيكن خوبى نبوده.
او در مقطعى بازيكن تيم ملى جوانان آلمان بوده؟
<درست است، اما نمى توانيم بگوييم كه بازيكن خاصى بوده، زندى يك موقع خوب است يك موقع بد.
در ايران با كدام مربى ارتباط بهترى داريد؟
< با مصطفى دنيزلى ارتباط خيلى خوبى دارم و با هم دوست هستيم.
چرا دنيزلى
< چون در تركيه با هم كار مى كرديم. من مدتى مربى فنرباغچه بوده ام.
در باشگاه اختيار تام داريد؟
< صد در صد
فكر مى كنيد سايپا قهرمان شود؟
< تمام تلاشمان را خواهيم كرد اما تا ۱۰ بازى انجام ندهيم نمى توانم در اين مورد چيزى بگويم.
بعد از ۱۰ بازى حتماً به سراغتان خواهيم آمد؟
< (با خنده) منتظرم.