|
بازيكنان و مربيان به روزنامه «دى ولت» از گروه بندى جام جهانى مى گويند
|
|
|
|
|
|
گروه B
|
|
|
|
|
|
گروه C
|
|
|
|
گروه G
|
|
|
|
گروه D
|
|
|
|
گروه H
|
|
|
|
|
بازيكنان و مربيان به روزنامه «دى ولت» از گروه بندى جام جهانى مى گويند
گروه A
لهستانى ها رقيب اصلى ما نيستند
كريستوف دائوم
با اين سه حريف واقعاً مى توانيم راضى باشيم اما حماقت است كه از حريفان ساده حرف بزنيم. در يك جام جهانى با حريفانى سر و كار داريم كه همان امكاناتى كه ما داريم در اختيار دارند. آنها از لحاظ آمادگى جسمانى با ما در يك سطح هستند و آموزش هاى تكنيكى خوبى ديده اند. بازيكنان كاستاريكا و اكوادور بعد از استراحت كامل به آلمان سفر مى كنند. با بازيكنانى كه در رقابت هاى ملى و بين المللى از يك بازى به بازى ديگر نمى روند.
در جام جهانى ۲۰۰۲ ديديم كه برخى از تيم ها به خاطر اينكه فوق ستاره هايشان خسته و مصدوم بودند ضربه خوردند و يك مزيت ديگر كه اكوادور و كاستاريكا دارند اين است كه آنها اين فشار را ندارند كه حتماً بايد چيز خاصى را ببرند چون ما لهستانى ها را مى شناسيم. مى گوييم قوى ترين حريفمان هستند. به اعتقاد من، آنها لزوماً رقيب اصلى ما نيستند. دقيقاً چون دو حريف ديگر ناشناخته هستند و احتمالاً غير عادى تر بازى مى كنند، مهم است كه ما در اين ديدارها با تمركز كامل پا به ميدان بگذاريم. مخصوصاً در مسابقه اول اول مقابل كاستاريكا.
* كريستوف دائوم سرمربى اسبق تيم هاى كلن، اشتوتگارت و لوركوزن است. در سال ۲۰۰۰ به علت رسوايى استفاده از كوكائين از هدايت تيم ملى آلمان بازماند. در حال حاضر او فنرباغچه را هدايت مى كند.
|
|
|
|
|
گروه E
اين تهاجمى ترين تيم بعد از سال هاست
آلبرتو زاكرونى
چك، غنا و امريكا. واقعاً قرعه مى توانست براى ايتاليا راحت تر باشد اما در نهايت اين مهم نيست. ايتاليا از اين گروه بالاخره خواهد رفت. يك تيم با اين توانايى هاى تكنيكى و فيزيكى بايد حداقل تا يك چهارم صعود كند.
مارچلو ليپى براى اولين بار بعد از چندين دهه اين تيم ملى را صاحب روحيه تيمى كرده است. مشكل ما در جام هاى قبلى همين بود. در مرحله مقدماتى كه ما مشكلى نداشتيم، ليپى راه هاى جديدى رفت و در آغاز آزمايش هاى زيادى انجام داديم. مربيان قبل از او شهامت اين كار را نداشتند. حالا ما با ليپى بعد از سال ها تهاجمى ترين تيم را داريم.
او سيستم ۲-۱-۳-۴ را تكميل كرده است. در خط حمله به خاطر انتخاب هاى زيادى كه دارد، تصميم گيرى برايش سخت است. با مهاجمانى كه ايتاليا دارد مى توان به خط حمله ۲۰ تيم ملى يار داد اما دفاع ميانى ما هم با نستا و كاناوارو يكى از بهترين هاى جهان است.
در دروازه هم كه بوفون قرار دارد كه از نظر من بهترين دروازه بان جهان است. در عوض در گوش ها مشكل داريم. مخصوصاً در دفاع اما نقطه ضعف اصلى ايتاليا روى نيمكتش است. به جز خط حمله، ليپى در ساير خطوط آلترناتيو ندارد ولى وقتى كه خط حمله را مى بينيم، به نظرم چيزى از برزيل كمتر ندارد.
* آلبرتو زاكرونى سرمربى اسبق تيم هاى اودينزه و آث ميلان است.
|
|
|
|
|
گروه B
براى ما انگليسى ها، حالا يا هيچ وقت
تونى وودكاك
به انگليس و آلمان قرعه هاى خوبى خورد. ساير گروه ها قطعاً سخت تر هستند. البته بايد براى هر حريفى آن احترام لازم را قايل بود.در مسابقه اول مان مقابل پاراگوئه بايد ريتم بازى مان را تغيير دهيم. امريكاى جنوبى ها در كار با توپ خيلى مطمئن هستند، اما تيم هايشان سرعت پايين ترى نسبت به اروپايى ها دارند. به اين موضوع بايد در بازيهاى تداركاتى عادت كنيم. در بازى با ترينيداد و توباگو با دوايت يورك بازيكن سابق منچستر يونايتد يك ديدار مجدد خواهيم داشت. او حالا در اف سى سيدنى بازى مى كند. مربى اش هم در آنجا پير ليتبارسكى است. دوايت قطعاً جلوى ما انگيزه فراوانى خواهد داشت. اين اولين و آخرين شانس اش براى حضور در جام جهانى خواهد بود.و سوئدى ها، آنها در حال حاضر از خودمان هم انگليسى تر بازى مى كنند. جاى تعجب هم نيست، چون تعداد زيادى از بازيكنان آنها در ليگ برتر بازى مى كنند. سوئدى ها از لحاظ بدنى نيرومند هستند و با لارسن و ابراهيموويچ دو مهاجم خطرناك دارند. ما هم اين بار بايد خودمان را با شرايط كاملاً متفاوتى تطبيق دهيم البته هزاران طرفدار انگليسى بازيها را براى ما به بازى خانگى تبديل خواهند كرد و ما يك تيم با بازيكنان خيلى خوب داريم. براى همين معتقدم كه يا حالا، يا هيچ وقت!
* تونى وودكاك، بازيكن اسبق آرسنال و اف ث كلن، ۴۲ بازى ملى براى انگليس انجام داده است.
|
|
|
|
|
گروه F
مشكل ما تعداد زياد بازيكنان است
ژوليو سزار
در حين قرعه كشى شوق زيادى داشتم. براى جام جهانى و براى آلمان.
من در برمن و دورتموند، زيباترين دوران را در عمر حرفه اى ام گذراندم. مخصوصاً شور و حرارت طرفداران در منطقه رور مرا خيلى تحت تأثير قرار داد. براى همين فكر كنم كه ما شاهد يك جام جهانى عالى خواهيم بود.
البته ما برزيلى ها يك مشكل خاص پيش از آن داريم. تعداد بازيكنان خوب آنقدر زياد است كه كارلوس آلبرتو پريرا در انتخاب يك مجموعه واقعاً مشكل دارد.
ما خيلى راحت مى توانستيم سه تيم ملى راهى جام جهانى كنيم و هر سه هم مدعى قهرمانى مى شدند.
يك مثال ساده مى زنم، لينكلن در بوندس ليگا فوق العاده است اما در تيم ملى اصلاً شانس حضور ندارد. با اين حال فكر نكنم در حين اين رقابت ها مشكلى پيش بيايد. نقطه قوت ما تجربه بازيكنانمان است.
تقريباً همه شان در تيم هاى بزرگ اروپايى بازى مى كنند. آنها به اندازه كافى حرفه اى هستند كه حريفانمان كرواسى، استراليا و ژاپن را دست كم نگيرند. برزيل يك جام جهانى عالى بازى خواهد كرد. به اين شكى ندارم.
*ژوليو سزار در جام جهانى ۱۹۸۶ براى تيم ملى برزيل بازى كرد و در تيم هاى برمن و دورتموند هم حضور داشت
|
|
|
|
|
گروه C
بالاخره ما با عقل بازى مى كنيم
ماريو كمپس
خيلى ها ما را دوباره در ميان مدعيان قهرمانى قرار مى دهند. من فقط مى توانم بگويم كه لطفاً دست برداريد! هر وقت كه جهان فوتبال ما را بزرگ مى كند، مثل يك كشتى فرسوده و قديمى در جام ها غرق شده ايم. ما اين بار، اين افتخار را با كمال ميل به همسايه مان برزيل واگذار مى كنيم.
ما در مرحله مقدماتى خيلى خوب بازى كرديم و على رغم شكست ۴-يك در فينال جام كنفدراسيون ها، آن هم عدل برابر برزيل، نشان داديم كه از هيچ كس نبايد بترسيم.
ما همواره مى توانيم در بالاترين سطح، فوتبال مدرنى را بازى كنيم. خوزه پكرمن خيلى خوب نشانه هاى زمان را فهميده است. او خصلت هاى ذاتى ما را با پراگماتيسم اجتناب ناپذير در فوتبال امروز روبرو كرد. ما آرژانتينى ها نمى توانيم فوتبال دفاعى بازى كنيم. يك توپ و يك حريف به ما بدهيد و از همان دقيقه اول در زمين حاكم خواهيم بود. بازى ما نسبت به گذشته فرق كرده است. ما در جام جهانى ۲۰۰۲ در مرحله اول حذف شديم چون نمى فهميديم كه در فوتبال عقل هم لازم است! پكرمن اما آن خونسردى و منطق لازم را دارد تا به بازيكنان اين ضرورت را بفهماند.
*ماريو كمپس ۵۱ ساله، در سال هاى ۱۹۷۴ و ۷۸ و ۸۲ براى آرژانتين در جام جهانى بازى كرد و در كشور خودش ۱۹۷۸ قهرمان جهان شد. او در فينال به هلند دو گل زد.
|
|
|
|
|
گروه G
بيش از حد به زيدان وابسته ايم
بيسنته ليزارازو
قضاوت درباره عملكرد فعلى تيم ملى فرانسه و چشم اندازهايش واقعاً خيلى سخت است چون مرحله مقدماتى براى ما خيلى ساده نبود. براى همين بازيكنان در حال حاضر با آن اعتماد به نفس لازم بازى نمى كنند.بازى با آلمان در نوامبر نشان داد كه ما خيلى از اين فاصله داريم كه يك تيم بزرگ باشيم. البته كه تك تك اعضاى تيم بازيكنان بزرگى هستند.
مهاجمان قدرتمندى مثل تيرى آنرى و ديويد ترزگه و البته بازيكنان باتجربه و سطح بالايى مثل زين الدين زيدان، كلود ماكه له له، ليليان تورام و ويلى سانيول اما اين بازيكنان هنوز به عنوان يك تيم بدون نقص كار نمى كند. براى همين هدفمان بايد اين باشد كه در شش ماه آتى به يك مجموعه متحد تبديل شويم كه در زمين همه تكيه گاه يكديگر باشند.
مثل همان تيمى كه با آن ۱۹۹۸ قهرمان جهان شديم. آن موقع وظيفه همه در زمين مشخص بود و هر كس آن را به نحو احسن انجام مى داد. يك مشكل ديگر اين است كه موفقيت ما بيش از حد به زيدان بستگى دارد.
من خودم در جام جهانى ۲۰۰۲ اين را تجربه كردم كه نتوانستيم جاى خالى زيدان را پر كنيم. زيزو در دو بازى اول غايب بود و ما به عنوان قهرمان جهان در مرحله اول حذف شديم، با اينكه نسبت به سال ۱۹۹۸ تيم بهترى داشتيم.
* بيسنته ليزارازو مدافع تيم بايرن مونيخ، ۹۷ بازى ملى براى فرانسه انجام داده است.
|
|
|
|
|
گروه D
خوشبختانه فقط يك اروپايى
خاوير آگيره
فيفا ما را در ميان هشت تيم اول قرار داد. با اينكه مكزيك فقط دوبار در سال هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۶ به مرحله يك چهارم راه يافته است، هر دو جام در كشور خودمان برگزار شد. براى همين حضور در جمع هشت تيم نهايى يك موفقيت بزرگ براى ما خواهد بود. ممكن هم هست. ما ديگر آن عقده هاى خود كم بينى را كه مثلاً در دهه هشتاد خيلى داشتيم، نداريم. ديگر مهم نيست كه با برزيل، آلمان و ايتاليا روبرو شويم. بعد از اينكه ما در سه جام جهانى قبلى در مرحله يك هشتم حضور داشتيم، ديگر از هيچ كس نمى ترسيم. اما خب، تمايلات خاصى داريم. مثلاً ايران و آنگولا كه قاعدتاً بايد شكست شان بدهيم. من خوشحالم كه با پرتغال فقط يك رقيب اروپايى داريم. هميشه جلو اروپايى ها ناراحت بوديم. فيزيك قوى شان، سرعت بالا و بازى تك ضرب و مستقيم شان. اين را آمار هم نشان مى دهد. مكزيك از سال ،۲۰۰۲ ۵۸ بازى انجام داده است كه هفت بازى مقابل تيم هاى اروپايى بود. از اين هفت مسابقه، شش بازى را باختيم. اين بزرگترين مشكل «سلكسيون» ما را نشان مى دهد، اينكه لژيونرهاى كمى در ليگ هاى اروپايى داريم. اگر اين مسأله تغيير كند، آن وقت تازه آمادگى قهرمانى در يك جام بزرگ را خواهيم داشت. يك مسأله ديگر اين است ريكاردو لاوولپه سرمربى تيم، برخلاف من پيش از جام جهانى قبلى، چهار سال وقت داشته است. براى همين، تيم در جام جهانى با رافائل ماركز، بارسلونا هماهنگ تر و از لحاظ تاكتيكى آماده تر خواهد بود. كيفيت ما مثل هميشه در پاس كارى هنرمندانه مان است. بازى ما از نظر تكنيك غنى و متنوع است. ما چهار سال پيش مقابل امريكا حذف شديم. خيلى دردناك بود، چون بازى با امريكا فراتر از فوتبال است. ما ۲۰۰۰ كيلومتر با آنها مرز داريم و رابطه مان سنگين است. بسيارى از هموطنانمان هم آنجا زندگى مى كنند و هميشه با آنها خوب برخورد نمى شود. امريكايى ها در هر ورزشى از ما بهتر هستند، به جز در فوتبال. براى همين آرزوى همه مكزيكى ها حالا انتقام است. در نيمه نهايى ممكن است اين فرصت را پيدا كنيم.
* خاوير آگيره، با ۸۰ بازى ملى، با مكزيك سال ۲۰۰۲ به جام جهانى راه يافت و تا مرحله يك هشتم نهايى بالا رفت. بعد از آن هدايت تيم اوساسونا در اسپانيا را برعهده گرفت كه در حال حاضر به طرز شگفت انگيزى دوم است.
|
|
|
|
|
گروه H
ديوار نامرئى اسپانيايى
خوسه آنتونيو كاماچو
اول از همه خيلى صريح بگويم. من فكر مى كنم آلمان مى تواند براى ما اسپانيايى ها سكويى به سوى موفقيت باشد. براى رسيدن به موفقيت فقط احتياج به شانس داريم، مسأله اى كه هميشه نااميدمان كرده است ما بايد از حريفانمان در اين گروه راضى باشيم. چيز ى كه شايد از نحوه گروه بندى مان هم مهمتر باشد، جدول كلى رقابت هايمان تا پايان بازيها و زمين هايى است كه در آنها به ميدان مى رويم. اگر همه چيز درست پيش رود، آن وقت در يك چهارم نهايى قبل برزيل بازى خواهيم كرد.
باز هم به يك چهارم نهايى مى رسيم. بعد از بازيهاى يورو ۸۴ (شكست ۲ بر صفر مقابل فرانسه)، به نظر مى رسد يك ديوار نامرئى مقابل صعود ما به مرحله نيمه نهايى كشيده شده است و تقريباً هميشه نگران ضربات پنالتى بوده ايم. اگر اسپانيا از اين ديوار رد شود، هر اتفاقى ممكن است رخ دهد. البته مى تواند جور ديگرى هم به اين مسأله نگاه كرد. راهيابى به مرحله يك چهارم نهايى و حذف شدن در ضربات پنالتى براى خودش دستاوردى است. واقعاً رسيدن به اين مرحله كار آسانى نيست. اوكراين، تونس و عربستان سعودى همگى به اسپانيا احترام خواهند گذاشت. اعتقاد ندارم كه خاطره شكست هاى گذشته نوعى نقص حساب مى شود. به عنوان مثال فرناندو تورس نتوانست در جام جهانى ۲۰۰۲ بازى كند. او در كنار رائول و كاسياس، دروازه بانمان عضوى كليدى به حساب مى آيد.
البته بايد ديد رائول در چه شرايطى خواهد بود. در حال حاضر او مصدوم است مثل ژاوى كه رباط صليبى پايش مصدوم شده و حتى ممكن است به جام جهانى هم نرسد. خوشبختانه ما بازيكنان خوبى در پست آنها داريم. بله، ما در مرحله مقدماتى مشكل داشتيم. اما اين ديگر مهم نيست. با وجود اينكه هميشه مى گويند براى طرفداران اسپانيايى باشگاه ها از تيم ملى مهمتر است. در حين جام جهانى همه فقط به يك چيز فكر خواهند كرد، به »سلكسيون»
* خوزه آنتونيو كاماچو بين سال هاى ۱۹۷۵ و ۱۹۸۸ ، ۸۱ بازى براى اسپانيا انجام داد. از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ هم سرمربى تيم ملى اسپانيا بود.
|
|
|
|