|
يوهان كرايف در گفت وگو با ماهنامه فيفا از فوتبال تدافعى و نتيجه گرايانه انتقاد مى كند
۱-۳-۲-،۴ هيجان فوتبال را مى كشد
مشاجره هفته هاى اخير ژوزه مورينيو و يوهان كرايف، نبردى هميشگى است كه ميان طرفداران دو سبك مختلف فوتبال وجود دارد. كرايف را مى توان بزرگترين مبلغ فوتبال تماشايى در دهه گذشته ناميد كه با همين تفكر بارسلونا را در سال ۹۲ به قهرمانى اروپا رساند. مورينيو اما طلايه دار فوتبال نتيجه گرا است كه تمايل به آن با رشد جنبه هاى اقتصادى اين ورزش روز به روز بيشتر مى شود. ستاره سابق فوتبال هلند در اين گفت وگو از روش هاى تدافعى انتقاد مى كند . او از تيم هاى پرمهره مانند برزيل انتظار بازى مهيج ترى دارد.
عقيده شما در مورد فوتبال مدرن چيست؟
<استانداردهاى تكنيكى در سال هاى اخير به طور مرتب پايين مى آيد. اين روزها بيشتر برروى موارد تاكتيكى و قدرت بدنى تأكيد مى شود. براى اينكه دفاع يك تيم را محكم كنيد و روى ضد حملات برنامه ريزى كنيد، نيازى به تكنيك بالا نيست (براى اين كار فقط به قدرت بدنى، برنامه و تجربه نياز است). براى همين است كه پيروزى در بازيهاى خانگى دشوارتر شده، بنابراين به خلاقيت بيشترى نياز داريد. براى يك تيم ميهمان هيچ چيز آسانتر از اين نيست كه خطوطش را در انتهاى زمين به هم نزديكتر كند و ضربه كارى را برروى ضد حمله وارد كند. اين مسأله براى تيم هاى ملى هم صدق مى كند. من هيچ تمايلى به دفاع از اين سبك ندارم، ولى اين جريانى است كه در فوتبال امروز ديده مى شود. به همين دليل است كه هميشه بازيهاى خوب را به خاطر مى سپاريم، چون جزو اتفاقات نادر به شمار مى روند.
به نظر شما دليل اين تغيير رويه چيست؟
<دلايل زيادى وجود دارد. يكى از آنها فشردگى تقويم مسابقات است. بازيكنان زمانى كه به جام جهانى يا جام ملت هاى اروپا مى روند، از فوتبال اشباع شده اند. من سال ها است كه به اين مسأله معترضم. يك بازيكن نبايد در فصل بيشتر از ۶۰ يا ۶۵ بار بازى كند، ولى آنها خيلى بيشتر از اين مسابقه مى دهند. بعضى ليگ ها بيست تيمى اند. آنها بايد هجده يا شانزده تيمى باشند. در برخى كشورها علاوه بر ليگ، دو جام ديگر نيز وجود دارد كه مسابقات برخى از آنها رفت و برگشت است. سرنوشت مسابقات حذفى بايد در يك بازى مشخص شود. اين روش هيجان را به فوتبال حاكم مى كند و از خستگى مفرط بازيكنان جلوگيرى مى كند. يوفا اخيراً مرحله دوم گروهى ليگ قهرمانان را حذف كرده، ولى بهتر است كه به فرمول قبلى (بازيهاى حذفى از همان دور اول) باز گردد، نه اينكه روش حذفى تنها براى شانزده تيم پايانى اجرا شود. اين روزها به جاى تكنيك بيشتر روى استقامت بدنى تأكيد مى شود. ولى اگر بازيكنان خسته باشند، چه كار ديگرى مى توانيد بكنيد؟ در جام جهانى يا جام ملت هاى اروپاى قبلى چند گل برروى حركات تكنيكى ناب به ثمر رسيد؟ خيلى كم. تا زمانى كه مربيان به جاى تكنيك به مسائل فيزيكى مى پردازند، هرگز نمى توانيم مسير فوتبال را تغيير دهيم. بازيكنان جوان به گونه اى تربيت مى شوند كه بدوند، با خشم دفاع كنند و به مانند برده ها كار كنند. اگر آنها كمى تكنيكى باشند چه بهتر، ولى به نظر آنها اين يك ويژگى اضافه است در حالى كه بايد هدف نهايى باشد.
كمى در مورد سيستم ها صحبت كنيم. آيا در جام جهانى ۲۰۰۶ منتظر شگفتى هستيد؟
<من عاشق تماشاى فوتبال هستم، ولى برخى سبك ها را نمى پسندم. در فوتبال مدرن برروى آرايش ۱-۳-۲-۴ تأكيد مى شود كه دشمن زيبايى و جذابيت بازى است. اين همان روشى است كه برزيل با آن به قهرمانى جهان و يونان به قهرمانى اروپا رسيد. البته برزيل بازيكنان مستعد خيلى بيشترى دارد، ولى در بازى با اين روش يكى از مهمترين عناصر بازى را ناديده مى گيريد. تعادل تيمى.
مى توانيد اين مسأله را كمى باز كنيد؟
<با هر روشى كه بازى كنيد، مهمترين چيز تقويت كمربند ميانى است. وسط زمين است كه جريان بازى را مشخص مى كند. زمانى كه دو بازيكن را در مقابل خط دفاعى قرار مى دهيد، كنترل كامل ميانه ميدان دشوار مى شود. اگر شما صاحب توپ باشيد، ايده آل است. مشكل زمانى شروع مى شود كه توپ را از دست مى دهيد. در اين لحظه تيم به دو تكه جدا تبديل مى شود. وقتى توپ را از دست مى دهيد شرايط به راحتى براى ضد حمله مهيا مى شود. چرا؟ كاملاً آسان است. بدون توپ، اين دو نفر مجبورند كه محوطه بزرگى از زمين را پوشش دهند.
براى حل آن چه بايد كرد؟
<مى توان از روش ۳-۳-۴ استفاده كرد، سه هافبك به جاى دو. برخى معتقدند كه وقتى دو بازيكن جلوى دفاع بازى مى كنند در خط ميانى چهار بازيكن داريد، ولى اينگونه نيست. شما با دو هافبك بازى مى كنيد و وقتى مشكلى وجود داشته باشد، ناخودآگاه تيم به دو قسمت تقسيم مى شود. بايد فوتبال منطقه اى بازى كنيد و مطمئن باشيد كه اگر حادثه غيرمنتظره اى پيش آمد (كه در هر بازى ممكن است بارها اتفاق بيفتد) توپ به يكى از بازيكنان شما مى رسد. در شرايطى كه به خوبى جايگيرى كرده باشيد و ميانه زمين در كنترل شما باشد، كار آسان تر مى شود.
مى خواهم در مورد دو تيم سؤال كنم. آلمان و برزيل.
<ژرمن ها هميشه جزو مدعيان هستند و نبايد دست كم گرفته شوند. هيچ تيمى به مانند آنها نمى تواند از شانس براى قهرمانى كمك بگيرد. آلمان در تورنمنت هاى كوتاه مدت هميشه موفق است و جام جهانى از اين تورنمنت هاست. به علاوه آنها امتياز ميزبانى هم دارند. اين مسأله هيچ فشار مضاعفى بر آنها وارد نمى كند، چرا كه شخصيت و توان روحى براى كنار آمدن با آن را دارند. تنها دو نفر از اعضاى تيم ملى آلمان در خارج از اين كشور شناخته شده اند. مربى و كاپيتان. اين ما را به مشكل ديگرى مى رساند كه تنها مربوط به فوتبال آلمان نيست. ليگ آلمان در سال هاى اخير بازيكنان خارجى زيادى را جذب كرده است. آنها چگونه مى توانند بر اين مشكل غلبه كنند؟ آنها مى توانند به هر اندازه كه مى خواهند بازيكن خارجى بگيرند، بدون توجه به ا ينكه اروپايى باشند يا نه، ولى نبايد فراموش كنند كه حداقل پنج يا شش بازيكن از يازده نفر اصلى بايد توانايى بازى در تيم ملى را داشته باشند.
در مورد برزيل چه فكر مى كنيد؟ آنها مدافع عنوان قهرمانى جهان هستند و به تازگى قهرمان جام كنفدراسيون ها شدند.
<آنها مدعى اصلى قهرمانى جام جهانى ۲۰۰۶ هستند و هيچ ترديدى در اين مورد وجود ندارد. آنها معدن بازيكنان مستعد هستند. سبك بازى آنها بسيار تماشايى است و بيشتر از هر تيم ديگرى در جهان بازيكنان خلاق دارند. وقتى برزيل صاحب توپ است، هميشه چند بازيكن كنارى آماده توپگيرى اند. وقتى آنها آخرين بار فاتح جام جهانى شدند، من انتقاد زيادى از سبك بازيشان داشتم. وقتى آنها توپ را از دست مى دهند، به دو قسمت تقسيم مى شوند. آنها معمولاً به مانند بازيكنان هندبال به عقب مى دويدند و با توجه به شرايط بازى تنها دو روش حمله داشتند، ضدحمله و توپ هاى بلند. پس از آن توانايى فردى بازيكنان سرنوشت حمله را مشخص مى كرد. برزيل بايد خيلى بهتر از اين بازى كند. تيم ها هميشه سعى مى كنند كه از برنده تقليد كنند. وقتى شما الگو هستيد و قرار است از شما تقليد شود، بايد فوتبالى با طراوت و تهاجمى تر عرضه كنيد. برزيل استعداد كافى براى اين كار را دارد.
در مورد داوران چه فكر مى كنيد؟
<فوتبال بازى اشتباهات است. بهترين بازيكن كسى است كه كمترين اشتباه را بكند. همين جمله را مى توان در مورد داوران نيز به كار برد. وقتى بازيكن بى عيب و نقص وجود ندارد، چرا بايد به دنبال چنين داورى باشيم؟ داور برتر به مانند بازيكن برتر كمتر از سايرين اشتباه مى كند. همه ما مى دانيم كه آنها اشتباه مى كنند. بنابراين بايد راهى پيدا كرد كه اشتباهات كمتر شود.
چه راه هايى را پيشنهاد مى كنيد؟
<براى آسانتر كردن كار، قبل از هر چيز بايد قوانين را محدودتر كنيم. قوانين فوتبال خيلى زياد شده اند. قوانين هرچقدر كمتر باشد، اشتباهات كمتر مى شود. داوران بايد فوتبال را از نگاه يك بازيكن ببينند. داوران دنياى جداگانه اى دارند كه با دنياى بازيكنان بسيار متفاوت است. در دنياى داوران، آنها معمولاً واكنش بازيكنان را درك نمى كنند. داورى كه گوش هايش بهتر از چشم هايش كار كند، داور خوبى نيست. اخراج يك بازيكن به دليل آنچه كه گفته و نه آنچه انجام داده، روش مناسبى نيست. اگر خطا يا آفسايد اعلام مى كنيد و بازيكن واكنش تندى نشان مى دهد، بهتر است از آن چشم پوشى كنيد.
در لحظات حساس بازى، داور نبايد به چنين واكنش هايى حساسيت نشان بدهد. اگر مى خواهيد با نشان دادن كارت اقتدارتان را به رخ سايرين بكشيد، در وضعيت جالبى نيستيد.
شما به ساده كردن قوانين اشاره كرديد. آيا مى توانيد يكى از آنها را توضيح دهيد؟
<به جز پنالتى ها، كدام خطاى بازى به اين اندازه جنجال به پا مى كند؟ آفسايد. شما ممكن است در طول بازى يك، دو يا سه پنالتى داشته باشيد يا اصلاً نداشته باشيد. اين در مورد كارت قرمز هم صدق مى كند. اما در جريان نود دقيقه، آفسايد بارها اتفاق مى افتد. اين نخستين قانونى است كه بايد ساده تر شود. اين همان چيزى است كه ابهام زيادى به وجود مى آورد. مهاجمى رو به جلو حركت مى كند و ديگرى عقب مى آيد. آفسايد بستگى به اين دارد كه كداميك از آنها در جريان بازى مؤثر است و همين كار داور و كمك هايش را پيچيده مى كند. پس راه حل چيست؟ آن را به همان روش قبلى اجرا كنيم. مهاجم در بازى دخالت داشته باشد يا نه، حتى اگر رو به عقب حركت مى كند، آفسايد اعلام شود. هدف از آفسايد تشويق تيم ها به بازى تهاجمى به وسيله جلو كشيدن خط دفاعى است.
آيا شما موافق استفاده از تصاوير ويدئويى در داورى هستيد؟
<با اين مسأله مخالفم. نمى توانم تصور كنم كه بازى را متوقف كنند، فيلم بررسى شود و پس از آن رأى صادر شود. در اين صورت بيشتر زمان صرف ديدن ويدئو مى شود تا بازى فوتبال. بايد نام ديگرى براى فوتبال در نظر گرفت. فكر نمى كنم كه بشود اين روش را تنها براى موارد ويژه، مثلاً گل هاى مشكوك به كار گرفت. اگر استفاده از ويدئو را براى يك مورد شروع كنيد، بعداً مجبور مى شويد براى همه صحنه ها از آن بهره ببريد.
آيا احتمال اين وجود دارد كه يك بار ديگر مربيگرى كنيد؟
<نه. اين موضوع به دوره قبلى زندگى ام باز مى گردد. من از سال ۱۹۹۶ مربيگرى نكرده ام و تمايلى به شروع دوباره آن ندارم. اگر كسى به دنبال نظر من است، مى داند كه مرا كجا پيدا كند. من سال ها است در بارسلونا زندگى مى كنم و در خانه من به روى دوستان باز است. توصيه فنى با اينكه هر روز برروى نيمكت بنشينيد متفاوت است. حتى به رياست باشگاه هم فكر نمى كنم. بهترين سال هاى زندگى ام را با نگاه كردن به در و ديوار رختكن پشت سر گذاشته ام. من بيشتر از آنكه در خانه ام باشم، آنجا بوده ام. خوشبختانه حالا به يك تعادل رسيده ام و نمى خواهم آن را از دست بدهم.
حالا شما يك مفسر تلويزيون و مطبوعات هستيد.
<اينكه ديگر نمى خواهم مربيگرى كنم به معنى اين نيست كه ديگر به فوتبال علاقه ندارم و نمى خواهم در مورد آن صحبت كنم. بازى برخى تيم ها را دوست دارم. آنها را تماشا و آناليز مى كنم. در كنار آن از اوقات فراغتم لذت مى برم. هرگز در زندگى كارى نكرده ام كه دوست نداشته باشم. اگر از چيزى خوشم نيايد به سراغ آن نمى روم.
اوقات فراغت را چگونه پر مى كنيد؟
<هر كارى كه در زمان بازيگرى و مربيگرى قادر به انجام آن نبودم. هر كسى كه فكر مى كند من تمام روز را استراحت مى كنمف مرا نمى شناسد. من گلف بازى مى كنم و به اسكى مى روم. هر كسى كه ورزش كرده باشد، اگر سالم باشد نمى تواند يك گوشه بنشيند.
|