ايران ورزشى -پاس دادن را مى شود ياد داد. دريبل زدن، سر زدن، دفاع كردن يا خيلى تكنيك هاى ديگر را. با تمرين زياد مى شود سطح يك بازيكن را خيلى بالا آورد اما چيزهايى هست كه ياد دادنى نيست. بازيخوانى يا داشتن ديد بازى از آن چيزهاست كه نمى شود به كسى ياد داد. سال هاست كه فوتبال ايران چنين بازيكنانى ندارد. هرچند محرم نويدكيا را نبايد فراموش كرد اما حركات اخير مجتبى جبارى اتفاق تازه اى در فوتبال ايران بوده. وجود شماره ۸ استقلال به خصوص در نيمه دوم دربى بارقه هايى از اميد به وجود آورد.
او مى تواند نام بزرگى در آينده باشد. او مى تواند.
بازى ات در دربى غيرمنتظره بود. كى متوجه شدى در تركيب هستى؟
< بعد از بازى سايپا از باشگاه زنگ زدند و گفتند احتمالاً جلوى پرسپوليس بازى مى كنى. بعد شروع كردم، سفت و سخت. ديدم مشكلى ندارم. مصدوميتم كاملاً برطرف شده بود. اين را احساس مى كردم.
اولين دربى ات بود. استرس نداشتى؟
< چرا، داشتم. به هرحال بازى حساسى بود. جو استاديوم و … اما همه اين چيزها براى قبل از مسابقه بود. داور وقتى سوت بازى را زد، ديگر هيچ حساسيتى برايم نداشت. ديگر نه صداى طرفداران را مى شنيدم و نه چيز ديگرى را.
البته قلعه نويى در هر دربى يك بازيكن رو مى كند. بعد از صادقى و بائو، اين بار نوبت تو بود؟
< شايد. البته براى اين بازى كاملاً آماده شده بودم. قلعه نويى در رختكن هم خيلى خوب صحبت كرد.درتمرينات هم چند بار با من خصوصى صحبت كرد.
با اين حال، در نيمه اول بازى استقلال چندان دلچسب نبود.
< كارى نمى شد كرد. همان اول كه باران گرفت، روحيه ام پايين آمد. زمين لغزنده شده بود.ديگر فرقى هم نمى كرد كه با كفش ۶ استوك بازى كنى يا ۱۳ استوكه. در هر حال شرايط فرقى نمى كرد. همه بچه ها اين وضعيت را داشتند. متأسفانه زمين آزادى هم طورى است كه چمن از زير كنده مى شود، همراه با گل و لاى. با اين شرايط خودم هم نمى توانستم كارى كنم. اولين توپى كه پيروز انداخت، متوجه خرابى زمين شدم.
احساس مى شد در نيمه دوم تعويض شوى؟
< خوشحالم كه نشد. البته حرف هاى بين نيمه هم روى بچه ها تأثير گذاشت و ديديد كه بهتر شديم. خودم هم در شرايط مسابقه قرار گرفتم. درست مثل بازى جلوى ژاپن شده بود.اولش سردرگم بوديم ولى رفته رفته وضعيت بهتر شد. بعد از گل هم ما فضاى بيشترى داشتيم. در زمين راحت تر حركت مى كرديم.
البته در اين لحظات پرسپوليس ميانه ميدان را رها كرده بود و اين به نفع استقلال بود
< بله، همين طور بود. البته مى توانستيم از فرصت ها استفاده كنيم. حسين كاظمى و يكى دوتا از بچه ها در زمين هر كارى مى خواستند مى كردند اما مى شد با دوتا تقه زدن به توپ روند بازى را بهتر كرد. خودم سعى كردم مدام پاس بدهم. فكر مى كنم در آن شرايط كه برخى بازيكنان متوسل به زور شده بودند، اين حركات عالى بود و تماشاگر را به وجد مى آورد. بعد از بازى هم وقتى فيلم مسابقه را ديدم، خيلى خوشحال شدم چون گزارشگر يكى، دو بار گفت پاس خوب جبارى. در حالى كه اولادى فقط متكى به قدرت بدنى اش بود.
يك فرصت تقريباً تك به تك را از دست دادى. در آن صحنه مى خواستى چه كار كنى؟ از قبل تصميم گرفته بودى؟
< نه، خيلى اتفاقى شد. البته من اين حركات را خوب انجام مى دهم. وقتى به توپ رسيدم، سرعت زيادى داشتم، نمى شد با پاى راست شوت زد. براى همين پا عوض كردم و با چپ زدم.
حيف شد، نه؟
< بله، از اين موقعيت ها براى بازيكن كم پيش مى آيد. زدم زير توپ اما زمين ليز بود، توپ زيادى بلند نشد. اگر اين اتفاق مى افتاد ...
قبل از دربى در چند بازى نبودى و يكدفعه در اين بازى حساس به ميدان رفتى. ظاهراً مصدوم بودى.
< همه نگرانى من همين مسأله بود. يك ماه و نيم هيچ بازى رسمى نداشتم. بازى با پرسپوليس هم مى دانستم با بقيه بازيها فرق مى كند.
قرار بود جراحى شوى اما ...
<داستانى دارد. MRI گرفتم پزشك تيم گفت قبول ندارم. احساس مى كردم عضلاتم كشيده شده. بعد پيش دكتر حيدريان رفتم. دو، سه تا آزمايش دادم و دست آخر پيش دكتر ابراهيميان رفتم. جالب اينكه دكتر ديگرى هم مرا معاينه كرد و بعد مطمئن شدم كه مشكلى ندارم. بعد فيزيوتراپى و استراحت كردم. بعد از آن هم تمرينات انفرادى.
در تمرينات مصدوم شدى؟
<بله، فكر مى كنم از خستگى زياد بود. قبل از آن مدام در اردوهاى مختلف بودم. فشار زيادى را تحمل كردم.
بنابراين آسيب ديدگى به سود تو بود. درسته؟
<بله. بالاخره مدتى استراحت كردم و به شرايط مطلوب رسيدم.
فصل پيش از ابومسلم چهره شدى. فكرش را مى كردى به اينجا برسى؟
<چيزى كه باعث شد فصل قبل اينقدر پيشرفت كنم تمرينات بدنسازى بود. مربى بدنساز ابومسلم تمرينات فوق العاده اى براى بچه ها در نظر مى گرفت. به نظر من تمرينات بدنسازى نقش تعيين كننده اى دارد. خيلى تأثيرگذار است. اين مسأله را فصل قبل نشان داديم. همه ديدند كه ابومسلم در اواخر بازى هيچ وقت كم نمى آورد.
تو، بادامكى، تيموريان و ... تركيب مناسبى در خط ميانى بوديد. اين تركيب چطور شكل گرفت؟
<در ابتداى حضورم در ابومسلم كار خيلى سخت بود. هم پستى هاى خوبى داشتم. بعد مدام مى گفتند ليگ برتر است و بايد صبر كنى. آن زمان ياورى مربى بود اما تورنمنت هاى غير از ليگ خيلى كمكم كرد، طورى كه توانستم به تركيب برسم. فصل قبل هم من، حسين و آندو خيلى با هم حرف زديم. مى گفتيم خودخواهى نكنيم. هواى همديگر را داشته باشيم… با همين صحبت ها با هم هماهنگ هماهنگ شديم. تيم هم خوب نتيجه مى گرفت. بعد مى دانستيم اگر تيم جزو تيم هاى بالاى جدول باشد، ما هم تو چشم مى آييم. همين اتفاق هم افتاد.
بنابراين ابومسلم در پيشرفت تو خيلى كمك كرد. قبول دارى؟
<ما مربيان خوبى هم داشتيم. ياورى و بعد هم فيروز كريمى كه آدم خيلى بادانشى بود.
انگار قاپ مربيان را خوب بلدى بدزدى؟!
<نمى دانم، چرا اين طورى است. هر مربى بوده مرا بيشتر از بقيه بازيكنان دوست داشته. در تيم جوانان على دوستى خيلى به من علاقه داشت. اين را هم بگويم كه يك بار در بازى ابومسلم و ملوان در انزلى، يك پنالتى به سود ما اعلام شد. دقيقه ۸۳ بازى بود. سال اولم بود و فكر نمى كردم پنالتى را من بزنم. سعيد بيگى و دو، سه تا از بازيكنان سمت ياورى رفتند و گفتند ما بزنيم! اما ياورى گفت كه شماها تجربه نداريد و بگذاريد جبارى بزند. خدا را شكر، پنالتى گل شد. در جوانان استقلال هم رضا احدى مى گفت تو مثل جوانى هاى من بازى مى كنى.
اما بازى ات بيشتر شبيه قلعه نويى است تا احدى. بازيهاى او را ديده اى؟ فكر نمى كنى همين عاملى است كه قلعه نويى علاقه زيادى به تو دارد؟
<بازيهايش را نديده ام. فقط يك چيزهايى شنيده ام. شايد هم اين طور باشد اما انكار نمى كنم. او به من علاقه دارد. قبل از دربى هم در رختكن آنقدر اسم مرا آورد و هى به بازيكنان مى گفت كه مجتبى سانتر مى كند ... مجتبى ضربه ايستگاهى بزند و ... آنقدر گفت كه بابازاده، من و طالب لو را كنار كشيد و گفت وحيد اگر پنالتى شد، دستكش هايت را بده به مجتبى.
بازى در استقلال با ابومسلم تفاوت هاى زيادى دارد اما تو خيلى زود در استقلال جا افتادى. فكر مى كنى در اين تيم به تو كمك مى شود؟
< اينطور فكر نمى كنم. من ملى پوش بودم كه به استقلال پيوستم. فصل قبلش با ابومسلم در فينال جام حذفى شركت كردم. فكر مى كردم اگر به اينجا بيايم، مى توانم به استقلال كمك كنم و نه بالعكس.
البته خيلى سخت استقلالى شدى. ظاهراً با مديريت اين تيم اختلاف داشتى؟
< پولى كه مى خواستم نمى دادند. مى گفتند دو ساله ببند. در حالى كه يك سال با استقلال قرارداد داشتم. مى خواستم يك فصل اين طورى بازى كنم و بعد تصميم بگيرم. شرايط سختى بود. اگر به اين تيم نمى رفتم حالا بيرون بودم. براى همين با اوليايى صحبت كردم و با استقلال تمرين كردم.
به هر حال قبول دارى بازى در استقلال سخت تر است؟
< سخت كه هست، اما فكر مى كردم مى توانم به استقلال كمك كنم. اگر حالا هم عليرضا (اكبرپور) كم بازى مى كند، به خاطر آمادگى بدنى اش است. هاشمى زاده هم هنوز حرفه اى نشده. آنها بايد خودشان تلاش كنند.
در استقلال اقبالى با مدافعان كار مى كند؟
< نه، فرقى نمى كند. مثلاً اگر تمرين حفظ توپ است، وسط تمرين هر مربى نكته اى به ذهنش مى رسد، مى گويد. البته اگر بچه ها از اقبالى حرف شنوى ندارند دليل دارد. او بايد طورى رفتار مى كرد كه اين اتفاق نيفتد.
در تيم ملى برابر ژاپن اولين بازى ات را انجام دادى. چطور بود؟
< اول مسابقه سردرگم بودم. نمى دانستم چه كار كنم. با وجود اين فكر مى كنم بد نبودم.
البته فقط يك نيمه فرصت بازى داشتى؟
<جلوى ژاپن پستم خيلى مهم بود. من پشت دايى بازى مى كردم. آرش برهانى هم بود. در زمين بايد بازيسازى مى كردم، اما نشد. تنها شانسم اين بود كه از ضربه ايستگاهى استفاده كنم.
به نظر مى رسيد تيم ملى تاكتيك خاصى براى رويارويى با ژاپن ندارد. تنها اتكا به پا به توپ شدن ستاره ها كافى بود؟
<نمى دانم. اما مشخص بود كه همه به بازيكنى نگاه مى كردندكه پا به توپ است. اينكه چه كار مى كند.
در استقلال قضيه فرق مى كند؟
<بله، چون بازيكنان شناخت بهترى از هم دارند. مثل تيم ملى نيست كه لژيونرها دو روز قبل مسابقه به تيم اضافه مى شوند. در اين شرايط بازى گروهى جواب مى دهد. پاس يك بازيكن مى تواند چاره ساز شود. در همين بازى دربى حضور مهرداد اولادى براى پرسپوليس مثل سم بود. او سعى مى كرد با اتكا به زور از حريف رد شود در حالى كه توانايى بهتر شدن را دارد.
در تيم ملى چطور؟
<مشكل اصلى تيم ملى اين است كه بازيكنان در زمين خيلى كم با هم حرف مى زنند. بعد از يك اشتباه بايد به بازيكنى كه اعتماد به نفس اش را از دست داده كمك كرد. حالا نه محمد نصرتى هر بازيكن ديگرى. جلوى ژاپن مدام به نكونام مى گفتم كه به نصرتى نزديك شود. چون اين بازيكن به حمايت احتياج داشت.
حالا چرا نكونام؟
<چون او آزادتر بود.
ظاهراً در ليگ مشكلى هم با نكونام پيدا كردى. خودت توضيح مى دهى؟
<بى خيال، مهم نيست. اما نكونام ضربه سر خوب مى زند و همين طور شوت. فكر مى كنم او مى تواند بهتر از اين باشد. مثلاً در بازى پرسپوليس و پاس جواد مى توانست تيمش را نجات بدهد.
در بين بازيكن هاى تيم ملى، فكر مى كنى كدام يك از هافبك ها مى توانند كارى را كه تو مى كنى انجام دهد يا بازى اش شبيه بازى تو است؟
<محرم نويدكيا. بازيكن فوق العاده اى است. اعتماد به نفس اين بازيكن در بازيهاى آسيايى بوسان عالى بود. بعد از آن هم محرم زير دست مربى خوبى بازى كرد. فرهاد كاظمى هميشه مى گفت اصلاً نمى خواهم جلو بروى، بدوى يك جا بايست و هزار تا پاس بده. او خوب تمرين مى كرد و پاس هاى عمقى فوق العاده اى مى داد.
از هافبك هاى ليگ كدام يك كامل ترند؟
<مهدى رجب زاده. هافبك وسط خوبى براى ذوب آهن است. ايمان مبعلى هم خوب بود.
از بين هافبك هاى كل ايران چطور. يعنى مبعلى، نكونام، نويدكيا، رجب زاده و بقيه كدام بهترند؟
< (با كمى مكث) ... من از همه بهترم! از ميان برانكو، قلعه نويى و كريمى كداميك فنى تر صحبت مى كنند؟
<فيروز كريمى. يكى از خصوصيات او اين است كه ياد مى دهد چگونه با بازيكن جلويى ات صحبت كنى و ارتباط برقرار كنى.
فيروزخان اين كارش خيلى با ارزش است.
چى كار كردى به اينجا رسيدى؟
<زياد فكر مى كنم، درباره كارى كه در زمين انجام مى دهم. فوتبال خارجى زياد مى بينم. براى همين است كه بازيخوانى ام خوب شده. حتى فصل قبل مى دانستم كى به برنامه نود دعوت مى شوم يا چه زمانى در تيم ملى هستم و اينكه كى در تيم ملى بازى مى كنم. باور كنيد واقعاً مى دانستم.
حالا چه چيزى از آينده به تو الهام شده؟!
<فكر مى كنم در جام جهانى بازى مى كنم. برانكو مرا دوست دارد.
بهترين فوتباليست ايران
ايران ورزشى _ سقف فوتبال مجتبى جبارى كوتاه نيست. او بلند پروازتر از آن است كه فكرش را مى كنيد. هدف هافبك استقلال اين است كه روزى يكى از بهترين فوتباليست هاى ايران شود. «هدفم اين است. فكر مى كنم بتوانم روزى بهترين شوم.»
۴ دفاع خطى
يكى از ضعف هاى خط دفاعى تيم ملى كناره ها است. البته اين نظر مجتبى جبارى است. بازيكنى كه مدتى است به اردوهاى تيم ملى دعوت مى شود.او مى گويد: «بازيكنان كنارى نمى توانند به خوبى كار كنند.» او البته حسين كعبى را فاكتور مى گيرد و معتقد است دفاع چپ ايراد دارد. همان نقطه اى كه كارشناسان هم به آن اشاره مى كنند.
ديپلم رياضى
ديپلم رياضى فيزيك است. فوتبال را در مدرسه فوتبال راه آهن شروع كرده. بزرگ شده منطقه شاهپور تهران و بازيكنى كه سابقه حضور در تيم جوانان ايران را هم دارد. بهمن نوروزى، محمود ياورى، اكبر ميثاقيان، فيروز كريمى و امير قلعه نويى از جمله مربيان مجتبى جبارى بوده اند.