|
گفتگو با وينكو بگوويچ سرمربى اسبق پرسپوليس و فعلى پگاه
من هم دوست دارم سرمربى تيم ملى باشم
پريسا قهرمانى
فرهاد عشوندى
فولاد، پرسپوليس، الوصل و حالا پگاه. وينكو بگوويچ اين روزها روزهاى آرامى را با پگاه پشت سر مى گذارد. حتى اگر حضور در ليگ يك و شرايط ويژه آنجا كار را برايش مشكل تر از هميشه كرده باشد. انتخاب پگاه حالا بيشتر از هر زمان ديگرى شرايط آينده او را مشخص مى كند. بالا آمدن با رشتى ها مى تواند يك اتفاق بزرگ باشد. جهشى قابل توجه براى كسى كه حالا رؤياهاى بزرگترى دارد. پگاه، پرسپوليس، تيم ملى، مبعلى، برانكو و... تمام چيزهايى بود كه بگوويچ درباره آنها صحبت كرد. البته در بسيارى از مواقع با همان شيوه هميشگى از اظهار نظر صريح طفره رفته است.
در حال حاضر پگاه شرايط خوبى دارد. شما در كنار عقاب جزو تيم هاى موفق گروه محسوب مى شويد.
<نبايد هيچ ليگى را دست كم بگيريم. اگر بخواهيم روى اين مسأله مانور بدهيم كه ما به راحتى صعود مى كنيم يا به همان صورت از صعود بازمى مانيم در نهايت به ضررمان تمام مى شود. ما در ابتداى راه هستيم. به نظرم تا حالا كادر خوبى جمع كرده ايم ولى با اين وجود فكر مى كنم هنوز هم جاى كار داريم. ما با اين برنامه كار مى كنيم كه هيچ حريفى را نبايد دست كم گرفت. چون بقيه هم براى نتيجه گيرى قطعاً انگيزه هاى ما را دارند. پس ما هم بايد مثل خود آنها برخورد كنيم. در غير اين صورت ضرر مى كنيم. با تمام اينها فكر مى كنم در مسير خوبى قرار گرفته ايم.
قبل از اينكه با پگاه شروع كنيد چه تصورى از ليگ يك ايران داشتيد؟
<پگاه يك اتفاق نو بود. چون براى اولين بار بود كه در طول دوران ورزشى ام هدايت يك تيم دسته يكى را قبول مى كردم. من با فوتبال ايران آشنا بودم ولى هيچ تصورى از ليگ يك نداشتم. قبل از امضاى قرارداد يكسرى تحقيقات درباره تيم كردم تا ببينم شرايط براى كار كردن به چه صورتى است.
حالا از اينكه مدتى از اين همكارى مى گذرد چه تصورى برايتان به وجود آمده؟ چون كار كردن در ليگ يك شرايط خاص خودش را دارد. حتى خيلى ها معتقدند بازى در اين سطح از رقابت هاى ليگ برتر هم مشكل تر است.
<تا اينجا كه سه بازى بيشتر انجام نداده ايم ولى فكر مى كنم يكسرى از شرايط اين سختى ها را به وجود آورده. بازيهاى ليگ يك زياد زير ديد مستقيم رسانه ها و مطبوعات نيست. از طرفى در مقايسه با امكانات تيم هاى ليگ برتر، اينجا مشكل وجود دارد. خيلى از تيم ها از اين نظر تأمين نيستند و همين كار را سخت كرده ولى در همين ليگ يك چند تيم خيلى خوب هستند كه بازيهاى فوق العاده اى مى كنند، هما، عقاب، تراكتور و كشت و صنعت شوشتر حريفانى هستند كه كارشان قابل احترام است.
قطعاً در جريان هستيد كه امسال شرايط تا حدود زيادى فرق كرده. گروهى از تيم ها مثل خود پگاه سرمايه گذارى قابل توجهى انجام داده اند. چه از لحاظ امكانات و چه از نظر تزريق مهره هاى بزرگ. فكر نمى كنيد كارتان سخت تر شده؟
<انگيزه تيم ها نسبت به قبل بالا رفته. اين مسأله باعث شده تيم ها دست به خريدهاى گرانقيمت بزنند يا نام هاى بزرگ را جذب كنند، به اين اميد كه در نهايت به ليگ برتر صعود كنند. ما تقريباً به سمتى رفتيم كه هم تركيبى از باتجربه ها را داشته باشيم هم تعداد زيادى از بازيكنان جوان و بومى رشت. همين مسأله جذابيت ليگ يك را بالاتر برده. وقتى به تعداد تماشاگرانى كه براى بازيها مى آيند دقت كنيد منظورم را متوجه مى شويد.
حضور شما در پگاه با يك اتفاق تقريباً بزرگ همراه شد. خانه تكانى اساسى كه شما در پگاه كرديد خيلى سر و صدا كرد. در آن مقطع انتقادى نمى شد؟ حالا چه از طرف باشگاه چه از طرف هواداران پگاه؟
<نه؛ اصلاً. اتفاقاً بايد از مسؤولان پگاه تشكر كنم كه با اعتماد بالايى كه به من داشتند دستم را براى هر كارى باز گذاشتند. آن موقع اعلام كردند اگر مى خواهى تصوير تيم را عوض كنى ما مخالفتى نداريم و هيچ محدوديتى ندارى. من هيچ مشكلى نداشتم.
ولى دليل كنار گذاشتن مهره اى مثل اميرحسين سلامى بخش كه اتفاقاً تأثير زيادى در جريان بازيهاى تيم هم داشت هيچ وقت مشخص نشد. البته اين انتخاب حق مسلم سرمربى هم است ولى مسأله سلامى بخش تا حدودى فرق مى كرد.
<ببينيد؛ هر مربى براى سنجش بازيكنانش يك چارچوب خاصى دارد. سلامى بخش قبل از اينكه من به پگاه بروم توسط مربيان قبلى هم به صورت يك بازيكن لحظه اى مورد استفاده قرار مى گرفت. بازيكنى كه بتواند ۹۰ دقيقه در يك فوتبال تهاجمى و قدرتى بازى كند نبود. سلامى بخش در چارچوب معيارهايى كه من داشتم قرار نمى گرفت.
ليگ يك شرايط خاص خودش را دارد. هميشه اين موضوع مطرح بوده كه تيم هايى كه صرفاً زيبا بازى مى كنند، نتيجه نمى گيرند. يكسرى حواشى هست كه اتفاقاً تأثير زيادى در سرنوشت تيم ها دارد. پگاه چقدر روى اين حواشى برنامه ريزى كرده؟
<ما يك اصل كلى را نبايد فراموش كنيم. فوتبال؛ فوتبال است. در همين ليگ حرفه اى به نظرتان تمام تيم ها خوب بازى مى كنند؟
نوع فوتبالى كه از فولاد يادمان مى آيد اين موضوع را تقويت مى كند.
<يكى از مسائلى كه نه فقط در ليگ يك كه در كل فوتبال تأثير دارد موضوع انعطاف پذيرى سرمربى نسبت به حريف هاست. ما حريفان آينده را يك به يك تجزيه و تحليل مى كنيم. حالا ممكن است زمين اجازه پياده كردن اين نوع بازى را ندهد كه قطعاً ما فكر آن قسمت قضيه را هم كرده ايم.
زمين رشت در چند ماه آينده همين وضعيت را دارد. قطعاً مى دانيد شرايط به جايى مى رسد كه زمين حتى براى تمرين كردن هم مناسب نيست. براى آن مقطع چه برنامه اى داريد؟
<اول خيلى مشكل داشتم. بايد يكسرى مفاهيم عملى به بچه ها ياد مى دادم كه قبلاً تجربه چندانى درباره اش نداشتند. تمرين فوتبال زيبا و تكضرب با پاسكارى هاى زيادى براى گروهى كه قبلاً بر خلاف اين روش كار كرده بود، سخت بود ولى از طرف ديگر سعى كردم فوتبال قبلى شان را كاملاً تغيير بدهم. چون مى دانستم در ادامه به شرايطى مى رسيم كه بايد با همين روش كار كنيم. نگران نباشيد. من اين تاكتيك را براى روز مبادا نگه داشتم (مى خندد) اما در مجموع چيزى كه از بچه ها خواستم يك فوتبال زيبا و روان است.
با توجه به مسائلى كه صحبت كرديد و پتانسيل خود پگاه چه شرايطى را براى تيم پيش بينى مى كنيد. در شرايطى اين مسأله مطرح هست كه در گروه تقريباً راحت ترى قرار داريد.
<بايد تمام تلاش مان را انجام دهيم تا وارد ليگ حرفه اى شويم. اين سخت است. يعنى مسير ما كاملاً سنگلاخ است ولى از چيزى نمى ترسيم.
وينكو بگوويچ در فوتبال ايران دنبال چه چيزى است؟ به هر حال چند سال حضور در سطح اول اين پيش فرض را برايتان به وجود آورده كه دوباره برگرديد به جاى قبلى؟
<مسأله اى كه مى توانم تأكيد كنم اين است كه دوست دارم اگر در آينده نامى از بگوويچ به عنوان يك مربى خارجى در ايران باقى ماند، تأثيرگذار باشد. يعنى آدمى كه آمد و تأثير خودش را گذاشت. نه اينكه مثل يك نسيم گذرا رفت و كسى هيچ اشاره اى به حضورش نكرد.
البته اين نام از شما باقى مانده ولى ممكن است به ابعاد بزرگ ترى فكر كنيد؟ مثلاً جايى مثل تيم ملى؟
<دلم نمى خواهد تواضع دروغين داشته باشم يا بگويم نه. چنين چيزى را دوست ندارم. اصلاً شما نمى توانيد هيچ مربى را پيدا كنيد كه دوست نداشته باشد سرمربى تيم ملى باشد، حالا در هر دوره اى. چون عرصه هاى ملى محلى براى عرض اندام واقعى يك مربى است. هم علاقه اش را دارم هم دانش اش را. تجربه كارى بالايى هم كه در اين مدت به دست آورده ام. اين موضوع را تشديد مى كند ولى هيچ وقت اجازه نمى دهم اين تفكر برايم به يك كابوس تبديل شود و هر شب به اين فكر كنم چرا سرمربى تيم ملى نمى شوم. چون تصميم گيرندگانى كه تشخيص مى دهند من شايستگى تيم ملى را دارم اشخاص ديگرى هستند. اگر پيش بيايد خوشحال مى شوم. در غير اين صورت به كار خودم ادامه مى دهم.
در يك مقطعى بحث كار كردنتان در رده جوانان مطرح شده بود. اگر اشتباه نكنم دو سال پيش بود ولى شما پيشنهاد را رد كرديد. فكر نمى كنيد اين موضوع نزديك شدنتان به رده هاى بالاتر را متوقف كند؟
<نه! فقط در حد صحبت بود. هيچ پيشنهاد رسمى به من ندادند.
يعنى اگر رسمى بود قبول مى كرديد؟
<بله! قطعاً قبول مى كردم. چون كسى از فدراسيون با من تماس نگرفت و صحبت ها به مرحله رسمى نرسيد.
منحنى مربيگرى شما در ليگ ايران تا حدودى منحصر به فرد است. شما با فولاد شروع موفقى داشتيد، بعد به پرسپوليس رفتيد كه انتخاب ويژه اى بود، الوصل هم شرايط خاص خودش را در ليگ امارات داشت. فكر نمى كنيد رفتن به پگاه يك نوع عقبگرد در كارنامه كارى تان باشد؟
<راه هاى مربيگرى هيچ وقت از پيش تعيين شده نيست كه بگوييم حتماً به فلان نقطه يا فلان تيم مى رسيم. پگاه براى من يك چالش بزرگ بود. برايم جالب بود كه در تيمى كار كنم كه در فوتبال ايران نقش آسانسور را بازى كرده. از همان اول هم گفتم پگاه را به يك تيم قابل احترام تبديل مى كنم و حتى به يك وزنه كه در فوتبال ايران حرفى براى گفتن داشته باشد. شايد اين دليل اصلى رفتن من به پگاه بود. اينكه يك مربى برگردد به عقب، چيزى نيست كه بگوييم در هيچ جاى دنيا اتفاق نيفتاده. مثلاً همين هكتور كوپر، دو سال هدايت موفق ترين تيم ها را در اسپانيا داشت. بعد دو سال رفت ليگ ايتاليا. حالا هم رفته »مايوركا»ى اسپانيا كه فاصله زيادى با انتهاى جدول ندارد. مهم اين است كه مربى چه عملكردى در تيمى كه انتخاب كرده دارد.
در مقطعى كه در الوصل بوديد درباره پرسپوليس اظهار نظر نمى كرديد. بهانه تان اين بود كه بازيها را نمى بينيد. حالا كه اين شرايط به وجود آمده پرسپوليس را چطور مى بينيد؟ به هر حال شما دو فصل پيش سرمربى همين تيم بوديد.
<دلم نمى خواهد درباره پرسپوليس چيزى بگويم. نه به خاطر اينكه آدم محتاطى باشم. براى اينكه فكر مى كنم آنها هم مربيان خودشان را دارند. اين مربيان براى كار مثبت به تيم شان آورده شدند. بهترين كسى كه مى تواند پرسپوليس را بشناسد كسى است كه شب و روز با تيم زندگى مى كند. بازى صبا بعد از فولاد دومين بازى بود كه از آنها در اين فصل ديدم. من تفكرات فنى خودم را درباره تيم دارم. مثلاً مى توانم بگويم فلان بازيكن كجا بايد بازى كند يا ايراد فنى تيم كجاست ولى از خيلى از مسائل ديگر تيم خبر ندارم. شايد مشكل خاصى داشته باشند كه من نمى دانم. من وقتى در پرسپوليس بودم فقط به اين فكر مى كردم كه كارى براى آينده تيم انجام بدهم اما يكسرى مسائلى به وجود آمد كه نشد. حالا آنها بازيكنان تقريباً جوان ترى گرفته اند، بايد سعى كنند با تكيه به همين جوان ها تيم را بسازند. حالا قهرمان تيم زير ۱۶ ساله ها فولاد است. در زير ۱۸ سال ذوب آهن و فولاد و استقلال اهواز هستند. اين تفكر منطقى است و در آينده مى بينيد كه همين جوان ها به سطح اول ليگ برتر مى رسند و سهميه هايشان در تيم ملى بيشتر مى شود. تيم هايى كه جوانگرايى را با علم شروع كردند در ۵ يا ۶ سال آينده در سطح اول فوتبال ايران فرمانروايى مى كنند. من فقط به خاطر هواداران پرسپوليس ناراحتم. چون آنها واقعاً عاشقانه تيم شان را دوست دارند و دلشان مى خواهد پرسپوليس لوكوموتيو پيشرفت فوتبال ايران باشد اما فكر مى كنم پرسپوليس فعلاً هيچ استراتژى پيشرفته اى ندارد.
حالا در پرسپوليس گروهى از بازيكنان كه كشف خود شما بودند بازى مى كنند؟
<بله؛ اردلان آشتيانى، شيث رضايى، مهرداد اولادى. آنها بازيكنانى بودند كه تحت نظر مستقيم من آمدند. يكى همين بهنام افشه بود كه حالا در پگاه بازى مى كند. از نظر استعداد فوق العاده است و قول مى دهم اگر يك سال با ما باشد به يك بازيكن بزرگ تبديل شود. در حال حاضر مهره هاى جوانى در تيم هستند مثل حاجى زاده يا معدنچى. بايد منتظرشان بود. فرصت داد كه در كنار بقيه بازى كنند.
نمى دانم سياست زمان شما چطور بود؟ مهره هاى بزرگى مثل دايى يا ميناوند به پرسپوليس اضافه شدند كه در آن زمان دليل اصلى اش را پر كردن جاى خالى نام پروين عنوان مى كردند. اين طرز تفكر شخصى خودتان بود يا دوست داشتيد مثل فولاد با بازيكنان جوان كار كنيد؟
<دايى درخواست خود من بود. چون به شخصى نياز داشتم كه هم در زمينه توپ هاى بلند توانايى تأثيرگذارى داشته باشد هم مهره اى كه از لحاظ شخصيتى بتواند روى تيم تأثير بگذارد و مورد اعتماد باشد. بعضى از بازيكنان فقط به خاطر قراردادهايى كه از قبل داشتند، ماندند. من وقتى به تيم رسيدم كه تقريباً تمام قراردادهاى بگوويچ بسته شده بود. دايى و كاظميان بازيكنانى بودند كه من مى خواستم. افراد ديگرى هم بودند كه نتوانستيم جذب شان كنيم.
فكر مى كنيد اگر سايه پروين، يا به يك نوع ديگر فشارهاى حاشيه اى آن زمان روى پرسپوليس نبود چه اتفاقى مى افتاد؟ به هر حال حضور شما در پرسپوليس يك انقلاب بود. بگوويچ بعد از حذف يك نام بزرگ به اين تيم رفته بود.
<من هيچ تأثيرى روى رفتن پروين نداشتم. وقتى شرايط را بررسى كردم و قرارداد بستم به من گفتند پروين هنوز مراجعه اى به باشگاه نداشته و به عنوان مديرفنى در هيچ كدام از جلسات شركت نكرده. مشكلات بين شخص او و هيأت مديره بود. فقط با اطمينان مى گويم اگر ما در آن دوره آرامش نسبى داشتيم قهرمان ايران مى شديم. دلم مى خواست از لحاظ ذخيره بازيكن كارى كنم كه باشگاه تا چند سال آينده نيازى به جذب مهره از خارج كادر تيم نداشته باشد ولى متأسفانه مسائلى كه براى ما به وجود آوردند اجازه اين كار را به من نداد. من از نظر فكرى مدام مشغول بودم. براى خودم خيلى جالب بود چون نه برخوردى با كسى داشتم نه در كار كسى دخالت مى كردم ولى نمى دانم اين مسائل از كجا پيش آمد. شرايط اصلاً طبيعى نبود. براى تمرين ها سرگردان بوديم. پادگان، ايران تاير، درفشى فر. درباره حقوق ها هم مى توانيد از خود بچه ها بپرسيد كه چند ماه عقب مى افتاد در يك مقطع ما ۶ ماه حقوق عقب افتاده داشتيم.
از شاگردان قديمى تان خبر داريد؟ مثلاً ايمان مبعلى؟
<قبل از اينكه با الشباب قرارداد ببندد از باشگاه با من تماس گرفتند. هم جمال حاجى هم رييس باشگاه. از من نظر خواستند. من هم نظر خودم را درباره ايمان به آنها گفتم. خيلى خوشحالم كه حالا در كنار مربى دانايى مثل حاجى كار مى كند. اميدوارم دوباره برگردد و به جايگاه واقعى اش در فوتبال ايران برسد.
خيلى ها رفتن مبعلى را به شرايطى ربط دادند كه برانكو در تيم ملى براى او به وجود آورده بود؟
<برانكو مثل هر مربى ديگرى حق انتخاب دارد اما درباره ايمان نظر شخصى من اين است كه مى تواند در فوتبال ايران جايگاه ويژه خودش را داشته باشد. اگر از نظر فرمى سقوط كرده و دعوت نمى شود بايد دنبال دلايلش بگرديم.
بازيهاى تيم ملى را پيگيرى مى كنيد؟
<واقعاً مى گويم. هيچ كدام شان را نديدم.
وضعيت تيم ملى را در مقايسه با تيم هاى ديگر حاضر در جام جهانى چطور مى بينيد؟
<در جام جهانى اين دوره بازيهاى سرعتى مى بينيد. تيم هايى كه جهش فوق العاده اى نسبت به قبل دارند و با آمادگى بدنى بالايى در بازيها حاضر مى شوند. البته بستگى دارد ايران در چه گروهى باشد ولى بايد از همين حالا بازيكنان را به حداكثر آمادگى لازم براى حضور در تورنمنت مهمى مثل جام جهانى رساند و آنجاست كه عيار واقعى يك مربى مشخص مى شود. درباره برانكو هم چيزى نمى گويم چون هيچ وقت كار همكارانم را نقد نكرده ام.
يك جو منفى در فوتبال ايران عليه مربيان كروات به وجود آمده. شرايط كمى به هم ريخته. مربيانى به ايران مى آيند كه آنجا تجربه كارى نداشته اند و همين مسأله روى بازار كار مربى هاى كروات تأثير مى گذارد.
<شما يك آناليزى انجام بدهيد ببينيد از بين مربيان خارجى كه در چند سال گذشته به ايران آمده اند كدامشان تأثير بيشترى داشته اند؟ رايكوف كه هيچ شكى در توانايى هايش نيست. استانكو، ايويچ، بوناچيچ، بلاژويچ، برانكو و حالا من متواضع (مى خندد). مربيان ديگرى هم داريم كه مشغول هستند. پس نمى شود از تأثيرگذارى كروات ها به راحتى چشم پوشى كرد.
هر كشورى مربيان خوب و بد دارد. در ايتاليا هم مربى خوب داريم هم مربى بد. در آلمان همين طور. حالا سؤال اينجاست كه چرا افرادى كه بعضى از اين به اصطلاح مربيان بى كيفيت كروات را مى آورند روى چه اصلى دست به انتخاب مى زنند. من بنشينم درباره مربى حرف بزنم ولى رييس باشگاه بگويد او را مى خواهم. انتخاب افرادى شرط است كه او را مى آورند.
حميداوى: در كشورى مثل اسلوونى كه كمتر از ۳ ميليون جمعيت دارد هر مربى كه بخواهد هدايت يكى از تيم هاى ليگ آنجا را برعهده بگيرد بايد حداقل ۱۵۰ بازى در كشور خودش روى يك نيمكت حرفه اى نشسته باشد.
بوناچيچ چند روز پيش در مصاحبه اى گفته بود زلاتكو سابقه مربيگرى ندارد يا فرانچيچ فقط ۳۰ يا ۴۰ بازى داشته. حالا اينها چطور به فوتبال ايران معرفى مى شوند؟
<يك بحثى هست كه مى گويند جريان خاصى آنها را وارد فوتبال ايران مى كند.
حميداوى: اين سؤال را بايد از خود باشگاه بپرسيم يا از كسانى كه آنها را مى آورند. اينكه براساس چه كيفيتى اين افراد را انتخاب مى كنند. اگر هدف شما اين باشد كه آن شخص به شما كمك كند بايد يكسرى ويژگى هايى داشته باشد.
بگوويچ: من ترجيح مى دهم در اين زمينه صحبتى نكنم.
|