ايران ورزشى - آدم باورش نمى شود، قهرمان جهان باشى و آن وقت براى خوردن يك وعده غذا، وقتى كه پولى ندارى، مجبور باشى خودت را و افتخارت را گرو بگذارى. قهرمان جوانان جهان باشى و ركورددار آسيا. در رؤياهايت به روزى فكر كنى كه با قهرمانى ات پرچم كشورت در ميدان المپيك بالا برود و آن وقت دغدغه گذران زندگى تو را به جايى برساند كه شك كنى نكند همه اين راهى كه آمده اى اشتباه بوده است.
احسان حدادى، جوان ۲۰ ساله اى كه با پرتاب ۶۵ متر و ۲۵ سانتيمترى اش از مرزهاى آسيا گذشت و طلا گرفت، دو روز پيش ميهمان ايران ورزشى بود. فكر نمى كرديم در اوج افتخار و پيروزى، اينگونه دلتنگ باشد.
بعد از مدال طلاى جوانان جهان، انتظار نمى رفت در بزرگسالان اينقدر زود نتيجه بگيرى چه اتفاقى افتاد كه توانستى ركورد آسيا را بزنى؟
<سال پيش كه مسابقه هاى جوانان تمام شد، مى خواستم ديسك دو كيلو پرتاب كنم، خيلى سخت بود. قرار بود زمستان را در بلاروس اردو بزنيم كه آقاى جلالى (رييس فدراسيون) موافقت نكرد. گفت تو بروى آنجا تمرين نمى كنى. همان موقع ويكتور گوتور، مربى ام گفت اگر ركورد تو را به بالاى ۶۰ متر نرسانم، روس نيستم. گفت من اين كار را مى كنم كه ديگر كسى نگويد مدال طلاى جهانى تو شانسى بوده. تمرين كردم در بندرعباس و بوشهر، خيلى سخت بود. در آغاز فصل ۶۰ متر پرتاب كردم. براى اولين بار بود كه در ايران به اين ركورد مى رسيدم. در ليگ ۳۸/۶۱ پرتاب كردم. اما براى جهانى بدشانسى آوردم و ركوردم هفت سانتيمتر از ورودى كمتر شد. اگر جهانى مى رفتم حتماً جزو هشت تا مى شدم اما نشد و براى آسيايى تمرين كردم. آنجا هم كه ديگر شانسى طلا نگرفتم. اگر اين طور بود فقط يك پرتاب خوب مى رفت. من ديسك اول را ۶۵ متر، دومى را ۶۴ متر پرتاب كردم كه دومى را خودم خطا كردم. يك ركوردم هم ۶۳ متر بود. با اين ركورد هم اول بودم با پرتاب ۹۰/۶۲ هم اول مى شوم. به هر حال طلا را گرفتم و ركورد آسيا را هم زدم.
اين نتيجه برنامه ريزى احسان حدادى و مربى اش است يا نه، فدراسيون دو و ميدانى طورى حركت كرده كه سال ۸۴ در مسابقه هاى آسيايى احسان حتماً بايد مدال طلا را مى گرفت؟
<فدراسيون چيزهايى را كه من مى خواستم بهم نداد. اگر اجازه مى داد همان اردوى بلاروس را مى رفتم خيلى بهتر از اين نتيجه مى گرفتم. من همان يك ماهى كه بلاروس رفتم خيلى انگيزه ام را بالا برد. ديدم كه قهرمانان بزرگ دنيا چطور تمرين مى كنند، چطور استراحت مى كنند و غذا مى خورند و... اما نگذاشتند. اين طلا نتيجه زحمات خودم بود.
چرا روى بلاروس اصرار دارى، شرايط خاصى براى تمرين دارد؟
<من نمى گويم فقط بلاروس خوب است. همه كشورها براى تمرين خوب هستند. هزينه اردو در بلاروس خيلى كم است، حتى كمتر از ايران است. يك ماه در بندرعباس تمرين كردم خرجم سه ميليون شد. در بلاروس با دو هزار دلار يك ماه در اردو بودم.
برنامه اى كه ويكتور برايت گذاشته بود همين ركورد ۶۵ متر بود؟
<برنامه من براى ركورد بالاتر بود. ۶۷-۶۶ بود ولى وقتى ركورد آسيا را زدم ديگر پرتاب نكردم. گفتم دفعه ديگر بيشتر مى زنم، ركوردى مى زنم كه يكى دو سال نتوانم جابه جايش كنم.
عباس صميمى مى گويد ويكتور مربى خيلى خوبى نيست و احسان به خاطر استعداد خودش به اينجا رسيده؟
<نه، نمى شود اين را گفت. مگر عباس صميمى استعداد ندارد؟ هركس اين حرف را مى زند، شوخى مى كند. قد و هيكل به آن خوبى دارد. با آقاى يورى كار كرد ۶۲ متر انداخت. نمى شود گفت استعداد خود احسان است. بالاخره يك مربى بالاسرت باشد صبح مى گويد پاشو برو تمرين. من اگر خودم مثل عباس تنها بودم شايد ۵۶ متر هم نمى توانستم بياندازم، واقعاً نمى توانستم. ويكتور برايم خيلى زحمت كشيده. مى گويد اگر من تو را قهرمان المپيك نكنم از ايران نمى روم. او مى گويد تو ۷۰ متر مى اندازى و خودم هم اميدوارم. واقعاً تمريناتش هم خيلى سخت است. خيلى از بچه ها آمدند پيش او تمرين، اما بعد از دو هفته فرار كردند. گفتند تو چطور طاقت مى آورى.
تمريناتش با مربى ايرانى چه فرقى دارد؟
<روس ها كلاً سخت گيرند و مى گويند فقط تمرين. اما بعضى از مربى ها روزى كه ورزشكار خسته است مى گويند نبايد تمرين كند. ويكتور اين چيزها سرش نمى شود خسته هستى يا نيستى فرق نمى كند بايد تمرين را انجام بدهى.
روزى چند ساعت تمرين مى كنى؟
<هشت ساعت. دو ساعت ديسك پرتاب مى كنم، دو ساعت تكنيك ها را ياد مى دهد، سه ساعت بدنسازى دارم و يك ساعت مى روم شنا.
خسته كننده نيست؟
<همين است، ديگر نمى شود كارى كرد.
فكر مى كنى با همين روش مى توانى به ۷۰ متر برسى يا نه، برنامه ديگرى مى خواهى؟
<من دو سال ديگر مى توانم ۷۰ متر پرتاب كنم تا جهانى ۲۰۰۷.
امسال چرا نتوانستى ورودى جهانى را بياورى؟
<از شروع فصل فقط براى ركورد ورودى جهانى تمرين مى كردم. در چند مسابقه شركت كردم و بيشتر از ۹۳/۶۲ پرتاب نكردم. بدنم زياد آماده نبود. كارهاى سرعتى نكرده بودم، ديگر فقط براى آسيايى تمرين كردم.
شركت جهانى ارزش بيشترى داشت يا طلاى آسيايى؟
<من هميشه مى گويم هر مسابقه اى مى روم بايد مدال بگيرم. دوست ندارم جايى بروم و بدون مدال برگردم. اگر زمانى مدال نگيرم، دوست دارم ورزش را كنار بگذارم.
۲۰۰۷ در قهرمانى جهان اگر در فينال هم بروى، مدال را كه نمى گيرى؟
<چرا مى گيرم.
اگر نشد، چطور؟
<اگر قول هايى كه به من دادند، عملى كنند من هم قول مى دهم كه مدال بگيرم.
چه قول هايى؟
<قول خانه و ماشين. من بايد در آكادمى تمرين كنم، دو ساعت بروم خانه، دوباره برگردم. روزى دو جلسه تمرين داشته باشم بايد چهار بار بروم و بيايم خيلى مشكل است. من يك خانه نزديك آكادمى مى خواهم. اگر ندهند من هم بى انگيزه مى شدم و فكر نكنم ديگر در ايران بمانم. مى روم براى باشگاه هاى خارجى پرتاب مى كنم.
فكر مى كنى بدهند؟
<اگر ندهند، نامردى است. يك فوتباليست كه در دسته سه بازى مى كند ۳۰-۲۰ ميليون قرارداد مى بندد. يكى كه قهرمان و ركورددار آسيا شده، نبايد يك خانه ۶۰ ميليونى داشته باشد؟
باشگاه اين پول را مى دهد؟
<فدراسيونش مبلغ قراردادها را بالا برده. يا مى روند جام جهانى يك ماشين زانتيا جايزه مى گيرند. چرا دووميدانى كارها نبايد بگيرند؟ خونشان رنگين تر از ماست. به فدراسيون هم گفته ام، اگر خانه ندهند، تمرين نمى كنم.
تو كه خيلى وقت ها تهران نيستى، در شهرستان تمرين مى كنى.
<اگر خانه بدهند، چرا شهرستان بروم. همين جا در تهران يك زمين مى گيرم و تمرين مى كنم، مثل قبل از آسيايى كه با آقاى آذرى صحبت كردم و زمين شماره ۳ آزادى را گرفتم و تمرين كردم.
اگر ندهند چه اتفاقى مى افتد؟
<چرا نبايد بدهند؟ من الان از امريكا دعوتنامه دارم. قطرى ها گفتند شركت آديداس زنگ زده كه بيا براى آلمان تمرين كن.
پيشنهادهايشان چطورى است؟
< عيد كه قطر رفتم گفتند هفت ميليون دلار مى دهيم. تبعيت ما را قبول كن، اما من هيچ وقت دوست ندارم براى كشور ديگرى مسابقه بدهم.
آلمان و امريكا چه پيشنهادى دارند؟
<امريكا هم دعوتنامه داده كه بيا اينجا درس بخوان و ورزش كن. بعد از يك مدت هم امريكايى شو، اما براى چه قبول كنم، من ايرانى ام. آديداس هم مى خواهد اسپانسرم شود. يك ماه ديگر مى روم آنجا بيشتر صحبت كنيم. همين تى شرتى كه تنم است آنها داده اند. دبى بوديم زنگ زدند كه برو شركت آديداس، لباس هايت را بگير.
اگر در ايران تمرين كنى، چطور باز هم آديداس حاضر است حمايت ات كند؟
< گفتند بايد بيايى در آلمان تمرين كنى و آنجا هم مسابقه بدهى. اگر بروم آلمان بايد تبعه آنها شوم. فكر كنم در ايران هم بتوانم براى تيم ملى پرتاب كنم. اما دقيقش را نمى دانم، بايد بروم آنجا صحبت كنيم.
در ايران باشگاه ها خيلى از دو و ميدانى حمايت نمى كنند. خود تو الان با هيچ تيمى نيستى؟
<باشگاه! من با شركت نفت قرارداد داشتم، در مرحله اول، ركورد ليگ را زدم. پول مرا ندادند، در مرحله دوم شركت نكردم. در مرحله سوم پول ندهند، شكايت مى كنم. باشگاه ها فكر مى كردند، پولى را كه به ما مى دهند دور مى ريزند يا به گدا مى دهند. قرارداد من ۸-۷ ميليون بود. سه ميليون كم مى كنند. چهار ميليون را خودشان مى خورند و يك ميليون هم مى خواهند به من بدهند. پارسال هفت ميليون قرارداد داشتم، سه ميليون دادند. گفتند يك مسابقه ندادى چهار ميليون كم كردند. در صورتى كه قهرمان جهان شدم، يك ماه جلوى در باشگاه زدند كه قهرمان جهان عضو تيم نفت است.
وقتى تو مدال مى گيرى يا بقيه بچه ها ركورد مى زنند، به نظر مى رسد كه باشگاه ها بيشتر حمايت مى كنند.
<اتفاقاً بدتر مى شود، برعكس فوتبال است. فوتبالى ها تا يك كارى مى كنند همه شركت ها اسپانسرشان مى شوند. در خيابان راه مى روند مى گويند آقا اين يك ميليون جايزه تو. اما دو و ميدانى كار رد مى شود، نگاهش نمى كنند. اسپانسر ما فقط شركت تفال است آقاى پريزاد كه واقعاً لطف دارد. گفته كه اگر بچه ها ركورد بزنند و اول شوند، زانتيا مى دهد. ان شاءالله هم الان زانتيا را مى دهد و ما هم روحيه مى گيريم.
فكر مى كنى مشكل از كجاست كه خيلى به رشته شما توجهى نمى شود؟
<تبليغ نمى شود، سر مسابقه ها فقط دو تا تماشاچى در استاديوم مى نشيند، بايد بگويند قرعه كشى مى كنيم پرايد مى دهيم، زانتيا مى دهيم تا تماشاگر هم بيايد. اين كار را بكنند مى بينند در استاديوم صد هزار نفر مى نشيند. پذيرايى كنند، در خيابان ها تبليغ كنند كه مسابقه ها اين روز و در اين سالن برگزار مى شود. بايد خرج كنند.
اما بايد قبول كنى كه يك دليلش هم اين است كه در اين رشته رقابت نيست، در پرتاب ديسك تويى و عباس صميمى، در ۸۰۰ متر هم سجاد مرادى و احسان مهاجر شجاعى. در بقيه ماده ها دو نفر رقيب نيست كه بخواهد مسابقه را جذاب كند، در اين شرايط تماشاگر هم به استاديوم نمى آيد.
<اين را قبول دارم كه رقابت نيست، من و عباس كه نبايد در پيست تنها باشيم. بايد ۱۰ تا ديسكى خوب داشته باشيم. ۱۰ تا ۱۰۰ مترى خوب. كميته ملى المپيك و سازمان تربيت بدنى بايد استعداديابى كند. نفرات زياد بشود و رقابت ها را جذاب كند. اما مشكل فقط اين نيست. پخش تلويزيونى اين مسابقه ها هم خوب نيست. فيلمبردارى اش حرفه اى نيست. من پرتاب مى كنم، فيلمبردار روبروى من است و انگار ديسك مى خورد روى سر دوربين. فوتبال باشد ۵۰۰ دوربين در زمين است.
بگذريم . از كره بگو. آسيايى ها فكر مى كردند يك ايرانى بتواند، ركورددار شود؟
<در خواب هم نمى ديدند من ۶۵ متر بياندازم قبل از مسابقه گرم مى كردم، آقاى جلالى و عيدى جانى گفتند كه به رييس كنفدراسيون آسيا گفتيم يك نفر را داريم كه هم عباس را مى گيرد هم ورزشكار شما را، اما او گفته بود ورزشكار ما اول است. پرتاب اول را انداختم يا همه مى زدند در تور يا مى خوردند زمين. الان در اينترنت نگاه كنيد جوان ترين ورزشكارى كه ركورد ۶۵ متر را زده من بودم. بهترين ورزشكار پرتابى در سن من ركوردش ۶۳ متر بوده.
در تمرينات چقدر انداخته بودى؟
<۸۳/۶۲ بهترين ركوردم بود.
چطور مى شود در مسابقه كه شرايطش سخت تر است، بهتر نتيجه بگيرى؟
<دوست دارم كسى تشويقم كند. تشويق شوم ديگر دست خودم نيست، يك روز مى بينيد ۷۰ متر انداختم. در كره خيلى شلوغ بود. ۶۰ هزار نفر نشسته بودند. پرتابگر هندى ۷۰/۶۲ متر انداخت. گفتم اين فعلاً اول است. بالا را نگاه كردم. ويكتور ۵۰ متر بالاتر نشسته و جيغ مى زند. گفتم رفتم كه كار را بسازم. ۶۵ متر انداختم و كار تمام شد.
بقيه پرتاب ها مهم نبود.
<ويكتور گفت بيا بيرون نمى خواهد بيندازى. ما خيلى وقت بود تمرين نكرده بوديم. يك كم تمرين كردم.
خود ركورددار آسيا هم در كره بود؟
<نه. ركوردش براى ۹ سال پيش بود. ديگر پرتاب نمى كند. پرتابگر هندى هم در امريكا تمرين مى كند. بعد از مسابقه در اينترنت گفته بود ديگر زده شده ام. من خيلى سنگين تمرين كرده بودم و طلا مال من بود، نمى دانم يكدفعه اين ايرانى از كجا آمد و مدال را از دستم گرفت اما گفته مدال دوحه مال خودم است. نمى دانم منظورش كدام مدال است.!
ديگر آسيا تمام شد. به بالاترين سطحش رسيدى. از اين به بعد چه كار مى كنى؟
<ويكتور مى گويد، اگر قرار است يك آسيايى در المپيك و جهان اول شود، يك ايرانى بايد باشد. اگر به من انگيزه بدهند، قول مى دهم هم جهانى، هم المپيك دست خالى برنگردم.
تا ۲۰۰۷ برنامه ات مشخص است؟
<هنوز معلوم نيست كه ورزش كنم يا نه. گفتم اگر چيزهايى را مى خواهم ندهند، ورزش را كنار مى گذارم.
تصميم ات اين قدر جدى است؟
<بله جدى است. براى چه تمرين كنم. موقعى كه من پرتاب نكنم، ديگر بقيه هم سرد مى شوند و كسى دو و ميدانى كار نمى كند و اين ورزش مى ميرد. چرا همه چيز را بايد به فوتباليست ها بدهند، به بازيكنى كه روزى فقط يك ساعت تمرين مى كند اما ما كه روزى چند ساعت جلوى آفتاب مى ايستيم نبايد چيزى بگيريم؟
در همه كشورهاى دنيا، فوتبال يك جايگاه ويژه اى دارد.
<در بيشتر كشورها با اينكه فوتبالش قوى است اما دو و ميدانى ورزش اول است بيشترين قراردادها براى دو و ميدانى كارها است. بيشتر از همه دو و ميدانى كارهايشان را مى شناسند. دو و ميدانى در ايران اين طورى است. من در كره مدال گرفتم. برگشتيم يك شب در دبى بودم. همه من را با انگشت نشان مى دادند كه اين قهرمان آسيا شد. در تهران فدراسيون مى روم، كمتر كسى من را مى شناسد. هندى هاى دبى همه مى پرسيدند كه تو بودى پرتابگر هندى را گرفتى؟ همه روزنامه هاى دبى ركوردزنى من را نوشته بودند، عكسم را هم انداخته بودند. باز مى گويم اگر چيزهايى را كه مى خواهم ندهند، تمرين نمى كنم. من الان ۲۰ سالم است. به اميد خدا سه سال ديگر طلاى جهان و المپيك را هم مى گيرم. بعدش چه كار كنم. خداى نكرده دستم آسيب ببيند چه كار كنم. من كه هيچ سرمايه اى ندارم. كار هم ندارم. تنها كارى كه مى توانم انجام بدهم، كارگرى است. ما كه اينقدر زحمت مى كشيم، پرچم ايران را بالا مى بريم بايد يك فرقى بين ما و بقيه باشد.
اگر اين مشكل حل شد، چطور، برنامه دارى كه براى قهرمانى جهان و المپيك آماده شوى؟
<همه برنامه هايم را نوشته دارم. مهر و آبان در بوشهر تمرين مى كنيم. آذر ماه مى رويم لهستان، سه ماه آنجا هستيم. عيد را در سارى تمرين داريم. بعد از سه ماه در يكى از كشورهاى عربى اردو مى زنيم تا بازيهاى آسيايى دوحه ۲۰۰۶. در دوحه به ركورد ۸-۶۷ مى رسم.
خيالت از بابت طلا راحت است؟
<همه حريفانى كه در آسيا بودند، آنجا هستند. بالاتر از آنها ديگر كسى نيست. البته اگر انگيزه بدهند. من فقط حقم را مى خواهم. به خاطر اينكه در اردوها خيلى سختى كشيده ام. خيلى بى پول مانده ام. در بندرعباس كه بودم پول سر تمرين رفتن را هم نداشتم. همه فكرم اين بود كه من قهرمان جهان هستم. چرا نبايد در جيبم پول باشد. فقط ويكتور بود كه روحيه مى داد و مى گفت من تو را قهرمان جهان مى كنم. بمان و تمرين كن. زده شده بودم.
مگر به تو حقوق نمى دهند؟
<من كه در اردو اصلاً پول نمى گرفتم. سه ماه است كه به من حقوق مى دهند. ۸۰-۲۷۰ تومان. اردو مى رفتيم خرج اردو را هيأت مى داد و فدراسيون حساب مى كرد. براى رفت و آمد از ويكتور قرض مى گرفتم. البته فدراسيون پول را مى داد اما براى من سخت بود كه در جيبم پول نداشته باشم. مى توانستند بگويند اين چند ميليون را بگير در حسابت باشد.
جايزه هاى قهرمانى جهان چه شد؟
<چيزى ندادند. قرار بود يك پژو ۲۰۶ بدهند و پنج هزار دلار پول. فقط جايزه قهرمان قهرمانان سازمان صدا و سيما بود. آن هم با ماشين پدرم چپ كردم و همه را براى آن خرج كردم.
ويكتور چطور، از حقوقش راضى است؟
<ماهيانه ۴۰۰-۱۳۰۰ دلار مى گيرد. بيشتر مى خواهد. عربستان مى گويد سه هزار دلار بهت مى دهيم، نمى رود. به خاطر من در ايران ماند، مى گويد تا اين پسر را قهرمان جهان نكنم از ايران نمى روم. قلق بدنى من را فهميده. مى خواهد من را به يك جايى برساند.
با چند متر قهرمان جهان مى شوى؟
<با ۷۰ متر. ۶۹ متر اول جهان مى شوى. در المپيك ۱۷/۷۰ اول، ۶۸ دوم، ۶۵ متر سوم شد. ركورد من سوم شد.
حالا گذشته از ماشين و خانه اى كه مى گويى، براى رسيدن به ركورد ۷۰ متر چه چيزهايى لازم دارى؟ يك مربى بهتر يا...؟
<يك دكتر مى خواهم و يك مربى ماساژور كه هميشه بالا سر تمريناتم باشند. وقتى از تمرين مى آيم به ويكتور التماس نكنم كه دستم را ماساژ بدهد. ويكتور هم مى گويد حال ندارم و فردا بايد با دست درد پرتاب كنم. دكترى باشد كه همه داروها و مكمل ها را بدهد.
در كشورهاى ديگر همه دكتر و ماساژور را دارند؟
<ورزشكار عربستان دوم جوانان آسيا شد. دوازدهم جوانان جهان شد. در كره هم ۵۶ متر انداخت. دكتر و ماساژور دارد، مربى اش يورى است و مترجم دارد. او با يك پسر ديگر كه ۵۳ متر مى اندازد، شش ماه در امريكا تمرين كردند. بعد لهستان رفتند. اين اكيپ هميشه با هم هستند.
با اين شرايط فكر مى كنى چقدر بتوانى بيندازى؟
<براى ۷۵ متر تمرين مى كنم. مى خواهم ركورد جهان را بزنم. انگيزه اش را هم دارم.
كى اين كار را مى كنى؟
<پنج سال ديگر. سال بعد دوحه است. ۲۰۰۷ جهانى دارم. ويكتور نوشته ۹۰/۶۸ سانت بايد بيندازم. اگر من امسال ۶۲ مى انداختم، برنامه ام ۹۰/۶۸ بود اما ركوردم ۶۵ متر شد و معلوم نيست ۲۰۰۷ چقدر بيندازم. خودم فكر مى كنم ركوردم بيشتر شود. البته اگر انگيزه بدهند.
ما اصلاً امكانات درستى هم نداريم. عيد كه رفته بودم قطر، استاديومشان را ديدم. يك زمين پرتاب مثل استاديوم آزادى داشتند با همه امكانات، امكاناتشان از توپ هم گذشته بود! همه ورزشكاران كنيايى را خريده بودند اما استاديوم خالى بود. گفتم ورزشكارانتان كجا هستند؟ گفتند امكانات نداريم فرستاديم آفريقاى جنوبى تمرين كنند. دو دستى زدم تو سرم كه اينها ديگر كى هستند ما چه كار مى كنيم، اينها چه كار مى كنند. ۵۰ ميليون دلار بودجه فدراسيون دو و ميدانى شان است. ساختمان فدراسيون هم ۳۰ طبقه است. خيلى جالب است يك چيز برايتان تعريف كنم. قبل از عيد گفتم آقاى جلالى، مى خواهم بروم قطر براى ليگ باشگاه ها بياندازم ببينم بدنم براى كشورهاى اسلامى چطور است. گفت باشد گفتم پول بدهيد، گفت نداريم برو، خرج كن بيا حساب مى كنيم. دو تا بليت گرفتند رفتيم قطر. هيچ جا را بلد نبوديم. نه عربى مى دانستيم نه انگليسى. ويكتور هم كه خيلى انگليسى اش خوب است! فقط بلد است بگويد Do You Speak English بعد شروع مى كند روسى حرف زدن. به زحمت فدراسيون را پيدا كرديم. شيخى بالا نشسته بود، پرسيد احسان حدادى (با لهجه عربى) گفتم بله. گفت، يك هتل در نظر گرفتيم برويد آنجا شبى ۱۰۰ دلار است. ما هم كه پول نداشتيم يك منتى سرمان گذاشت. ما را فرستاد يك سلول. ۳۰۰-۲۰۰ دلار داشتم تمام شد. به ويكتور خودم ۴۰۰ دلار داده بودم، گفت خرج نمى كنم گفتم پول من را بدهد گفت نمى دهم. پول غذا هم نداشتيم. يك رستوران ايرانى بغل دست ما بود. گفتيم ما ورزشكار ايرانى هستيم و پول نداريم چند شبى را كه آنجا بوديم غذاى ما را داد، دستشان درد نكند.
اينها را كه شوخى مى كنى؟
<نه جدى مى گويم.